🔻🔻تمایز انگاره و پیش فرض🔻🔻
🔹انگاره در اصطلاح نسبتی با پیش فرض دارد.
اگر پیش فرض ها را به دو قسمت "معرفتی و غیر معرفتی" تقسیم کنیم
و پیش فرض های معرفتی را اعم از مبادی تصوری و مبادی تصدیقی بدانیم، پیچیدگی این نسبت خود را نشان میدهد.
🔸پیش فرض های معرفتی به نحو منطقی و در زنجیره توجیه به مثابه مقدمات گزاره ای نزدیک یا دور و یا به صورت حدود ، اعم از حد اصغر و حد اکبر و اوسط حضور دارند.
و با تحلیل منطقی میتوان نسبت ابتنای منطقی مُدعا بر آنها را نشان داد.
🔹در حالی که انگاره ها نقاشی بیش و کم پایدار ذهنی هستند که تاثیر آن در فرایند منطقی تاثیر علّی است تا توجیه.
انگاره با چنین تاثیری بر همه ذهنیت ها (اعم از پیش فرض ها و باور های دیگر) اثر میگذارد.
🔸پیش فرض های غیرمعرفتی همبستگی دو جانبه با انگاره دارند؛ یا برآرمیده از انگاره اند و یا در شکل گیری انگاره ها تاثیر میکنند.
▪️▫️همبستگی گویای تمایز در عین ارتباط است.
#انگاره
📚کتاب قدرت انگاره نوشته دکتر قراملکی
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
🔹انگاره در اصطلاح نسبتی با پیش فرض دارد.
اگر پیش فرض ها را به دو قسمت "معرفتی و غیر معرفتی" تقسیم کنیم
و پیش فرض های معرفتی را اعم از مبادی تصوری و مبادی تصدیقی بدانیم، پیچیدگی این نسبت خود را نشان میدهد.
🔸پیش فرض های معرفتی به نحو منطقی و در زنجیره توجیه به مثابه مقدمات گزاره ای نزدیک یا دور و یا به صورت حدود ، اعم از حد اصغر و حد اکبر و اوسط حضور دارند.
و با تحلیل منطقی میتوان نسبت ابتنای منطقی مُدعا بر آنها را نشان داد.
🔹در حالی که انگاره ها نقاشی بیش و کم پایدار ذهنی هستند که تاثیر آن در فرایند منطقی تاثیر علّی است تا توجیه.
انگاره با چنین تاثیری بر همه ذهنیت ها (اعم از پیش فرض ها و باور های دیگر) اثر میگذارد.
🔸پیش فرض های غیرمعرفتی همبستگی دو جانبه با انگاره دارند؛ یا برآرمیده از انگاره اند و یا در شکل گیری انگاره ها تاثیر میکنند.
▪️▫️همبستگی گویای تمایز در عین ارتباط است.
#انگاره
📚کتاب قدرت انگاره نوشته دکتر قراملکی
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 من کی هستم؟
در طول تاریخ بشر، سه کلمهی بالا، شاعران رو به صفحهی خالی، فیلسوفان را به آگورا و حقیقتجویان رو به معابد فرستاده....
#انیمیشن
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
در طول تاریخ بشر، سه کلمهی بالا، شاعران رو به صفحهی خالی، فیلسوفان را به آگورا و حقیقتجویان رو به معابد فرستاده....
#انیمیشن
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
Forwarded from پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
🎓 اولین مدرسه تابستانه
هنر و علوم انسانی #درنگ
🔻با حضور اساتید برجسته فلسفه، علوم انسانی و اجتماعی و هنر
🔹 محمد رجبی
🔹 سیدحسن شهرستانی
🔹 مسعود فراستی
🔹 سید محمد بهشتی
🔹 علیرضا میرعلینقی
🔹 شمس الملوک مصطفوی
🔹 وحید یامین پور
🔹 نادیا مفتونی
🔹 احمد رجبی
🔹 سید حسین شهرستانی
🔹 سید مهدی ناظمی
🔹 محمد خندان
🔹 مجید سلیمانی
🔹 فاطمه دلاوری
✏ در موضوعات:
- تطور فلسفی معنای هنر
- حکیمان مسلمان و مسأله هنر
- شعر، زبان اندیشه ایرانی
- تاریخ فرهنگی موسیقی در ایران
- هنر، رسانه و فرهنگ سلبریتی
- انسان ایرانی در آیینه معماری
- نقد، پل میان سینما و علوم انسانی
- مقام هنر در تمدن اسلامی و ایرانی
- هرمنوتیک، پدیدارشناسی و هنر
- رمان و زیستجهان مدرن ...
🔸۵ تا ۸ شهریور ماه
تهران، خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزه هنری. پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
☎ ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:
۰۹۹۱۴۵۴۰۲۴۲
@Bashgah_RCICA
🔶همراه با اعطاء گواهی شرکت در دوره
به هرکار بهتر درنگ از شتاب
بمان تا برآید بلندآفتاب
🌏 @RCICA
🌐 www.RCICA.ir
هنر و علوم انسانی #درنگ
🔻با حضور اساتید برجسته فلسفه، علوم انسانی و اجتماعی و هنر
🔹 محمد رجبی
🔹 سیدحسن شهرستانی
🔹 مسعود فراستی
🔹 سید محمد بهشتی
🔹 علیرضا میرعلینقی
🔹 شمس الملوک مصطفوی
🔹 وحید یامین پور
🔹 نادیا مفتونی
🔹 احمد رجبی
🔹 سید حسین شهرستانی
🔹 سید مهدی ناظمی
🔹 محمد خندان
🔹 مجید سلیمانی
🔹 فاطمه دلاوری
✏ در موضوعات:
- تطور فلسفی معنای هنر
- حکیمان مسلمان و مسأله هنر
- شعر، زبان اندیشه ایرانی
- تاریخ فرهنگی موسیقی در ایران
- هنر، رسانه و فرهنگ سلبریتی
- انسان ایرانی در آیینه معماری
- نقد، پل میان سینما و علوم انسانی
- مقام هنر در تمدن اسلامی و ایرانی
- هرمنوتیک، پدیدارشناسی و هنر
- رمان و زیستجهان مدرن ...
🔸۵ تا ۸ شهریور ماه
تهران، خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزه هنری. پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
☎ ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:
۰۹۹۱۴۵۴۰۲۴۲
@Bashgah_RCICA
🔶همراه با اعطاء گواهی شرکت در دوره
به هرکار بهتر درنگ از شتاب
بمان تا برآید بلندآفتاب
🌏 @RCICA
🌐 www.RCICA.ir
انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران
صورت منطقی "ردیهی کانت بر ایدئالیسم محض" بخش ا @anjoman_elmi_falsafeh_elh
⁉️ کانت به چه کسی پاسخ میگوید؟
دکارت خودش شکاک نبود اما شک معرفتشناختی که طرح کرد ذهن همهی فیلسوفان را تا قرن ها به خود مشغول کرد.
به بیان ساده، حرف او این بود که میتوانم تصور کنم همهی تصورها و اندیشهها و ادراکها و غیرهی من برساختهی ذهن خودم باشد.
حتی میتوانم تصور کنم که همهی اینها را خدای فریب کاری با همهتوان در من القا کرده است یا من همواره دارم خواب میبینم.
▫️ پس چگونه ادعا کنم جهانی غیر از جهان من و بیرون از من وجود دارد که محتویات ذهن با آنها نسبتی دارد؟
به نظرم کانت میخواهد نشان دهد تصور دکارت باطل بود ؛ من هرگز نمیتوانم تصور کنم همهی داستان ذهن من برساختهی خودم یا القای موجودی خارقالعاده در من باشد.
لُبّ کلام کانت این است: من میتوانم خودم را به عنوان موجودی ثابت در زمان تصور کنم که دارای جریان تجربهی منظمی است، همین نشان میدهد که باید بیرون از من چیزی باشد که این جریان منظم به نحوی مشتق از او باشد.
کانت میگوید: تصورها (بازنمودها)، ادراکها، و غیره به خودی خود هیچ رابطهای با هم ندارند، اما در عین حال وقتی در درون خودم سفر میکنم رابطهی مانند رابطهی توالی بین تجربههایم کشف میکنم که حاصل قدرت ذهن خودم نمیتواند باشد.
برای مثال، این مراحل را در نظر بگیرید:
لیوانِ آبی را نگاه میکنم،
به سوی آن دست میبرم،
آن را برمیدارم،
آن را نزدیک دهانم میبرم،
محتوای لیوان را لاجرعه سرمیکشم.
این مراحل هرکدام متناظر با ادراکی در ذهن من است:
تصور نگاهکردن به لیوانی پرآب،
تصور دستبردن به سمت آن،
تصور برداشتن آن،
تصور بردن آن نزدیک دهان،
تصور لاجرعه سرکشیدن آن.
من در تجربه خودم این مراحل را با همین نظم و ترتیب احساس میکنم، اما این نظم و ترتیب را ذهن من نمیتواند به این مراحل داده باشد. اگر به ذهن من بود کاملاً ممکن بود ابتدا لاجرعه سرکشیدن آب را تصور کنم، سپس دستبردن به سمت آن، سپس....
✴️ پس باید چیزی در آن بیرون باشد، که البته از کیفیات آن خبری ندارم، که این نظم و ترتیب زمانی را به تجربه من بدهد.
☆☆☆☆
ایدئالیسم استعلایی* ، در تمایزش با ایدئالیسم محض، متضمن این است که من از خودم و ذهنم فراتر بروم اما همچنان بر آن متکی بمانم. در ایدئالیسم محض هرآنچه هست همین ذهن من (و دیگران) است. اما ایدئالیسم استعلایی اندرکنشی است بین ساختارهای مفهومی ذهن و جهان بیرون برای تشکیل دادن یک تجربه در شخص.
مهمترین ابزار یک ایدئالیست استعلایی نیز استدلال استعلایی است.اگر بخواهیم ساده بگوییم، روند یک استدلال استعلایی چنین است:
تجربهای را در خود ببینید. ببینید آیا صرف وجود ذهن میتواند توضیح کاملی برای آن تجربه بدهد یا نه. اگر آری که هیچ، اما اگر پاسخ شما منفی است، پس باید چیزی «بیرون از من» توضیح مرا کامل کند. و این یعنی رد ایدئالیسم محض.
* transcendental idealism
#فقط_استدلال
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
دکارت خودش شکاک نبود اما شک معرفتشناختی که طرح کرد ذهن همهی فیلسوفان را تا قرن ها به خود مشغول کرد.
به بیان ساده، حرف او این بود که میتوانم تصور کنم همهی تصورها و اندیشهها و ادراکها و غیرهی من برساختهی ذهن خودم باشد.
حتی میتوانم تصور کنم که همهی اینها را خدای فریب کاری با همهتوان در من القا کرده است یا من همواره دارم خواب میبینم.
▫️ پس چگونه ادعا کنم جهانی غیر از جهان من و بیرون از من وجود دارد که محتویات ذهن با آنها نسبتی دارد؟
به نظرم کانت میخواهد نشان دهد تصور دکارت باطل بود ؛ من هرگز نمیتوانم تصور کنم همهی داستان ذهن من برساختهی خودم یا القای موجودی خارقالعاده در من باشد.
لُبّ کلام کانت این است: من میتوانم خودم را به عنوان موجودی ثابت در زمان تصور کنم که دارای جریان تجربهی منظمی است، همین نشان میدهد که باید بیرون از من چیزی باشد که این جریان منظم به نحوی مشتق از او باشد.
کانت میگوید: تصورها (بازنمودها)، ادراکها، و غیره به خودی خود هیچ رابطهای با هم ندارند، اما در عین حال وقتی در درون خودم سفر میکنم رابطهی مانند رابطهی توالی بین تجربههایم کشف میکنم که حاصل قدرت ذهن خودم نمیتواند باشد.
برای مثال، این مراحل را در نظر بگیرید:
لیوانِ آبی را نگاه میکنم،
به سوی آن دست میبرم،
آن را برمیدارم،
آن را نزدیک دهانم میبرم،
محتوای لیوان را لاجرعه سرمیکشم.
این مراحل هرکدام متناظر با ادراکی در ذهن من است:
تصور نگاهکردن به لیوانی پرآب،
تصور دستبردن به سمت آن،
تصور برداشتن آن،
تصور بردن آن نزدیک دهان،
تصور لاجرعه سرکشیدن آن.
من در تجربه خودم این مراحل را با همین نظم و ترتیب احساس میکنم، اما این نظم و ترتیب را ذهن من نمیتواند به این مراحل داده باشد. اگر به ذهن من بود کاملاً ممکن بود ابتدا لاجرعه سرکشیدن آب را تصور کنم، سپس دستبردن به سمت آن، سپس....
✴️ پس باید چیزی در آن بیرون باشد، که البته از کیفیات آن خبری ندارم، که این نظم و ترتیب زمانی را به تجربه من بدهد.
☆☆☆☆
ایدئالیسم استعلایی* ، در تمایزش با ایدئالیسم محض، متضمن این است که من از خودم و ذهنم فراتر بروم اما همچنان بر آن متکی بمانم. در ایدئالیسم محض هرآنچه هست همین ذهن من (و دیگران) است. اما ایدئالیسم استعلایی اندرکنشی است بین ساختارهای مفهومی ذهن و جهان بیرون برای تشکیل دادن یک تجربه در شخص.
مهمترین ابزار یک ایدئالیست استعلایی نیز استدلال استعلایی است.اگر بخواهیم ساده بگوییم، روند یک استدلال استعلایی چنین است:
تجربهای را در خود ببینید. ببینید آیا صرف وجود ذهن میتواند توضیح کاملی برای آن تجربه بدهد یا نه. اگر آری که هیچ، اما اگر پاسخ شما منفی است، پس باید چیزی «بیرون از من» توضیح مرا کامل کند. و این یعنی رد ایدئالیسم محض.
* transcendental idealism
#فقط_استدلال
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
از علاقمندان شرکت در دوره درخواست می گردد رزومه خود را به آدرس Lacan@irip.ir ارسال فرمایند.
اطلاعات تکمیلی از طریق سایت موسسه اطلاع رسانی خواهد شد. http://www.irip.ir/Home/Single/66378
اطلاعات تکمیلی از طریق سایت موسسه اطلاع رسانی خواهد شد. http://www.irip.ir/Home/Single/66378
انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران
مشخصات یکی از کتاب های معرفی شده در #جلسه_معرفی_کتاب : نام کتاب: ما و تاریخ فلسفه اسلامی نویسنده: دکتر رضا داوری اردکانی انتشارات: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی #معرفی_کتاب @anjoman_elmi_falsafeh_elh
"فلسفه را نمیتوان از عالم خود جدا کرد و آن را به هر جا برد و زنده و شاداب نگاه داشت."
یکی از پیشآمد های بسیار مهم که کمتر به آن توجه شده است، وضع آوارگی فلسفه یونانی از ابتدای تاریخ آن است!
فلسفه یونانی از همان زمان که به وجود آمد، جهان یونانی بر باد رفت!
من نمیدانم آنچه سقراط و افلاطون و ارسطو در فلسفه آوردند، چه تعلقی به جهان یونانی و عصر هلنیک داشته است، اما میتوان حدس زد مدینه آتن اگر سقراط را محاکمه و اعدام کرد نه این بود که صرفا شخص سقراط و روحیات و خُلقیات و رفتار او را بر نتافته باشد؛ بلکه تفکر و فلسفه سقراط را خطرناک یافته است.
به هر حال فلسفه یونانی وقتی پدید آمد، هیچ سرزمینی نداشت که در آن به سر برد و هوایی نبود که در آن تنفس کند. این فلسفه مدتی سرگردان بود تا آغاز قرون وسطی که در مسیحیت و اندکی بعد در جهان اسلام جایی برای اقامت پیدا کرد.
....
📚ما و #تاریخ_فلسفه اسلامی، رضا داوری اردکانی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
#قسمتی_از_متن
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
یکی از پیشآمد های بسیار مهم که کمتر به آن توجه شده است، وضع آوارگی فلسفه یونانی از ابتدای تاریخ آن است!
فلسفه یونانی از همان زمان که به وجود آمد، جهان یونانی بر باد رفت!
من نمیدانم آنچه سقراط و افلاطون و ارسطو در فلسفه آوردند، چه تعلقی به جهان یونانی و عصر هلنیک داشته است، اما میتوان حدس زد مدینه آتن اگر سقراط را محاکمه و اعدام کرد نه این بود که صرفا شخص سقراط و روحیات و خُلقیات و رفتار او را بر نتافته باشد؛ بلکه تفکر و فلسفه سقراط را خطرناک یافته است.
به هر حال فلسفه یونانی وقتی پدید آمد، هیچ سرزمینی نداشت که در آن به سر برد و هوایی نبود که در آن تنفس کند. این فلسفه مدتی سرگردان بود تا آغاز قرون وسطی که در مسیحیت و اندکی بعد در جهان اسلام جایی برای اقامت پیدا کرد.
....
📚ما و #تاریخ_فلسفه اسلامی، رضا داوری اردکانی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
#قسمتی_از_متن
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
◾هدف قیام امام حسین(ع) چه بود؟
سوال مهمی که هر سال در این ایام تکرار میشود و جواب های مختلفی هم به آن میدهند؛ البته نه اینکه این جواب ها کاملا اشتباه باشند، نه این طور نیست ولی جواب های کامل و درستی نیز نیستند.
غالب جواب ها این است که هدف حضرت تشکیل حکومت بود و مفصلا از آن دفاع میکنند. برخی دیگر هدف ایشان را با تعبیرهای زیبا و شاعرانه، شهادت میدانند.
🔻هر دو این ها یک #مغالطه است:
"مغالطه خلط هدف و نتیجه"
یعنی هدف چیز دیگری بود، منتها رسیدن به آن هدف یکی از این دو نتیجه را داشت؛ حکومت یا شهادت.
و اما هدف چیست؟
هدف بازگرداندن جامعه به خط صحیح بود [و هنوز هم هست] که یکی از مصادیق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است.
حال انجام این هدف بزرگ در نتیجه یا به حکومت و یا به شهادت ختم میگردید. که حضرت برای هر دوی این نتایج آماده بودند.
✍فاطمه شیر محمدی
📚برگرفته از کتاب انسان ۲۵۰ ساله
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
سوال مهمی که هر سال در این ایام تکرار میشود و جواب های مختلفی هم به آن میدهند؛ البته نه اینکه این جواب ها کاملا اشتباه باشند، نه این طور نیست ولی جواب های کامل و درستی نیز نیستند.
غالب جواب ها این است که هدف حضرت تشکیل حکومت بود و مفصلا از آن دفاع میکنند. برخی دیگر هدف ایشان را با تعبیرهای زیبا و شاعرانه، شهادت میدانند.
🔻هر دو این ها یک #مغالطه است:
"مغالطه خلط هدف و نتیجه"
یعنی هدف چیز دیگری بود، منتها رسیدن به آن هدف یکی از این دو نتیجه را داشت؛ حکومت یا شهادت.
و اما هدف چیست؟
هدف بازگرداندن جامعه به خط صحیح بود [و هنوز هم هست] که یکی از مصادیق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است.
حال انجام این هدف بزرگ در نتیجه یا به حکومت و یا به شهادت ختم میگردید. که حضرت برای هر دوی این نتایج آماده بودند.
✍فاطمه شیر محمدی
📚برگرفته از کتاب انسان ۲۵۰ ساله
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
Forwarded from انجمن علمی فلسفه علم شریف (Beh zad)
#معرفی_مقاله
🔸 طبق تعریف سنتی که نشئت گرفته از تلقی ارسطو از دوستی است، دوستی یک فضیلت اخلاقی است. اما آیا واقعا دوستی یک فضیلت است؟ آیا ما هنگام انتخاب دوست صرفا جذب فضیلتهای او میشویم؟ آیا در فرآیند دوستی صرفا فضایل اخلاقی به اشتراک گذاشته میشوند؟ زندگی عملی نشان میدهد که چنین نیست. روابط دوستانهای را مشاهده میکنیم که در آن دوستان نسبت به هم وفادارند و به هم کمک میکنند اما در عین حال ممکن است دست به جنایت یا بیاخلاقی نسبت به افراد خارج از این گروه دوستی بزنند. مثلا دو دوست وفادار به هم، که باهم دست به دزدی و زورگیری میزنند.
🔹 نیهاماس تصور میکند تلقی سنتی از دوستی را نمیتوان جدی گرفت. از نظر وی دوستی یک مقوله مهم و مفید است، اما در چارچوب اخلاق نمیگنجد. اخلاق بر برابری انسانها تأکید دارد و بحثهای اخلاقی حول امور مشترک بین انسانها صورت میگیرد. اما دوستی چنین نیست. وقتی عدهای را وارد گروه دوستی خود کردهاید یعنی این افراد را از سایرین جدا کردهاید. چرا؟ چون این افراد ویژگیهایی متفاوت از سایرین داشتهاند. دوستی برخلاف اخلاق بر پایه تفاوتها استوار است نه اشتراکات. دوستی میتواند با جرم و جنایت یا فضیلت همراه باشد. میتواند برای ما مفید یا مضر واقع شود. میتواند خطرناک باشد. اما چیزی که مسلم است ما برای گسترش ابعاد وجودی خود، به دوستی نیاز داریم. دوستی به ما امکان تجربههای مختلف و بودن(being) به شیوههای مختلف را میدهد.
پرسش مهم دیگر این است که دوستان ما چه ویژگیهایی دارند؟ ما دوستانمان را دوست داریم اما دقیقا چه چیزی را در آنها دوست داریم؟ احتمالا خواهیم گفت فلان ویژگی یا فلان طرز رفتار را، اما ممکن است کسان دیگری این ویژگیها یا رفتارها را داشته باشند، آیا ما با آنها نیز دوست هستیم یا آنها را دوست داریم؟ پاسخ دیگر ممکن است این باشد که ما آنها را به خاطر خودشان دوست داریم. اما این خود یا شخصیت چیست که ما بخاطر آن کسی را دوست داریم؟
🔸 هنگام بهم خوردن یک رابطه دقیقا چه اتفاقی میافتد؟ آیا دوست ما ویژگیهای سابق را که زمانی دوست میداشتیم از دست دادهاست؟ نیهاماس سعی میکند در این مقاله علاوه بر نشان دادن اینکه دوستی امری اخلاقی نیست با آوردن مثالهایی از روابط دوستانه به این پرسشها نیز پاسخ دهد.
🔹 پرسش دیگری که ممکن است در این رابطه به ذهن خطور کند این است که چرا ترک کردن یک دوست میتواند دردناک و عذاب آور شود؟ یقینا از دست دادن صرفِ یک همپای تنیس یا یک همراه برای تماشای فیلم یا تئاتر نباید تا این اندازه دردناک باشد. نیهاماس اشاره میکند که دوستان بخشی از شخصیت ما را میسازند و با از دست دادن آنها آن بخشی از وجودمان که در ارتباط با آنها شکل گرفته بود نیز از دست میرود و دلیل آزردگی ما نیز دقیقا همین است. وقتی دوستی را ترک میکنیم فقط او را ترک نمیکنیم بلکه آن بخش از وجودمان که با او ساخته بودیم را نیز ترک میکنیم.
🔸 نیهاماس تلاش کرده یک نگاه فلسفی و همه جانبه به بحث دوستی و رابطه داشته باشد، در عین حال مسائلی را مطرح کرده و به چالش کشیدهاست که همواره در زندگی روزمره خود با آنها سروکار داریم، از این رو خواندن این مقاله میتواند به ما در تحلیل هرچه بهتر ارتباطمان با دوستان کمک کننده باشد.
🔰 مقاله The Good of Friendship، از الکساندر نیهاماس
———————
🆔: @philsharif
🔸 طبق تعریف سنتی که نشئت گرفته از تلقی ارسطو از دوستی است، دوستی یک فضیلت اخلاقی است. اما آیا واقعا دوستی یک فضیلت است؟ آیا ما هنگام انتخاب دوست صرفا جذب فضیلتهای او میشویم؟ آیا در فرآیند دوستی صرفا فضایل اخلاقی به اشتراک گذاشته میشوند؟ زندگی عملی نشان میدهد که چنین نیست. روابط دوستانهای را مشاهده میکنیم که در آن دوستان نسبت به هم وفادارند و به هم کمک میکنند اما در عین حال ممکن است دست به جنایت یا بیاخلاقی نسبت به افراد خارج از این گروه دوستی بزنند. مثلا دو دوست وفادار به هم، که باهم دست به دزدی و زورگیری میزنند.
🔹 نیهاماس تصور میکند تلقی سنتی از دوستی را نمیتوان جدی گرفت. از نظر وی دوستی یک مقوله مهم و مفید است، اما در چارچوب اخلاق نمیگنجد. اخلاق بر برابری انسانها تأکید دارد و بحثهای اخلاقی حول امور مشترک بین انسانها صورت میگیرد. اما دوستی چنین نیست. وقتی عدهای را وارد گروه دوستی خود کردهاید یعنی این افراد را از سایرین جدا کردهاید. چرا؟ چون این افراد ویژگیهایی متفاوت از سایرین داشتهاند. دوستی برخلاف اخلاق بر پایه تفاوتها استوار است نه اشتراکات. دوستی میتواند با جرم و جنایت یا فضیلت همراه باشد. میتواند برای ما مفید یا مضر واقع شود. میتواند خطرناک باشد. اما چیزی که مسلم است ما برای گسترش ابعاد وجودی خود، به دوستی نیاز داریم. دوستی به ما امکان تجربههای مختلف و بودن(being) به شیوههای مختلف را میدهد.
پرسش مهم دیگر این است که دوستان ما چه ویژگیهایی دارند؟ ما دوستانمان را دوست داریم اما دقیقا چه چیزی را در آنها دوست داریم؟ احتمالا خواهیم گفت فلان ویژگی یا فلان طرز رفتار را، اما ممکن است کسان دیگری این ویژگیها یا رفتارها را داشته باشند، آیا ما با آنها نیز دوست هستیم یا آنها را دوست داریم؟ پاسخ دیگر ممکن است این باشد که ما آنها را به خاطر خودشان دوست داریم. اما این خود یا شخصیت چیست که ما بخاطر آن کسی را دوست داریم؟
🔸 هنگام بهم خوردن یک رابطه دقیقا چه اتفاقی میافتد؟ آیا دوست ما ویژگیهای سابق را که زمانی دوست میداشتیم از دست دادهاست؟ نیهاماس سعی میکند در این مقاله علاوه بر نشان دادن اینکه دوستی امری اخلاقی نیست با آوردن مثالهایی از روابط دوستانه به این پرسشها نیز پاسخ دهد.
🔹 پرسش دیگری که ممکن است در این رابطه به ذهن خطور کند این است که چرا ترک کردن یک دوست میتواند دردناک و عذاب آور شود؟ یقینا از دست دادن صرفِ یک همپای تنیس یا یک همراه برای تماشای فیلم یا تئاتر نباید تا این اندازه دردناک باشد. نیهاماس اشاره میکند که دوستان بخشی از شخصیت ما را میسازند و با از دست دادن آنها آن بخشی از وجودمان که در ارتباط با آنها شکل گرفته بود نیز از دست میرود و دلیل آزردگی ما نیز دقیقا همین است. وقتی دوستی را ترک میکنیم فقط او را ترک نمیکنیم بلکه آن بخش از وجودمان که با او ساخته بودیم را نیز ترک میکنیم.
🔸 نیهاماس تلاش کرده یک نگاه فلسفی و همه جانبه به بحث دوستی و رابطه داشته باشد، در عین حال مسائلی را مطرح کرده و به چالش کشیدهاست که همواره در زندگی روزمره خود با آنها سروکار داریم، از این رو خواندن این مقاله میتواند به ما در تحلیل هرچه بهتر ارتباطمان با دوستان کمک کننده باشد.
🔰 مقاله The Good of Friendship، از الکساندر نیهاماس
———————
🆔: @philsharif
Wiley Online Library
XII—The Good of Friendship
Problems with representing friendship in painting and the novel and its more successful displays in drama reflect the fact that friends seldom act as inspiringly as traditional images of the relation...
نگاه فقهی به عاشورا در گذر تاریخ فقه
🔻طرح کلامی بحث قیام حسین (ع)🔺
🔸نخستین بار که از قیام امام حسین (ع) به عنوان یک مسأله ذاتا کلامی یاد شده و بعد فقهی هم یافته است، در طرح بحث علم امام + آیه تهلکه + عصمت بوده است. خواستگاه این بحث در علم کلام در ارتباط با این آیه این بوده است که اگر امام می دانسته است که شهید می شود، این علم و آگاهی پیشین، چگونه با آیه عدم جواز انداختن خود به هلاکت سازگار است و اگر این کار انجام شده، تکلیف عصمت امام چه میشود.
در اینجا دست چند پاسخ مطرح بوده است:
🔴 الف: پاسخ سید مرتضی دایر بر این که مسیر رو به پیروزی بود اما بر اثر اتفاقاتی به عکس آن تبدیل شد. وی در تنزیه الانبیاء و الائمه [ص 175] به خوبی اشکال را مطرح کرده و سپس در جواب نوشته است: ...و سیدنا أبو عبد الله ع لم یسر طالبا للکوفة إلا بعد توثق من القوم و عهود و عقود و بعد أن کاتبوه.... ] در اینجا شرح ماوقع را داده که امام همه احتیاطات لازم را کرد. آنگاه پس از نقل واقعی که ناخواسته منجر به سختتر شدن شرایط و فراهم شدن زمینه شهادت امام حسین شد گوید: «و إنما أردنا بذکر هذه الجملة أن أسباب الظفر بالأعداء کانت لائحة متوجهة و أن الاتفاق عکس الأمر و قلبه حتى تم فیه ما تم». با این شراط چطور گفته می شود که او خود را به تهلکه انداخت؟ [تنزیه: 176 ـ 177] اشکال این حرف این است که به هر حال خبر از شهادت داشته است یا نه؟ آنان که این جواب را دادهاند گویی بر این باور بودند که ضمن آن که حضرت از اصل خبر شهادت با خبر بوده، اما این که در این سفر بوده را خبر نداشته است.
🔴 ب: دیگری این که امام می دانسته شهید میشود (مطابق قول اکثر امامیه) اما بین ذلت و عزت، عزت را انتخاب کرده است.
⚫️ جالب بدانیم که برخی از سنیان در رد بر شیعه، همین مطلب را بهانه کرده و طعن در عصمت امام حسین بن علی کرده اند که ایشان بر خلاف آیه تهلکه و در حالی که میدانست [به ظن قوی بر حسب قول سیف الدین آمدی (م 623)] اقدام به قیام کار کرد و این به قول این متکلم اشعری، عصمت او را زیر سوال می برد (أبکار الافکار فی اصول الدین: [قاهره، دارالکتب، 1423] 5/203) این نشان میدهد که این مسأله در منازعات فرقهای بر سر عصمت سابقه داشته است.
⚪️ در اینجا بیفزایم که شیخ طوسی [الخلاف: 1/636] در جایی به نماز خوف امام حسین (ع) در ظهور عاشورا استناد کرده است.
#حسین_آرمان_است
@Jp_law_ut1
👆👆👆👆
انجمن علمی فقه و حقوق اسلامی دانشگاه تهران
#کلام
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
🔻طرح کلامی بحث قیام حسین (ع)🔺
🔸نخستین بار که از قیام امام حسین (ع) به عنوان یک مسأله ذاتا کلامی یاد شده و بعد فقهی هم یافته است، در طرح بحث علم امام + آیه تهلکه + عصمت بوده است. خواستگاه این بحث در علم کلام در ارتباط با این آیه این بوده است که اگر امام می دانسته است که شهید می شود، این علم و آگاهی پیشین، چگونه با آیه عدم جواز انداختن خود به هلاکت سازگار است و اگر این کار انجام شده، تکلیف عصمت امام چه میشود.
در اینجا دست چند پاسخ مطرح بوده است:
🔴 الف: پاسخ سید مرتضی دایر بر این که مسیر رو به پیروزی بود اما بر اثر اتفاقاتی به عکس آن تبدیل شد. وی در تنزیه الانبیاء و الائمه [ص 175] به خوبی اشکال را مطرح کرده و سپس در جواب نوشته است: ...و سیدنا أبو عبد الله ع لم یسر طالبا للکوفة إلا بعد توثق من القوم و عهود و عقود و بعد أن کاتبوه.... ] در اینجا شرح ماوقع را داده که امام همه احتیاطات لازم را کرد. آنگاه پس از نقل واقعی که ناخواسته منجر به سختتر شدن شرایط و فراهم شدن زمینه شهادت امام حسین شد گوید: «و إنما أردنا بذکر هذه الجملة أن أسباب الظفر بالأعداء کانت لائحة متوجهة و أن الاتفاق عکس الأمر و قلبه حتى تم فیه ما تم». با این شراط چطور گفته می شود که او خود را به تهلکه انداخت؟ [تنزیه: 176 ـ 177] اشکال این حرف این است که به هر حال خبر از شهادت داشته است یا نه؟ آنان که این جواب را دادهاند گویی بر این باور بودند که ضمن آن که حضرت از اصل خبر شهادت با خبر بوده، اما این که در این سفر بوده را خبر نداشته است.
🔴 ب: دیگری این که امام می دانسته شهید میشود (مطابق قول اکثر امامیه) اما بین ذلت و عزت، عزت را انتخاب کرده است.
⚫️ جالب بدانیم که برخی از سنیان در رد بر شیعه، همین مطلب را بهانه کرده و طعن در عصمت امام حسین بن علی کرده اند که ایشان بر خلاف آیه تهلکه و در حالی که میدانست [به ظن قوی بر حسب قول سیف الدین آمدی (م 623)] اقدام به قیام کار کرد و این به قول این متکلم اشعری، عصمت او را زیر سوال می برد (أبکار الافکار فی اصول الدین: [قاهره، دارالکتب، 1423] 5/203) این نشان میدهد که این مسأله در منازعات فرقهای بر سر عصمت سابقه داشته است.
⚪️ در اینجا بیفزایم که شیخ طوسی [الخلاف: 1/636] در جایی به نماز خوف امام حسین (ع) در ظهور عاشورا استناد کرده است.
#حسین_آرمان_است
@Jp_law_ut1
👆👆👆👆
انجمن علمی فقه و حقوق اسلامی دانشگاه تهران
#کلام
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
Forwarded from گروه ترویج علم پراکند
✳️ چهارمین دوره مسابقه سخنرانیهای ترویجی UT-TED
⭕️ مهلت ارسال مرحله اول: ۱۵ مهر ۹۸
⭕️ دقت به نکات درج شده در شیوهنامه الزامی است.
👈 جهت مطالعه شیوهنامه:
https://t.me/UT_TED/347
👈 شرکت برای عموم آزاد است
@UT_TED
⭕️ مهلت ارسال مرحله اول: ۱۵ مهر ۹۸
⭕️ دقت به نکات درج شده در شیوهنامه الزامی است.
👈 جهت مطالعه شیوهنامه:
https://t.me/UT_TED/347
👈 شرکت برای عموم آزاد است
@UT_TED
Forwarded from گروه ترویج علم پراکند
شیوه_نامه_دوره_چهارم_UT_TED.pdf
679.1 KB