آن ِ عزیزم !
این روزها هر وقت به تو فکر می کنم ،
به تصویر ِ کبوتری می رسم
که در لابه لای درختی ناشناخته نشسته است
و در زیر ِ باران ِ یک ریز ،
به دنبال ِ چیز نامعلومی به چپ ُ راست گردن می کشد !
این تصویر را شاید از حسی گرفته ام ،
که در اعماق نگاهت پنهان کرده یی !
@phobicool
_نامه هایی به آنا
#حسین_پناهی
این روزها هر وقت به تو فکر می کنم ،
به تصویر ِ کبوتری می رسم
که در لابه لای درختی ناشناخته نشسته است
و در زیر ِ باران ِ یک ریز ،
به دنبال ِ چیز نامعلومی به چپ ُ راست گردن می کشد !
این تصویر را شاید از حسی گرفته ام ،
که در اعماق نگاهت پنهان کرده یی !
@phobicool
_نامه هایی به آنا
#حسین_پناهی
Forwarded from کتابها
“Alone, i often fall down into nothingness. I have to bang my head against some hard door to call myself back to the body.”
📖 : Virginia Woolf - The Waves
📖 : Virginia Woolf - The Waves
Forwarded from کتابها
“When you are silent, you are again beautiful.”
📖 : Virginia Woolf - The Waves
📖 : Virginia Woolf - The Waves
هیچ سوژه انسانی مرگ خودش را باور ندارد. همچون انسانهای گوسفندوار رمان ماشین زمان اچ. جی. ولز که هر روز شاهد آن هستند که یک چندتایی از همقطارانشان ناپدید میشوند اما هرگز از خودشان سؤال نمیکنند که آنها کجا رفتند و چه بر سرشان آمد، تا روزی که نوبت خودشان میرسد و به مسلخ برده میشوند. آدمها همین جوری هستند، فقط باور مرگ است که به زندگی معنا میبخشد. اما وجودی برای مرگ با وجودی در جستجوی مرگ کاملاً متفاوت است. نوروتیک گاه برای پایان دادن به زندگی خالی از معنای خودش، به جستجوی مرگ میرود و یک بزدلی را با یک بزدلی دیگر لاپوشانی میکند. گاه بدون هیچ گونه صحنه سازی اقدام به خودکشی میکند. گاه هر روز مرگ خودش را آرزو میکند و گاهی هم اقدام به یک خودکشی در لباس مبدل یک عمل قهرمانانه یا یک عمل ماجراجویانه میکند. چه کسی واقعاً میتواند تفکیک کند که یک هاراکیری یا یک kamikaze از طرف یک وجودی برای مرگ بوده یا از طرف یک وجودی در جستجوی مرگ.
@phobicool
#میترا_کدیور
@phobicool
#میترا_کدیور