اولین مسئله اینست که یادآوری شویم لوگوتایپ به مانند هر رسانهی متنیِ دیگری، مطلقا تابع فرم است. چه بسا بیش از الباقی.
حال اینکه «شدت» حضورِ فرم تا چقدر باشد هم که بحث برند است و استراتژی که از حوصله این بحث خارج. (بعد تر خواهیم پرداخت)
حال اینکه «شدت» حضورِ فرم تا چقدر باشد هم که بحث برند است و استراتژی که از حوصله این بحث خارج. (بعد تر خواهیم پرداخت)
❤3
اگر نگاهی به لوگوتایپ های اخیر بیاندازیم، «ترند» ای میبینیم بر تغییر کنتراست حروف و تبدیل آن به لاتین. که پیشتر در اینجا مفصل آن را شرح دادیم و با استدلال علمی این پدیده را نقض کردیم.
بار دیگر باید تاکید کرد که «ترند» سواری تمام آنچیزی است که دیزاین نیست.
بار دیگر باید تاکید کرد که «ترند» سواری تمام آنچیزی است که دیزاین نیست.
Telegram
ارجاعاتِ خط و تایپ
هر موقع انگلیسی را بدین شکل نوشتند،
فارسی را هم بیایید مثل لاتین ضخامت عمودیها را بیشتر از افقیها بگیرید.
چیزی که خارج از سنت و حافظهی بصریست، در هر صورتی غلط است!
نکنید!
فارسی را هم بیایید مثل لاتین ضخامت عمودیها را بیشتر از افقیها بگیرید.
چیزی که خارج از سنت و حافظهی بصریست، در هر صورتی غلط است!
نکنید!
❤5
حال اخیرا به اثری برخوردم که در وهلهی اول برایم بسیار غریب بود. و این لزوما بدیم معنی نیست که اثر را بیهوده بشماریم و بگذریم. خیر.
میبایست بیشتر تأمل کرد، به دستگاه علوم شناختی توسل کرد و درنهایت ببینیم چه چیزی کار کرده است و چه چیزی کار نکرده.
میبایست بیشتر تأمل کرد، به دستگاه علوم شناختی توسل کرد و درنهایت ببینیم چه چیزی کار کرده است و چه چیزی کار نکرده.
❤3
دوم نکته اما، جایی که مخاطب با کملطفی مواجه میشود، دقت به مناطقِ سالیانت یا #تشخیص_پذیر است.
#saliance
#saliance
❤3
درمورد شاکلهی «مر» نیز میتوان به عنصرِ اصلی بد خوان بودن این اثر اشاره کرد (که در جایگیریِ ے هم باعث خطا خوانی شدست) آن هم کامپوزیسیون.
❤4
البته که ما آگاهیم به برخی از «حقه» ها و زبردستی ها که گاهی دیزاینر فرمی را «برایِ خوانشِ ناخودآگاه» در جایی پنهان میکند.
اینجا شاید مقصود، حضورِ ناخودآگاه فرمِ شین و کاف بودست تا که «کاشان» تداعی شود.
[لوگوتایپ «هیوا» را ببینید]
اما میبایست گفت که این مورد ناموفق بودست و درنهایت مخاطب با یک «بلوک» ناخوانا مواجه است.
اینجا شاید مقصود، حضورِ ناخودآگاه فرمِ شین و کاف بودست تا که «کاشان» تداعی شود.
[لوگوتایپ «هیوا» را ببینید]
اما میبایست گفت که این مورد ناموفق بودست و درنهایت مخاطب با یک «بلوک» ناخوانا مواجه است.
(این مورد را عرض کردم برای دوستانِ کمی پیگیر تر که در جریان هستند، توضیح این چگونگی این «حقه» را بگذارید برای زمانی دگر)
❤4👍1
حال که مختصری زدیم بر این موارد. فرصت غنیمتیست و میتوانیم به گفتگو و یادگیری بپردازیم.
[کامنت ها باز است]
[کامنت ها باز است]
❤3👍1
ارجاعاتِ خط و تایپ
اگر از نقطهی سبز شروع و در نقطهی قرمز حرکت را به پایان رسانیم، این فرم، بدون هیچ شبههای فرمِ ڪ را تداعی میکند.
نیاز است اضافه کنم که این مورد را بسیار خلاصه گفتم وگرنه توضیح در باب اینکه هرکدام از فرم های «مضنون»، کدام بخشِ سالیانت دارند و چگونه توسط چشم تشخیص داده میشوند خود یک لکچر یکساعتهست. بس فعلا به همین بسنده کنیم.
❤3
Forwarded from عرصههای ارتباطی
#کتابخانه🔸ضد کتابخانه
نسیم نیکولاس طالب، در کتاب مشهور خود، قوی سیاه، مفهومی را معرفی میکند که برای فهم این موقعیت به ما کمک میکند: ضدکتابخانه.
او میگوید ضدکتابخانه مجموعۀ کتابهایی است که خریدهاید اما نخواندهاید. اگر در مسیر یادگیری و دانشوری قدم بردارید، هر چقدر جلوتر میروید، ضدکتابخانۀ شما هم بزرگتر خواهد شد. در این نگاه، کتابهایی که خواندهاید به مراتب بیارزشتر از کتابهایی هستند که هنوز نخواندهاید. ضدکتابخانۀ شما بهترین انگیزهبخش ادامۀ مسیر یادگیری است. مفهوم "ضدکتابخانه" به موضوع گستردهتری در تحقیقات روانشناختی اشاره میکند که میگوید تصور فرد از میزان نادانستههایش، نشانۀ دقیقی از روحیه و رویکرد علمی اوست. هرچقدر فرد دانش گسترده، انتقادی و موشکافانهتری داشته باشد، بهتر میداند که "چقدر نمیداند"... +
نسیم نیکولاس طالب، در کتاب مشهور خود، قوی سیاه، مفهومی را معرفی میکند که برای فهم این موقعیت به ما کمک میکند: ضدکتابخانه.
او میگوید ضدکتابخانه مجموعۀ کتابهایی است که خریدهاید اما نخواندهاید. اگر در مسیر یادگیری و دانشوری قدم بردارید، هر چقدر جلوتر میروید، ضدکتابخانۀ شما هم بزرگتر خواهد شد. در این نگاه، کتابهایی که خواندهاید به مراتب بیارزشتر از کتابهایی هستند که هنوز نخواندهاید. ضدکتابخانۀ شما بهترین انگیزهبخش ادامۀ مسیر یادگیری است. مفهوم "ضدکتابخانه" به موضوع گستردهتری در تحقیقات روانشناختی اشاره میکند که میگوید تصور فرد از میزان نادانستههایش، نشانۀ دقیقی از روحیه و رویکرد علمی اوست. هرچقدر فرد دانش گسترده، انتقادی و موشکافانهتری داشته باشد، بهتر میداند که "چقدر نمیداند"... +
❤5
این ترکیب کلمهی «ناترازی انرژی» هم که اخیرا شروع کردند به استفاده جالبست. تلاش مذبوحانهایست برای سفیدشوییِ مفهومِ قبیحِ «کمبود انرژی».
#زبان
#زبان
❤5
ارجاعاتِ خط و تایپ
این ترکیب کلمهی «ناترازی انرژی» هم که اخیرا شروع کردند به استفاده جالبست. تلاش مذبوحانهایست برای سفیدشوییِ مفهومِ قبیحِ «کمبود انرژی». #زبان
که موفق هم بودهاست. این گونه «هایجک کردن کلمات» باعث میشود آنچه «حقیقت» است از یاد برود و «کلمهی جایگزین» تبدیل به «یگانه مفهوم» شود.
اکنون از چند نفر بپرسید مشکل انرژی چیست میگویند «ناترازی». حال سعی کنید بفهمید اصلا این «تراز» کجایست که «نا» باشد.
خاطرمان باشد «کمبود» است. نه «ناترازی».
#زبان
اکنون از چند نفر بپرسید مشکل انرژی چیست میگویند «ناترازی». حال سعی کنید بفهمید اصلا این «تراز» کجایست که «نا» باشد.
خاطرمان باشد «کمبود» است. نه «ناترازی».
#زبان
❤5
ارجاعاتِ خط و تایپ
امشب مطلبی را درمورد مفهوم «اصطکاک» خواهم آورد.
عزیزان کمی خسته ام. میگذاریم فردا که انرژی بیشتری باشد.
❤4⚡2
Forwarded from انجامه (Mohammad Razipour)
جستار
نسختهسخنِ سرسریِ یک استاد!
آقای حسن انصاری در فرستهای در کانال تلگرامشان این سخن زیبا و شاعرانۀ یک دختر افغان را، یعنی:
«شرمت باد!
از بیگانه دریوزه میکنی؟»،
به استاد کدکنی نسبت داده و نوشته است:
بر این سخن آقای انصاری دو ایراد وارد است:
یکم:
سخن بالا گفتۀ استاد کدکنی نیست، بلکه گفتار یک دختر افغان بوده که استاد کدکنی آن را از زبان دوستی از آنِ ایشان که به افغانستان سفر کرده بوده، در کتاب موسیقی شعر نقل کرده است؛ و آن داستان چنین است:
فرمودهاند:
اگر چیزی با "قلم طلا" نوشته شود، آن نوشته هیچ اثری از "طلای" آن "قلم" به خود نمیگیرد و با نوشتهای که با یک قلم آهنین نوشته شود هیچ فرقی ندارد.[۱]
آنچه آقای انصاری میخواستهاند بگویند نوشتن آن سخن زیبای آن دختر افغان است به "آب زر".
نوشتن چیزی به "آب زر" از نوع و جنس "قلم" فارغ است.
گواه۱:
و در این باره حضرت سعدی فرموده:
یادآوری این دو نکته را لازم دانستیم مبادا کسانی سخن نادرست ایشان را نقل کنند و این سخن باطل را پراگنده گردانند و این، برای کسانی که در اصل چیزها خوضی نمیکنند، سرمشق شود...
محمد رضیپور
#انجامه
#نقد
#حسن_انصاری
#آب_زر
#دختر_افغان
#کدکنی
#ایران_اینترنشنال
[۱] نوک خودنویس Meisterstück MONTBLONC من طلاست، اما آنچه مینگارد با نوشتۀ یک خودنویس معمولی فرق چندان ندارد.
راهنمای استفاده از جستارها و گفتارها و دیگر چیزها که در کانال "انجامه" آوردهایم - ۱
#Anjaame
نسختهسخنِ سرسریِ یک استاد!
آقای حسن انصاری در فرستهای در کانال تلگرامشان این سخن زیبا و شاعرانۀ یک دختر افغان را، یعنی:
«شرمت باد!
از بیگانه دریوزه میکنی؟»،
به استاد کدکنی نسبت داده و نوشته است:
«سخن استاد دکتر شفیعی کدکنی را بايد با قلم طلا نوشت.»
بر این سخن آقای انصاری دو ایراد وارد است:
یکم:
سخن بالا گفتۀ استاد کدکنی نیست، بلکه گفتار یک دختر افغان بوده که استاد کدکنی آن را از زبان دوستی از آنِ ایشان که به افغانستان سفر کرده بوده، در کتاب موسیقی شعر نقل کرده است؛ و آن داستان چنین است:
«در همین حوزۀ باستانگرایی بهشمار میرود کاربردهای اقلیمی از زبان نسبت به اقلیم دیگر.دیگَرُم:
یکی از دوستان ما میگفت: به همراه جمعی از تهران به افغانستان سفر کردیم و در یکی از شهرها یا دهاتِ آنجا به سیاحت و سفر مشغول بودیم، دو دختر فقیر که ما "خارجیان" را دیدند به طرف ما آمدند و یکی از آنها تقاضای کمک یا پولی میکرد، و آن دیگری که در فاصلۀ دورتر ایستاده بود به دوستش گفت:
شرمت باد!
از بیگانه دریوزه می کنی؟»
(شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، آگاه، تهران، ۱۳۹۱، چاپ سیزدهم، صص۲۵-۲۶.)
فرمودهاند:
«سخن استاد دکتر شفیعی کدکنی را بايد با قلم طلا نوشت.»
اگر چیزی با "قلم طلا" نوشته شود، آن نوشته هیچ اثری از "طلای" آن "قلم" به خود نمیگیرد و با نوشتهای که با یک قلم آهنین نوشته شود هیچ فرقی ندارد.[۱]
آنچه آقای انصاری میخواستهاند بگویند نوشتن آن سخن زیبای آن دختر افغان است به "آب زر".
نوشتن چیزی به "آب زر" از نوع و جنس "قلم" فارغ است.
گواه۱:
«...و این دین، یعنی همۀ اوستا و زند، با آب زر بر روی پوستهای آراستۀ گاو نوشته و در استخر پابکان در ذژنپشت نهاده شده بود.»گواه۲:
(ارداویرافنامه، انتشارات معین - انجمن ایرانشناسی فرانسه، چاپ اول ۱۳۷۲ - ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، ص ۳۹ )
و در این باره حضرت سعدی فرموده:
«همین نصیحت سعدی بهآب زر بنویس،
که خانه را کس ازین خوبتر نیاراید.»
(دستنویس فاتح۵۴۰۶، ص۷۳/۱۳۲
از مواعظ سعدی
سال استنساخ ۷۰۹)
یادآوری این دو نکته را لازم دانستیم مبادا کسانی سخن نادرست ایشان را نقل کنند و این سخن باطل را پراگنده گردانند و این، برای کسانی که در اصل چیزها خوضی نمیکنند، سرمشق شود...
محمد رضیپور
#انجامه
#نقد
#حسن_انصاری
#آب_زر
#دختر_افغان
#کدکنی
#ایران_اینترنشنال
[۱] نوک خودنویس Meisterstück MONTBLONC من طلاست، اما آنچه مینگارد با نوشتۀ یک خودنویس معمولی فرق چندان ندارد.
راهنمای استفاده از جستارها و گفتارها و دیگر چیزها که در کانال "انجامه" آوردهایم - ۱
#Anjaame
❤2
گنجه و مهمات،
دو پوشهی کامل از کانال های رفرنس خطی. تقدیم شما عزیزان.
دو پوشهی کامل از کانال های رفرنس خطی. تقدیم شما عزیزان.
⚡15❤3👍1