ای شب! به پاس صحبت دیرین، خدای را
با او بگو حکایت شب زندهداریَم
با او بگو چه میکشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند، بشتابد به یاریَم
ای دل! چنان بنال که آن ماه نازنین
آگه شود ز رنج من و عشق پاک من
با او بگو که مهر تو از دل نمیرود
هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من
ای شعر من! بگو که جدایی چه میکند
کاری بکن که در دل سنگش اثر کنی
ای چنگ غم، که از تو به جز ناله بر نخاست
راهی بزن که ناله از این بیشتر کنی
ای آسمان! به سوز دل من گواه باش
کز دست غم به کوه و بیابان گریختم
داری خبر که شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشک ریختم
ای روشنان عالم بالا، ستارهها،
رحمی به حال عاشق خونین جگر کنید
یا جان من ز من بستانید بیدرنگ
یا پا فرانهید و خدا را خبر کنید
آری، مگر خدا به دل اندازدش که من
زین آه و ناله راه به جایی نمیبرم
جز نالههای تلخ نریزد ز ساز من
از حال دل اگر سخنی بر لب آورم
آخر اگر پرستش او شد گناه من
عذر گناه من همه، چشمان مست اوست
تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من
او هستی من است که آینده دست اوست
عمری مرا به مهر و وفا آزموده است
داند من آن نیم که کنم رو به هر دری
او نیز مایل است به عهدی وفا کند
اما اگر خدا بدهد عمر دیگری
#فریدون_مشیری
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
با او بگو حکایت شب زندهداریَم
با او بگو چه میکشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند، بشتابد به یاریَم
ای دل! چنان بنال که آن ماه نازنین
آگه شود ز رنج من و عشق پاک من
با او بگو که مهر تو از دل نمیرود
هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من
ای شعر من! بگو که جدایی چه میکند
کاری بکن که در دل سنگش اثر کنی
ای چنگ غم، که از تو به جز ناله بر نخاست
راهی بزن که ناله از این بیشتر کنی
ای آسمان! به سوز دل من گواه باش
کز دست غم به کوه و بیابان گریختم
داری خبر که شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشک ریختم
ای روشنان عالم بالا، ستارهها،
رحمی به حال عاشق خونین جگر کنید
یا جان من ز من بستانید بیدرنگ
یا پا فرانهید و خدا را خبر کنید
آری، مگر خدا به دل اندازدش که من
زین آه و ناله راه به جایی نمیبرم
جز نالههای تلخ نریزد ز ساز من
از حال دل اگر سخنی بر لب آورم
آخر اگر پرستش او شد گناه من
عذر گناه من همه، چشمان مست اوست
تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من
او هستی من است که آینده دست اوست
عمری مرا به مهر و وفا آزموده است
داند من آن نیم که کنم رو به هر دری
او نیز مایل است به عهدی وفا کند
اما اگر خدا بدهد عمر دیگری
#فریدون_مشیری
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم
هرچه تو نِهای جانا، من ز جمله بیزارم
همچو شمع میسوزم همچو ابر میگریم
همچو بحر میجوشم، تا کجا رسد کارم...
#عطار
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
هرچه تو نِهای جانا، من ز جمله بیزارم
همچو شمع میسوزم همچو ابر میگریم
همچو بحر میجوشم، تا کجا رسد کارم...
#عطار
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
کسی سوال میکند:
«به خاطر چه زندهای؟»
و من برای زندگی "تو" را بهانه میکنم...
#نیما_یوشیج
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
«به خاطر چه زندهای؟»
و من برای زندگی "تو" را بهانه میکنم...
#نیما_یوشیج
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1
Forwarded from شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
نرمافزار شعر پردیس پارسی.apk
31.2 MB
نرمافزار موبایل پردیس پارسی👆، شامل اشعار و آثار 61 شاعر پارسی است.
این برنامه (اندرویدی) را برای دوستان و آشنایان خود نیز بفرستید. 🌹🙏
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
این برنامه (اندرویدی) را برای دوستان و آشنایان خود نیز بفرستید. 🌹🙏
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
ای تن من خراب "تو"، دیدهی من سَحاب تو
ذرهی آفتاب تو، این دل بیقرار من...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ذرهی آفتاب تو، این دل بیقرار من...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ناز لیلی
استاد محمدرضا شجریان
ناز لیلی
آواز: #استاد_محمدرضا_شجریان
آهنگساز: #استاد_محمدرضا_لطفی
تنظیم: #استاد_جواد_معروفی
شعر: #طبیب_اصفهانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
آواز: #استاد_محمدرضا_شجریان
آهنگساز: #استاد_محمدرضا_لطفی
تنظیم: #استاد_جواد_معروفی
شعر: #طبیب_اصفهانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
❤1
شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
استاد محمدرضا شجریان – ناز لیلی
غمش در نهانخانهی دل نشيند
به نازی كه ليلی به مَحمِل نشيند
به دنبال محمل چنان زار گريم
كه از گريهام ناقه در گِل نشيند
خَلَد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری كه در "دل" نشيند؟!
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشيند
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشی
ز بامی كه برخاست، مشكل نشيند
عجب نيست خندد اگر گل به سروی
كه در اين چمن پای در گل نشيند
بنازم به "بَزم محبت" كه آنجا
گدايی به شاهی مقابل نشيند
طبيب، از طلب در دو گيتی مَياسا
كسی چون ميان دو منزل نشيند؟!
#طبیب_اصفهانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
به نازی كه ليلی به مَحمِل نشيند
به دنبال محمل چنان زار گريم
كه از گريهام ناقه در گِل نشيند
خَلَد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری كه در "دل" نشيند؟!
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشيند
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشی
ز بامی كه برخاست، مشكل نشيند
عجب نيست خندد اگر گل به سروی
كه در اين چمن پای در گل نشيند
بنازم به "بَزم محبت" كه آنجا
گدايی به شاهی مقابل نشيند
طبيب، از طلب در دو گيتی مَياسا
كسی چون ميان دو منزل نشيند؟!
#طبیب_اصفهانی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمهای که آب خورد؛
خود را در آب میدید و میرَمید.
او میپنداشت که از دیگری میرمد، نمیدانست که از خود میرمد!
همه اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر، چون در توست، نمیرنجی.
چون آن را در دیگری میبینی،
میرمی و میرنجی؟!
#مولانا
#فیه_ما_فیه
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
خود را در آب میدید و میرَمید.
او میپنداشت که از دیگری میرمد، نمیدانست که از خود میرمد!
همه اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر، چون در توست، نمیرنجی.
چون آن را در دیگری میبینی،
میرمی و میرنجی؟!
#مولانا
#فیه_ما_فیه
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
صحبتِ* اهلِ دنیا، آتش است
ابراهیمی باید، او را آتش نسوزد.
#شمس_تبریزی
* همنشینی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ابراهیمی باید، او را آتش نسوزد.
#شمس_تبریزی
* همنشینی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ما بدینٖ در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بدِ حادثه این جا به پناه آمدهایم
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
ما بدینٖ در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بدِ حادثه این جا به پناه آمدهایم
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
افسوس كه بیفايده، فرسوده شديم
وز آسِ* سپهرِ سرنگون، سوده** شديم
دردا و ندامتا كه تا چشم زديم
نابوده دمی به كام، نابوده شديم!
#خیام
* آسیاب
** فرسوده
👉 @PardisParsi 🌙
وز آسِ* سپهرِ سرنگون، سوده** شديم
دردا و ندامتا كه تا چشم زديم
نابوده دمی به كام، نابوده شديم!
#خیام
* آسیاب
** فرسوده
👉 @PardisParsi 🌙
حکایت درویش 👳🏻با روباه 🦊
یکی روبهی دید بی دست و پای
فرو ماند در لطف و صُنع خدای
که چون زندگانی به سر میبرد؟
بدین دست و پای از کجا میخورد؟
در این بود درویش شوریدهرنگ
که شیری در آمد شغالی به چنگ
شغال نگونبخت را شیر خورد
بماند آنچه، روباه از آن سیر خورد
دگر روز باز اتفاق اوفتاد
که روزیرسان قوتِ روزش بداد
یقین، مرد را دیده بیننده کرد
شد و تکیه بر آفریننده کرد
کزین پس به کنجی نشینم چو مور
که روزی نخوردند پیلان به زور
زنخدان فرو برد چندی به جیب
که بخشنده روزی فرستد ز غیب
نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست
چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست
چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش
ز دیوار محرابش آمد به گوش
برو شیر درنده باش، ای دغل
مَینداز خود را چو روباه شَل
چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟!
چو شیر آن که را گردنی فربه است
گر افتد چو روبه، سگ از وی بِه است
به چنگ آر و با دیگران نوش کن
نه بر فضلهی دیگران گوش کن
بخور تا توانی به بازوی خویش
که سعیت بُود در ترازوی خویش
چو مردان ببر رنج و راحت رسان
مُخَنّث خورد دسترنج کسان
بگیر ای جوان دست درویش پیر
نه خود را بیفکن که دستم بگیر
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست
که دون همتانند بی مغز و پوست
کسی نیک بیند به هر دو سرای
که نیکی رساند به خلق خدای
#بوستان #سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
یکی روبهی دید بی دست و پای
فرو ماند در لطف و صُنع خدای
که چون زندگانی به سر میبرد؟
بدین دست و پای از کجا میخورد؟
در این بود درویش شوریدهرنگ
که شیری در آمد شغالی به چنگ
شغال نگونبخت را شیر خورد
بماند آنچه، روباه از آن سیر خورد
دگر روز باز اتفاق اوفتاد
که روزیرسان قوتِ روزش بداد
یقین، مرد را دیده بیننده کرد
شد و تکیه بر آفریننده کرد
کزین پس به کنجی نشینم چو مور
که روزی نخوردند پیلان به زور
زنخدان فرو برد چندی به جیب
که بخشنده روزی فرستد ز غیب
نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست
چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست
چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش
ز دیوار محرابش آمد به گوش
برو شیر درنده باش، ای دغل
مَینداز خود را چو روباه شَل
چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟!
چو شیر آن که را گردنی فربه است
گر افتد چو روبه، سگ از وی بِه است
به چنگ آر و با دیگران نوش کن
نه بر فضلهی دیگران گوش کن
بخور تا توانی به بازوی خویش
که سعیت بُود در ترازوی خویش
چو مردان ببر رنج و راحت رسان
مُخَنّث خورد دسترنج کسان
بگیر ای جوان دست درویش پیر
نه خود را بیفکن که دستم بگیر
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست
که دون همتانند بی مغز و پوست
کسی نیک بیند به هر دو سرای
که نیکی رساند به خلق خدای
#بوستان #سعدی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
زیباترین حرفت را بگو
شکنجهی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانهیی بیهوده میخوانید. ــ
چرا که ترانهی ما
ترانهی بیهودگی نیست
چرا که "عشق"
حرفی بیهوده نیست.
#احمد_شاملو
۲ مرداد، سالروز وفات احمد شاملو 🌹
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
شکنجهی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانهیی بیهوده میخوانید. ــ
چرا که ترانهی ما
ترانهی بیهودگی نیست
چرا که "عشق"
حرفی بیهوده نیست.
#احمد_شاملو
۲ مرداد، سالروز وفات احمد شاملو 🌹
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
❤1