Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۸۶ نفر اومدن مصاحبه.
۲۶ نفر قراره وارد کدلس بشن.
این ویدئو درباره اون ۲۶ نفر نیست، درباره اون ۴۵۶ نفره.
کسایی که یه روزی آگهی رو دیدن، ثبتنام کردن و گفتن:
«من به این راحتیا ناامید نمیشم...»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤47
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤36
آوردهاند که در مکتبخانهٔ پارت، قلمِ تخته از دست استاد بر زمین اوفتاد. جوانی گفت:
«ای استاد، بیل خویش برگیر.»
استاد برآشفت و گفت:
«ای ناپختهجوان! این قلم است، نه بیل؛ هنوز قلم از بیل بازنشناسی؟»
جوان گفت:
«قلم باشد یا بیل، چه باک؛ که حضرت استاد با آن باغِ فردای مرا چونان شخم زدهاند که عنقریب انگور از سر و رویش برآید!»
استاد را این سخن سخت خوش آمد و از سرِ وجد گفت:
«باغت آباد انگوری!»
زاکان عبیدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤43
🧓🏻همیشه فکر میکردم چیزی که منو از پیری میترسونه، چروک صورت، لرزش دستها و اون ناتوانی تماموکمالیه که تمامیت آدم رو زیر سؤال میبره! اما حالا نظرم عوض شده!
🐲 چیزی که تو پیری بیشتر از همه منو آزار میده و ترس به جونم میندازه، اینه که جوونیم گذشته باشه و از بین انبوه دورههای کالج پارت، کدلس رو شرکت نکرده باشم و در دوران پیری، کدلسی نباشه که باهاش توی پارک قدم بزنم و براش اشعار باباعریان طاهری رو بخونم...
🐲 بعد از فراز و فرودهای بسیار و گذران چالشهای سخت و آسون، فردا با برگزاری جشنِ معارفهِ کدلس، این دوره جذاب رسماً کارشو شروع میکنه.
💎 اگه افتخار میزبانی شما رو تو دوره کدلس نداشتیم، مطمئن باشین بهزودی تو دورههای جذاب بعدی شما رو خواهیم دید.
🔹 🔹 🔹
❤️🔥 website 🆔 instagram
🆔 linkedin 🆔 telegram
💬 bale
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤31
مریدی را دیدند که در شرحِ احوالِ خویش، خواهانِ حضور در دورهٔ بکپک دهم گشته بود.
گفتندش: «ای جوان، هنوز نوبتِ بکپک شش به سر نیامده؛ از چه روی هوای دهم کردهای؟»
گفت: «ای دوست، مرا از بکپک نخست شوقِ حضور بود و هر شش نوبت نام خویش در تارنما نوشتم؛ تا آنکه از نیکبختی، مرا در دور ششم به مصاحبه خواندند. با خویش گفتم این بار خرد پیشه کنم و از هماکنون شرحِ احوال بر بکپک دهم فرستم؛ باشد که چون نوبتش رسد، از خوانِ مصاحبه نیز به سلامت گذرم و مقبولِ حضور گردم.»
چون این تدبیر از وی شنیدند، جماعت را حیرتی سُتُرگ فراگرفت و از فرطِ تحسین چنان جامهها دریدند که آنچه نبایست، بر اهل مجلس آشکار گشت.
حضار جامهدار نیز جملگی سر به زیر افکندند و یکی زیرِ لب گفت: «کاش زودتر به حضور پذیرندش.»
زاکان عبیدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29