مدتی شد که در آزارم و میدانی تو
به کمند تو گرفتارم و میدانی تو
از غم عشق تو بیمارم و میدانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و میدانی تو...
#وحشی_بافقی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
به کمند تو گرفتارم و میدانی تو
از غم عشق تو بیمارم و میدانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و میدانی تو...
#وحشی_بافقی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
Akhavan Sales – Zemestan
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت، سرها در گریبان است.
كسی سر برنیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند،
كه ره تاریك و لغزان است.
وگر دست محبت سوی كس یازی،
به اِكراه آورد دست از بغل بیرون؛
كه سرما سخت سوزان است!
نفس كز گرمگاه سینه میآید برون، ابری شود تاریك.
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.
نفس كاینست، پس دیگر چه داری چشم، ز چشم دوستان دور یا نزدیك؟!
مسیحای جوانمرد من، ای ترسای پیرِ پیرهنچركین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است، آی!
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من، میهمان هر شبت، لولیوَش مَغموم.
منم من، سنگ تیپا خوردهی رنجور
منم دشنام پست آفرینش، نغمهی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم.
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم.
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد.
تگرگی نیست، مرگی نیست.
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگذارم.
حسابت را كنار جام بگذارم.
چه میگویی كه بیگه شد، سحرشد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد بر آسمان
این سرخی بعد از سحرگه نیست.
حریفا! گوش سرمابرده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است.
و قندیلِ سپهرِ تنگمیدان، مرده یا زنده،
به تابوتِ ستبرِ ظلمت نُهتوی مرگاندود، پنهان است.
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یكسان است.
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت.
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان؛
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسكلتهای بلورآجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان كوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است.
#مهدی_اخوان_ثالث
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
كسی سر برنیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند،
كه ره تاریك و لغزان است.
وگر دست محبت سوی كس یازی،
به اِكراه آورد دست از بغل بیرون؛
كه سرما سخت سوزان است!
نفس كز گرمگاه سینه میآید برون، ابری شود تاریك.
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.
نفس كاینست، پس دیگر چه داری چشم، ز چشم دوستان دور یا نزدیك؟!
مسیحای جوانمرد من، ای ترسای پیرِ پیرهنچركین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است، آی!
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من، میهمان هر شبت، لولیوَش مَغموم.
منم من، سنگ تیپا خوردهی رنجور
منم دشنام پست آفرینش، نغمهی ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم.
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم.
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد.
تگرگی نیست، مرگی نیست.
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگذارم.
حسابت را كنار جام بگذارم.
چه میگویی كه بیگه شد، سحرشد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد بر آسمان
این سرخی بعد از سحرگه نیست.
حریفا! گوش سرمابرده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است.
و قندیلِ سپهرِ تنگمیدان، مرده یا زنده،
به تابوتِ ستبرِ ظلمت نُهتوی مرگاندود، پنهان است.
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یكسان است.
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت.
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان؛
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسكلتهای بلورآجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان كوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است.
#مهدی_اخوان_ثالث
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
مُحتسب در نیم شب جایی رسید
در بُن دیوار مستی خفته دید
گفت هی مستی، چه خوردستی بگو
گفت ازین خوردم که هست اندر سَبو
گفت آخر در سبو واگو که چیست
گفت از آنک خوردهام، گفت این خفیست
گفت آنچه خوردهای، آن چیست آن؟
گفت آنک در سبو مخفیست آن
دور میشد این سوال و این جواب
ماند چون خر محتسب اندر خَلاب
گفت او را محتسب هین آه کن
مست هوهو کرد هنگام سَخُن
گفت گفتم آه کن، "هو" میکنی
گفت من شاد و تو از غم منحنی
آه از درد و غم و بیدادی است
هوی هوی مِیخوران از شادی است
محتسب گفت این ندانم خیز خیز
معرفت مَتراش و بگذار این ستیز
گفت رو تو از کجا من از کجا
گفت مستی، خیز تا زندان بیا
گفت مست ای محتسب بگذار و رو
از برهنه کی توان بردن گِرو
گر مرا خود قوت رفتن بدی
خانهٔ خود رفتمی وین کی شدی
من اگر با عقل و با امکانمی
همچو شیخان بر سر دکانمی
#مثنوی_معنوی
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
در بُن دیوار مستی خفته دید
گفت هی مستی، چه خوردستی بگو
گفت ازین خوردم که هست اندر سَبو
گفت آخر در سبو واگو که چیست
گفت از آنک خوردهام، گفت این خفیست
گفت آنچه خوردهای، آن چیست آن؟
گفت آنک در سبو مخفیست آن
دور میشد این سوال و این جواب
ماند چون خر محتسب اندر خَلاب
گفت او را محتسب هین آه کن
مست هوهو کرد هنگام سَخُن
گفت گفتم آه کن، "هو" میکنی
گفت من شاد و تو از غم منحنی
آه از درد و غم و بیدادی است
هوی هوی مِیخوران از شادی است
محتسب گفت این ندانم خیز خیز
معرفت مَتراش و بگذار این ستیز
گفت رو تو از کجا من از کجا
گفت مستی، خیز تا زندان بیا
گفت مست ای محتسب بگذار و رو
از برهنه کی توان بردن گِرو
گر مرا خود قوت رفتن بدی
خانهٔ خود رفتمی وین کی شدی
من اگر با عقل و با امکانمی
همچو شیخان بر سر دکانمی
#مثنوی_معنوی
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
قطره تویی
بحر تویی
لطف تویی
قهر تویی
قند تویی
زهر تویی
بیش میازار مرا...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
بحر تویی
لطف تویی
قهر تویی
قند تویی
زهر تویی
بیش میازار مرا...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
گفت که با بال و پری، من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش، بیپر و پرکنده شدم...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
در هوس بال و پرش، بیپر و پرکنده شدم...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
#خیام
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
#خیام
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
بیمار زارم، دریاب دریاب
جز تو ندارم، دریاب دریاب
در راه عشقت از پا فتادم
رحمی که زارم، دریاب دریاب
دو از رخ تو در خاک و در خون
جان میسپارم، دریاب دریاب
جان شد خیالی، تن شد هلالی
زار و نزارم، دریاب دریاب
با سختجانی، ابرو کمانی
افتاده کارم، دریاب دریاب
شد زاشک خونین، رویم مُنقّش
زیبانگارم، دریاب دریاب
دل شد ز شوق آب، بشتاب بشتاب
طاقت ندارم، دریاب دریاب
شد در فراقت نامهربانا
از دست کارم، دریاب دریاب
مشکل که فیضت زین غم بَرَد جان
بیمار و زارم دریاب دریاب
#فیض_کاشانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
جز تو ندارم، دریاب دریاب
در راه عشقت از پا فتادم
رحمی که زارم، دریاب دریاب
دو از رخ تو در خاک و در خون
جان میسپارم، دریاب دریاب
جان شد خیالی، تن شد هلالی
زار و نزارم، دریاب دریاب
با سختجانی، ابرو کمانی
افتاده کارم، دریاب دریاب
شد زاشک خونین، رویم مُنقّش
زیبانگارم، دریاب دریاب
دل شد ز شوق آب، بشتاب بشتاب
طاقت ندارم، دریاب دریاب
شد در فراقت نامهربانا
از دست کارم، دریاب دریاب
مشکل که فیضت زین غم بَرَد جان
بیمار و زارم دریاب دریاب
#فیض_کاشانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
دل مرنجان، که زِ هر دل به خدا راهی هست
هر که را هیچ به کف نیست، به دل آهی هست!
#صغیر_اصفهانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
✨🍃🍂🌸🍃🍂✨
هر که را هیچ به کف نیست، به دل آهی هست!
#صغیر_اصفهانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
✨🍃🍂🌸🍃🍂✨
هزار سختی اگر بر من آید آسانست
که دوستی و ارادت هزار چندانست
سفر دراز نباشد به پای طالب "دوست"
که خار دشتِ محبت گل است و ریحانست...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
که دوستی و ارادت هزار چندانست
سفر دراز نباشد به پای طالب "دوست"
که خار دشتِ محبت گل است و ریحانست...
#سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨