در سَفَرِ هوایِ تو بیخَبَرم، به جانِ تو
نیک مُبارک آمدهست، این سَفَرم به جانِ تو
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
نیک مُبارک آمدهست، این سَفَرم به جانِ تو
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
اگر روم ز پِیاش فتنهها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیمبوسه صد افسوس
ز حقهی دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو میبینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبدهباز
هزار بازی از این طرفهتر برانگیزد
بر آستانه.ی تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
#حافظ
👉 @pouriavalii 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیمبوسه صد افسوس
ز حقهی دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو میبینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبدهباز
هزار بازی از این طرفهتر برانگیزد
بر آستانه.ی تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
#حافظ
👉 @pouriavalii 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست، من کیستم؟
گر او هست، حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست، من کیستم؟
گر او هست، حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
ای عاشقان ای عاشقان آن کَس که بیند رویِ او
شوریده گردد عقل او، آشفته گردد خویِ او
معشوق را جویان شود، دُکّانِ او ویران شود
بر رو و سَر پویان شود، چون آبْ اَنْدَر جویِ او
در عشقْ چون مَجنون شود، سَرگَشته چون گَردون شود
آن کو چُنین رَنْجور شُد، نایافت شُد دارویِ او
جانِ مَلَک سَجده کُند آن را که حَق را خاک شُد
تُرکِ فَلَک چاکر شود آن را که شُد هِنْدویِ او
عشقشْ دلِ پُر دَرد را بر کَف نَهَد، بو میکُند
چون خوش نباشد آن دلی، کو گشت دَسْتَنْبویِ او؟!
بَس سینهها را خَستْ او، بَس خوابها را بَستْ او
بَستهست دستِ جادوان، آن غَمْزهٔ جادویِ او
شاهانْ همه مِسکینِ او، خوبانْ قُراضهچینِ او
شیرانْ زده دُم بر زمین، پیش سگانِ کویِ او
بِنْگَر یکی بر آسْمان، بر قَلْعهی روحانیان
چندین چراغ و مَشْعَله، بر بُرج و بر بارویِ او
شُد قَلْعهدارَشْ عقلِ کُل، آن شاهِ بیطَبْل و دُهُل
بر قَلْعه آن کَس بَررَوَد، کو را نَمانَد اویِ او
ای ماه رویَش دیدهای، خوبی از او دُزدیدهای
ای شبْ تو زُلْفَش دیدهای، نی نیّ و نی یک مویِ او
این شب سِیَهپوش است از آن، کَزْ تَعزیه دارد نشان
چون بیوهی جامهسِیَه، در خاک رفته شویِ او
شبْ فِعْل و دَستان میکُند، او عیشِ پنهان میکُند
نی چَشم بَندَد چَشمِ او، کَژْ مینَهَد ابرویِ او
ای شب من این نوحهگَری، از تو ندارم باوری
چون پیشِ چوگانِ قَدَر، هستی دَوان چون گویِ او
آن کَس که این چوگان خورَد، گویِ سعادت او بَرَد
بی پا و بیسَر میدَوَد، چون دلْ به گِردِ کویِ او
ای رویِ ما چون زَعفَران، از عشقِ لالهسْتانِ او
ای دلْ فرورفته به سَر، چون شانه در گیسویِ او
مَر عشق را خود پُشت کو؟! سَر تا به سَر روی است او
این پُشت و رو این سو بُوَد، جُز رو نباشد سویِ او
او هست از صورت بَری، کارش همه صورتگَری
ای دل زِ صورت نَگْذری، زیرا نهیی یکتوی او
داند دلِ هر پاکْدل، آوازِ دلْ ز آوازِ گِل
غُرّیدنِ شیر است این، در صورتِ آهویِ او
بافیدهی دستِ اَحَد پیدا بُوَد پیدا بُوَد، پیدا بُوَد
از صَنْعَتِ جولاههای، وَزْ دست، وَزْ ماکویِ او
ای جانها ماکویِ او، وِیْ قبلهی ما کویِ او
فَرّاشِ این کو آسْمان، وین خاکْ کَدبانویِ او
سوزانْ دِلَم از رَشکِ او، گشته دو چَشمَمْ مَشکِ او
کِی زابِ چَشمْ او تَر شود؟ ای بَحْر تا زانویِ او
این عشق شُد مهمانِ من، زَخْمی بِزَد بر جانِ من
صد رَحمَت و صد آفرین، بر دست و بر بازویِ او
من دست و پا انداختم، وَزْ جُست و جو پَرداختم
ای مُرده جُست و جویِ منْ، در پیشِ جُست و جویِ او
من چند گفتم هایِ دل، خاموش از این سودایِ دل
سودش ندارد هایِ من، چون بِشْنَود دلْ هویِ او
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
شوریده گردد عقل او، آشفته گردد خویِ او
معشوق را جویان شود، دُکّانِ او ویران شود
بر رو و سَر پویان شود، چون آبْ اَنْدَر جویِ او
در عشقْ چون مَجنون شود، سَرگَشته چون گَردون شود
آن کو چُنین رَنْجور شُد، نایافت شُد دارویِ او
جانِ مَلَک سَجده کُند آن را که حَق را خاک شُد
تُرکِ فَلَک چاکر شود آن را که شُد هِنْدویِ او
عشقشْ دلِ پُر دَرد را بر کَف نَهَد، بو میکُند
چون خوش نباشد آن دلی، کو گشت دَسْتَنْبویِ او؟!
بَس سینهها را خَستْ او، بَس خوابها را بَستْ او
بَستهست دستِ جادوان، آن غَمْزهٔ جادویِ او
شاهانْ همه مِسکینِ او، خوبانْ قُراضهچینِ او
شیرانْ زده دُم بر زمین، پیش سگانِ کویِ او
بِنْگَر یکی بر آسْمان، بر قَلْعهی روحانیان
چندین چراغ و مَشْعَله، بر بُرج و بر بارویِ او
شُد قَلْعهدارَشْ عقلِ کُل، آن شاهِ بیطَبْل و دُهُل
بر قَلْعه آن کَس بَررَوَد، کو را نَمانَد اویِ او
ای ماه رویَش دیدهای، خوبی از او دُزدیدهای
ای شبْ تو زُلْفَش دیدهای، نی نیّ و نی یک مویِ او
این شب سِیَهپوش است از آن، کَزْ تَعزیه دارد نشان
چون بیوهی جامهسِیَه، در خاک رفته شویِ او
شبْ فِعْل و دَستان میکُند، او عیشِ پنهان میکُند
نی چَشم بَندَد چَشمِ او، کَژْ مینَهَد ابرویِ او
ای شب من این نوحهگَری، از تو ندارم باوری
چون پیشِ چوگانِ قَدَر، هستی دَوان چون گویِ او
آن کَس که این چوگان خورَد، گویِ سعادت او بَرَد
بی پا و بیسَر میدَوَد، چون دلْ به گِردِ کویِ او
ای رویِ ما چون زَعفَران، از عشقِ لالهسْتانِ او
ای دلْ فرورفته به سَر، چون شانه در گیسویِ او
مَر عشق را خود پُشت کو؟! سَر تا به سَر روی است او
این پُشت و رو این سو بُوَد، جُز رو نباشد سویِ او
او هست از صورت بَری، کارش همه صورتگَری
ای دل زِ صورت نَگْذری، زیرا نهیی یکتوی او
داند دلِ هر پاکْدل، آوازِ دلْ ز آوازِ گِل
غُرّیدنِ شیر است این، در صورتِ آهویِ او
بافیدهی دستِ اَحَد پیدا بُوَد پیدا بُوَد، پیدا بُوَد
از صَنْعَتِ جولاههای، وَزْ دست، وَزْ ماکویِ او
ای جانها ماکویِ او، وِیْ قبلهی ما کویِ او
فَرّاشِ این کو آسْمان، وین خاکْ کَدبانویِ او
سوزانْ دِلَم از رَشکِ او، گشته دو چَشمَمْ مَشکِ او
کِی زابِ چَشمْ او تَر شود؟ ای بَحْر تا زانویِ او
این عشق شُد مهمانِ من، زَخْمی بِزَد بر جانِ من
صد رَحمَت و صد آفرین، بر دست و بر بازویِ او
من دست و پا انداختم، وَزْ جُست و جو پَرداختم
ای مُرده جُست و جویِ منْ، در پیشِ جُست و جویِ او
من چند گفتم هایِ دل، خاموش از این سودایِ دل
سودش ندارد هایِ من، چون بِشْنَود دلْ هویِ او
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هر چه آغاز ندارد، نپذیرد انجام
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
هر چه آغاز ندارد، نپذیرد انجام
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤2
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم...
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم...
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤2
ای دل چه اندیشیدهای در عُذرِ آن تَقصیرها؟
زان سویِ او چندان وَفا، زین سویِ تو چندین جَفا
زان سویِ او چندان کَرَم، زین سو خِلافِ بیش و کَم
زان سویِ او چندان نِعَم، زین سویِ تو چندین خَطا
زین سویِ تو چندین حَسَد، چندین خیال و ظَنِّ بَد
زان سویِ او چندان کَشِش، چندان چَشِشْ چندان عَطا
چندین چَشِش از بَهرِ چه؟! تا جانِ تَلخَت خوش شود
چندین کَشِش از بَهرِ چه؟! تا دَررَسی در اولیا
از بَد پشیمان میشوی، اَللهگویان میشوی
آن دَم تو را او میکَشَد، تا وارَهانَد مَر تو را
از جُرمْ تَرسان میشوی، وَزْ چاره پُرسان میشوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمیبینی چرا؟!
گر چَشمِ تو بَربَست او، چون مُهرهیی در دستِ او
گاهت بِغَلطانَد چُنین، گاهی بِبازَد در هوا
گاهی نَهَد در طَبْعِ تو، سودایِ سیم و زَرّ و زن
گاهی نَهَد در جانِ تو، نورِ خیالِ مُصطفی
این سو کشان سویِ خوشان، وان سو کَشان با ناخوشان
یا بُگْذرد یا بِشْکنَد، کَشتی در این گِردابها
چندان دُعا کُن در نَهان، چندان بِنال اَنْدَر شَبان
کزْ گُنبَدِ هفت آسْمان در گوشِ تو آید صَدا
بانگِ شُعَیب و نالهاش، وان اشکِ همچون ژالهاش
چون شُد زِ حَد از آسْمان، آمد سَحَرگاهش نِدا
گر مُجرِمیْ بَخشیدَمَت، وَزْ جُرمْ آمُرزیدَمَت
فردوس خواهی، دادَمَت، خامُشْ، رها کُن این دُعا
گفتا نه این خواهم نه آن، دیدارِ حَق خواهم عِیان
گَر هفت بَحر آتش شود، من دَررَوَم بَهرِ لِقا
گَر راندهی آن مَنْظَرَم، بستهست ازو چَشمِ تَرَم
من در جَحیم اولی تَرَم، جَنَّت نَشایَد مَر مرا
جَنَّت مرا بی رویِ او، هم دوزخست و هم عَدو
من سوختم زین رنگ و بو، کو فَرِّ انوار بَقا؟
گفتند باری، کم گِری، تا کم نگردد مُبْصِری
که چَشمْ نابینا شود، چون بُگْذرد از حَد بُکا
گفت اَرْ دو چَشمَم عاقبت، خواهند دیدن آن صِفَت
هر جزوِ من چَشمی شود، کِی غَم خورَم من از عَمی؟!
وَرْ عاقبت این چَشمِ من، مَحروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بَصَر، کو نیست لایِقْ دوست را
اَنْدَر جهان هر آدمی، باشد فِدایِ یارِ خود
یارِ یکی اَنْبانِ خون، یارِ یکی شَمسِ ضیا
چون هر کسی دَر خورْدِ خود، یاری گُزید از نیک و بَد
ما را دریغ آید که خود، فانی کنیم از بَهرِ لا
روزی یکی همراه شُد با بایَزید اَنْدَر رَهی
پس بایَزیدش گفت چه پیشه گُزیدی ای دَغا؟
گفتا که من خَربندهام، پس بایَزیدش گفت رو
یا رَب خَرَش را مرگ دِهْ، تا او شود بَندهیْ خدا
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
زان سویِ او چندان وَفا، زین سویِ تو چندین جَفا
زان سویِ او چندان کَرَم، زین سو خِلافِ بیش و کَم
زان سویِ او چندان نِعَم، زین سویِ تو چندین خَطا
زین سویِ تو چندین حَسَد، چندین خیال و ظَنِّ بَد
زان سویِ او چندان کَشِش، چندان چَشِشْ چندان عَطا
چندین چَشِش از بَهرِ چه؟! تا جانِ تَلخَت خوش شود
چندین کَشِش از بَهرِ چه؟! تا دَررَسی در اولیا
از بَد پشیمان میشوی، اَللهگویان میشوی
آن دَم تو را او میکَشَد، تا وارَهانَد مَر تو را
از جُرمْ تَرسان میشوی، وَزْ چاره پُرسان میشوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمیبینی چرا؟!
گر چَشمِ تو بَربَست او، چون مُهرهیی در دستِ او
گاهت بِغَلطانَد چُنین، گاهی بِبازَد در هوا
گاهی نَهَد در طَبْعِ تو، سودایِ سیم و زَرّ و زن
گاهی نَهَد در جانِ تو، نورِ خیالِ مُصطفی
این سو کشان سویِ خوشان، وان سو کَشان با ناخوشان
یا بُگْذرد یا بِشْکنَد، کَشتی در این گِردابها
چندان دُعا کُن در نَهان، چندان بِنال اَنْدَر شَبان
کزْ گُنبَدِ هفت آسْمان در گوشِ تو آید صَدا
بانگِ شُعَیب و نالهاش، وان اشکِ همچون ژالهاش
چون شُد زِ حَد از آسْمان، آمد سَحَرگاهش نِدا
گر مُجرِمیْ بَخشیدَمَت، وَزْ جُرمْ آمُرزیدَمَت
فردوس خواهی، دادَمَت، خامُشْ، رها کُن این دُعا
گفتا نه این خواهم نه آن، دیدارِ حَق خواهم عِیان
گَر هفت بَحر آتش شود، من دَررَوَم بَهرِ لِقا
گَر راندهی آن مَنْظَرَم، بستهست ازو چَشمِ تَرَم
من در جَحیم اولی تَرَم، جَنَّت نَشایَد مَر مرا
جَنَّت مرا بی رویِ او، هم دوزخست و هم عَدو
من سوختم زین رنگ و بو، کو فَرِّ انوار بَقا؟
گفتند باری، کم گِری، تا کم نگردد مُبْصِری
که چَشمْ نابینا شود، چون بُگْذرد از حَد بُکا
گفت اَرْ دو چَشمَم عاقبت، خواهند دیدن آن صِفَت
هر جزوِ من چَشمی شود، کِی غَم خورَم من از عَمی؟!
وَرْ عاقبت این چَشمِ من، مَحروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بَصَر، کو نیست لایِقْ دوست را
اَنْدَر جهان هر آدمی، باشد فِدایِ یارِ خود
یارِ یکی اَنْبانِ خون، یارِ یکی شَمسِ ضیا
چون هر کسی دَر خورْدِ خود، یاری گُزید از نیک و بَد
ما را دریغ آید که خود، فانی کنیم از بَهرِ لا
روزی یکی همراه شُد با بایَزید اَنْدَر رَهی
پس بایَزیدش گفت چه پیشه گُزیدی ای دَغا؟
گفتا که من خَربندهام، پس بایَزیدش گفت رو
یا رَب خَرَش را مرگ دِهْ، تا او شود بَندهیْ خدا
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
Forwarded from شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
Molana_va_Shams.mp4
14.7 MB
دیدار مولانا و شمس
خواننده: #همایون_شجریان و #محمد_معتمدی
کارگردان: #بهروز_غریب_پور
کانال شعر: @PardisParsi
🌺
🍂🌺🍃
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
خواننده: #همایون_شجریان و #محمد_معتمدی
کارگردان: #بهروز_غریب_پور
کانال شعر: @PardisParsi
🌺
🍂🌺🍃
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت
دیوانهی عشق تو سر از پا نشناخت
هر کس به تو ره یافت ز خود گم گردید
آنکس که ترا شناخت خود را نشناخت
#ابوسعید_ابوالخیر
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
دیوانهی عشق تو سر از پا نشناخت
هر کس به تو ره یافت ز خود گم گردید
آنکس که ترا شناخت خود را نشناخت
#ابوسعید_ابوالخیر
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد
خانههاشان پر داوودی بود
چشمشان را بستیم
دستشان را نرساندیم به سرشاخهٔ هوش
جیبشان را پر عادت کردیم
خوابشان را به صدای سفر آینهها آشفتیم...
#سهراب_سپهری
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ابر انکار به دوش آوردند
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد
خانههاشان پر داوودی بود
چشمشان را بستیم
دستشان را نرساندیم به سرشاخهٔ هوش
جیبشان را پر عادت کردیم
خوابشان را به صدای سفر آینهها آشفتیم...
#سهراب_سپهری
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤2
در خانهی غم بودن، از همت دون باشد
و اندر دل دونهمت، اسرار تو چون باشد
بر هر چه همیلرزی، میدان که همان ارزی
زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد
آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد
هر عقل کجا پرد، آن جا که جنون باشد
سیمرغ دل عاشق در دام کجا گنجد
پرواز چنین مرغی، از کُون برون باشد
بر گرد خَسان گردد چون چرخ دل تاری
آن دل که چنین گردد او را چه سکون باشد
جام می موسی کَش شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت هر نیل که خون باشد
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
و اندر دل دونهمت، اسرار تو چون باشد
بر هر چه همیلرزی، میدان که همان ارزی
زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد
آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد
هر عقل کجا پرد، آن جا که جنون باشد
سیمرغ دل عاشق در دام کجا گنجد
پرواز چنین مرغی، از کُون برون باشد
بر گرد خَسان گردد چون چرخ دل تاری
آن دل که چنین گردد او را چه سکون باشد
جام می موسی کَش شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت هر نیل که خون باشد
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤2
دوست داشتن
آخرین داشتهی آدمیست،
پنجره را باز بگذارید
ما
چیزی برای پنهان کردن نداریم!
#سیدعلی_صالحی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
آخرین داشتهی آدمیست،
پنجره را باز بگذارید
ما
چیزی برای پنهان کردن نداریم!
#سیدعلی_صالحی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
همه عمر برندارم سر از این خُمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
آمدهام که سر نهم، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
آمدهام چو عقل و جان، از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان، مشعله نظر برم
آمدهام که ره زنم، بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم، زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد، من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟!
اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم
آنک ز زخم تیر او، کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او، وای اگر سپر برم
گفتم آفتاب را، گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند، گفت بلی اگر برم
آنکه ز تاب روی او، نور صفا به دل کشد
و آنکه ز جوی حسن او، آب سوی جگر برم
در هوس خیال او، همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
آمدهام چو عقل و جان، از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان، مشعله نظر برم
آمدهام که ره زنم، بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم، زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد، من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟!
اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم
آنک ز زخم تیر او، کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او، وای اگر سپر برم
گفتم آفتاب را، گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند، گفت بلی اگر برم
آنکه ز تاب روی او، نور صفا به دل کشد
و آنکه ز جوی حسن او، آب سوی جگر برم
در هوس خیال او، همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را
میجویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیدهدمان آفتاب را
بیتابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایستهای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، میآفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
#قیصر_امین_پور
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
میجویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیدهدمان آفتاب را
بیتابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایستهای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، میآفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
#قیصر_امین_پور
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤2
خواهی که ترا دولت ابرار رسد
مپسند که از تو بر کس آزار رسد
از مرگ میندیش و غم رزق مخور
کین هر دو بوقت خویش ناچار رسد
#ابوسعید_ابوالخیر
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
مپسند که از تو بر کس آزار رسد
از مرگ میندیش و غم رزق مخور
کین هر دو بوقت خویش ناچار رسد
#ابوسعید_ابوالخیر
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
ای بیخبر بکوش که "صاحب خبر" شوی
تا راهرو نباشی، کی راهبر شوی
در مکتب حقایق، پیش "ادیب عشق"
هان ای پسر! بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا "کیمیای عشق" بیابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبهی خویش دور کرد
آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
گر "نور عشق حق" به دل و جانت اوفتد
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یک دم غریق "بحر خدا" شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تَر شوی
از پای تا سرت همه "نور خدا" شود
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجه خدا اگر شودت منظرِ نظر
زین پس شکی نماند که صاحبنظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیر و زِبَر شود
در دل مَدار هیچ که زیر و زبر شوی
گر در سرت هوای "وصال" است حافظا
باید که خاک درگه "اهل هنر" شوی
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
تا راهرو نباشی، کی راهبر شوی
در مکتب حقایق، پیش "ادیب عشق"
هان ای پسر! بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا "کیمیای عشق" بیابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبهی خویش دور کرد
آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
گر "نور عشق حق" به دل و جانت اوفتد
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یک دم غریق "بحر خدا" شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تَر شوی
از پای تا سرت همه "نور خدا" شود
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجه خدا اگر شودت منظرِ نظر
زین پس شکی نماند که صاحبنظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیر و زِبَر شود
در دل مَدار هیچ که زیر و زبر شوی
گر در سرت هوای "وصال" است حافظا
باید که خاک درگه "اهل هنر" شوی
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش
چون گنه را عذر میآرم، خداوندا، ببخش
پای خجلت را روایی نیست بر درگاه تو
دست حاجت پیش میدارم، خداوندا، ببخش
گر گناهم سخت بسیارست، رحمت نیز هست
بر گناهِ سخت بسیارم، خداوندا، ببخش
چون پذیرفتارِ بدرفتار نادانان تویی
بر من نادان و رفتارم، خداوندا، ببخش
مایهداران نقدِ روز رفته بازآرند و من
بی زر این شهر و بازارم، خداوندا، ببخش
پیشت از روز الست آوردم اقرار «بلی»
هم بر آن پیشینه اقرارم، خداوندا ببخش
بخششت عامست و میبخشی سزای هر کسی
گر به بخشایش سزاوارم، خداوندا، ببخش
ناامیدی بردم از یاران، که میاندوختم
روز نومیدی تویی یارم، خداوندا، ببخش
آبرویم نیست اندر جمع خاصان را، ولی
آب چشمم هست و میبارم، خداوندا، ببخش
عالِمی بر عیب و تقصیرم، تو یارب دست گیر
واقفی بر غیب و اسرارم، خداوندا، ببخش
گفتهای: بر زاری افتادگان بخشش کنم
اینک آن افتادهی زارم، خداوندا، ببخش
با خروش سینهی زیرم، الهی، درپذیر
یا بر آب چشم بیدارم، خداوندا، ببخش
گر به دلداری دل مجروح من میلی نمود
بر دل مجروح و دلدارم، خداوندا، ببخش
ور چشیدم شربتی بیخود ز روی آرزو
ز آرزوی خود به آزارم، خداوندا ببخش
#اوحدی
چون گنه را عذر میآرم، خداوندا، ببخش
پای خجلت را روایی نیست بر درگاه تو
دست حاجت پیش میدارم، خداوندا، ببخش
گر گناهم سخت بسیارست، رحمت نیز هست
بر گناهِ سخت بسیارم، خداوندا، ببخش
چون پذیرفتارِ بدرفتار نادانان تویی
بر من نادان و رفتارم، خداوندا، ببخش
مایهداران نقدِ روز رفته بازآرند و من
بی زر این شهر و بازارم، خداوندا، ببخش
پیشت از روز الست آوردم اقرار «بلی»
هم بر آن پیشینه اقرارم، خداوندا ببخش
بخششت عامست و میبخشی سزای هر کسی
گر به بخشایش سزاوارم، خداوندا، ببخش
ناامیدی بردم از یاران، که میاندوختم
روز نومیدی تویی یارم، خداوندا، ببخش
آبرویم نیست اندر جمع خاصان را، ولی
آب چشمم هست و میبارم، خداوندا، ببخش
عالِمی بر عیب و تقصیرم، تو یارب دست گیر
واقفی بر غیب و اسرارم، خداوندا، ببخش
گفتهای: بر زاری افتادگان بخشش کنم
اینک آن افتادهی زارم، خداوندا، ببخش
با خروش سینهی زیرم، الهی، درپذیر
یا بر آب چشم بیدارم، خداوندا، ببخش
گر به دلداری دل مجروح من میلی نمود
بر دل مجروح و دلدارم، خداوندا، ببخش
ور چشیدم شربتی بیخود ز روی آرزو
ز آرزوی خود به آزارم، خداوندا ببخش
#اوحدی
❤1
نمیدانم دلم دیوانهٔ کیست
کجا آواره و در خانهٔ کیست
نمیدونم دل سر گشتهٔ مو
اسیر نرگس مستانهٔ کیست
#بابا_طاهر
@PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
کجا آواره و در خانهٔ کیست
نمیدونم دل سر گشتهٔ مو
اسیر نرگس مستانهٔ کیست
#بابا_طاهر
@PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
❤2