تهران‌مصــــّور
616 subscribers
801 photos
29 videos
541 links
روزها، عکس‌ها و خطخطی‌های مادربزرگِ قرتی‌ات.
دانشجوی ادبیات نمایشی، مشتاق به عکاسی.
Download Telegram
Forwarded from Hidden Chat
من تورو با هنر یکی میدونم. تو هنرِ خدایی و پر از هنر‌های دیگه.
وقتی عکساتو باهامون به اشتراک میزاری، وقتی از درهای جالب عکس میگیری، وقتی نقاشی میکشی، واقعا صحنه‌ی هنری ایجاد می‌کنی.
تو واقعا متعلق به هنری.
🍓2
حالا باید بفهمم که با این رنگ‌ها چیکار کنم، یا چطوری نور رو اینجا موندگارتر کنم
Hidden Chat
عکاسی📸
واقعا تنها کاری که هرگز از من جدا نشده،
همیشه به هر طریقی سعی کردم فقط ثبت کنم و ثبت کنم.
هرجا نشد نوشتم و تبدیل به کلمه کردم :))
🍓4
Forwarded from Hidden Chat
فرحانه
منو یاد آفتاب میندازی.
درخت پرتقال.
بوی نارنج.
بوی کاهگل بارون خورده.
رودخونه‌ی خنک.
هرچیز خوبی که دیدم تا حالا فرحانه ایه.
🍓3
Hidden Chat
فرحانه منو یاد آفتاب میندازی. درخت پرتقال. بوی نارنج. بوی کاهگل بارون خورده. رودخونه‌ی خنک. هرچیز خوبی که دیدم تا حالا فرحانه ایه.
و شاید ثمره‌ی خیلی از این‌ها همون عشقیه که از کسی تو وجودت می‌مونه و رفته رفته با تار و پود شخصیت و هویت خودت یکی می‌شه
حالا در کل شنیدن همه‌ی اینا خیلی برام عزیز بود، خیلی قدرتونو می‌دونم و پاک نمی‌کنم تا شاید اگه باز هم با چیزی یاد من اقتادید بتونید درجریانم بذارید و منو به خودم نزدیکتر کنید اما یه چیزی که دوست دارم بگم
اینه که الان من این سوال رو پرسیدم و جواب‌هاتون انقدر جالب بود که هرکدوم یه جوری به یه نحوی تونست لطفتونو به من برسونه،
اما جدای این تعریف شنیدن خیلی حس خوبی داره:
اگه فلان استایل من به یادتون موند، اگه چیزی نوشتم و جایی یادش کردید، اگه عکسی گرفتم و نگاهتون رو جلب کرد، اگه موهام یا فلان عادتم به چشمتون اومد، من رو بخشی از هنر دونستید و و و همه‌ی‌ اینا،
درسته که پشتش توجه من به جزییات و شناخت دقیقم از ظرافت‌های مرتبط با زندگیم بوده و بعد تونسته مجبت و توجه شمارو جلب بکنه
اما عمدتا ثمره‌ی این تعریف‌ها،
برای من ایجاد مسئولیت بوده و هست.
🍓6
نمی‌دونم چطوری ازش حرف بزنم
این لحظه‌ها خیلی برام ارزشمنده، و این احساسی که درباره‌اش می‌گم، نه یک چیز خوبه و نه چیز بد صرفا یک چیزه که معمولا هم کمتر بهش اشاره می‌شه.
🍓5
وقتی می‌گی فلان اخلاقت خوبه، وقتی فلان جمله مکرر می‌شه ایجاد مسئولیت می‌کنه اول در قبال خودم و بعد در قبال هویتی که از خودم پیش دیگری جا می‌ذارم.
و گاهی رفته رفته اون ویژگی از حالت خلوص خودش جدا می‌شه و به شکل ابزاری برای مشروعیت‌بخشی یا ترس از عدم تایید دیگری می‌شه که این به‌نظرم خیلی بخش تاریکیه.
در نهایت من همیشه سعی می‌کنم به پیرامونم آگاه باشم، آدم‌هارو بشناسم و حرف‌هاشون رو خالصانه معنا کنم، همیشه برای هرچیز کوجک و بزرگی قدردان باشم و تا می‌تونم از اون نقطه‌ی تاریک دوری کنم و از طرفی واسم تبدیل به خودشیفتگی و تکبر هم نشه.
🍓6
و اما پشت همه‌ی این حرف‌ها کسی نشسته که تنها به این چند خط محدود نمی‌شه.
و در کل آدمیزاد موجودی نیست که بشه در کلام گنجوندش و روی کفه‌ی ترازو وزنش کرد.
آدمیزاد خیلیی اعجوبه‌تر از این حرفاست.
🍓5
شما می‌فهمید چی می‌گم؟ همیشه تو ذهنم بعد هر برونریزی به این سوال بر می‌خورم.
اکثر اوقات نمی‌فهمم که به زبان مغز خودم براتون نوشتم یا به زبونی که شما بفهمید من چی می‌گم :)))))
🍓7