🔻نقد منطقی_کلامی🔻
۱. مغالطه تحریف
🔸مغالطه تحریف از این قرار است که واژگان یک متن را تغییر داده و واژگانی مشابه که در نگاه اول متناسب با متن است اما بارمعنایی عبارت را عوض میکند ، قراردهیم!
مثلا بجای سجده کردن کلمه عبادت بگذاریم....حال آنکه در هیچ یک از متون و اصل داستان نیامده که شیطان موظف به "پرستش" شده باشد. زیرا پرستش خاص خداوند است و اینکه خدا کسی را امر کند به پرستش غیرخود تناقض است! زیرا در تمام ادیان ابراهیمی اصیل توحید اصل اول است و امر به پرستیدن غیر ، آن هم در ابتدای آفرینش نقیض توحید بوده و دستور به امر متناقض و مکلف کردن انسان به آن قبیح است و چون خدا فعل قبیح انجام نمیدهد این امر مُحال است.
🔹از دیگر انواع مغالطات تحریف نیاوردن کل ماجرا و تقطیع یک بحث و تفسیر آن قسمت جزئی مطابق نیت خود است بدون در نظر گرفتن مقصود کل.
مثلا در داستان مذکور اخراج شیطان از بهشت و تنزل مقام او هیچ گاه بحث از لیاقت انسان به میان نیست زیرا اساسا منشا مغضوب شدن ابلیس عدم اطاعت از فرمان خدا و عصیان اوست.
همچنین دلیل این نافرمانی بی ارزشی ،انسان نیست بلکه تکبر ابلیس است که مانع اطاعت او میشود....او جنس خود را از آتش میداند و این ، ملاک غرور و برتری اوست! و هم اینکه او سال هاست عبادت کرده و تقرب یافته است و سجده به آدم را در شان خود نمیداند!
درحالی که آیات زیادی در قرآن کریم آمده که تکبر از گناهان کبیره به شمار می آید و این واضح است.
۲.مغالطات عرضی
شرایط بیرونی ناظر بر احوالات و اتفاقات و موقعیت هایی است که مغالطه در آن رخ میدهد و ظاهرا ربطی به بحث و متن و اصل استدلال یا سخن ندارد اما بسیار حائز اهمیت است زیرا انسان صرفا بُعد عقلانی ندارد و از قضا در اکثریت افراد بُعد دیگر یعنی عواطف و احساسات بسیار غالب است.
☑️ پس جملات این چنینی که از ایجاز برخوردار است و این کوتاهی سرعت تثبیت در حافظه یا ناخودآگاه را بیشتر میکند باید مهم باشد. استفاده از کلمات زیبا و برانگیختن احساسات و .... میتواند بستری مناسب برای مغالطی شدن فرایند تفکر باشد.
✍ادمین
#مغالطه
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
۱. مغالطه تحریف
🔸مغالطه تحریف از این قرار است که واژگان یک متن را تغییر داده و واژگانی مشابه که در نگاه اول متناسب با متن است اما بارمعنایی عبارت را عوض میکند ، قراردهیم!
مثلا بجای سجده کردن کلمه عبادت بگذاریم....حال آنکه در هیچ یک از متون و اصل داستان نیامده که شیطان موظف به "پرستش" شده باشد. زیرا پرستش خاص خداوند است و اینکه خدا کسی را امر کند به پرستش غیرخود تناقض است! زیرا در تمام ادیان ابراهیمی اصیل توحید اصل اول است و امر به پرستیدن غیر ، آن هم در ابتدای آفرینش نقیض توحید بوده و دستور به امر متناقض و مکلف کردن انسان به آن قبیح است و چون خدا فعل قبیح انجام نمیدهد این امر مُحال است.
🔹از دیگر انواع مغالطات تحریف نیاوردن کل ماجرا و تقطیع یک بحث و تفسیر آن قسمت جزئی مطابق نیت خود است بدون در نظر گرفتن مقصود کل.
مثلا در داستان مذکور اخراج شیطان از بهشت و تنزل مقام او هیچ گاه بحث از لیاقت انسان به میان نیست زیرا اساسا منشا مغضوب شدن ابلیس عدم اطاعت از فرمان خدا و عصیان اوست.
همچنین دلیل این نافرمانی بی ارزشی ،انسان نیست بلکه تکبر ابلیس است که مانع اطاعت او میشود....او جنس خود را از آتش میداند و این ، ملاک غرور و برتری اوست! و هم اینکه او سال هاست عبادت کرده و تقرب یافته است و سجده به آدم را در شان خود نمیداند!
درحالی که آیات زیادی در قرآن کریم آمده که تکبر از گناهان کبیره به شمار می آید و این واضح است.
۲.مغالطات عرضی
شرایط بیرونی ناظر بر احوالات و اتفاقات و موقعیت هایی است که مغالطه در آن رخ میدهد و ظاهرا ربطی به بحث و متن و اصل استدلال یا سخن ندارد اما بسیار حائز اهمیت است زیرا انسان صرفا بُعد عقلانی ندارد و از قضا در اکثریت افراد بُعد دیگر یعنی عواطف و احساسات بسیار غالب است.
☑️ پس جملات این چنینی که از ایجاز برخوردار است و این کوتاهی سرعت تثبیت در حافظه یا ناخودآگاه را بیشتر میکند باید مهم باشد. استفاده از کلمات زیبا و برانگیختن احساسات و .... میتواند بستری مناسب برای مغالطی شدن فرایند تفکر باشد.
✍ادمین
#مغالطه
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
#جلسه_معرفی_کتاب
جلسه معرفی کتاب امروز ساعت 11:45 در دفتر انجمن های علمی بین اعضا برگزار می شود. سایر دوستانی که تمایل دارند هم می توانند شرکت کنند.
جلسه معرفی کتاب امروز ساعت 11:45 در دفتر انجمن های علمی بین اعضا برگزار می شود. سایر دوستانی که تمایل دارند هم می توانند شرکت کنند.
جشنواره ملی حکمت و نیایش با محوریت نهج البلاغه و صحیفه سجادیه برگزار می شود .
شرکت کنندگان می توانند آثار خود در بخش های پژوهشی-ادبی(پایان نامه و رساله ، تصحیح نسخ خطی، داستان کوتاه، تالیف، شعر) و بخش هنری (فیلم و انیمیشن، فیلمنامه، نمایشنامه، نقاشیخط، پوستر ) و بخش آواها و خوانش ها به دبیرخانه ارسال کنند .
* آخرین مهلت ارسال آثار 30 فروردین ماه 98 می باشد .
*آدرس دبیرخانه: تهران، سعادت آباد، بلوار دریا، خیابان مطهری شمالی، بن بست مروارید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران
کد پستی 1981719988
* آدرس سامانه جشنواره http://hekmatoniayesh.com/fa/
شرکت کنندگان می توانند آثار خود در بخش های پژوهشی-ادبی(پایان نامه و رساله ، تصحیح نسخ خطی، داستان کوتاه، تالیف، شعر) و بخش هنری (فیلم و انیمیشن، فیلمنامه، نمایشنامه، نقاشیخط، پوستر ) و بخش آواها و خوانش ها به دبیرخانه ارسال کنند .
* آخرین مهلت ارسال آثار 30 فروردین ماه 98 می باشد .
*آدرس دبیرخانه: تهران، سعادت آباد، بلوار دریا، خیابان مطهری شمالی، بن بست مروارید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران
کد پستی 1981719988
* آدرس سامانه جشنواره http://hekmatoniayesh.com/fa/
Forwarded from آموزشهای آزاد دانشکده الهیات
دفتر آموزشهای آزاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران بنا دارد دوره های آموزشی کوتاه مدت و بلندمدتی را، به صورت حضوری، مجازی، و تلفیقی، در حوزه های بنیادی و کاربردی، همراه با صدور گواهینامه معتبر به امضای دانشگاه تهران، برگزار کند. عناوین نخستین دوره ها به زودی اعلام خواهد شد.
(صاحبان ایده، مدرسان ذیصلاح، و علاقهمندان به همکاری میتوانند از طریق کانال با ما ارتباط برقرار کنند.)
@ut_free_educations
(صاحبان ایده، مدرسان ذیصلاح، و علاقهمندان به همکاری میتوانند از طریق کانال با ما ارتباط برقرار کنند.)
@ut_free_educations
کوتاه تر از همیشه
یک سوال و دیگر سکوت
سکوتی به عمق اندیشه
چه ضمانتی وجود دارد که اگر عقلانی بیندیشیم درست اندیشیده ایم؟
....
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
یک سوال و دیگر سکوت
سکوتی به عمق اندیشه
چه ضمانتی وجود دارد که اگر عقلانی بیندیشیم درست اندیشیده ایم؟
....
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
توسل به اکثریت
اکثریت (مردم، ملت و....) باور دارند که p درست است آنگاه pدرست است!
در این مورد، حالت ذهنی عده زیادی از مردم_نه فقط یک نفر_به عنوان شاهدی بر درستی یک گزاره گرفته شده است.
اما این #مغالطه است. زیرا بطور ضمنی فرض شده که نظر اکثریت خطاناپذیر است.
در زمان های مختلف اکثریت باور داشتند زمین مسطح است، حمام کردن غیربهداشتی است… عینیت مستلزم لحاظ کردن نظرات دیگران است ولی باید برای آن به دنبال شواهد عینی باشیم، صرف مقبولیت کفایت نمی کند.
اکثریت مصون از خطا نیست.
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
اکثریت (مردم، ملت و....) باور دارند که p درست است آنگاه pدرست است!
در این مورد، حالت ذهنی عده زیادی از مردم_نه فقط یک نفر_به عنوان شاهدی بر درستی یک گزاره گرفته شده است.
اما این #مغالطه است. زیرا بطور ضمنی فرض شده که نظر اکثریت خطاناپذیر است.
در زمان های مختلف اکثریت باور داشتند زمین مسطح است، حمام کردن غیربهداشتی است… عینیت مستلزم لحاظ کردن نظرات دیگران است ولی باید برای آن به دنبال شواهد عینی باشیم، صرف مقبولیت کفایت نمی کند.
اکثریت مصون از خطا نیست.
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران
🔵🔵 مکان متعاقباً اعلام خواهد شد.
⚠️آخرین مهلت ثبت نام
شنبه ۱۸ / اسفند/ ۹۷ ‼️
شنبه ۱۸ / اسفند/ ۹۷ ‼️
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔅 به مناسبت روز جهانی زن
☘️بن ﻣﺎﯾﻪ ﻫﺎی ﻓﮑﺮی ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ
🔹ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ارزﺷﯽ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ی ﻣﺮد ﺳﺎﻻر ﯾﺎ ﭘﺪر ﺳﺎﻻر و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ و ﺗﻤﺪن ﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﻣﺸﻮق اﯾﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻮدﻩ اﻧﺪ، ﻣﻮرد داوری ﻗﺮار دادﻩ اﻧﺪ...
ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﻨﺠﺎرﮔﺬار اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﯽ از 6 ﻣﻨﺒﻊ ﺣﻘﻮق، اﺧﻼق، دﯾﻦ و ﻣﺬﻫﺐ، آداب و رﺳﻮم و ﻋﺮف وﻋﺎدات، زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﻣﺼﻠﺤﺖ اﻧﺪﯾﺸﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ی ﻣﺮدﺳﺎﻻر را از منظر ﻫﺮ 6 ﻣﻨﺒﻊ، ارزش ﮔﺬاری و داوری ﮐﺮدﻧﺪ.
🍂1- ﻧﻘﺪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ:
ﺗﻤﺎم ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ از ﻣﻨﻈﺮ ﺣﻘﻮق ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ دارﻧﺪ، اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﻣﻬﻢ ﺗﺮ از ﺟﻨﺴﯿﺖ اﺳﺖ و ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ی ﺟﻨﺴﯿﺖ، ﻋﺪاﻟﺖ را ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد.ﺑﻪ ﺑﺎور آﻧﺎن، ﺗﺎ دوران ﻓﻌﻠﯽ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﻓﺪای ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.در واﻗﻊ اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ ﭼﻪ ﺑﯽ ﻋﺪاﻟﺘﯽ ﻫﺎ و ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻫﺎﯾﯽ در ﻃﻮل ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻘﻮﻟﻪ ی ﺟﻨﺴﯿﺖ صورت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.
🍂2- ﻧﻘﺪ اﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺮوان ﻣﮑﺘﺐ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ:
از ﻣﻨﻈﺮ اﺧﻼﻗﯽ، ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ دارد اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺟﻮاﻣﻊ، ﻋﺪاﻟﺖ را ﻣﻌﯿﺎر و ﺷﺎﺧﺺ اﺧﻼق در ﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ.در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﻣﻌﯿﺎر ﺣﻘﻮق اﺳﺖ ﻧﻪ اﺧﻼق.از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ از ﻧﻈﺮ آﻧﻬﺎ ﻋﺪاﻟﺖ "ﺣﺪاﻗﻞ" اﺧﻼﻗﯽ ﺑﻮدن را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺑﺮای اﺧﻼﻗﯽ ﺑﻮدن ﺑﺎﯾﺪ دو درﺟﻪ از اﯾﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ رﻓﺖ.اﯾﻦ ﻧﮕﺎﻩ، از آن ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدان ﻋﺪاﻟﺖ را ﻧﻬﺎﯾﺖ اﺧﻼق داﻧﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻄﻠﻖ در اﺧﻼق راﻩ ﭘﯿﺪا ﻧﮑﺮدﻩ اﺳﺖ.
🍂3- ﻧﻘﺪ و ﻧﮕﺎﻩ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻣﻨﻈﺮ دﯾﻦ و ﻣﺬهب:
ﺑﻪ زﻋﻢ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ رﮐﻦ دﯾﻦ و ﻣﺬﻫﺐ ﺧﺪا اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﺟﻨﺴﯿﺖ اﺳﺖ؛ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺎﻗﺪ ﺟﻨﺴﯿﺖ را ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﺑﺪون ﺟﻨﺴﯿﺖ ﯾﺎ دارای ﺟﻨﺴﯿﺖ دوﮔﺎﻧﻪ ﻋﺮﺿﻪ ﮐﺮد.اﻣﺎ ﻣﺴﺎﻟﻪ اﯾﻨﺠﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮان ﺑﺮای آﻧﭽﻪ ﻣﻘﺪس اﺳﺖ، ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻗﺎﯾﻞ ﺷﺪ.ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻣﺎﺑﻌﺪاﻟﻄﺒﯿﻌﯽ، ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﻗﺪر ﻫﻢ ﺳﺎدﻩ ﻟﻮح ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽ داﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪا جنسيت ﻧﺪارد.
🍂4- ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ از ﻣﻨﻈﺮ آداب و رﺳﻮم:
از اﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ "ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ" وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ اﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮای دﯾﮕﺮی ﻧﺎﺑﻮد ﺷﻮد.
ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ی ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﻣﺮدان از ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻮدن ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮداﺷﺖ ﮐﺮدﻩ اﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﯾﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ.ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﻮد آﻧﻬﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ی اﯾﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ را ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ و ﻣﺮدان ﺗﻨﻬﺎ از ﻓﺎﯾﺪﻩ و ﺳﻮد آن ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.آﻧﻬﺎ از ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ روی ﮔﺮدان ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ از اﯾﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ اﻧﺪازﻩ ی ﻫﻢ ﺳﻮد و زﯾﺎن ﺑﺮﻧﺪ.
🍂5- ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻣﻨﻈﺮ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘى:
ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ از ﻣﻨﻈﺮ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻧﯿﺰ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ زﻧﺎن ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ ﻫﻤﻪ ی زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎی ﺧﻮدﺷﺎن را ﺑﺮوز دﻫﻨﺪ. به ﺑﺎور آﻧﻬﺎ اﮔﺮ زﻧﺎن ﻣﺠﺎل ﺷﮑﻔﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ، آن وﻗﺖ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﯿﻢ ﺷﺎﻫﺪ اﯾﻦ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑى شمارى در ﺟﻨﺲ زن ﺑﻪ ودﯾﻌﻪ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.اﮔﺮ ﻫﻤﻪ ی اﯾﻦ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎی دروﻧﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ، در وﻫﻠﻪ ی ﻧﺨﺴﺖ، زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ و ﺗﻦ زن ﻣﻨﺤﺼﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ,و در درﺟﻪ ی دوم، در ﻣﻮرد اﯾﻦ زﯾﺒﺎﯾﯽ زﻧﺎﻧﻪ و ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﻀﺤﮏ ﺻﻮرت ﻧﻤﯽ ﮔﺮﻓﺖ.
🍂6- ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ از ﻣﻨﻈﺮ ﻣﺼﻠﺤﺖ اﻧﺪﯾﺸﯽ:
ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎی ﻣﺮد ﺳﺎﻻر دارد اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ، اﯾﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎ اﻓﺰون ﺑﺮ اﺟﺤﺎﻓﯽ ﮐﻪ در ﺣﻖ زن ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺟﻠﻮی ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ ﻧﻮع ﺑﺸﺮ را ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.به زﻋﻢ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ اﯾﻦ ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ زن و ﻣﺮد ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ زﯾﺴﺖ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺻﺮف، ﺗﻔﺎوت ﻫﺎی ﺑﺎ ﻫﻢ دارﻧﺪ؛اﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ﺣﺎﯾﺰ اﻫﻤﯿﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت در ﻫﻤﻪ ی ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی ذﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖ.ﺑﺮﺧﯽ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی ﻫﺎی ذﻫﻨﯽ زﻧﺎن و مردان ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮق دارد؛اﻣﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ از ﺳﺎﺣﺖ ﺟﺴﻢ و ذﻫﻦ، وارد ﺳﺎﺣﺖ روان ﺷﻮﯾﻢ ﻣﺬﮐﺮ و ﻣﺆﻧﺚ ﺑﻮدن ﻣﻌﻨﺎی ﺧﻮد را از دﺳﺖ ﻣﯽ دﻫﺪ و ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﺖ ﭼﻬﺎرﻣﯽ، ﺑﺎ ﻋﻨﻮان "روح" ﻗﺎﯾﻞ ﺑﺎﺷﯿﻢ، دﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﺨﻮاﻫﺪ آﻣﺪ.
ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﻧﺘﻘﺎد ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ در اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺗﻔﺎوت در ﻧﺎﺣﯿﻪ ی ﺗﻦ، ﺑﻪ ﺗﻤﺎم اﺑﻌﺎد وﺟﻮدی آﻧﺎن ﺗﺴﺮی ﭘﯿﺪا ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ؟
🌴🌴استاد ملکیان،همایش پیش داوری جنسیتی در علوم انسانی
@mostafamalekian
☘️بن ﻣﺎﯾﻪ ﻫﺎی ﻓﮑﺮی ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ
🔹ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ارزﺷﯽ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ی ﻣﺮد ﺳﺎﻻر ﯾﺎ ﭘﺪر ﺳﺎﻻر و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ و ﺗﻤﺪن ﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﻣﺸﻮق اﯾﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻮدﻩ اﻧﺪ، ﻣﻮرد داوری ﻗﺮار دادﻩ اﻧﺪ...
ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﻨﺠﺎرﮔﺬار اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﯽ از 6 ﻣﻨﺒﻊ ﺣﻘﻮق، اﺧﻼق، دﯾﻦ و ﻣﺬﻫﺐ، آداب و رﺳﻮم و ﻋﺮف وﻋﺎدات، زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﻣﺼﻠﺤﺖ اﻧﺪﯾﺸﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ی ﻣﺮدﺳﺎﻻر را از منظر ﻫﺮ 6 ﻣﻨﺒﻊ، ارزش ﮔﺬاری و داوری ﮐﺮدﻧﺪ.
🍂1- ﻧﻘﺪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ:
ﺗﻤﺎم ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ از ﻣﻨﻈﺮ ﺣﻘﻮق ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ دارﻧﺪ، اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﻣﻬﻢ ﺗﺮ از ﺟﻨﺴﯿﺖ اﺳﺖ و ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ی ﺟﻨﺴﯿﺖ، ﻋﺪاﻟﺖ را ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد.ﺑﻪ ﺑﺎور آﻧﺎن، ﺗﺎ دوران ﻓﻌﻠﯽ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﻓﺪای ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.در واﻗﻊ اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ ﭼﻪ ﺑﯽ ﻋﺪاﻟﺘﯽ ﻫﺎ و ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻫﺎﯾﯽ در ﻃﻮل ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻘﻮﻟﻪ ی ﺟﻨﺴﯿﺖ صورت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.
🍂2- ﻧﻘﺪ اﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺮوان ﻣﮑﺘﺐ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ:
از ﻣﻨﻈﺮ اﺧﻼﻗﯽ، ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ دارد اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺟﻮاﻣﻊ، ﻋﺪاﻟﺖ را ﻣﻌﯿﺎر و ﺷﺎﺧﺺ اﺧﻼق در ﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ.در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﻣﻌﯿﺎر ﺣﻘﻮق اﺳﺖ ﻧﻪ اﺧﻼق.از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ از ﻧﻈﺮ آﻧﻬﺎ ﻋﺪاﻟﺖ "ﺣﺪاﻗﻞ" اﺧﻼﻗﯽ ﺑﻮدن را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺑﺮای اﺧﻼﻗﯽ ﺑﻮدن ﺑﺎﯾﺪ دو درﺟﻪ از اﯾﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ رﻓﺖ.اﯾﻦ ﻧﮕﺎﻩ، از آن ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدان ﻋﺪاﻟﺖ را ﻧﻬﺎﯾﺖ اﺧﻼق داﻧﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻄﻠﻖ در اﺧﻼق راﻩ ﭘﯿﺪا ﻧﮑﺮدﻩ اﺳﺖ.
🍂3- ﻧﻘﺪ و ﻧﮕﺎﻩ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻣﻨﻈﺮ دﯾﻦ و ﻣﺬهب:
ﺑﻪ زﻋﻢ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ، ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ رﮐﻦ دﯾﻦ و ﻣﺬﻫﺐ ﺧﺪا اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﺟﻨﺴﯿﺖ اﺳﺖ؛ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺎﻗﺪ ﺟﻨﺴﯿﺖ را ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﺑﺪون ﺟﻨﺴﯿﺖ ﯾﺎ دارای ﺟﻨﺴﯿﺖ دوﮔﺎﻧﻪ ﻋﺮﺿﻪ ﮐﺮد.اﻣﺎ ﻣﺴﺎﻟﻪ اﯾﻨﺠﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮان ﺑﺮای آﻧﭽﻪ ﻣﻘﺪس اﺳﺖ، ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻗﺎﯾﻞ ﺷﺪ.ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻣﺎﺑﻌﺪاﻟﻄﺒﯿﻌﯽ، ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﻗﺪر ﻫﻢ ﺳﺎدﻩ ﻟﻮح ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽ داﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪا جنسيت ﻧﺪارد.
🍂4- ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ از ﻣﻨﻈﺮ آداب و رﺳﻮم:
از اﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ "ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ" وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ اﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮای دﯾﮕﺮی ﻧﺎﺑﻮد ﺷﻮد.
ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ی ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﻣﺮدان از ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻮدن ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮداﺷﺖ ﮐﺮدﻩ اﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﯾﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ.ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﻮد آﻧﻬﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ی اﯾﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ را ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ و ﻣﺮدان ﺗﻨﻬﺎ از ﻓﺎﯾﺪﻩ و ﺳﻮد آن ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.آﻧﻬﺎ از ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ روی ﮔﺮدان ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ از اﯾﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ اﻧﺪازﻩ ی ﻫﻢ ﺳﻮد و زﯾﺎن ﺑﺮﻧﺪ.
🍂5- ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻣﻨﻈﺮ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘى:
ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ از ﻣﻨﻈﺮ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻧﯿﺰ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ زﻧﺎن ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ ﻫﻤﻪ ی زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎی ﺧﻮدﺷﺎن را ﺑﺮوز دﻫﻨﺪ. به ﺑﺎور آﻧﻬﺎ اﮔﺮ زﻧﺎن ﻣﺠﺎل ﺷﮑﻔﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ، آن وﻗﺖ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﯿﻢ ﺷﺎﻫﺪ اﯾﻦ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑى شمارى در ﺟﻨﺲ زن ﺑﻪ ودﯾﻌﻪ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.اﮔﺮ ﻫﻤﻪ ی اﯾﻦ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎی دروﻧﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ، در وﻫﻠﻪ ی ﻧﺨﺴﺖ، زﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ و ﺗﻦ زن ﻣﻨﺤﺼﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ,و در درﺟﻪ ی دوم، در ﻣﻮرد اﯾﻦ زﯾﺒﺎﯾﯽ زﻧﺎﻧﻪ و ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﻀﺤﮏ ﺻﻮرت ﻧﻤﯽ ﮔﺮﻓﺖ.
🍂6- ﻧﻘﺪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ از ﻣﻨﻈﺮ ﻣﺼﻠﺤﺖ اﻧﺪﯾﺸﯽ:
ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎی ﻣﺮد ﺳﺎﻻر دارد اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ، اﯾﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎ اﻓﺰون ﺑﺮ اﺟﺤﺎﻓﯽ ﮐﻪ در ﺣﻖ زن ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺟﻠﻮی ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ ﻧﻮع ﺑﺸﺮ را ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.به زﻋﻢ ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ اﯾﻦ ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ زن و ﻣﺮد ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ زﯾﺴﺖ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺻﺮف، ﺗﻔﺎوت ﻫﺎی ﺑﺎ ﻫﻢ دارﻧﺪ؛اﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ﺣﺎﯾﺰ اﻫﻤﯿﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت در ﻫﻤﻪ ی ﻗﻠﻤﺮوﻫﺎی ذﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖ.ﺑﺮﺧﯽ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی ﻫﺎی ذﻫﻨﯽ زﻧﺎن و مردان ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮق دارد؛اﻣﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ از ﺳﺎﺣﺖ ﺟﺴﻢ و ذﻫﻦ، وارد ﺳﺎﺣﺖ روان ﺷﻮﯾﻢ ﻣﺬﮐﺮ و ﻣﺆﻧﺚ ﺑﻮدن ﻣﻌﻨﺎی ﺧﻮد را از دﺳﺖ ﻣﯽ دﻫﺪ و ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺣﺖ ﭼﻬﺎرﻣﯽ، ﺑﺎ ﻋﻨﻮان "روح" ﻗﺎﯾﻞ ﺑﺎﺷﯿﻢ، دﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﺨﻮاﻫﺪ آﻣﺪ.
ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﻧﺘﻘﺎد ﻓﻤﯿﻨﯿﺴﺖ ﻫﺎ در اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺗﻔﺎوت در ﻧﺎﺣﯿﻪ ی ﺗﻦ، ﺑﻪ ﺗﻤﺎم اﺑﻌﺎد وﺟﻮدی آﻧﺎن ﺗﺴﺮی ﭘﯿﺪا ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ؟
🌴🌴استاد ملکیان،همایش پیش داوری جنسیتی در علوم انسانی
@mostafamalekian
فردریش نیچه
📚 #معرفی_کتاب
فراسوی نیک و بد، از کوههای بلند، صفحهٔ ۲۹۴
🖋ترجمهٔ فارسی از داریوش آشوری
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
📚 #معرفی_کتاب
فراسوی نیک و بد، از کوههای بلند، صفحهٔ ۲۹۴
🖋ترجمهٔ فارسی از داریوش آشوری
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران
🔵🔵 مکان متعاقباً اعلام خواهد شد.
⚠️⚠️⚠️⚠️توجه‼️
برای شرکت درکارگاه مدیریت انگاره دکتر قراملکی فردا راس ساعت ۱۳:۳۰ در محل انجمن علمی فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات حضور داشته باشید.
برای شرکت درکارگاه مدیریت انگاره دکتر قراملکی فردا راس ساعت ۱۳:۳۰ در محل انجمن علمی فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات حضور داشته باشید.
انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران pinned «⚠️⚠️⚠️⚠️توجه‼️ برای شرکت درکارگاه مدیریت انگاره دکتر قراملکی فردا راس ساعت ۱۳:۳۰ در محل انجمن علمی فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات حضور داشته باشید.»
Forwarded from کیش مهر (شکوری)
✅ نظر علامه طباطبایی درباره دموکراسی مورد ادعای غرب
وقتی که ما با دیده واقعبینی به روش دموکراسی که فعلا در دست ملل متمدن جهان است نگاه کرده، کیفیت استنباط جهانی این روش را دقیقا بررسی نماییم، میبینیم کاری که این روش (به اصطلاح) راقیِ مترقی انجام داده، این است که روش ستمگرانهی استبداد و بی بند و باری عده اساطیر را از حالت فردی بیرون کشیده، به شکل اجتماعی درآورده است.
ستمگریها و پردهدریها و خودسریها که اسکندر و چنگیزها در گذشته با منطق زور میکردند فعلا جامعههای نیرومند دموکراسی و متمدن جهان به طور دستهجمعی در مورد ملتهای ضعیف روا میدارند، با این تفاوت که زور گوییها و ستمگریهای گذشته از راه جهالت بیپرده انجام میگرفت و در نتیجه حس انتقام را زودتر بیدار مینمود و در واژگون ساختن دستگاه بیدادگری نقش عاجلتری بازی میکرد، ولی مظالم امروز با اصول فنی و روانی و در نهایت مهارت در لفافه احیای حق و حقیقت و گسترش عدالت و بشردوستی و نوعپروری انجام مییابد و هر وقت یکی از پردههای روزانه دریده شده، مظالم پس پرده برای همه آفتابی میشود. با تبدیل اسمی به اسمی مانند استعمار و استملاک و قیمومت و حمایت و اشتراک منافع و اعانه و کمک بلاعوض و نظایر اینها، به همان شیوه ظالمانه ادامه داده میشود. هنوز مناظر عبرتانگیز از عهد استعمار در هر گوشه و کنار کشورهای خاوری پیش چشم است که یادگار روشن دموکراسی میباشند. هنوز شاهدهایی زندهای مانند الجزایر و کنگو و کره و ... به جاست. هنوز منظق دولت فرانسه مشعلدار آزادی در بزم عدالت بینالمللی! این است که فرانسه الجزایر را جزء خاک خود فکر می کند.
و هنوز منطق دول بزرگ در برابر دادخواهی ستمدیدگان الجزایر این است که مسئلهای است داخلی و بیرون از صلاحیت مداخله دیگران و ... بالاخره نتیجه جریان جهانی روش دموکراسی را میتوان در این چند جمله خلاصه کرد که جهان را به دو دسته تقسیم نموده: یک دسته ملل معظمه که پیشروان تمدن و مالک الرقاب بقیه ملل جهان بوده، در جان و مال و عرض بی دست و پای فعال مایشاء میباشند و دسته دیگر ملل دموکراسی عقبمانده که غالبا بردگان مارکدار افرادی قرار گرفتهاند که سنگینترین مراسم استبداد را در قیافه دموکراسی در لباس قوانین دنیاپسند و آزادیبخش به طور دلخواه انجام میدهند.
📚 بررسیهای اسلامی، ج1
@AllameTabatabaei
وقتی که ما با دیده واقعبینی به روش دموکراسی که فعلا در دست ملل متمدن جهان است نگاه کرده، کیفیت استنباط جهانی این روش را دقیقا بررسی نماییم، میبینیم کاری که این روش (به اصطلاح) راقیِ مترقی انجام داده، این است که روش ستمگرانهی استبداد و بی بند و باری عده اساطیر را از حالت فردی بیرون کشیده، به شکل اجتماعی درآورده است.
ستمگریها و پردهدریها و خودسریها که اسکندر و چنگیزها در گذشته با منطق زور میکردند فعلا جامعههای نیرومند دموکراسی و متمدن جهان به طور دستهجمعی در مورد ملتهای ضعیف روا میدارند، با این تفاوت که زور گوییها و ستمگریهای گذشته از راه جهالت بیپرده انجام میگرفت و در نتیجه حس انتقام را زودتر بیدار مینمود و در واژگون ساختن دستگاه بیدادگری نقش عاجلتری بازی میکرد، ولی مظالم امروز با اصول فنی و روانی و در نهایت مهارت در لفافه احیای حق و حقیقت و گسترش عدالت و بشردوستی و نوعپروری انجام مییابد و هر وقت یکی از پردههای روزانه دریده شده، مظالم پس پرده برای همه آفتابی میشود. با تبدیل اسمی به اسمی مانند استعمار و استملاک و قیمومت و حمایت و اشتراک منافع و اعانه و کمک بلاعوض و نظایر اینها، به همان شیوه ظالمانه ادامه داده میشود. هنوز مناظر عبرتانگیز از عهد استعمار در هر گوشه و کنار کشورهای خاوری پیش چشم است که یادگار روشن دموکراسی میباشند. هنوز شاهدهایی زندهای مانند الجزایر و کنگو و کره و ... به جاست. هنوز منظق دولت فرانسه مشعلدار آزادی در بزم عدالت بینالمللی! این است که فرانسه الجزایر را جزء خاک خود فکر می کند.
و هنوز منطق دول بزرگ در برابر دادخواهی ستمدیدگان الجزایر این است که مسئلهای است داخلی و بیرون از صلاحیت مداخله دیگران و ... بالاخره نتیجه جریان جهانی روش دموکراسی را میتوان در این چند جمله خلاصه کرد که جهان را به دو دسته تقسیم نموده: یک دسته ملل معظمه که پیشروان تمدن و مالک الرقاب بقیه ملل جهان بوده، در جان و مال و عرض بی دست و پای فعال مایشاء میباشند و دسته دیگر ملل دموکراسی عقبمانده که غالبا بردگان مارکدار افرادی قرار گرفتهاند که سنگینترین مراسم استبداد را در قیافه دموکراسی در لباس قوانین دنیاپسند و آزادیبخش به طور دلخواه انجام میدهند.
📚 بررسیهای اسلامی، ج1
@AllameTabatabaei
انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران
🔵🔵 مکان متعاقباً اعلام خواهد شد.
بنا بر فرمایش جناب دکتر قراملکی از انتشار صوت کارگاه مدیریت انگاره معذوریم
توسل به عواطف
زمانی که برای واداشتن کسی به قبول یک نتیجه، بجای شواهد به عواطف او توسل شود. احساساتی مانند خشم، عدالت، ترس، معصیت و.…
توسل به عواطف می تواند صریح باشد یا غیر آن.
نظیر تبلیغات یا سخنرانی های پر شور وشرر سیاسی، بیانی بلاغی آکنده از مضامین عاطفی که منطقیون قرون وسطا آن را "توسل به توده" یا "عوام فریبی" می نامیدند.
(argumentum ad populum)
بلاغت و یا سایر ابزارهای تحریک عاطفی فی نفسه مغالطه آمیز نیستند. اگر برهانی منطقی برای پشتیبانی از یک نتیجه داشته باشید هیچ اشکالی ندارد که آن را به گونه ای بیان کنید که مخاطب تان علاوه بر خرد، با احساس شان نیز آن را بپذیرند.
مغالطه ی عواطف فقط زمانی روی می دهد که بلاغت جانشین منطق شودیعنی هنگامی که قصد بر این باشدکه مخاطب جای خرد، بر پایه ی عواطفش داوری کند.
#مغالطه
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
زمانی که برای واداشتن کسی به قبول یک نتیجه، بجای شواهد به عواطف او توسل شود. احساساتی مانند خشم، عدالت، ترس، معصیت و.…
توسل به عواطف می تواند صریح باشد یا غیر آن.
نظیر تبلیغات یا سخنرانی های پر شور وشرر سیاسی، بیانی بلاغی آکنده از مضامین عاطفی که منطقیون قرون وسطا آن را "توسل به توده" یا "عوام فریبی" می نامیدند.
(argumentum ad populum)
بلاغت و یا سایر ابزارهای تحریک عاطفی فی نفسه مغالطه آمیز نیستند. اگر برهانی منطقی برای پشتیبانی از یک نتیجه داشته باشید هیچ اشکالی ندارد که آن را به گونه ای بیان کنید که مخاطب تان علاوه بر خرد، با احساس شان نیز آن را بپذیرند.
مغالطه ی عواطف فقط زمانی روی می دهد که بلاغت جانشین منطق شودیعنی هنگامی که قصد بر این باشدکه مخاطب جای خرد، بر پایه ی عواطفش داوری کند.
#مغالطه
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
🔸اصطلاحات تخصصی به زبان انگلیسی(6)
1. Direct استدلال مباشر
2. Undirect استدلال غیرمباشر
#زبان_آموزی
#انگلیسی
@philosophyisl
1. Direct استدلال مباشر
2. Undirect استدلال غیرمباشر
#زبان_آموزی
#انگلیسی
@philosophyisl