.
من که اینگونه نبودم!
ساده میخندیدم
سادهتر میگریستم
به راحتی دل میبستم
به سختی دل میکندم
آسان اعتماد میکردم
و آسانتر فریب میخوردم
از من نرنج!
از منی که نمیدانم کدام جادوی سیاه
تورا نجیبانه در کالبد تکیدهام محبوس کرد
که دیگر حتی رویای آزادی هم در سر نمیپرورانی
و نه هیچ شوقی زیر پوستت میدَود
و به زیستن بر خاکسترِ آرزوهات خو گرفتهای.
نمیدانم، فقط با من مدارا کن!
#مریم_وحید
@payunn
من که اینگونه نبودم!
ساده میخندیدم
سادهتر میگریستم
به راحتی دل میبستم
به سختی دل میکندم
آسان اعتماد میکردم
و آسانتر فریب میخوردم
از من نرنج!
از منی که نمیدانم کدام جادوی سیاه
تورا نجیبانه در کالبد تکیدهام محبوس کرد
که دیگر حتی رویای آزادی هم در سر نمیپرورانی
و نه هیچ شوقی زیر پوستت میدَود
و به زیستن بر خاکسترِ آرزوهات خو گرفتهای.
نمیدانم، فقط با من مدارا کن!
#مریم_وحید
@payunn
💔6😢2
.
بچه که بودیم
بهتر میدانستیم چطور باید از داشتههایمان
مواظبت کنیم
و برایشان بجنگیم
بهتر بلد بودیم دوست داشتن واقعی را
شاید اندازهی سن مان نبود اما عشق و وفاداری را
خوب میشناختیم
فرقی نمیکرد آنچه داشتیم
پدر و مادر باشد
دوست باشد، دوچرخه یا عروسک
توپ یا مدادرنگی
هر چه بود سهم ما بود
دوست داشتنی بود
و با هیچ چیز در دنیا عوضش نمیکردیم
آن روزها نمیدانستیم خستگی یعنی چه،
دلزدگی یعنی چه
نه اهل رها کردن بودیم
نه تنهایی ترجیحمان بود و نه فرار راه نجات
حالا اما،
ما همان بچهها هستیم
که حتی روزی فکرش را هم نمیکردیم
کمی قد کشیدن و بزرگ شدن
اینهمه دنیایمان را عوض کند...
#فرشته_رضایی
@payunn
بچه که بودیم
بهتر میدانستیم چطور باید از داشتههایمان
مواظبت کنیم
و برایشان بجنگیم
بهتر بلد بودیم دوست داشتن واقعی را
شاید اندازهی سن مان نبود اما عشق و وفاداری را
خوب میشناختیم
فرقی نمیکرد آنچه داشتیم
پدر و مادر باشد
دوست باشد، دوچرخه یا عروسک
توپ یا مدادرنگی
هر چه بود سهم ما بود
دوست داشتنی بود
و با هیچ چیز در دنیا عوضش نمیکردیم
آن روزها نمیدانستیم خستگی یعنی چه،
دلزدگی یعنی چه
نه اهل رها کردن بودیم
نه تنهایی ترجیحمان بود و نه فرار راه نجات
حالا اما،
ما همان بچهها هستیم
که حتی روزی فکرش را هم نمیکردیم
کمی قد کشیدن و بزرگ شدن
اینهمه دنیایمان را عوض کند...
#فرشته_رضایی
@payunn
👍5👌1
.
خسته ام
از رفتن ها، نرسیدنها
آمدنها، نماندنها
اینبار درختی میآیم؛
گنجشکها وفادارند...
#شهره_عابد
@payunn
خسته ام
از رفتن ها، نرسیدنها
آمدنها، نماندنها
اینبار درختی میآیم؛
گنجشکها وفادارند...
#شهره_عابد
@payunn
❤2😢2💔2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
تو هنوز زن ها را نمیشناسی
دلشان که پیش کسی گیر شود...
چنان وفادار می مانند ...
که هزاران یوسف هم ...
از مقابلشان رد شود ...
حتی نیم نگاهی ام نمی اندازند...
دلشان که پیش کسی گیر شود ...
عالم و آدم می فهمند ...
او عاشق شده ...
زیرا از چشمهایش...
از لبهایش..
از خنده هایش...
از رفتارش عشق می بارد...
دلشان که پیش کسی گیر شود ...
دست خودشان نیست ...
حساس می شوند...
حتی به نگاه گذری ات ...
به یک عابر پیاده ام حسادت می کنند...
دلشان می خواهد ...
دیواری دور معشوقشان بکشند ...
فقط خودشان معشوقشان را ...
نگاه کنند و بس...
تو زن ها را نمیشناسی...
فقط این را بخاطر خودت میگویم...
اگر دیدی زنی عاشقت شد...
او را از دست نده ...
که اگر او را از دست بدهی ...
یک عمر پشیمان خواهی شد...
@laleh.marzban
@shahabeddin.hosseini
@shahaabparvaressh
@payunn
تو هنوز زن ها را نمیشناسی
دلشان که پیش کسی گیر شود...
چنان وفادار می مانند ...
که هزاران یوسف هم ...
از مقابلشان رد شود ...
حتی نیم نگاهی ام نمی اندازند...
دلشان که پیش کسی گیر شود ...
عالم و آدم می فهمند ...
او عاشق شده ...
زیرا از چشمهایش...
از لبهایش..
از خنده هایش...
از رفتارش عشق می بارد...
دلشان که پیش کسی گیر شود ...
دست خودشان نیست ...
حساس می شوند...
حتی به نگاه گذری ات ...
به یک عابر پیاده ام حسادت می کنند...
دلشان می خواهد ...
دیواری دور معشوقشان بکشند ...
فقط خودشان معشوقشان را ...
نگاه کنند و بس...
تو زن ها را نمیشناسی...
فقط این را بخاطر خودت میگویم...
اگر دیدی زنی عاشقت شد...
او را از دست نده ...
که اگر او را از دست بدهی ...
یک عمر پشیمان خواهی شد...
@laleh.marzban
@shahabeddin.hosseini
@shahaabparvaressh
@payunn
💔8❤2🔥2👍1
.
ای آرایه ناب
تو نجاتم دادی از خشکی این خانه!
هنگامی که می نگرم
به پیراهن گلدارت
افتاده بر صندلی چوبی
و انتظار شیرینی می کشم که طعم گیلاس می دهد
هر صبح رد رژ لبت روی لبه ی استکان
می بردتم به دشت های کوهرنگ
تا لاله های واژگون بچینم
و جوراب های سفیدت که از سر بی حوصلگی
افتاده بر سر آباژور
خرگوش داستان آلیس است
که من را در گودالش می اندازد
اینگونه تازه آغاز می شود سفرم
به سرزمین عجایب.
#محسن_حسینخانی
@payunn
ای آرایه ناب
تو نجاتم دادی از خشکی این خانه!
هنگامی که می نگرم
به پیراهن گلدارت
افتاده بر صندلی چوبی
و انتظار شیرینی می کشم که طعم گیلاس می دهد
هر صبح رد رژ لبت روی لبه ی استکان
می بردتم به دشت های کوهرنگ
تا لاله های واژگون بچینم
و جوراب های سفیدت که از سر بی حوصلگی
افتاده بر سر آباژور
خرگوش داستان آلیس است
که من را در گودالش می اندازد
اینگونه تازه آغاز می شود سفرم
به سرزمین عجایب.
#محسن_حسینخانی
@payunn
❤4🔥1🕊1