Forwarded from Žesam
سلام خوبی محمد حسین
راجب اون عکسه، مال عجائب المخلوقات هستش، من ۷ نسخه ازش دارم و دیشب همشون رو بررسی کردم ولی نبود توی اونا بعد که بیشتر دنبالش گشتم به این رسیدم که مال نسخه هند غربی عه، ولی خب ندارم اون نسخه رو، گفتم بگم بهت شاید کمک کنه.
راجب اون عکسه، مال عجائب المخلوقات هستش، من ۷ نسخه ازش دارم و دیشب همشون رو بررسی کردم ولی نبود توی اونا بعد که بیشتر دنبالش گشتم به این رسیدم که مال نسخه هند غربی عه، ولی خب ندارم اون نسخه رو، گفتم بگم بهت شاید کمک کنه.
❤2
ارجاعاتِ خط و تایپ
کسی از دوستان اگر توانست این نسخه خطی را شناسایی کند و یا نسخهی کاملی از آن را داشت لطفا در اختیارمان بگذارد: @mohos_a
به نظرم یک مجموعه از نسخه های عجائب المخلوقات همینجا تشکیل بدهیم.
هر نسخهای دارید بفرستید تا همینجا همه را آرشیو کنیم
@mohos_a
هر نسخهای دارید بفرستید تا همینجا همه را آرشیو کنیم
@mohos_a
❤2
Forwarded from Amir Homayoun
عجایب_المخلوقات_قزوینی_در_تصاویر_چاپ_سنگی_علیقی_خویی.pdf
38.6 MB
عجایب المخلوقات قزوینی در تصاویر چاپ سنگی علیقی خویی.pdf
❤6
Forwarded from Žesam
❤1
^^ تعدادی از نسخ خطی عجائب المخلوقات.
با تشکر از حسام عزیز و آقای همایون. ^^
با تشکر از حسام عزیز و آقای همایون. ^^
❤6
Forwarded from عرصههای ارتباطی
#تایپوگرافی #دیزاین #گرافیک
🔸طراحی حروف
"طراحی حروف مقولهای مرتبط به
کارکرد است. طراحی زیبا کافی نیست."
#جیمز_تاد تایپوگرافر آمریکایی
🔸طراحی حروف
"طراحی حروف مقولهای مرتبط به
کارکرد است. طراحی زیبا کافی نیست."
#جیمز_تاد تایپوگرافر آمریکایی
❤4👍1
درود بر دوستان و همرهان، یک هفتهای سفر بودم. انشالله از فردا مطالب مجددا و به سرعت در کانال قرار خواهند گرفت.
❤3👍2
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق
دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق
سری که بر سرِ گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم، بر آستانِ فِراق
چگونه باز کنم بال در هوایِ وصال
که ریخت مرغِ دلم پَر در آشیانِ فِراق
کنون چه چاره که در بَحرِ غم به گردابی
فُتاد زورقِ صبرم ز بادبانِ فِراق
بسی نَمانْد که کَشتیِ عمر غرقه شود
ز موجِ شوقِ تو در بحرِ بیکرانِ فِراق
اگر به دستِ من اُفتَد فِراق را بِکُشَم
که روزِ هجر سیَه باد و خان و مانِ فِراق
رفیقِ خِیلِ خیالیم و همنشینِ شَکیب
قَرینِ آتشِ هجران و هم قِرانِ فِراق
چگونه دَعویِ وصلت کُنَم به جان؟ که شدهست
تنم وکیلِ قَضا و دلم ضمانِ فِراق
ز سوزِ شوق دلم شد کباب دور از یار
مدام خونِ جگر میخورم ز خوانِ فِراق
فلک چو دید سرم را اسیرِ چَنبَرِ عشق
بِبَست گردنِ صبرم به ریسمانِ فِراق
به پایِ شوق گر این رَه به سر شدی حافظ
به دستِ هجر ندادی کسی عِنانِ فِراق
شب چلهتان، گَرم باد.
❤2