Forwarded from میرزا محمدرضا کلهر
خط شکستهنستعلیق
در اواخر دورهٔ صفویه در ایران خط دیگری شکل گرفت موسوم به خط شکستهنستعلیق؛ پس از پیدایش خط نستعلیق تا حدود دویست سال این خط صرفاً جنبه هنری داشت و کتب و قطعات را فقط و یا بهتر بگوییم بیشتر با این قلم مینوشتند و برای نامهنگاری و نوشتن فرامین از خط شکستهتعلیق استفاده مینمودند؛ البته سرعت در نوشتن و عدم خوانایی توسط همگان از مزایای این خط بود تا در اواسط قرن یازدهم رفته رفته استفاده از قلم نستعلیق تعمیم یافت تا جایی که تحریر نامهها و نوشتههای شخصی و خصوصی هم با این قلم صورت میگرفت و در نتیجه سرعت و تندنویسی بعضی از کلمات و حروف به صورت جویده و شکسته در آمد و عنوان شکستهنستعلیق یافت. این خط ابتدا بسیار به قلم نستعلیق نزدیک بود و فقط بعضی از حروف و کلمات در اثر سرعت در نوشتن شکسته میشدند اما به تدریج رو به کمال رفت و خوشنویسانی این قلم را محور هنر خود قرار دادند و برای آن شاکلههایی وضع کرده و آن را تحت قاعده در آوردند؛ هنرمندانی مانند محمد شفیع حسینی معروف به شفیعا، میرزا مرتضی قلیخان شاملو، محمد ابراهیم قمی، محمد افضل گنابادی و زین العابدین کرمانی. اوج خط شکسته و تکامل و پیشرفت آن در قرن دوازدهم و به دست خوشنویس هنرمند و شاعری به نام عبدالمجید درویش طالقانی است. این هنرمند علیرغم عمر کوتاه خود (۱۱۵۰ - ۱۱۸۵ هـ ق) آنچنان خط شکسته را استحکام بخشید که میتوان خط شکسته را با نام او مترادف دانست؛ چرا که نه تنها قواعد این خط را کامل کرد بلکه شیوایی این قلم را نیز از نظر فرم و محتوا به حد اعجاز رسانید و نیز شاگردانی پرورش داد که هر کدام استاد مسلمی در این هنر بودند؛ دو شاگرد او که هر دو مروج شیوه درویش بودند و هر دو از اساتید به نام این قلم گشتند محمدقاسم میرزا کوچک اصفهانی و محمدرضا اصفهانی باشند.
پس از این چند تن خط شکسته از اقلام متداول ایران گردید تا در قرن سیزدهم استادانی چون سید محمداسماعیل، سید محمدصادق، میرزابابا انجوی، خاندان وصال، سید علی نیاز، میرزا ابوالفضل شیرازی و نیز بعضی از نستعلیقنویسانِ استاد هم در این قلم صاحب قدرت بودند، افرادی چون محمدرضا کلهر و آقامیرزا غلامرضا اصفهانی. اما شکستهنویسی که بعد از درویش سرآمد بود، آقا گلستانه است.
در قرن چهاردهم خوشنویسانی درصدد برآمدند که تصرفاتی در این قلم به وجود آورند افرادی چون قائم مقام فراهانی، میرزا علیخان امین الدوله و امیرنطام گروسی. هم در این دوره بود که خط تحریر به صورت یک قلم جداگانه از خط نستعلیق به وجود آمد که سرآمد نویسندگان این قلم، همان امیرنظام گروسی است.
_خوشنویسی و طراحی حروف ۱
_محمدعلی مرزی
ص ۱۴ و ۱۷
#خط_شکسته #هنر
#شکسته_نستعلیق
#عبدالمجید_طالقانی
#شفیعا #گلستانه
@MohamadRezaKalhor
در اواخر دورهٔ صفویه در ایران خط دیگری شکل گرفت موسوم به خط شکستهنستعلیق؛ پس از پیدایش خط نستعلیق تا حدود دویست سال این خط صرفاً جنبه هنری داشت و کتب و قطعات را فقط و یا بهتر بگوییم بیشتر با این قلم مینوشتند و برای نامهنگاری و نوشتن فرامین از خط شکستهتعلیق استفاده مینمودند؛ البته سرعت در نوشتن و عدم خوانایی توسط همگان از مزایای این خط بود تا در اواسط قرن یازدهم رفته رفته استفاده از قلم نستعلیق تعمیم یافت تا جایی که تحریر نامهها و نوشتههای شخصی و خصوصی هم با این قلم صورت میگرفت و در نتیجه سرعت و تندنویسی بعضی از کلمات و حروف به صورت جویده و شکسته در آمد و عنوان شکستهنستعلیق یافت. این خط ابتدا بسیار به قلم نستعلیق نزدیک بود و فقط بعضی از حروف و کلمات در اثر سرعت در نوشتن شکسته میشدند اما به تدریج رو به کمال رفت و خوشنویسانی این قلم را محور هنر خود قرار دادند و برای آن شاکلههایی وضع کرده و آن را تحت قاعده در آوردند؛ هنرمندانی مانند محمد شفیع حسینی معروف به شفیعا، میرزا مرتضی قلیخان شاملو، محمد ابراهیم قمی، محمد افضل گنابادی و زین العابدین کرمانی. اوج خط شکسته و تکامل و پیشرفت آن در قرن دوازدهم و به دست خوشنویس هنرمند و شاعری به نام عبدالمجید درویش طالقانی است. این هنرمند علیرغم عمر کوتاه خود (۱۱۵۰ - ۱۱۸۵ هـ ق) آنچنان خط شکسته را استحکام بخشید که میتوان خط شکسته را با نام او مترادف دانست؛ چرا که نه تنها قواعد این خط را کامل کرد بلکه شیوایی این قلم را نیز از نظر فرم و محتوا به حد اعجاز رسانید و نیز شاگردانی پرورش داد که هر کدام استاد مسلمی در این هنر بودند؛ دو شاگرد او که هر دو مروج شیوه درویش بودند و هر دو از اساتید به نام این قلم گشتند محمدقاسم میرزا کوچک اصفهانی و محمدرضا اصفهانی باشند.
پس از این چند تن خط شکسته از اقلام متداول ایران گردید تا در قرن سیزدهم استادانی چون سید محمداسماعیل، سید محمدصادق، میرزابابا انجوی، خاندان وصال، سید علی نیاز، میرزا ابوالفضل شیرازی و نیز بعضی از نستعلیقنویسانِ استاد هم در این قلم صاحب قدرت بودند، افرادی چون محمدرضا کلهر و آقامیرزا غلامرضا اصفهانی. اما شکستهنویسی که بعد از درویش سرآمد بود، آقا گلستانه است.
در قرن چهاردهم خوشنویسانی درصدد برآمدند که تصرفاتی در این قلم به وجود آورند افرادی چون قائم مقام فراهانی، میرزا علیخان امین الدوله و امیرنطام گروسی. هم در این دوره بود که خط تحریر به صورت یک قلم جداگانه از خط نستعلیق به وجود آمد که سرآمد نویسندگان این قلم، همان امیرنظام گروسی است.
_خوشنویسی و طراحی حروف ۱
_محمدعلی مرزی
ص ۱۴ و ۱۷
#خط_شکسته #هنر
#شکسته_نستعلیق
#عبدالمجید_طالقانی
#شفیعا #گلستانه
@MohamadRezaKalhor
👍4❤2
دقت کنید کافِ میانی و کافِ اخر، طره ندارند و زاویهی تیز سرکش در آنها نرم شدست.
چرا که در اندازهی کوچک این دو مورد باعث ازدیاد محرکهای بینایی و سختی خوانش میشوند.
#خوانایی
چرا که در اندازهی کوچک این دو مورد باعث ازدیاد محرکهای بینایی و سختی خوانش میشوند.
#خوانایی
👍4❤2👎1
Forwarded from خوشنویسی قدما
مناجات پیرهرات.میرعماد.pdf
44.1 MB
🔹🔸🔹
مرقـعی نفیـس
از مناجات پیر هرات
خـواجه عبـدالله انصـاری
به قلم میـرعماد رحمةاللهعلیه
اواسط صفویه، اوایل قرن یازدهم
برگرفته از کانال تلگرامی
خوشنویسی احمد سلطانیان
🔹
مرقـعی نفیـس
از مناجات پیر هرات
خـواجه عبـدالله انصـاری
به قلم میـرعماد رحمةاللهعلیه
اواسط صفویه، اوایل قرن یازدهم
برگرفته از کانال تلگرامی
خوشنویسی احمد سلطانیان
🔹
❤3👍1
Forwarded from × 𝘔𝘰𝘴𝘵𝘢𝘧𝘢 𝙎𝙖𝙡𝙞𝙢𝙞 ×
👍3❤1
Forwarded from خوشنویسی قدما
حمد میرعماد ۴۰۰.jpg
15.7 MB
سوره مبارکه حمد
به خط میرعماد
که از زیباترین آثار
حضرت میر است
به خط میرعماد
که از زیباترین آثار
حضرت میر است
❤12👍1
خوشنویسی قدما
حمد میرعماد ۴۰۰.jpg
فایل بسیار باکیفیتی از حمد میرعماد که تا به حال این کیفیت را ندیده بودم!
❤7
Forwarded from انجامه (Mohammad Razipour)
جستار
رسم الخط دستنویسها
چگونگی نوشتن "کاف" پارسی، یعنی: "گاف".
کهنترین دستنویس تاریخدار زبان پارسی الابنیه عن حقایق الادویه بهخط شاعر و فرهنگنویس بزرگ ایرانی، اسدی طوسی است که بهسال ۴۴۷ هجری نگاشته شدهاست.
اسدی طوسی این دستنویس را بهسفارش صاحبمنصبی نویسانیده است، چنانکه در انجامهی کتاب میگوید: خجسته باد بر خداوندش. در این دستنویس اسدی در جایگاهی که امکان اشتباه در خوانش کلمات بوده، در زیر "گاف" سه نقطه نهاده است.
پنجاه و نه سال پس از استنساخ الابنیه (سال ۵۰۶ هجری)، کاتب دانشمند و باسواد دیگری، یعنی ابومنصور المظفّر بن احمد بن حمدان در استنساخ تفسیر تاجالتراجم، با گذاشتن سه نقطه بر روی سرکش "گاف"، این حرف را (در جایگاه اشتباه) از "کاف" متمایز کردهاست.
میخواهیم از روی سرگرمی پرسشی فرا روی مخاطبان گرامی بگذاریم.
شاید پاسخ این پرسش برای برخی از پیش معلوم باشد، از ایشان پوزش میخواهیم، اما شاید برخی ندانند.
پرسش این است: چرا کاتبان برای نشان دادن "گاف" (تنها در جایگاه اشتباه، نه همهجا) سه نقطه بهکار بردهاند و این سهنقطه را جزو این حرف بهشمار آوردهاند؟ چرا این حرف را به صورت دیگری، مثلا آنچنان که در این روزگار مرسوم است یا با دو نقطه (که آسانتر است) نشان ندادهاند؟
برای یادآوری میگوییم این بحث هیچ پیوندی با آن سه نقطه که گاهی کاتبان در زیر "سین" میگذاشتهاند، ندارد.
محمد رضیپور
#انجامه
#رسم_الخط
#گاف
برای این بحث، نظردهی را باز گذاشتیم.
@Anjaame
رسم الخط دستنویسها
چگونگی نوشتن "کاف" پارسی، یعنی: "گاف".
کهنترین دستنویس تاریخدار زبان پارسی الابنیه عن حقایق الادویه بهخط شاعر و فرهنگنویس بزرگ ایرانی، اسدی طوسی است که بهسال ۴۴۷ هجری نگاشته شدهاست.
اسدی طوسی این دستنویس را بهسفارش صاحبمنصبی نویسانیده است، چنانکه در انجامهی کتاب میگوید: خجسته باد بر خداوندش. در این دستنویس اسدی در جایگاهی که امکان اشتباه در خوانش کلمات بوده، در زیر "گاف" سه نقطه نهاده است.
پنجاه و نه سال پس از استنساخ الابنیه (سال ۵۰۶ هجری)، کاتب دانشمند و باسواد دیگری، یعنی ابومنصور المظفّر بن احمد بن حمدان در استنساخ تفسیر تاجالتراجم، با گذاشتن سه نقطه بر روی سرکش "گاف"، این حرف را (در جایگاه اشتباه) از "کاف" متمایز کردهاست.
میخواهیم از روی سرگرمی پرسشی فرا روی مخاطبان گرامی بگذاریم.
شاید پاسخ این پرسش برای برخی از پیش معلوم باشد، از ایشان پوزش میخواهیم، اما شاید برخی ندانند.
پرسش این است: چرا کاتبان برای نشان دادن "گاف" (تنها در جایگاه اشتباه، نه همهجا) سه نقطه بهکار بردهاند و این سهنقطه را جزو این حرف بهشمار آوردهاند؟ چرا این حرف را به صورت دیگری، مثلا آنچنان که در این روزگار مرسوم است یا با دو نقطه (که آسانتر است) نشان ندادهاند؟
برای یادآوری میگوییم این بحث هیچ پیوندی با آن سه نقطه که گاهی کاتبان در زیر "سین" میگذاشتهاند، ندارد.
محمد رضیپور
#انجامه
#رسم_الخط
#گاف
برای این بحث، نظردهی را باز گذاشتیم.
@Anjaame
❤4
نکتهای به دقت نظر ام آمد،
آنهم درمورد وضع معادلی برای دیزاین که همیشه مورد بحث بودست. جدای از کلمات «سَره» ای که میآورند به جهت معادلی برای دیزاین، که هم سخت فهم است و هم منظور را نمیرساند.
خانوادهی کلمهی «نظم» به نظرم آمد. که اینگونه باشد:
دیزاین=تنظیم
دیزاینر=تنظیمگر
آنچه دیزاین شدست=نظم/منظومه
و...
جای تأمل دارد.
پ.ن: معادل عربی دیزاین «تصمیم» است و دیزاینر «مصمم»
[کامنتها باز است]
آنهم درمورد وضع معادلی برای دیزاین که همیشه مورد بحث بودست. جدای از کلمات «سَره» ای که میآورند به جهت معادلی برای دیزاین، که هم سخت فهم است و هم منظور را نمیرساند.
خانوادهی کلمهی «نظم» به نظرم آمد. که اینگونه باشد:
دیزاین=تنظیم
دیزاینر=تنظیمگر
آنچه دیزاین شدست=نظم/منظومه
و...
جای تأمل دارد.
پ.ن: معادل عربی دیزاین «تصمیم» است و دیزاینر «مصمم»
[کامنتها باز است]
❤4👍1
ارجاعاتِ خط و تایپ
نکتهای به دقت نظر ام آمد، آنهم درمورد وضع معادلی برای دیزاین که همیشه مورد بحث بودست. جدای از کلمات «سَره» ای که میآورند به جهت معادلی برای دیزاین، که هم سخت فهم است و هم منظور را نمیرساند. خانوادهی کلمهی «نظم» به نظرم آمد. که اینگونه باشد: دیزاین=تنظیم…
پ.ن۲: هدف از پیش—نهاد این واژگان برای جایگزینی نیست زیرا که هدفیست دور از واقعیت. بلکه با در نظر داشتن این مفاهیم که زبانِ ما نزدیکترند و فهم آنها آسانتر؛ فردِ تازهآشنا، با ماهیت دیزاین خو گیریِ زبانی بهتری داشته باشد.
👍2