همه آنچه او می خواست فقط همین بود که بر چیزی محکم تر از عشق متکی باشد.
@phobicool
_مادام بوواری
#گوستا_فلوبر
@phobicool
_مادام بوواری
#گوستا_فلوبر
وقتی حادثهای ناگوار اتفاق افتاد و برگشتناپذیر هم بود جایز نیست حتی یک بار بیاندیشیم که ممکن بود به جای آن اتفاق دیگری بیفتد بخصوص نباید در این باره فکر کنیم که چگونه میتوانستیم مانع آن شویم زیرا این افکار رنج ما را به قدری افزایش میدهد که قابل تحمل نیست به طوری که موجب خودآزاری میشود.
@phobicool
#آرتور_شوپنهاور
_در باب حکمت زندگی
@phobicool
#آرتور_شوپنهاور
_در باب حکمت زندگی
بیشتر ترجیح می دادم یه کلاغ باشم.
اونا نگران دور شدن و کوچ کردن از پیش کسی یا چیزی نیستن، فقط میرن
اسباب نمی بندن، چمدون برنمی دارن
شاید به شکل یکی از اون ها برگردم.
قبلا چی و چه شکلی بودم؟
گمونم کلاغ بودم، بله...
.
@phobicool
_ننگ بشری
#فیلیپ_راث
اونا نگران دور شدن و کوچ کردن از پیش کسی یا چیزی نیستن، فقط میرن
اسباب نمی بندن، چمدون برنمی دارن
شاید به شکل یکی از اون ها برگردم.
قبلا چی و چه شکلی بودم؟
گمونم کلاغ بودم، بله...
.
@phobicool
_ننگ بشری
#فیلیپ_راث
آن ِ عزیزم !
این روزها هر وقت به تو فکر می کنم ،
به تصویر ِ کبوتری می رسم
که در لابه لای درختی ناشناخته نشسته است
و در زیر ِ باران ِ یک ریز ،
به دنبال ِ چیز نامعلومی به چپ ُ راست گردن می کشد !
این تصویر را شاید از حسی گرفته ام ،
که در اعماق نگاهت پنهان کرده یی !
@phobicool
_نامه هایی به آنا
#حسین_پناهی
این روزها هر وقت به تو فکر می کنم ،
به تصویر ِ کبوتری می رسم
که در لابه لای درختی ناشناخته نشسته است
و در زیر ِ باران ِ یک ریز ،
به دنبال ِ چیز نامعلومی به چپ ُ راست گردن می کشد !
این تصویر را شاید از حسی گرفته ام ،
که در اعماق نگاهت پنهان کرده یی !
@phobicool
_نامه هایی به آنا
#حسین_پناهی