شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
3.12K subscribers
3.54K photos
33 videos
75 files
8 links
💠 ارسال نقد و پیشنهاد به ما👇
@BaManBegu

💠 آدرس دانلود نرم افزار موبایل پردیس پارسی👇
http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.smartop.parsipoems
Download Telegram
عشق تو دردست و درمانش تویی
هست عاشق صورت و جانش تویی

آنچه در درمان نیابد دردمند
هست در دردی که درمانش تویی

سالک راه تو ز اول واصلست
کین ره از سر تا بپایانش تویی

عاشقت کی گنجد اندر پیرهن
چون ز دامن تا گریبانش تویی

ما و تو این هر دو یک معنی بود
کآشکارش ما و پنهانش تویی

عاشق روی ترا در دین عشق
غیر تو کفرست و ایمانش تویی

دل بتو زنده است همچو تن بجان
این خضر را آب حیوانش تویی

خوشه خوشه کشت هستی جوبجو
زرع بی آبست و بارانش تویی

این غزل شطح است و قوالش منم
وین سخن حق است (و) برهانش تویی

منطق الطیر سخنهای مرا
کس نمی داند سلیمانش تویی

سیف فرغانی از آن بر نقد شعر
سکه زین سان زد که سلطانش تویی

# سیف_فرغانی
1
عشق در دل ماند و یار از دست رفت
دوستان دستی که کار از دست رفت

#سعدی
1
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست...
1
مرا کیفیت چشم تو کافیست...
.
.
.
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش ببادامی بسازد
#بابا_طاهر
1
قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد
مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی
#سعدي
روز مهندس مبارک.
1
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گمگشته ی دیار محبت کجا رود؟
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست !

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

#هوشنگ_ابتهاج
1
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی ‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعل تابان من

#مولوی
1
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم


نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

#قیصر_امین_پور
1
روم به جای دگر، دل دهم به یار دگر
هوای یار دگر دارم و دیار دگر

به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تست
چرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر

میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف است
به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر

خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم
به فکر صید دگر باشد و شکار دگر

خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف
حکایتیست که گفتی هزار بار دگر

#وحشی_بافقی
3
پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
#سعدی
1
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
#حافظ
2
دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم
نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم
#حافظ
1
غم دنیا نخواهد یافت پایان
خوشا در بر رخ شادی گشایان

خوشادل های خوش، جان های خرسند
خوشا نیروی هستی زای لبخند

خوشا لبخند شادی آفرینان
که شادی روید از لبخند اینان

نمی دانی -دریغا- چیست شادی
که می گویی: به گیتی نیست شادی

نه شادی از هوا بارد چو باران
که جامی پرکنی از جویباران

نه شادی را به دکان می فروشند
که سیل مشتری بر آن بجوشند

چه خوش فرمود آن پیر خردمند
وزین خوشتر نباشد درجهان پند

اگر خونین دلی از جور ایام
"لب خندان بیاور چون لب جام"

به پیش اهل دل گنجی ست شادی
که دست آورد بی رنجی ست شادی

به آن دست می دهد این گنج گوهر
که پیش آرد دلی لبخند پرور

به آن کس می رسد زین گنج بسیار
که باشد شادمانی را سزاوار

نه از این جفت نه از آن طاق یابی
که شادی را به استحقاق یابی

جهان در بر رخ انسان نبندد
به روی هرکه خندان است خندد

چو گل هرجا که لبخند آفرینی
به هر سو رو کنی لبخند بینی

چه اشکت همنفس باشد، چه لبخند
زعمرت لحظه لحظه می ربایند

گذشت لحظه را آسان نگیری
چو پایان یافت، پایان می پذیری

مشو در پیچ وتاب رنج و غم گم
به هر حالت تبسم کن، تبسم!

#فریدون_مشیری
1
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست

#فروغی_بسطامی
1
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ؟
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺩﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ؟
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺩﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺑﺎﺩﻩ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﭼﺸﻤﻪ ﮐﻮﺛﺮ ﻧﻘﺪﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺳﺮﻭ ﻗﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﺩﻭ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺩﻝ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﺯﺩﮔﺎﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﺻﺤﺮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺯﺥ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﺗﯿﺮﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺧﻠﺪ ﺗﺮﺍ ﺑﯽ ﺑﺼﺮﯾﻬﺎ ﻣﺤﺠﻮﺏ
ﻭﺭﻧﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ ﻣﻬﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﭘﺮﺩﻩ ﺁﺗﺶ ﺭﺥ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺧﻠﯿﻞ
ﺩﺭ ﺩﻝ ﺳﻮﺧﺘﮕﺎﻥ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺁﺭﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﻋﻤﺮ ﺯﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ
ﻧﺸﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺮﮎ ﺗﻤﻨﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺻﺎﺋﺐ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﻣﭙﻮﺵ
ﮐﻪ ﺩﺭﯾﻦ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﻫﻮﯾﺪﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ

#ﺻﺎﺋﺐ_تبريزی
@pardisparsi
1
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

#خیام
@pardisparsi
1
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان

آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان

بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان

بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان

ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان

چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران

سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

#سعدی
@pardisparsi
2
ماجرای دل به اظهار دگر محتاج نیست
گوش اگر باشد نفس هم نالهٔ آهسته‌ای‌ست

#بیدل_دهلوی
1
کاشکی هستی زبانی داشتی
تا ز هستان پرده‌ها برداشتی
#مولوی
1