شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
3.14K subscribers
3.54K photos
33 videos
75 files
8 links
💠 ارسال نقد و پیشنهاد به ما👇
@BaManBegu

💠 آدرس دانلود نرم افزار موبایل پردیس پارسی👇
http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.smartop.parsipoems
Download Telegram
هر چه گفتیم جز حکایت "دوست"
در همه عمر از آن پشیمانیم

#سعدی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
1
الهی
خلق تو شکر نعمتهای تو کنند،
من شکر بودن تو کنم؛
نعمت، بودنِ توست...

#شیخ_ابوالحسن_خرقانی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
2
به چه کار آیدت آن دل،
که به جانان نسپاری...

#سعدی

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
برخیز و مخور غمِ جهانِ گُذران
خوش باش و دمی به شادمانی گذران

در طَبْعِ جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران

#خیام

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید...
#سهراب_سپهری

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
2
‍ پَرده بَردار ای حَیاتِ جان و جانْ اَفْزایِ من
غَمگُسار و همنشین و مونِسِ شب‌‌های من

ای شنیده وَقت و‌ بی‌وَقت از وجودم ناله‌ها
ای فَکَنده آتشی در جُمله‌ی اَجْزایِ من

در صَدایِ کوه اُفْتَد بانگِ من چون بِشْنوی
جُفت گردد بانگِ کُهْ با نَعْره و هَیهایِ من

ای زِ هر نَقْشی تو پاک و ای زِ جان‌ها پاکتر
صورتَت نی لیکْ مِقْناطیسِ صورت‌‌های من

چون زِ‌ بی‌ذوقی دلِ من طالِبِ کاری بُوَد
بسته باشم، گرچه باشد دِلْگُشا صَحرایِ من

بی‌تو باشد جَیش و عیش و باغ و راغ و نُقل و عقل
هر یکی رَنجِ دِماغ و کُنده‌‌ای بر پایِ من

تا زِ خود اَفْزون گُریزم، در خودم مَحْبوس‌تَر
تا گُشایَم بَند از پا، بسته بینم پایِ من

ناگهان در ناامیدی، یا شبی، یا بامْداد
گویی اَم، اینک بَرآ، بر طارَمِ بالایِ من

آن زمان از شِکَّر و حَلْوا چُنان گردم که من
گُم کُنم کین خود مَنَم، یا شِکَّر و حَلْوایِ من

امشب از شب‌‌های تنهایی‌ست، رَحْمی کُن، بیا
تا بِخوانَم بر تو امشبْ دَفترِ سودایِ من

هَمچو نایْ اَنْبان دَرین شب من از آن خالی شُدم
تا خوش و صافی بَرآیَد ناله‌ها و وایِ من

زین سِپَس اَنْبانِ بادم، نیستم اَنْبانِ نان
زانْک ازین ناله‌‌‌ست روشن، این دلِ بینایِ من

دَرد و رَنْجوریِّ ما را دارویی غیرِ تو نیست
ای تو جالینوسِ جان و بوعلی سینایِ من

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
جهان بر آب نهادست و زندگی بر باد
غلام همت آنم که دل بر او ننهاد

#سعدی

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
به تیغم گر کُشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند، مِنت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقه‌ی تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم، در وی نگیرم

#حافظ

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
نثارِ
خاکِ تو
خواهم
به هر دمی دل و جان...

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
یارب تو مرا به نفس طناز مده
با هر چه به جز توست، مرا ساز مده

من در تو گریزان شدم از فتنه‌ی خویش
من آنِ توام، مرا به من باز مده

#مولانا

@PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
ساقیا مِی ده که با حکم ازل تدبیر نیست
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده‌اند

#حافظ

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
من رهی دزدیده دارم سوی او
زانکه نشکیبم دمی بی روی او

هر زمان زان ره بدو آیم نهان
تا خبر نَبود کسی را در جهان

راه دزدیده میان ما بسی است
رازها در ضمن جان ما بسی است

از برون گر چه خبر خواهم ازو
در درون پرده آگاهم ازو

راز اگر میپرسم از بیرونیان
در درون با اوست جانم در میان

جان چو گردد محو در جانان تمام
جان همه جانان بگیرد بر دوام

گرچه در صورت بود رنگ دُوی
جز یکی نبود، ولیکن معنوی

گر دو تار ریسمان پیدا شود
چون تو بر هم تابیش یکتا شود

#عطار

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
عمر که بی عشق رفت، هيچ حسابش مگير
آب حيات است عشق، در دل و جانش پذير

هر که بجز عاشقان، ماهی بی آب دان
مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزير

عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت
برگ جوان بردَمد، هر نفس از شاخ پير

هر که شود صيد عشق، کی شود او صيد مرگ
چون سپرش مَه بُود، کی رسدش زخم تير

سر ز خدا تافتی، هيچ رهی يافتی؟!
جانب ره بازگرد، ياوه مرو خير خير

تنگ شِکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش
عاشق اين مير شو، ور نشوی، رو بمير

جمله جان‌های پاک گشته اسيران خاک
عشق فروريخت زر، تا برهاند اسير

اي که به زنبيل تو هيچ کسی نان نريخت
در بن زنبيل خود، هم بطلب ای فقير

چُست شو و مرد باش، حق دهدت صد قُماش
خاک سيه گشت زر، خون سيه گشت شير

مفخر تبريزيان شمس حق و دين بيا
تا برهد پای دل ز آب و گل همچو قیر

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
اندیشه‌‌ی معشوق، نگهبان خیال است
عاشق نتواند به خیال دگر افتاد

#صائب_تبریزی

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
کاشکی از غیرِ تو آگَهْ نبودی جانِ من
خود ندانستی به جُز تو، جانِ مَعنی دانِ من

تا نه رَدّی کَردَمیّ و نی تَرَدُّد، نی قبول
بودَمی‌ بی‌دام و‌ بی‌خاشاکْ در عُمّانِ من

غیرِ رویَت هر چه بینَم، نورِ چَشمَم کَم شود
هر کسی را رَهْ مَدِه، ای پَردهٔ مُژگانِ من

سَختْ نازک گشت جانَم از لَطافت‌‌‌‌های عشق
دلْ نخواهم، جانْ نخواهم، آن منِ کو، آنِ من؟

هَمچو ابرم روتُرُش از غیرتِ شیرینِ خویش
رویِ هَمچون آفتابَت بَسْ بُوَد بُرهانِ من

رو مَگَردان یک زمانْ از من که تا از دَردِ تو
چَرخْ را بَرهَم نسوزد دودِ آتشْدانِ من

تا خَموشَم من، زِگُلْزارِ تو ریحان می‌بَرَم
چون بِنالَم، عِطْر گیرد عالَم از ریحانِ من

من کِه باشم مَر تو را؟ من آن کِه تو نامَم نَهی
تو کِه باشی مَر مَرا؟ سُلطانِ من، سُلطانِ من

چون بِپوشَد جَعْدِ تو رویِ تو را، رَهْ گُم کُنم
جَعْدِ تو کُفرِ من آمد، رویِ تو ایمانِ من

ای به جانِ منْ تو از اَفْغانِ من نزدیک تَر
یا فَغانَم از تو آید، یا تویی اَفْغانِ من

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
ای دل پاره پاره‌ام، دیدن او است چاره‌ام
او است پناه و پشت من، تکیه بر این جهان مکن

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
بیداد
استاد محمدرضا شجریان
بیداد

آواز: #استاد_محمدرضا_شجریان
شاعر: #حافظ
آلبوم: #بیداد

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
بند را برگسلیم، از همه بیگانه شویم

جان سپاریم، دگر ننگ چنین جان نکشیم
خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم...

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
صحبت از مرگ ِ محبت، مرگ ِ عشق،
گفتگو از مرگ ِ انسانیت است!

#فریدون_مشیری

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل،
از همان روزی که فرزندان «آدم»،
زهر تلخ دشمنی در خون‌شان جوشید؛
آدمیت مُرد!
گرچه «آدم» زنده بود.

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون، دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود.

بعد، دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب،
گشت و گشت،
قرن‌ها از مرگ آدم هم گذشت.
ای دریغ،
آدمیت برنگشت!

قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه‌ی دنیا ز خوبی‌ها تهی‌ست
صحبت از آزادگی، پاکی، مروت، ابلهی‌ست!
صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست،
قرن «موسی چومبه» هاست!

روزگار مرگ انسانیت است:
من، که از پژمردن ِ یک شاخه گل،
از نگاه ساکت یک کودک بیمار،
از فغان یک قناری در قفس،
از غم یک مرد در زنجیر -حتی قاتلی بر دار-
اشک در چشمان و بغضم در گلوست؛
وندرین ایام، زهرم در پیاله، اشک و خونم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم؟

صحبت از پژمردن یک برگ نیست.
وای! جنگل را بیابان می‌کنند.
دست خون‌آلود را در پیش چشم خلق پنهان می‌کنند!
هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند!

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن: مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن: یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست
فرض کن: جنگل بیابان بود از روز نخست!
در کویری سوت و کور،
در میان مردمی با این مصیبت‌ها صبور
صحبت از مرگ ِ محبت، مرگ ِ عشق،
گفتگو از مرگ ِ انسانیت است!

#فریدون_مشیری

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1