شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
3.14K subscribers
3.54K photos
33 videos
75 files
8 links
💠 ارسال نقد و پیشنهاد به ما👇
@BaManBegu

💠 آدرس دانلود نرم افزار موبایل پردیس پارسی👇
http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.smartop.parsipoems
Download Telegram
دلی کز عشق جانان دردمند است
همو داند که قدر عشق چند است...

#عطار

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه‌ی آن سرو روان ما را بس

من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطلِ گران ما را بس

قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند
ما که رندیم و گدا، دیر مغان ما را بس

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهانِ گذران ما را بس

نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان، ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کُون و مکان ما را بس

حافظ از مَشرب قسمت، گِله ناانصافیست
طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس

#حافظ

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
خُنُک آن دَم که نِشینیم در ایوانْ من و تو
به دو نَقْش و به دو صورت به یکی جانْ من و تو

دادِ باغ و دَمِ مُرغان بِدَهَد آبِ حَیات
آن زمانی که دَرآییم به بُستانْ من و تو

اَخْتَرانِ فَلَک آیند به نَظّاره‌ی ما
مَهِ خود را بِنِماییم بدیشانْ من و تو

من و تو بی‌من و تو جمع شویم از سَرِ ذوق
خوش و فارغ زِ خُرافاتِ پَریشانْ من و تو

طوطیانِ فَلَکی جُمله شِکَرخوار شوند
در مَقامی که بِخَندیم بدان سانْ من و تو

این عَجَب‌تر که من و تو به یکی کُنجْ اینجا
هم دَرین دَمْ به عِراقیم و خُراسانْ من و تو

به یکی نَقْشْ بَرین خاک و بَران نَقْشِ دِگَر
در بهشتِ اَبَدیّ و شِکَرستانْ من و تو

#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
شب خانه روشن می‌شود،
چون یاد نامت می‌کنم...

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
3
ساز و آواز
استاد محمدرضا شجریان
ز عشقت
سوختم
ای "جان"
کجایی...

آواز: #استاد_محمدرضا_شجریان
آلبوم: #شب_سکوت_کویر
شعر: #عطار

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
"آتش عشق" تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است

هر که خورد از جام عشقت "قطره‌ای"
تا قیامت مست و حیران خوشتر است

تا تو پیدا آمدی، پنهان شدم
زآنکه با معشوق، پنهان خوشتر است

درد عشق تو که جان می‌سوزدم
گر همه زهر است، از جان خوشتر است

درد بر من ریز و درمانم مکن
زآنکه درد تو، ز درمان خوشتر است

می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا
سوختن در عشق تو، زآن خوشتر است

چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران، خوشتر است

خشکسال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده، طوفان خوشتر است

همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است

#عطار

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
1
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید
به رفتار شما می‌تابد...
#سهراب_سپهری

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
2
گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک

وآنکه از گرگش خورد هردم شکست
گرچه انسان می نماید، گرگ هست

وآن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب

#فریدون_مشیری


            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
تا مست نباشی نبری بار غم یار
آری شتر مست کشد بار گران را

#سعدی

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشانِ عشق را نالان مکن

باغ جان را تازه و سرسبز دار
قصد این مستان و این بُستان مکن...

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
‍ در سَفَرِ هوایِ تو بی‌خَبَرم، به جانِ تو
نیک مُبارک آمده‌‌ست، این سَفَرم به جانِ تو

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
اگر روم ز پِی‌اش فتنه‌ها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

و گر کنم طلب نیم‌بوسه صد افسوس
ز حقه‌ی دهنش چون شکر فروریزد

من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده‌باز
هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد

بر آستانه.ی تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

#حافظ

            👉 @pouriavalii 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست، من کیستم؟
گر او هست، حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار

بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد

#سعدی

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
‍ ای عاشقان ای عاشقان آن کَس که بیند رویِ او
شوریده گردد عقل او، آشفته گردد خویِ او

معشوق را جویان شود، دُکّانِ او ویران شود
بر رو و سَر پویان شود، چون آبْ اَنْدَر جویِ او

در عشقْ چون مَجنون شود، سَرگَشته چون گَردون شود
آن کو چُنین رَنْجور شُد، نایافت شُد دارویِ او

جانِ مَلَک سَجده کُند آن را که حَق را خاک شُد
تُرکِ فَلَک چاکر شود آن را که شُد هِنْدویِ او

عشقشْ دلِ پُر دَرد را بر کَف نَهَد، بو می‌کُند
چون خوش نباشد آن دلی، کو گشت دَسْتَنْبویِ او؟!

بَس سینه‌ها را خَستْ او، بَس خواب‌ها را بَستْ او
بَسته‌‌ست دستِ جادوان، آن غَمْزهٔ جادویِ او

شاهانْ همه مِسکینِ او، خوبانْ قُراضه‌چینِ او
شیرانْ زده دُم بر زمین، پیش سگانِ کویِ او

بِنْگَر یکی بر آسْمان، بر قَلْعه‌ی روحانیان
چندین چراغ و مَشْعَله، بر بُرج و بر بارویِ او

شُد قَلْعه‌دارَشْ عقلِ کُل، آن شاهِ بی‌طَبْل و دُهُل
بر قَلْعه آن کَس بَررَوَد، کو را نَمانَد اویِ او

ای ماه رویَش دیده‌ای، خوبی از او دُزدیده‌‌ای
ای شبْ تو زُلْفَش دیده‌ای، نی نیّ و نی یک مویِ او

این شب سِیَه‌پوش است از آن، کَزْ تَعزیه دارد نشان
چون بیوه‌ی جامه‌سِیَه، در خاک رفته شویِ او

شبْ فِعْل و دَستان می‌کُند، او عیشِ پنهان می‌کُند
نی چَشم بَندَد چَشمِ او، کَژْ می‌نَهَد ابرویِ او

ای شب من این نوحه‌گَری، از تو ندارم باوری
چون پیشِ چوگانِ قَدَر، هستی دَوان چون گویِ او

آن کَس که این چوگان خورَد، گویِ سعادت او بَرَد
بی پا و بی‌سَر می‌دَوَد، چون دلْ به گِردِ کویِ او

ای رویِ ما چون زَعفَران، از عشقِ لاله‌سْتانِ او
ای دلْ فرورفته به سَر، چون شانه در گیسویِ او

مَر عشق را خود پُشت کو؟! سَر تا به سَر روی است او
این پُشت و رو این سو بُوَد، جُز رو نباشد سویِ او

او هست از صورت بَری، کارش همه صورتگَری
ای دل زِ صورت نَگْذری، زیرا نه‌یی یکتوی او

داند دلِ هر پاکْ‌دل، آوازِ دلْ ز آوازِ گِل
غُرّیدنِ شیر است این، در صورتِ آهویِ او

بافیده‌ی دستِ اَحَد پیدا بُوَد پیدا بُوَد، پیدا بُوَد
از صَنْعَتِ جولاهه‌ای، وَزْ دست، وَزْ ماکویِ او

ای جان‌ها ماکویِ او، وِیْ قبله‌ی ما کویِ او
فَرّاشِ این کو آسْمان، وین خاکْ کَدبانویِ او

سوزانْ دِلَم از رَشکِ او، گشته دو چَشمَمْ مَشکِ او
کِی زابِ چَشمْ او تَر شود؟ ای بَحْر تا زانویِ او

این عشق شُد مهمانِ من، زَخْمی بِزَد بر جانِ من
صد رَحمَت و صد آفرین، بر دست و بر بازویِ او

من دست و پا انداختم، وَزْ جُست و جو پَرداختم
ای مُرده جُست و جویِ منْ، در پیشِ جُست و جویِ او

من چند گفتم هایِ دل، خاموش از این سودایِ دل
سودش ندارد‌ هایِ من، چون بِشْنَود دلْ هویِ او

#مولانا

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هر چه آغاز ندارد، نپذیرد انجام

#حافظ

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم...

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم...

#سعدی

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
ای دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تَقصیرها؟
زان سویِ او چندان وَفا، زین سویِ تو چندین جَفا

زان سویِ او چندان کَرَم، زین سو خِلافِ بیش و کَم
زان سویِ او چندان نِعَم، زین سویِ تو چندین خَطا

زین سویِ تو چندین حَسَد، چندین خیال و ظَنِّ بَد
زان سویِ او چندان کَشِش، چندان چَشِشْ چندان عَطا

چندین چَشِش از بَهرِ چه؟! تا جانِ تَلخَت خوش شود
چندین کَشِش از بَهرِ چه؟! تا دَررَسی در اولیا

از بَد پشیمان می‌شوی، اَلله‌گویان می‌شوی
آن دَم تو را او می‌کَشَد، تا وارَهانَد مَر تو را

از جُرمْ تَرسان می‌شوی، وَزْ چاره پُرسان می‌شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا؟!

گر چَشمِ تو بَربَست او، چون مُهره‌یی در دستِ او
گاهت بِغَلطانَد چُنین، گاهی بِبازَد در هوا

گاهی نَهَد در طَبْعِ تو، سودایِ سیم و زَرّ و زن
گاهی نَهَد در جانِ تو، نورِ خیالِ مُصطفی

این سو کشان سویِ خوشان، وان سو کَشان با ناخوشان
یا بُگْذرد یا بِشْکنَد، کَشتی در این گِرداب‌ها

چندان دُعا کُن در نَهان، چندان بِنال اَنْدَر شَبان
کزْ گُنبَدِ هفت آسْمان در گوشِ تو آید صَدا

بانگِ شُعَیب و ناله‌اش، وان اشکِ همچون ژاله‌اش
چون شُد زِ حَد از آسْمان، آمد سَحَرگاهش نِدا

گر مُجرِمیْ بَخشیدَمَت، وَزْ جُرمْ آمُرزیدَمَت
فردوس خواهی، دادَمَت، خامُشْ، رها کُن این دُعا

گفتا نه این خواهم نه آن، دیدارِ حَق خواهم عِیان
گَر هفت بَحر آتش شود، من دَررَوَم بَهرِ لِقا

گَر رانده‌ی آن مَنْظَرَم، بسته‌ست ازو چَشمِ تَرَم
من در جَحیم اولی تَرَم، جَنَّت نَشایَد مَر مرا

جَنَّت مرا بی رویِ او، هم دوزخست و هم عَدو
من سوختم زین رنگ و بو، کو فَرِّ انوار بَقا؟

گفتند باری، کم گِری، تا کم نگردد مُبْصِری
که چَشمْ نابینا شود، چون بُگْذرد از حَد بُکا

گفت اَرْ دو چَشمَم عاقبت، خواهند دیدن آن صِفَت
هر جزوِ من چَشمی شود، کِی غَم خورَم من از عَمی؟!

وَرْ عاقبت این چَشمِ من، مَحروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بَصَر، کو نیست لایِقْ دوست را

اَنْدَر جهان هر آدمی، باشد فِدایِ یارِ خود
یارِ یکی اَنْبانِ خون، یارِ یکی شَمسِ ضیا

چون هر کسی دَر خورْدِ خود، یاری گُزید از نیک و بَد
ما را دریغ آید که خود، فانی کنیم از بَهرِ لا

روزی یکی همراه شُد با بایَزید اَنْدَر رَهی
پس بایَزیدش گفت چه پیشه گُزیدی ای دَغا؟

گفتا که من خَربنده‌ام، پس بایَزیدش گفت رو
یا رَب خَرَش را مرگ دِهْ، تا او شود بَنده‌یْ خدا

#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
Molana_va_Shams.mp4
14.7 MB
دیدار مولانا و شمس
خواننده: #همایون_شجریان و #محمد_معتمدی
کارگردان: #بهروز_غریب_پور
کانال شعر: @PardisParsi

🌺
🍂🌺🍃
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت
دیوانه‌ی عشق تو سر از پا نشناخت

هر کس به تو ره یافت ز خود گم گردید
آنکس که ترا شناخت خود را نشناخت

#ابوسعید_ابوالخیر

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
1
سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد
خانه‌هاشان پر داوودی بود
چشمشان را بستیم
دستشان را نرساندیم به سرشاخهٔ هوش
جیبشان را پر عادت کردیم
خوابشان را به صدای سفر آینه‌ها آشفتیم...

#سهراب_سپهری

            👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2
در خانه‌ی غم بودن،‌ از همت دون باشد
و اندر دل دون‌همت، اسرار تو چون باشد

بر هر چه همی‌لرزی، می‌دان که همان ارزی
زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد

آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد

آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد
هر عقل کجا پرد، آن جا که جنون باشد

سیمرغ دل عاشق در دام کجا گنجد
پرواز چنین مرغی، از کُون برون باشد

بر گرد خَسان گردد چون چرخ دل تاری
آن دل که چنین گردد او را چه سکون باشد

جام می موسی کَش شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت هر نیل که خون باشد

#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
2