در جهانی که گه نفسی تازه میشود و گه نفسی میمیرد میخواهم که تو نفسی باشی در من که زنده میشود. میخواهم بگذارم که تو ریشه های اهریمنی روحم را در بالین خود بگیری و از بیخ بذر روحی اهورایی در من بکاری. از جمیع سرور دو عالم تو مرا سر مست کن.بیمارم کن تا تیمار تو باشم.رفته رفته پیمان هم بستگی میان دو روح رنجیده را برقرار ساز. قلبت را درحالی که دستت را به من هدیه میکنی، به من بده تا از آن در کنار قلب خودم شبانه نگاهبانی کنم. تورا غرق در دوست دارم های محرمانه خود خواهم کرد و لحظه ای نخواهی یافت که عشق من را در خونت احساس نکنی.
Nina
❤🔥1