| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.76K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
هیچ سوژه انسانی مرگ خودش را باور ندارد. همچون انسان‌های گوسفندوار رمان ماشین زمان اچ. جی. ولز که هر روز شاهد آن هستند که یک چندتایی از هم‌قطاران‌شان ناپدید می‌شوند اما هرگز از خودشان سؤال نمی‌کنند که آن‌ها کجا رفتند و چه بر سرشان آمد، تا روزی که نوبت خودشان می‌رسد و به مسلخ برده می‌شوند. آدم‌ها همین جوری هستند، فقط باور مرگ است که به زندگی معنا می‌بخشد. اما وجودی برای مرگ با وجودی در جستجوی مرگ کاملاً متفاوت است. نوروتیک گاه برای پایان دادن به زندگی خالی از معنای خودش، به جستجوی مرگ می‌رود و یک بزدلی را با یک بزدلی دیگر لاپوشانی می‌کند. گاه بدون هیچ گونه صحنه سازی اقدام به خودکشی می‌کند. گاه هر روز مرگ خودش را آرزو می‌کند و گاهی هم اقدام به یک خودکشی در لباس مبدل یک عمل قهرمانانه یا یک عمل ماجراجویانه می‌کند. چه کسی واقعاً می‌تواند تفکیک کند که یک هاراکیری یا یک kamikaze از طرف یک وجودی برای مرگ بوده یا از طرف یک وجودی در جستجوی مرگ.

@phobicool
#میترا_کدیور
Portrait of Minna Beckmann-Tube, 1924, Max Beckmann
The Iron Bridge (View of Frankfurt), 1922, Max Beckmann
John F. Kennedy, Elaine de Kooning
Молитва, Marianne von Werefkin
به تماشا؛ در تماشا بودن. به تماشا شدن. خود را در تماشا دیدن. ما به خودمان سرعت می دهیم. به خودمان حرکت. ما به خودمان جهش؛ ما به خودمان نرمش تا تماشا را بسازیم. ما از تماشا لذت می بریم. ما در تماشا ما می شویم. ما در تماشا عاشق هستیم. پس بیا تماشا شویم. بیا عاشق. بیا تماشا کنیم.

@phobicool
#هادی_محیط
فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی، وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟ درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم، اونم نه یکی، چند تا...

@phobicool
_آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی #روزبه_معین