Forwarded from عکس نگار
🌐چین، آمریکا و انتخابات نوامبر
✍️دكتر محمود سریع القلم
بخش سوم :
🔹در دهۀ آینده، جنگ تعرفه ها، مذاکرات دوجانبه تجاری، اتصالات منطقه ای، واگرایی بین المللی و ناکارآمدی در سازمان های بین المللی پیش روی نظام بین الملل است.
🔹نشانه هایی حاکی از به جریان افتادن این روند ها دیده می شود. خرید و ادغام موسسات و یا کارخانه ها (Mergers and Acquisitions) توسط چینی ها در آمریکا هم اکنون در وزارت خزانه داری آمریکا بررسی می شود و بر خلاف دهه های 2015 – 1995 عموما پذیرفته نمی شوند. احتمال می رود شرکت های آمریکایی با محدودیت های جدیدی برای فعالیت در چین رو به رو شوند.
🔹در بودجه و برنامه جدید اقتصادی بعد از کرونای ژاپن، مبلغ 243 میلیارد ین کمک به شرکت های ژاپنی برای خروج از چین اختصاص داده شده است.
🔹به رغم اینکه مشخص است بعضی کشورها مانند ژاپن، کرۀ جنوبی، استرالیا و هند در تقابل میان آمریکا و چین، خود را در کدام سو تعریف می کنند، اما اکثریت مطلق کشورها ، سیاستِ ابهام، دوسویه، موردی، پروژه ای و پیچیده ای را انتخاب کرده اند و با ادبیات دیپلماتیک اعلام کرده اند که علاقمند به سوگیری نیستند بلکه از فرصت های هردو برای رشد و توسعه ملی استفاده خواهند کرد. این رهیافت به ویژه در اتحادیه اروپا در دوره ریاست آلمان قابل مشاهده است.
🔹روسیه که با فاصله از آمریکا و چین قدرت سوم جهان محسوب می شود با احتیاط، ابهام و مورد به مورد برخورد می کند.
🔹روس ها مانند چینی ها ظرفیت تولید مازاد سرمایه را ندارند و نقشی جدی در اقتصاد بین الملل ایفا نمی کنند و با کاهش قیمت انرژی های فسیلی، دچار افت قابل توجه در درآمد ملی شده اند.
🔹روس ها به سختی متعهد می شوند و بر خلاف چینی ها خیلی تحت تاثیر درازمدت نیستند. چینی ها با قدرت مالی، به شوکت و نفوذ رسیدند. روس ها می خواهند به واسطۀ وسعتِ سرزمین، ظرفیت هسته ای و توان نظامی، شوکت به آن ها اعطا شود.
🔹آمریکایی ها روس ها را مزاحم می دانند و خیلی به آن ها اعتنا نمی کنند و اگر بتوانند مرکز و شرق اروپا را به غرب اروپا و شمال آمریکا به لحاظ اقتصادی و انرژی سوق دهند اهرم مهمی را از مسکو خواهند گرفت که این خود نیاز به افزایش ظرفیت های مازاد سرمایه در آمریکا خواهد داشت.
🔹هرچند مسکو و بیجینگ با آمریکا مشکل دارند ولی اتحاد ضدِ آمریکایی آن ها به واسطه ی تلقی چین از اهمیتِ آمریکا در آیندۀ اقتصادی خود امکان پذیر نیست.
🔹اتحاد با روسیه به توانمند شدن قابل توجه چین در عرصه های اقتصادی و ژئوپلیتیک مساعدتی نمی کند ضمن اینکه این دو در باطن خیلی به هم اعتماد ندارند.
🔹روسیه نیز مانند 98 درصد کشورها تمایل ندارد میان چین و آمریکا یکی را انتخاب کند. رقابت شوروی و آمریکا رقابتی ایدئولوژیک بود ولی رقابت چین با آمریکا عمدتاً ماهیتی مالی-اقتصادی-سیاسی دارد.
🔹کشورهای میان پایه مانند برزیل، آرژانتین و اندونزی که از استقلال سیاسی بهره مند هستند، این نظام بین الملل را یک فرصت می بینند تا از هردو طرف استفاده کنند تا درآمدِ سرانۀ خود را ارتقا بخشند.
🔹نحوۀ شکل گیری و تکامل این نظام بین الملل بعد از انتخابات نوامبر 2020، فارغ از اینکه کدام حزب پیروز شود یک تابع کلیدی دیگری نیز دارد:
1) تا چه میزان جهت گیری جدید سیاست خارجی آمریکا می تواند ثروتِ بیشتری تولید کند؟
2) با چه نسبتی این ثروت جدید برای فائق آمدن بر چین از یک طرف و هزینه کردن آن در داخل آمریکا از طرف دیگر، بهره برداری شود.
🔹در دنیای جدید اگر فردی بخواهد معقول و محترم زندگی کند، بنگاهی بخواهد بقای خود را تضمین کند و کشوری بخواهد مستقل و آزاد باشد نیاز به تولید ثروت و مازاد و پس اندازدارد.
✅ثروت = توان مالی، سرمایه و پس انداز، اضافه بر هزینه های جاری.
@drmoradenadi
✍️دكتر محمود سریع القلم
بخش سوم :
🔹در دهۀ آینده، جنگ تعرفه ها، مذاکرات دوجانبه تجاری، اتصالات منطقه ای، واگرایی بین المللی و ناکارآمدی در سازمان های بین المللی پیش روی نظام بین الملل است.
🔹نشانه هایی حاکی از به جریان افتادن این روند ها دیده می شود. خرید و ادغام موسسات و یا کارخانه ها (Mergers and Acquisitions) توسط چینی ها در آمریکا هم اکنون در وزارت خزانه داری آمریکا بررسی می شود و بر خلاف دهه های 2015 – 1995 عموما پذیرفته نمی شوند. احتمال می رود شرکت های آمریکایی با محدودیت های جدیدی برای فعالیت در چین رو به رو شوند.
🔹در بودجه و برنامه جدید اقتصادی بعد از کرونای ژاپن، مبلغ 243 میلیارد ین کمک به شرکت های ژاپنی برای خروج از چین اختصاص داده شده است.
🔹به رغم اینکه مشخص است بعضی کشورها مانند ژاپن، کرۀ جنوبی، استرالیا و هند در تقابل میان آمریکا و چین، خود را در کدام سو تعریف می کنند، اما اکثریت مطلق کشورها ، سیاستِ ابهام، دوسویه، موردی، پروژه ای و پیچیده ای را انتخاب کرده اند و با ادبیات دیپلماتیک اعلام کرده اند که علاقمند به سوگیری نیستند بلکه از فرصت های هردو برای رشد و توسعه ملی استفاده خواهند کرد. این رهیافت به ویژه در اتحادیه اروپا در دوره ریاست آلمان قابل مشاهده است.
🔹روسیه که با فاصله از آمریکا و چین قدرت سوم جهان محسوب می شود با احتیاط، ابهام و مورد به مورد برخورد می کند.
🔹روس ها مانند چینی ها ظرفیت تولید مازاد سرمایه را ندارند و نقشی جدی در اقتصاد بین الملل ایفا نمی کنند و با کاهش قیمت انرژی های فسیلی، دچار افت قابل توجه در درآمد ملی شده اند.
🔹روس ها به سختی متعهد می شوند و بر خلاف چینی ها خیلی تحت تاثیر درازمدت نیستند. چینی ها با قدرت مالی، به شوکت و نفوذ رسیدند. روس ها می خواهند به واسطۀ وسعتِ سرزمین، ظرفیت هسته ای و توان نظامی، شوکت به آن ها اعطا شود.
🔹آمریکایی ها روس ها را مزاحم می دانند و خیلی به آن ها اعتنا نمی کنند و اگر بتوانند مرکز و شرق اروپا را به غرب اروپا و شمال آمریکا به لحاظ اقتصادی و انرژی سوق دهند اهرم مهمی را از مسکو خواهند گرفت که این خود نیاز به افزایش ظرفیت های مازاد سرمایه در آمریکا خواهد داشت.
🔹هرچند مسکو و بیجینگ با آمریکا مشکل دارند ولی اتحاد ضدِ آمریکایی آن ها به واسطه ی تلقی چین از اهمیتِ آمریکا در آیندۀ اقتصادی خود امکان پذیر نیست.
🔹اتحاد با روسیه به توانمند شدن قابل توجه چین در عرصه های اقتصادی و ژئوپلیتیک مساعدتی نمی کند ضمن اینکه این دو در باطن خیلی به هم اعتماد ندارند.
🔹روسیه نیز مانند 98 درصد کشورها تمایل ندارد میان چین و آمریکا یکی را انتخاب کند. رقابت شوروی و آمریکا رقابتی ایدئولوژیک بود ولی رقابت چین با آمریکا عمدتاً ماهیتی مالی-اقتصادی-سیاسی دارد.
🔹کشورهای میان پایه مانند برزیل، آرژانتین و اندونزی که از استقلال سیاسی بهره مند هستند، این نظام بین الملل را یک فرصت می بینند تا از هردو طرف استفاده کنند تا درآمدِ سرانۀ خود را ارتقا بخشند.
🔹نحوۀ شکل گیری و تکامل این نظام بین الملل بعد از انتخابات نوامبر 2020، فارغ از اینکه کدام حزب پیروز شود یک تابع کلیدی دیگری نیز دارد:
1) تا چه میزان جهت گیری جدید سیاست خارجی آمریکا می تواند ثروتِ بیشتری تولید کند؟
2) با چه نسبتی این ثروت جدید برای فائق آمدن بر چین از یک طرف و هزینه کردن آن در داخل آمریکا از طرف دیگر، بهره برداری شود.
🔹در دنیای جدید اگر فردی بخواهد معقول و محترم زندگی کند، بنگاهی بخواهد بقای خود را تضمین کند و کشوری بخواهد مستقل و آزاد باشد نیاز به تولید ثروت و مازاد و پس اندازدارد.
✅ثروت = توان مالی، سرمایه و پس انداز، اضافه بر هزینه های جاری.
@drmoradenadi
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (سعید GHAFFARI)
✔️عربستان سعودی میزبان اولین مرکز داده های ابری "Oracle" در خاورمیانه و شمال آفریقا
@SHAMAT94
🔷شرکت "Oracle" اعلام کرد عربستان سعودی را به عنوان مرکز منطقه ای خود برای تاسیس مرکز داده های ابری (Cloud) در خاورمیانه و شمال آفریقا انتخاب کرده است.
🔸این مرکز یکی از 20 مرکز شرکت در سطح جهان خواهد بود و با فنآوری های پیشرفته در زمینه امنیت سایبری امکاناتی مثل واقعیت مجازی و مقابله با تهدیدهای سایبری را فراهم می نماید.
🔻افتتاح این مرکز در عربستان سعودی که به اشتغال بسیاری از شهروندان سعودی کمک خواهد کرد نتیجه تلاشهای وزارت ارتباطات و فنآوری داده در زمینه تقویت فرهنگ و محیط لازم برای ابتکارهای مربوط به فنآوری دیجیتال و تبدیل این کشور به منطقه ای محوری برای تبادل داده است.
🔹لازم به ذکر است وزارت ارتباطات سعودی در سالهای اخیر با شرکتهای بزرگ جهانی قراردادهایی مهم برای تشویق ابتکار و نوآوری در زمینه فنآوری دیجیتال منعقد کرده، و تلاش می کند در راستای اهداف چشم انداز سعودی 2030 به ساخت جامعه دیجیتال و دولت دیجیتال کمک کند.
📌📌از دوستان مطلع می خواهم درباره اهمیت ،ضرورت و پیامدهای این رخداد در آینده، مطالب شان را برایم ارسال کنند...
@SHAMAT94
🔷شرکت "Oracle" اعلام کرد عربستان سعودی را به عنوان مرکز منطقه ای خود برای تاسیس مرکز داده های ابری (Cloud) در خاورمیانه و شمال آفریقا انتخاب کرده است.
🔸این مرکز یکی از 20 مرکز شرکت در سطح جهان خواهد بود و با فنآوری های پیشرفته در زمینه امنیت سایبری امکاناتی مثل واقعیت مجازی و مقابله با تهدیدهای سایبری را فراهم می نماید.
🔻افتتاح این مرکز در عربستان سعودی که به اشتغال بسیاری از شهروندان سعودی کمک خواهد کرد نتیجه تلاشهای وزارت ارتباطات و فنآوری داده در زمینه تقویت فرهنگ و محیط لازم برای ابتکارهای مربوط به فنآوری دیجیتال و تبدیل این کشور به منطقه ای محوری برای تبادل داده است.
🔹لازم به ذکر است وزارت ارتباطات سعودی در سالهای اخیر با شرکتهای بزرگ جهانی قراردادهایی مهم برای تشویق ابتکار و نوآوری در زمینه فنآوری دیجیتال منعقد کرده، و تلاش می کند در راستای اهداف چشم انداز سعودی 2030 به ساخت جامعه دیجیتال و دولت دیجیتال کمک کند.
📌📌از دوستان مطلع می خواهم درباره اهمیت ،ضرورت و پیامدهای این رخداد در آینده، مطالب شان را برایم ارسال کنند...
📃چرا نخبهها میروند و نمیآیند؛ بهجای اینکه بروند و بیایند؟
✍️ دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس)
جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبهستیز هم هست. البته لازم است میان نخبهگرایی و نخبهپروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبهپروری نیست ولی نخبهگرایی بر آن غالب است. زمینه های نخبهگرایی و نخبه سالاری سنتی از دیر باز در ایران وجود داشت و در دورۀ معاصر هم که گرفتار نخبهگرایی پوپولیستی شده ایم. ما از ملت هایی هستیم که متأسفانه همچنان نیاز به قهرمان داریم و بیشتر وقتها این قهرمان نماها هستند که سوار بر امواج میشوند و پوپولیسم راه میاندازند. اما هرگز ما نخبهپرور نبودهایم.
تا آنجا که بنده پیگیری کردم، متوسط ضریب هوشی ایران را حدود ۸۴ براورد میکنند. این البته در حد گمانه ای است که باید مورد بررسی ومداقّه قرار بگیرد اما بنابر پاره ای دادهها،رتبه ایران در ۱۸۵ کشور جهان ۹۷ بوده است. روشن است که اینجانب به ژنوم قومی خاصی به آن مفهوم ذاتباورانه قائل نیستم و دیدگاه نژادپرستانه را موجه نمیدانم، اینکه بیاییم بگوییم برای نمونه نژاد "ژرمن" یا نژاد دیگر بهرۀ هوشی بیشتر و برتری دارد. تحقیقات زیادی هست که عوامل ساختی و کارکردی مانند فقر غذایی وضعف نهادهای آموزشی، متوسط هوش مردم را پایین میآورد و خود این میتواند بیانگر تاثیر ساختار های اقتصادی وفرهنگی در نخبهپروری باشد.
در کشورهای توسعهیافته و یا پیشرو مانند آمریکا و انگلیس تا ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ، بهرۀ هوشی به طور متوسط بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ است، در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و اینها، حدود ۸۰ تا ۹۰ گفته شده است و درکشورهای محروم و مشکلدار مثلا در آفریقا، بهرۀ هوشی پایینتر از ۷۵ است. میبینید که هم در سطح فردی، تفاوتهای قابل لمسی هست و هم در سطح جوامع و در میان کشورها. برمبنای برخی مطالعات علمی، میانگین متوسط هوشی ایرانیان در چند سال اخیر افت آشکاری داشته است! البته هیچکدام از اینها در حکم «امر پیشین» نیستند بلکه «امر پسینی» به شمار میروند و باید به صورت تجربی بررسی و تحقیق و تبیین بشوند.
بر اساس آمارهای منتشر شده ما ۴ تا ۵ میلیون مهاجر ایرانی در ۳۲ کشور جهان داریم که آمریکا بیشترین سهم را از آن دارد و یک میلیون ایرانی به آنجا مهاجرت کرده اند. بیش از یک چهارم ایرانیتبارهای آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند که در ۶۷ گروه نژادی آمریکا، این بالاترین شاخص تحصیلات است. ایرانیان مقیم خارج از کشور، دستکم سرمایهای بالغ بر ۸۰۰ میلیارد دلار دارا هستند (برابر با بیش از یک دهه پول فروش نفت کشور) حالا این ۸۰۰ میلیارد دلار به کنار. سرمایه فکری و سرمایه انسانی ما نیز علاوه بر این سرمایه اقتصادی، در خارج از کشور گردش میکند و خیر آن به سیستمهای فراملی میرسد. امروز بیش از ۵۰۰ پروفسور ایرانی در ایالتهای متحد آمریکا وجود دارد که در ام آی تی یا استنفورد یا دیگر مراکز علمی و دانشگاهی آمریکا تاثیرگذار هستند و این رقم برابر با یکپنجم کل استادان ما در داخل کشور است.
کل تعداد استادان در داخل کشور در سال ۸۹-۹۰ برابر با ۲۵۶۰ نفر بوده است اما هماکنون تنها ۵۰۰ استاد ایرانی در استانداردهای سطح بالای جهانی در آمریکا مشغول به کارند، آیا میتوانید عمق ماجرا را تصور بکنید؟ تنها در آمریکا و نه در تمامی کشورهای دنیا، یکپنجم استادان در داخل، استاد ایرانی داریم!
همچنین متخصصان ایرانی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برابر با یک چهارم کل متخصصان ما در داخل هستند. بنا بر آمار خود آقایان مسوول، تنها نیم تا دو درصد از این ایرانیان مهاجرت کرده به خارج، فعالیت سیاسی دارند و مخالف سیاسی فعال نظام محسوب میشوند. میبینید که مسالهی ما فقط این نیست که نتوانستهایم اپوزوسیون را در داخل نگه داریم و با آن در یک تعامل سازنده باشیم تا کشور در مسیر پیشرفت حرکت بکند، چون اپوزوسیون در دنیای آزاد،سبب پیشرفت جوامع است،ما نهتنها از این ظرفیت استفاده نکردهایم بلکه کل نخبگانمان را هم داریم از دست میدهیم. وقتی خودشان میگویند نیم تا دو درصد اینها نیروی مخالف هستند، به این معنی است که دستکم ۹۸ درصد دیگر از این نخبگانی که رفتند، به سبب وضعیت و ناکارآمدی ساختار است که میروند و نمیتوانند اینجا بمانند و این حقیقتا یک فاجعه است.
چندی پیش سازمان توسعه ملل متحد گزارشی را منتشر کرد و در آن آشکار شد که ایران رکورددار مهاجرت نیروی متخصص است، با ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر خروجی در سال. براساس معادلههای اقتصادی، خروج سالانهی این میزان نیروی متخصص برابر است با خروج ۵۰ میلیارد دلار سرمایه در هر سال...
متن کامل در وبلاگ دکتر فراستخواه
منبع: متن ویراستۀ گفتگوی ساسان آقایی با دکتر مقصود فراستخواه
✍️ دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس)
جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبهستیز هم هست. البته لازم است میان نخبهگرایی و نخبهپروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبهپروری نیست ولی نخبهگرایی بر آن غالب است. زمینه های نخبهگرایی و نخبه سالاری سنتی از دیر باز در ایران وجود داشت و در دورۀ معاصر هم که گرفتار نخبهگرایی پوپولیستی شده ایم. ما از ملت هایی هستیم که متأسفانه همچنان نیاز به قهرمان داریم و بیشتر وقتها این قهرمان نماها هستند که سوار بر امواج میشوند و پوپولیسم راه میاندازند. اما هرگز ما نخبهپرور نبودهایم.
تا آنجا که بنده پیگیری کردم، متوسط ضریب هوشی ایران را حدود ۸۴ براورد میکنند. این البته در حد گمانه ای است که باید مورد بررسی ومداقّه قرار بگیرد اما بنابر پاره ای دادهها،رتبه ایران در ۱۸۵ کشور جهان ۹۷ بوده است. روشن است که اینجانب به ژنوم قومی خاصی به آن مفهوم ذاتباورانه قائل نیستم و دیدگاه نژادپرستانه را موجه نمیدانم، اینکه بیاییم بگوییم برای نمونه نژاد "ژرمن" یا نژاد دیگر بهرۀ هوشی بیشتر و برتری دارد. تحقیقات زیادی هست که عوامل ساختی و کارکردی مانند فقر غذایی وضعف نهادهای آموزشی، متوسط هوش مردم را پایین میآورد و خود این میتواند بیانگر تاثیر ساختار های اقتصادی وفرهنگی در نخبهپروری باشد.
در کشورهای توسعهیافته و یا پیشرو مانند آمریکا و انگلیس تا ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ، بهرۀ هوشی به طور متوسط بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ است، در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و اینها، حدود ۸۰ تا ۹۰ گفته شده است و درکشورهای محروم و مشکلدار مثلا در آفریقا، بهرۀ هوشی پایینتر از ۷۵ است. میبینید که هم در سطح فردی، تفاوتهای قابل لمسی هست و هم در سطح جوامع و در میان کشورها. برمبنای برخی مطالعات علمی، میانگین متوسط هوشی ایرانیان در چند سال اخیر افت آشکاری داشته است! البته هیچکدام از اینها در حکم «امر پیشین» نیستند بلکه «امر پسینی» به شمار میروند و باید به صورت تجربی بررسی و تحقیق و تبیین بشوند.
بر اساس آمارهای منتشر شده ما ۴ تا ۵ میلیون مهاجر ایرانی در ۳۲ کشور جهان داریم که آمریکا بیشترین سهم را از آن دارد و یک میلیون ایرانی به آنجا مهاجرت کرده اند. بیش از یک چهارم ایرانیتبارهای آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند که در ۶۷ گروه نژادی آمریکا، این بالاترین شاخص تحصیلات است. ایرانیان مقیم خارج از کشور، دستکم سرمایهای بالغ بر ۸۰۰ میلیارد دلار دارا هستند (برابر با بیش از یک دهه پول فروش نفت کشور) حالا این ۸۰۰ میلیارد دلار به کنار. سرمایه فکری و سرمایه انسانی ما نیز علاوه بر این سرمایه اقتصادی، در خارج از کشور گردش میکند و خیر آن به سیستمهای فراملی میرسد. امروز بیش از ۵۰۰ پروفسور ایرانی در ایالتهای متحد آمریکا وجود دارد که در ام آی تی یا استنفورد یا دیگر مراکز علمی و دانشگاهی آمریکا تاثیرگذار هستند و این رقم برابر با یکپنجم کل استادان ما در داخل کشور است.
کل تعداد استادان در داخل کشور در سال ۸۹-۹۰ برابر با ۲۵۶۰ نفر بوده است اما هماکنون تنها ۵۰۰ استاد ایرانی در استانداردهای سطح بالای جهانی در آمریکا مشغول به کارند، آیا میتوانید عمق ماجرا را تصور بکنید؟ تنها در آمریکا و نه در تمامی کشورهای دنیا، یکپنجم استادان در داخل، استاد ایرانی داریم!
همچنین متخصصان ایرانی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برابر با یک چهارم کل متخصصان ما در داخل هستند. بنا بر آمار خود آقایان مسوول، تنها نیم تا دو درصد از این ایرانیان مهاجرت کرده به خارج، فعالیت سیاسی دارند و مخالف سیاسی فعال نظام محسوب میشوند. میبینید که مسالهی ما فقط این نیست که نتوانستهایم اپوزوسیون را در داخل نگه داریم و با آن در یک تعامل سازنده باشیم تا کشور در مسیر پیشرفت حرکت بکند، چون اپوزوسیون در دنیای آزاد،سبب پیشرفت جوامع است،ما نهتنها از این ظرفیت استفاده نکردهایم بلکه کل نخبگانمان را هم داریم از دست میدهیم. وقتی خودشان میگویند نیم تا دو درصد اینها نیروی مخالف هستند، به این معنی است که دستکم ۹۸ درصد دیگر از این نخبگانی که رفتند، به سبب وضعیت و ناکارآمدی ساختار است که میروند و نمیتوانند اینجا بمانند و این حقیقتا یک فاجعه است.
چندی پیش سازمان توسعه ملل متحد گزارشی را منتشر کرد و در آن آشکار شد که ایران رکورددار مهاجرت نیروی متخصص است، با ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر خروجی در سال. براساس معادلههای اقتصادی، خروج سالانهی این میزان نیروی متخصص برابر است با خروج ۵۰ میلیارد دلار سرمایه در هر سال...
متن کامل در وبلاگ دکتر فراستخواه
منبع: متن ویراستۀ گفتگوی ساسان آقایی با دکتر مقصود فراستخواه
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (سعید GHAFFARI)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@SHAMAT94
🔺گزارش جالب شبکه الجزیره درباره تبعات زیست محیطی - عدم توجیه اقتصادی و مخاطرات امنیتی نیروگاه اتمی که امارات تاسیس کرده است
🔺گزارش جالب شبکه الجزیره درباره تبعات زیست محیطی - عدم توجیه اقتصادی و مخاطرات امنیتی نیروگاه اتمی که امارات تاسیس کرده است
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (سعید GHAFFARI)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@SHAMAT94
🔺شبکه الحدث سعودی / پخش زنده
در حال گفتگو با یک شهروند سنی در بیروت که در جریان انفجار زخمی شده است.
خبرنگار شبکه سعی می کند تا او را علیه حزب الله و شیعیان لبنان تحریک کند ، به گونه ای که شیعیان را مسئول این حادثه معرفی نماید.
اما وی در پاسخ به او می گوید:
شما نمی توانید ما را از هم جدا کنید ... شیعیان و سنی ها برادر هستند و مرگ برای آل سعود
📌پ.ن: فضای فعلی لبنان به صورت رسمی و غیر رسمی ملتهب است و از همان دقایق ابتدایی حادثه فعالیت هدفمند رسانه های مخالف حزب الله برای انتشار شایعه و ایجاد اختلاف فعا ل شده است. در این شرایط ما باید یک سناریوی رسانه ای هوشمند و طراحی شده برای خنثی نمودن طرح های آنها داشته باشیم.
انتظار این است رسانه های ما در سطح داخلی و بین الملل تحلیل های محکم و مرجع از حادثه ارایه دهند که تبدیل به روایتهای قابل استناد شود...
🔺شبکه الحدث سعودی / پخش زنده
در حال گفتگو با یک شهروند سنی در بیروت که در جریان انفجار زخمی شده است.
خبرنگار شبکه سعی می کند تا او را علیه حزب الله و شیعیان لبنان تحریک کند ، به گونه ای که شیعیان را مسئول این حادثه معرفی نماید.
اما وی در پاسخ به او می گوید:
شما نمی توانید ما را از هم جدا کنید ... شیعیان و سنی ها برادر هستند و مرگ برای آل سعود
📌پ.ن: فضای فعلی لبنان به صورت رسمی و غیر رسمی ملتهب است و از همان دقایق ابتدایی حادثه فعالیت هدفمند رسانه های مخالف حزب الله برای انتشار شایعه و ایجاد اختلاف فعا ل شده است. در این شرایط ما باید یک سناریوی رسانه ای هوشمند و طراحی شده برای خنثی نمودن طرح های آنها داشته باشیم.
انتظار این است رسانه های ما در سطح داخلی و بین الملل تحلیل های محکم و مرجع از حادثه ارایه دهند که تبدیل به روایتهای قابل استناد شود...
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (Saeed Gh)
💢 الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أمير المؤمنين علي ابن أبي طالب والأئمة المعصومين عليهم السلام
💐
@SHAMAT94
💐
@SHAMAT94
چه زمانی سینما و تلویزیون به خانواده حمله کردند؟
✅از موقعی ضربه مهلکی به ساختمان خانواده در سینما و تلویزیون وارد شد که سازندگان اعتقاد داشتند از فلان بازیگر، دیالوگ و موقعیت استفاده میکنند تا دیده شوند یا در سینما فروش بالایی داشته باشند. خنده خنده، فرهنگ خانواده از دنیای تصویر کنار رفت. شاید یکی از دلایلی که این اتفاق افتاد رونویسی تلویزیون از برنامههای خارجی و نداشتن خلاقیت و رفته رفته غفلت از خانه و خانواده باعث شد تا به اینجا برسیم که چشم بسیاری متوجه فضایمجازی و سریالهای خانگی مسئلهدار باشد و سینما هم دغدغههای فرهنگیاش را به سمت تجارت و فروش ببرد. 🔺چند درصد از کارهای ما فرزندآوری و ازدواج را به صورت درست نمایش میدهد و چند درصد به ازدواج و فرزندآوری حمله میکنند. چرا باید سلبریتی که به مجردیاش میبالد در برنامهای خانوادگی دعوت بشود و حرف از خانواده بزند؟ البته بیشتر حرفهایشان القای ناامیدی در جامعه است و همهچیز را پایان دنیا میدانند. واقعاً چرا باید مجری تلویزیونی که خودش متأهل نیست برنامهای خانوادگی اجرا کند؟
https://t.me/futurespark
https://www.ghatreh.com/news/nn54534912/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF
✅از موقعی ضربه مهلکی به ساختمان خانواده در سینما و تلویزیون وارد شد که سازندگان اعتقاد داشتند از فلان بازیگر، دیالوگ و موقعیت استفاده میکنند تا دیده شوند یا در سینما فروش بالایی داشته باشند. خنده خنده، فرهنگ خانواده از دنیای تصویر کنار رفت. شاید یکی از دلایلی که این اتفاق افتاد رونویسی تلویزیون از برنامههای خارجی و نداشتن خلاقیت و رفته رفته غفلت از خانه و خانواده باعث شد تا به اینجا برسیم که چشم بسیاری متوجه فضایمجازی و سریالهای خانگی مسئلهدار باشد و سینما هم دغدغههای فرهنگیاش را به سمت تجارت و فروش ببرد. 🔺چند درصد از کارهای ما فرزندآوری و ازدواج را به صورت درست نمایش میدهد و چند درصد به ازدواج و فرزندآوری حمله میکنند. چرا باید سلبریتی که به مجردیاش میبالد در برنامهای خانوادگی دعوت بشود و حرف از خانواده بزند؟ البته بیشتر حرفهایشان القای ناامیدی در جامعه است و همهچیز را پایان دنیا میدانند. واقعاً چرا باید مجری تلویزیونی که خودش متأهل نیست برنامهای خانوادگی اجرا کند؟
https://t.me/futurespark
https://www.ghatreh.com/news/nn54534912/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (سعید GHAFFARI)
✅نشانه هایی از آینده
@SHAMAT94
رای الیوم در مطلبی درباره سخنرانی جمعه شب سید حسن نصرالله به سه موضوع مهم و محوری اشاره می کند که نشانه هایی از وضعیت آینده و مسایل پیش روی لبنان و منطقه را ارایه می دهد:
🔸اول:
تمرکز بر وجود توطئه واقعی برای ساقط کردن لبنان که با ساقط کردن دولت حسان دیاب شروع شده و تلاش می شود که نهاد ریاست جمهوری و شخص میشل عون را هم ساقط کند و این روند توطئه با ساقط کردن پارلمان لبنان تکمیل شود.
🔸دوم:
شعله ور کردن شعله جنگ داخلی برای نابودی صلح در لبنان و وارد کردن این کشور به هرج و مرج و خلاء سیاسی و نهادها با ساقط کردن نخست وزیری، ریاست جمهوری و مجلس لبنان.
🔸سوم:
بعید ندانستن اقدام خرابکارانه خارجی در انفجار بندر بیروت و اینکه رژیم صهیونیستی در ورای آن باشد و از همین رو بر مخالفت با هر گونه کمیته تحقیق بین المللی یا حتی مشارکت کارشناسان دفتر تحقیقات فدرال آمریکا در روند تحقیق درباره این جنایت، تاکید کرد؛ زیرا به طور حتم اینها در راستای تبرئه رژیم صهیونیستی و منحرف کردن نتیجه تحقیقات حرکت خواهند کرد، همانند آنچه درباره تحقیقات مربوط به پرونده ترور رفیق حریری رخ داد.
#سید-حسن-نصرالله
#لبنان
@SHAMAT94
رای الیوم در مطلبی درباره سخنرانی جمعه شب سید حسن نصرالله به سه موضوع مهم و محوری اشاره می کند که نشانه هایی از وضعیت آینده و مسایل پیش روی لبنان و منطقه را ارایه می دهد:
🔸اول:
تمرکز بر وجود توطئه واقعی برای ساقط کردن لبنان که با ساقط کردن دولت حسان دیاب شروع شده و تلاش می شود که نهاد ریاست جمهوری و شخص میشل عون را هم ساقط کند و این روند توطئه با ساقط کردن پارلمان لبنان تکمیل شود.
🔸دوم:
شعله ور کردن شعله جنگ داخلی برای نابودی صلح در لبنان و وارد کردن این کشور به هرج و مرج و خلاء سیاسی و نهادها با ساقط کردن نخست وزیری، ریاست جمهوری و مجلس لبنان.
🔸سوم:
بعید ندانستن اقدام خرابکارانه خارجی در انفجار بندر بیروت و اینکه رژیم صهیونیستی در ورای آن باشد و از همین رو بر مخالفت با هر گونه کمیته تحقیق بین المللی یا حتی مشارکت کارشناسان دفتر تحقیقات فدرال آمریکا در روند تحقیق درباره این جنایت، تاکید کرد؛ زیرا به طور حتم اینها در راستای تبرئه رژیم صهیونیستی و منحرف کردن نتیجه تحقیقات حرکت خواهند کرد، همانند آنچه درباره تحقیقات مربوط به پرونده ترور رفیق حریری رخ داد.
#سید-حسن-نصرالله
#لبنان
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (سعید GHAFFARI)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅درباره کتاب : صدایی که شنیده نشد
🔺گزارش پژوهشی با عنوان «گرایشهای فرهنگی و نگرشهای اجتماعی مردم ایران»
در این تحقیق، باید از سه نفر یاد ویژه کرد. مرحوم دکتر علی اسدی که مدیریت این تحقیق را بر عهده داشت. دکتر منوچهر محسنی که از همکاران اصلی این تحقیق بود و شادروان دکتر مجید تهرانیان که بنیانگذار مجموعه این نوع تحقیقات بود. در ابتدای دهه 50 شمسی به همت دکتر مجید تهرانیان بنیان مجموعه پژوهشی گستردهای با عنوان «طرح آیندهنگری» گذاشته میشود. به این اعتبار او از بنیانگذاران مطالعات آیندهنگری در ایران است.
🔸هدف «طرح آیندهنگری»، شناخت وضعیت کنونی جامعه ایران و آیندههای محتمل بود. این طرح، شامل مجموعهای از پژوهشهای اجتماعی بود که از آن جمله میتوان به نظرسنجی عمومی و نظرسنجی از نخبگان اشاره کرد.
این طرح مبتنی بر دو ایده اصلی بود: یکی اینکه جامعه ایران با گذشته و آینده خود چه نسبتی را برقرار میکند و دیگر آنکه در مسیر این تحولات، رسانه چه نقشی ایفا خواهد کرد. در مورد ایده اول، مرحوم تهرانیان در مقدمهای که بر کتاب همایش شیراز مینویسد به «زمانآگاهی» انسان اشاره میکند. وجه تمایز انسان با حیوانات، آگاهی او از مرگ خود است. از این رو، هم دلهره مرگ دارد و هم در جست و جوی جاودانگی است. در نگاه شادروان تهرانیان، تضاد میان این دو، سرچشمه آفرینشهای فکری و فرهنگی بسیار شده است. تغییرات عظیم و شتابانی که جامعه ایران را درنوردیده است، نسبت آن را زمان دگرگون کرده است، از یک سو، به کلی از گذشته خود جداشده است و از سوی دیگر، با دلهره به آینده خود مینگرد. تهرانیان میپرسد با آینده مبهم و بیمآور، چگونه باید روبهرو شد؟ جامعه تا چه حد توانایی نهادی و نگرشی لازم را برای روبهرو شدن با آیندههای متفاوت داراست؟ از دید اعضای گروههای مختلف اجتماعی، آینده چه معنایی دارد و تا چد حد آماده پذیرش چنین آیندهای هستند؟ آیا گروههای مختلف گرایش یا توانایی کنار گذاشتن بخشی از میراث گذشته خود را دارند یا در برابر چنین آیندهای مقاومت میکنند و به گذشته پناه میبرند؟ چنین پرسشهاییاست که به تفکر «آیندهنگرانه» براساس روشهای علوم اجتماعی ضرورت میبخشد.
گزارش نخست از سلسله پژوهشهای «طرح آیندهنگری» را خود شادروان تهرانیان با عنوان «نقش رسانهها در پشتیبانی توسعه ملی ایران» مینویسد که توسط پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران منتشر شد. مرحوم دکتر تهرانیان در فصل اول این گزارش با عنوان شناخت مسئله، جامعه ایران را جامعهای معلق میان دو وضعیت توصیف میکند: گسسته از گذشته و انفعال در برابر آینده. برای عبور از این وضعیت از یک سو باید نسبتِ خود را با سنت تعریف کرد و از سوی دیگر، در اینباره تامل کرد که چگونه و با چه شیوههایی میتوان از دستاوردهای علمی و فنی بهره گرفت. او نگران سست شدن پیوند با سنتهای درخشان و بارور فرهنگی و علمی گذشته است. این جدایی در شرایطی است که فرآوردههای علمی و تکنولوژیک غرب و نظامهای آموزشی و ارتباطی همراه آن به شتاب و بدون پیشبینی زیاد اقتباس میشود. حاصل این اقتباس به گسترشِ کمّی شتابان و چشمگیری انجامیده که از نظر کیفی هنوز شکل و مایه و ریشه نگرفته است. تهرانیان بر این باور بود که تنها راه، پیوند خلاقانه بین سنت و ضرورتهای جامعه جدید است. در مقدمه گزارشی که یاد شد مینویسد «نیاز اساسی پیوند زدن میان سنتهای بارور گذشته فرهنگ کهن و درخشان ایران با ضرورت زندگانی یک جامعه پیشرو صنعتی به خوبی در همه جا احساس میشود. زیرا تنها از راه بستن پیوندهای آفریننده میان سنتها و علم و تکنولوژی جدید است که کشور ما خواهد توانست نقش رهبری فرهنگی گذشته خود را در جهان امروز نیز بازیابد.» از نظر تهرانیان، مشکل اصلی جامعه ایران وضعیت تعلیقی است که آن را «اکنونزدگی» میخواند: یعنی جامعهای که نه با گذشته خود پیوندی دارد و نه از آینده تصوری واقعبینانه. جامعهای که از گذشته خود بریده و فرصت و فراغت اندیشیدن به آینده را نیز از دست داده است.
🔺گزارش پژوهشی با عنوان «گرایشهای فرهنگی و نگرشهای اجتماعی مردم ایران»
در این تحقیق، باید از سه نفر یاد ویژه کرد. مرحوم دکتر علی اسدی که مدیریت این تحقیق را بر عهده داشت. دکتر منوچهر محسنی که از همکاران اصلی این تحقیق بود و شادروان دکتر مجید تهرانیان که بنیانگذار مجموعه این نوع تحقیقات بود. در ابتدای دهه 50 شمسی به همت دکتر مجید تهرانیان بنیان مجموعه پژوهشی گستردهای با عنوان «طرح آیندهنگری» گذاشته میشود. به این اعتبار او از بنیانگذاران مطالعات آیندهنگری در ایران است.
🔸هدف «طرح آیندهنگری»، شناخت وضعیت کنونی جامعه ایران و آیندههای محتمل بود. این طرح، شامل مجموعهای از پژوهشهای اجتماعی بود که از آن جمله میتوان به نظرسنجی عمومی و نظرسنجی از نخبگان اشاره کرد.
این طرح مبتنی بر دو ایده اصلی بود: یکی اینکه جامعه ایران با گذشته و آینده خود چه نسبتی را برقرار میکند و دیگر آنکه در مسیر این تحولات، رسانه چه نقشی ایفا خواهد کرد. در مورد ایده اول، مرحوم تهرانیان در مقدمهای که بر کتاب همایش شیراز مینویسد به «زمانآگاهی» انسان اشاره میکند. وجه تمایز انسان با حیوانات، آگاهی او از مرگ خود است. از این رو، هم دلهره مرگ دارد و هم در جست و جوی جاودانگی است. در نگاه شادروان تهرانیان، تضاد میان این دو، سرچشمه آفرینشهای فکری و فرهنگی بسیار شده است. تغییرات عظیم و شتابانی که جامعه ایران را درنوردیده است، نسبت آن را زمان دگرگون کرده است، از یک سو، به کلی از گذشته خود جداشده است و از سوی دیگر، با دلهره به آینده خود مینگرد. تهرانیان میپرسد با آینده مبهم و بیمآور، چگونه باید روبهرو شد؟ جامعه تا چه حد توانایی نهادی و نگرشی لازم را برای روبهرو شدن با آیندههای متفاوت داراست؟ از دید اعضای گروههای مختلف اجتماعی، آینده چه معنایی دارد و تا چد حد آماده پذیرش چنین آیندهای هستند؟ آیا گروههای مختلف گرایش یا توانایی کنار گذاشتن بخشی از میراث گذشته خود را دارند یا در برابر چنین آیندهای مقاومت میکنند و به گذشته پناه میبرند؟ چنین پرسشهاییاست که به تفکر «آیندهنگرانه» براساس روشهای علوم اجتماعی ضرورت میبخشد.
گزارش نخست از سلسله پژوهشهای «طرح آیندهنگری» را خود شادروان تهرانیان با عنوان «نقش رسانهها در پشتیبانی توسعه ملی ایران» مینویسد که توسط پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران منتشر شد. مرحوم دکتر تهرانیان در فصل اول این گزارش با عنوان شناخت مسئله، جامعه ایران را جامعهای معلق میان دو وضعیت توصیف میکند: گسسته از گذشته و انفعال در برابر آینده. برای عبور از این وضعیت از یک سو باید نسبتِ خود را با سنت تعریف کرد و از سوی دیگر، در اینباره تامل کرد که چگونه و با چه شیوههایی میتوان از دستاوردهای علمی و فنی بهره گرفت. او نگران سست شدن پیوند با سنتهای درخشان و بارور فرهنگی و علمی گذشته است. این جدایی در شرایطی است که فرآوردههای علمی و تکنولوژیک غرب و نظامهای آموزشی و ارتباطی همراه آن به شتاب و بدون پیشبینی زیاد اقتباس میشود. حاصل این اقتباس به گسترشِ کمّی شتابان و چشمگیری انجامیده که از نظر کیفی هنوز شکل و مایه و ریشه نگرفته است. تهرانیان بر این باور بود که تنها راه، پیوند خلاقانه بین سنت و ضرورتهای جامعه جدید است. در مقدمه گزارشی که یاد شد مینویسد «نیاز اساسی پیوند زدن میان سنتهای بارور گذشته فرهنگ کهن و درخشان ایران با ضرورت زندگانی یک جامعه پیشرو صنعتی به خوبی در همه جا احساس میشود. زیرا تنها از راه بستن پیوندهای آفریننده میان سنتها و علم و تکنولوژی جدید است که کشور ما خواهد توانست نقش رهبری فرهنگی گذشته خود را در جهان امروز نیز بازیابد.» از نظر تهرانیان، مشکل اصلی جامعه ایران وضعیت تعلیقی است که آن را «اکنونزدگی» میخواند: یعنی جامعهای که نه با گذشته خود پیوندی دارد و نه از آینده تصوری واقعبینانه. جامعهای که از گذشته خود بریده و فرصت و فراغت اندیشیدن به آینده را نیز از دست داده است.
این وضعیت به جهانی گسیخته منجر شده است که «دوراندیشی» را با «سوداندیشی» یکی میگیرد، «آزمندی» چیرهترین احساس است و «بیگانگی از خویشتن خویش» محسوسترین حاصل این تغییرات است. در چنین دنیایی، رسانهها با «تولید بیامان رویا و خیال که در آن خشونت و شهوت جایگاه برجستهای دارد»، بین ما و واقعیت فاصله انداختهاند. در عین حال، رسانهها فرصتی برای تامل در زمان را فراهم کردهاند، انسان به مدد توسعه رسانهها میآموزد که چگونه گذشته و حال و آینده را در مسیر تاریخ پیوند زند. رسانهها پیوند میان انسانها را چنان وسعت بخشیدهاند که به تعبیر تهرانیان، زمین به سفینه کوچکی در عرصه پهناور فضا مانند شده که در آن گذشته بشر میراث فرهنگی همه سرنشینان آن و آینده آن سرنوشت مشترک همه مسافران است. شادروان تهرانیان با چنین دریافتی از مسئله جامعه ایران، «طرح آیندهنگری» را بنیان گذاشت و تلاش کرد علوم اجتماعی جدید را برای شناخت علمی این موقعیت به کار گیرد.
📌برای ما که امروز کتاب صدایی که شنیده نشد را میخوانیم، مساله از بعدی دیگر هم جذابیت دارد.
چه شد که در سال ۱۳۵۷ در ایران انقلاب روی داد؟
مردم ایران در سالهای پیش از انقلاب چگونه زندگی میکردند، جهان خود را چگونه میدیدند و اتفاقاتی مثل تغییرات اقتصادی را چگونه تفسیر میکردند؟ زندگی مردم در سالهای پیش از انقلاب چگونه بود و به جست و جوی کدام رویا بودند که بر نظم پیشین شوریدند و آنرا دگرگون کردند؟ چگونه رشد سریع اقتصادی، انتظارات پیشرفت فردی را دامن زد در حالیکه بهنظر میرسد همهٔ گروههای جامعه توان تحمل پیامدهای فرهنگی و اجتماعی ناشی از چنین تغییراتی را به یکسان نداشتند؟ پرسش در بارهٔ وقوع پدیدههایی مثل انقلاب یا جنگ که دامنه اثرگذاری آن از نسلهای درگیر انقلاب فراتر میرود و نسلهای آینده را هم در بر میگیرد، همواره تازگی خود را در علوم اجتماعی حفظ میکند.
همین پرسشهاست که کماکان اهمیت و ارزشهای مجموعهٔ تحقیقات «آیندهنگری» را با وجود گذشت چهار دهه از زمان انجام آن، حفظ کرده است.
مجید تهرانیان در تدوین ایده اصلی تحقیق، مساله را در این میدید که رشد شتابان و نامتوازن، جامعه را از وضعیت سنتی خود که متکی بر اقتصاد کشاورزی بود به سویجامعهای با اقتصاد صنعتی تغییر میداد. سرعت تغییرات چنان زیاد بود که بخش وسیعی از مردم و نخبگان نمیتوانستند با محیط تازه و ارزشهای پدیدار شده همدلی کنند. آنان از محیط مألوف خود کنده شده بودند و به آرزوهای تازهٔ رشد و رفاه اقتصادی، تحرک اجتماعی و زندگی در محیطی تازه فکر میکردند. این تغییر در همه ابعاد به یک اندازه روی نداده بود.
گذار، بنیان اجتماعی روان ایرانی را متحول کرده بود و به تعبیر تهرانیان، تودهها آمادگی مواجهه با چنین وضعیتی را نداشتند. آنان نه میتوانستند به گذشته بازگردند و نه در آینده جایی امن برای خود میدیدند. تهرانیان مفهوم «اکنونزدگی» را برای توصیف این وضعیت روانی اجتماعی به کار گرفت. علیاسدی در تحقیقات تجربی خود، این بنیان روانی اجتماعی را در نسبت با رسانه تحلیل کرد و نشان داد که چگونه در بین تودهها و حتی نخبگان، میل بازگشت به گذشته و به ویژه پناه بردن به مذهب در حال رشد است. مذهب از دید نخبگان و جوانان آن زمان، فضایی است که میتوان ارزشهای مادی زندگی مثل رفاه و آسایش را با ارزشهای معنوی پیوند زد. آرزویی که در بازگشت به هویت دینی نفوذی فراگیر در بین نخبگان داشت. بخشهایی از نخبگان و طبقه متوسط که با رشد اقتصادیبالیده بودند و انتظار می رفت پایگاه اجتماعی اصلی حکومت باشند، به چنین ارزشهایی بیشتر بها میدادند تا ارزشهای جدید و «مدرن». نتایج این تحقیقات نشان میداد که ارزشهای مورد نظر حکومت وقت حتی در بین گروهی که پایگاه آن محسوب میشد، عمومیت نداشت
#آینده_پژوهی
#آینده
#ایران
📌برای ما که امروز کتاب صدایی که شنیده نشد را میخوانیم، مساله از بعدی دیگر هم جذابیت دارد.
چه شد که در سال ۱۳۵۷ در ایران انقلاب روی داد؟
مردم ایران در سالهای پیش از انقلاب چگونه زندگی میکردند، جهان خود را چگونه میدیدند و اتفاقاتی مثل تغییرات اقتصادی را چگونه تفسیر میکردند؟ زندگی مردم در سالهای پیش از انقلاب چگونه بود و به جست و جوی کدام رویا بودند که بر نظم پیشین شوریدند و آنرا دگرگون کردند؟ چگونه رشد سریع اقتصادی، انتظارات پیشرفت فردی را دامن زد در حالیکه بهنظر میرسد همهٔ گروههای جامعه توان تحمل پیامدهای فرهنگی و اجتماعی ناشی از چنین تغییراتی را به یکسان نداشتند؟ پرسش در بارهٔ وقوع پدیدههایی مثل انقلاب یا جنگ که دامنه اثرگذاری آن از نسلهای درگیر انقلاب فراتر میرود و نسلهای آینده را هم در بر میگیرد، همواره تازگی خود را در علوم اجتماعی حفظ میکند.
همین پرسشهاست که کماکان اهمیت و ارزشهای مجموعهٔ تحقیقات «آیندهنگری» را با وجود گذشت چهار دهه از زمان انجام آن، حفظ کرده است.
مجید تهرانیان در تدوین ایده اصلی تحقیق، مساله را در این میدید که رشد شتابان و نامتوازن، جامعه را از وضعیت سنتی خود که متکی بر اقتصاد کشاورزی بود به سویجامعهای با اقتصاد صنعتی تغییر میداد. سرعت تغییرات چنان زیاد بود که بخش وسیعی از مردم و نخبگان نمیتوانستند با محیط تازه و ارزشهای پدیدار شده همدلی کنند. آنان از محیط مألوف خود کنده شده بودند و به آرزوهای تازهٔ رشد و رفاه اقتصادی، تحرک اجتماعی و زندگی در محیطی تازه فکر میکردند. این تغییر در همه ابعاد به یک اندازه روی نداده بود.
گذار، بنیان اجتماعی روان ایرانی را متحول کرده بود و به تعبیر تهرانیان، تودهها آمادگی مواجهه با چنین وضعیتی را نداشتند. آنان نه میتوانستند به گذشته بازگردند و نه در آینده جایی امن برای خود میدیدند. تهرانیان مفهوم «اکنونزدگی» را برای توصیف این وضعیت روانی اجتماعی به کار گرفت. علیاسدی در تحقیقات تجربی خود، این بنیان روانی اجتماعی را در نسبت با رسانه تحلیل کرد و نشان داد که چگونه در بین تودهها و حتی نخبگان، میل بازگشت به گذشته و به ویژه پناه بردن به مذهب در حال رشد است. مذهب از دید نخبگان و جوانان آن زمان، فضایی است که میتوان ارزشهای مادی زندگی مثل رفاه و آسایش را با ارزشهای معنوی پیوند زد. آرزویی که در بازگشت به هویت دینی نفوذی فراگیر در بین نخبگان داشت. بخشهایی از نخبگان و طبقه متوسط که با رشد اقتصادیبالیده بودند و انتظار می رفت پایگاه اجتماعی اصلی حکومت باشند، به چنین ارزشهایی بیشتر بها میدادند تا ارزشهای جدید و «مدرن». نتایج این تحقیقات نشان میداد که ارزشهای مورد نظر حکومت وقت حتی در بین گروهی که پایگاه آن محسوب میشد، عمومیت نداشت
#آینده_پژوهی
#آینده
#ایران
Forwarded from اكونوميست فارسی
🔵تولید و مصرف مسئولانه از اهداف توسعه پایدار
🔹هر سال ۱.۳ میلیارد تن غذا هدر میرود، در حالی که دو میلیارد نفر گرسنگی میکشند و یا سوتغذیه دارند.
🔹به دلیل تبدیل جنگلها به زمینهای زراعی، صنایع غذایی مسئول تولید ۲۲ درصد از گازهای گلخانهای هستند.
🔹در سراسر جهان، دو میلیارد نفر اضافه وزن دارند و یا از چاقی مطلق رنج میبرند.
🔹کمتر از سه درصد آب جهان قابل آشامیدن است که از این مقدار، ۲.۵ درصد آن به شکل یخزده در قطب شمال و جنوب قرار دارد. از همین رو انسانها میتوانند تنها از ۰.۵ درصد آب جهان برای تامین نیازهایش استفاده کنند.
🔹اگر همه مردم از لامپهای کممصرف استفاده کنند، به طور کلی هر ساله ۱۲۰ میلیارد دلار در مصرف انرژی صرفهجویی خواهد شد.
🔹در سال ۲۰۱۳، یک پنجم مصرف انرژی جهان از منابع تجدیدپذیر تولید شده بودند.
🔹اگر تا سال ۲۰۵۰ جمعیت جهان به ۹.۶ میلیارد نفر برسد، تقریبا معادل سه کره زمین برای تامین منابع طبیعی مورد نیاز خود لازم داریم تا بتوانیم سبک زندگی فعلی خود را حفظ کنیم.
🔹اگر شرایط با همین وضعیت فعلی پیش برود و تغییری در تلاش کشورها برای محدود کردن انتشار دی اکسید کربن حاصل نشود، گرمایش کره زمین تا سال ۲۱۰۰ به سه درجه سانتی گراد خواهد رسید و افزایش دما همچنان ادامه خواهد داشت.
🔹در سال ۲۰۰۲، وسایل نقلیه در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ۵۵۰ میلیون بوده است که ۷۵ درصد آن ماشینهای شخصی بودند. مالکیت ماشین تا سال ۲۰۲۰، ۳۲ درصد افزایش خواهد داشت. پیشبینی میشود که مسافت متوسط طی شده توسط این ماشینها نیز ۴۰ درصد افزایش خواهد داشت. به علاوه طبق پیشبینیها، تعداد سفرهای هوایی نیز در این فاصله زمانی سه برابر خواهد شد.
🔹خانوارها ۲۹ درصد انرژی جهانی را مصرف کرده و ۲۱ درصد از دی اکسید کربن منتشر شده را تولید میکنند.
ایران
🔹مجموع رد پای مادی (مجموع استخراج ذخایر معدنی بر اساس نیاز داخلی یک کشور شامل سوختهای فسیلی، سوختهای زیستی و سنگهای معدن فلزی و غیرفلزی به ازای هر یک نفر در هر سال) از ۹.۱۲ تن در سال ۲۰۰۰ به ۱۳.۸۲ تن در سال ۲۰۱۰ افزایش یافته است.
🔹چهار میلیون نفر (۴.۹ درصد از جمعیت ایران) در سال ۲۰۱۷ سوتغذیه داشتهاند.
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
🔹هر سال ۱.۳ میلیارد تن غذا هدر میرود، در حالی که دو میلیارد نفر گرسنگی میکشند و یا سوتغذیه دارند.
🔹به دلیل تبدیل جنگلها به زمینهای زراعی، صنایع غذایی مسئول تولید ۲۲ درصد از گازهای گلخانهای هستند.
🔹در سراسر جهان، دو میلیارد نفر اضافه وزن دارند و یا از چاقی مطلق رنج میبرند.
🔹کمتر از سه درصد آب جهان قابل آشامیدن است که از این مقدار، ۲.۵ درصد آن به شکل یخزده در قطب شمال و جنوب قرار دارد. از همین رو انسانها میتوانند تنها از ۰.۵ درصد آب جهان برای تامین نیازهایش استفاده کنند.
🔹اگر همه مردم از لامپهای کممصرف استفاده کنند، به طور کلی هر ساله ۱۲۰ میلیارد دلار در مصرف انرژی صرفهجویی خواهد شد.
🔹در سال ۲۰۱۳، یک پنجم مصرف انرژی جهان از منابع تجدیدپذیر تولید شده بودند.
🔹اگر تا سال ۲۰۵۰ جمعیت جهان به ۹.۶ میلیارد نفر برسد، تقریبا معادل سه کره زمین برای تامین منابع طبیعی مورد نیاز خود لازم داریم تا بتوانیم سبک زندگی فعلی خود را حفظ کنیم.
🔹اگر شرایط با همین وضعیت فعلی پیش برود و تغییری در تلاش کشورها برای محدود کردن انتشار دی اکسید کربن حاصل نشود، گرمایش کره زمین تا سال ۲۱۰۰ به سه درجه سانتی گراد خواهد رسید و افزایش دما همچنان ادامه خواهد داشت.
🔹در سال ۲۰۰۲، وسایل نقلیه در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ۵۵۰ میلیون بوده است که ۷۵ درصد آن ماشینهای شخصی بودند. مالکیت ماشین تا سال ۲۰۲۰، ۳۲ درصد افزایش خواهد داشت. پیشبینی میشود که مسافت متوسط طی شده توسط این ماشینها نیز ۴۰ درصد افزایش خواهد داشت. به علاوه طبق پیشبینیها، تعداد سفرهای هوایی نیز در این فاصله زمانی سه برابر خواهد شد.
🔹خانوارها ۲۹ درصد انرژی جهانی را مصرف کرده و ۲۱ درصد از دی اکسید کربن منتشر شده را تولید میکنند.
ایران
🔹مجموع رد پای مادی (مجموع استخراج ذخایر معدنی بر اساس نیاز داخلی یک کشور شامل سوختهای فسیلی، سوختهای زیستی و سنگهای معدن فلزی و غیرفلزی به ازای هر یک نفر در هر سال) از ۹.۱۲ تن در سال ۲۰۰۰ به ۱۳.۸۲ تن در سال ۲۰۱۰ افزایش یافته است.
🔹چهار میلیون نفر (۴.۹ درصد از جمعیت ایران) در سال ۲۰۱۷ سوتغذیه داشتهاند.
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
Forwarded from اكونوميست فارسی
🌀سفره هر ایرانی در ۱۴سال گذشته ۳۰درصد آب رفت
🔹اقتصاد ایران در سالهای ۹۰ و ۹۱ حدوداً ۱۰ درصد و در سالهای ۹۷ و ۹۸ بیش از ۱۵ درصد کوچک شده است.
🔹بر اساس اطلاعات نمودار بالا میتوان گفت سفره هر ایرانی در ۱۴ سال اخیر حدوداً ۳۰ درصد کوچک شده است.
🔹همچنین برنج ۴۰ درصد، نان ۱۰ درصد، گوشت دام ۴۵درصد، فرآوردههای شیر ۳۰درصد، انواع میوه ۳۰درصد، سبزیجات ۴۰درصد و صیفیجات ۲۰درصد کاهش را تجربه کردند.
🔹تنها کالایی که مصرف آن تغییر قابل ملاحظهای نداشته (حتی افزایش پیدا کرده)، گوشت مرغ و ماهی هستند.
🔹دلیل آن این است که با توجه به گران شدن نسبی گوشت قرمز، مصرف آن کاهش یافته و با گوشت سفید جانشین شده است.
🔹همچنین در چند دهه اخیر گسترش صنعت تولید گوشت مرغ و ماهی در کشور علاوه بر کاهش قیمت نسبی آن، تغییر ذائقهی مردم را نیز در پی داشته است./اقتصاد آنلاین
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
🔹اقتصاد ایران در سالهای ۹۰ و ۹۱ حدوداً ۱۰ درصد و در سالهای ۹۷ و ۹۸ بیش از ۱۵ درصد کوچک شده است.
🔹بر اساس اطلاعات نمودار بالا میتوان گفت سفره هر ایرانی در ۱۴ سال اخیر حدوداً ۳۰ درصد کوچک شده است.
🔹همچنین برنج ۴۰ درصد، نان ۱۰ درصد، گوشت دام ۴۵درصد، فرآوردههای شیر ۳۰درصد، انواع میوه ۳۰درصد، سبزیجات ۴۰درصد و صیفیجات ۲۰درصد کاهش را تجربه کردند.
🔹تنها کالایی که مصرف آن تغییر قابل ملاحظهای نداشته (حتی افزایش پیدا کرده)، گوشت مرغ و ماهی هستند.
🔹دلیل آن این است که با توجه به گران شدن نسبی گوشت قرمز، مصرف آن کاهش یافته و با گوشت سفید جانشین شده است.
🔹همچنین در چند دهه اخیر گسترش صنعت تولید گوشت مرغ و ماهی در کشور علاوه بر کاهش قیمت نسبی آن، تغییر ذائقهی مردم را نیز در پی داشته است./اقتصاد آنلاین
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
☑️ درک شرایط گذار ( برای نقدو بحث)
@futurespark
1⃣ دو قطب اقتصادی بزرگ جهان در شرق آسیا و غرب جهان (اروپا و آمریکا) قرار دارند اما ایران علیرغم موقعیت جغرافیایی بینظیر، هیچ بندر اقتصادی، فرودگاه عظیم یا خط ریلی و جادهای مهمی ندارد که رابط دو سوی عالم باشد.
2⃣ هیچ خط لوله گاز بینالمللی یا نفتی مهمی از ایران نمیگذرد. چینیها حتی گذر هیچ بخش مهمی از «یک جاده یک کمربند» یا راه ابریشم دنیای نو را برای عبور از ایران در نظر نگرفتهاند.
3⃣ نفت ما هم از بازارهای جهان حذف شده و هیچ اتفاقی در بازار جهان نیفتاده است.
4⃣ ایران در هیچ طرح «همکاری فناورانه» مهمی شریک نیست. جهان در جریان گذارش به دنیایی متفاوت، بهواقع به هیچ کالا، فناوری، دانش و حتی جغرافیای ما (غیر از تنگه هرمز) وابسته نیست.
@futurespark
✅ با پذیرش شرایط در حال گذار ، چه چشم اندازی قابل تصور است؟
📌مدیریت مسائل در این شرایط باید چه سمت و سویی داشته باشد؟
@futurespark
1⃣ دو قطب اقتصادی بزرگ جهان در شرق آسیا و غرب جهان (اروپا و آمریکا) قرار دارند اما ایران علیرغم موقعیت جغرافیایی بینظیر، هیچ بندر اقتصادی، فرودگاه عظیم یا خط ریلی و جادهای مهمی ندارد که رابط دو سوی عالم باشد.
2⃣ هیچ خط لوله گاز بینالمللی یا نفتی مهمی از ایران نمیگذرد. چینیها حتی گذر هیچ بخش مهمی از «یک جاده یک کمربند» یا راه ابریشم دنیای نو را برای عبور از ایران در نظر نگرفتهاند.
3⃣ نفت ما هم از بازارهای جهان حذف شده و هیچ اتفاقی در بازار جهان نیفتاده است.
4⃣ ایران در هیچ طرح «همکاری فناورانه» مهمی شریک نیست. جهان در جریان گذارش به دنیایی متفاوت، بهواقع به هیچ کالا، فناوری، دانش و حتی جغرافیای ما (غیر از تنگه هرمز) وابسته نیست.
@futurespark
✅ با پذیرش شرایط در حال گذار ، چه چشم اندازی قابل تصور است؟
📌مدیریت مسائل در این شرایط باید چه سمت و سویی داشته باشد؟
@futurespark
🟢 اگر خداوند اراده کند که به کسی خیری برساند، کسی نمیتواند مانع رساندن این خیر شود و اگر اراده کرده باشد که کسی دچار زیانی شود، هیچکس قادر نخواهد بود که از آن موجود حمایت کند و آن ضرر را از او دفع کند.
🔸حال این بنده است که بخواهد شایسته رحمت خداوند باشد یا غضب او
🔸اینکه با اختیار خود رحمت خداوند برای خود بخرد و یا با اعمال ناپسند خود را از رحمت الهی دور کند.
🟢 اگر خداوند اراده کند که به کسی خیری برساند، کسی نمیتواند مانع رساندن این خیر شود و اگر اراده کرده باشد که کسی دچار زیانی شود، هیچکس قادر نخواهد بود که از آن موجود حمایت کند و آن ضرر را از او دفع کند.
🔸حال این بنده است که بخواهد شایسته رحمت خداوند باشد یا غضب او
🔸اینکه با اختیار خود رحمت خداوند برای خود بخرد و یا با اعمال ناپسند خود را از رحمت الهی دور کند.