Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤36
آوردهاند که در مکتبخانهٔ پارت، قلمِ تخته از دست استاد بر زمین اوفتاد. جوانی گفت:
«ای استاد، بیل خویش برگیر.»
استاد برآشفت و گفت:
«ای ناپختهجوان! این قلم است، نه بیل؛ هنوز قلم از بیل بازنشناسی؟»
جوان گفت:
«قلم باشد یا بیل، چه باک؛ که حضرت استاد با آن باغِ فردای مرا چونان شخم زدهاند که عنقریب انگور از سر و رویش برآید!»
استاد را این سخن سخت خوش آمد و از سرِ وجد گفت:
«باغت آباد انگوری!»
زاکان عبیدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤43
🧓🏻همیشه فکر میکردم چیزی که منو از پیری میترسونه، چروک صورت، لرزش دستها و اون ناتوانی تماموکمالیه که تمامیت آدم رو زیر سؤال میبره! اما حالا نظرم عوض شده!
🐲 چیزی که تو پیری بیشتر از همه منو آزار میده و ترس به جونم میندازه، اینه که جوونیم گذشته باشه و از بین انبوه دورههای کالج پارت، کدلس رو شرکت نکرده باشم و در دوران پیری، کدلسی نباشه که باهاش توی پارک قدم بزنم و براش اشعار باباعریان طاهری رو بخونم...
🐲 بعد از فراز و فرودهای بسیار و گذران چالشهای سخت و آسون، فردا با برگزاری جشنِ معارفهِ کدلس، این دوره جذاب رسماً کارشو شروع میکنه.
💎 اگه افتخار میزبانی شما رو تو دوره کدلس نداشتیم، مطمئن باشین بهزودی تو دورههای جذاب بعدی شما رو خواهیم دید.
🔹 🔹 🔹
❤️🔥 website 🆔 instagram
🆔 linkedin 🆔 telegram
💬 bale
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤31
مریدی را دیدند که در شرحِ احوالِ خویش، خواهانِ حضور در دورهٔ بکپک دهم گشته بود.
گفتندش: «ای جوان، هنوز نوبتِ بکپک شش به سر نیامده؛ از چه روی هوای دهم کردهای؟»
گفت: «ای دوست، مرا از بکپک نخست شوقِ حضور بود و هر شش نوبت نام خویش در تارنما نوشتم؛ تا آنکه از نیکبختی، مرا در دور ششم به مصاحبه خواندند. با خویش گفتم این بار خرد پیشه کنم و از هماکنون شرحِ احوال بر بکپک دهم فرستم؛ باشد که چون نوبتش رسد، از خوانِ مصاحبه نیز به سلامت گذرم و مقبولِ حضور گردم.»
چون این تدبیر از وی شنیدند، جماعت را حیرتی سُتُرگ فراگرفت و از فرطِ تحسین چنان جامهها دریدند که آنچه نبایست، بر اهل مجلس آشکار گشت.
حضار جامهدار نیز جملگی سر به زیر افکندند و یکی زیرِ لب گفت: «کاش زودتر به حضور پذیرندش.»
زاکان عبیدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29