🍁 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خوابآلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بیحبیب خود نمیکردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
#شهریار
بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خوابآلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بیحبیب خود نمیکردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
#شهریار
❤2
و ما زیستیم، در دورانی که زندگی کردن
شجاعانهترین کاری بود که میتوانستیم بکنیم..
شجاعانهترین کاری بود که میتوانستیم بکنیم..
👍1
یه نسخه از یه مرد وجود داره که تا حالا هیچکس ندیده، نه دوستاش، نه خونوادش، نه عشقش. اون نسخه از خودش که شبها تنها میشینه و با فکرهاش کلنجار میره.
همه چیزو زیرسوال میبره، انتخابهاش، ارزشش، آیندهاش و...
این همون مردیه که نمیدونه داره زندگی رو درست پیش میبره یا نه! اما صبح که میشه، از جاش بلند میشه، لبخند میزنه و نقش همیشگیش رو بازی می کنه.
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده، شاید قویترین مردی که میشناسی، همونیه که توی سکوت، بیشتر از همه با خودش میجنگه.
همه چیزو زیرسوال میبره، انتخابهاش، ارزشش، آیندهاش و...
این همون مردیه که نمیدونه داره زندگی رو درست پیش میبره یا نه! اما صبح که میشه، از جاش بلند میشه، لبخند میزنه و نقش همیشگیش رو بازی می کنه.
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده، شاید قویترین مردی که میشناسی، همونیه که توی سکوت، بیشتر از همه با خودش میجنگه.
👍1
نشسته بودم توی خیابون، یه پیرمرد اومد نشست کنارم و داشت بستنی چوبی میخورد. یهو گفت بفرمایید اینجاشو گاز نزدم.=)))))))))
😁1