شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
سینا سرلک – شُکوه وصل
ای عاشقان، ای عاشقان، آن کس که بیند روی "او"
شوریده گردد عقل او، آشفته گردد خوی او
معشوق را جویان شود دکان او ویران شود
بر رو و سر پویان شود، چون آب اندر جوی او
در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود
آن کو چنین رنجور شد، نایافت شد داروی او
جان ملک سجده کند آن را که "حق" را خاک شد
تُرک فلک چاکر شود آن را که شد هندوی او
عشقش دل پردرد را بر کف نهد بو میکند
چون خوش نباشد آن دلی کو گشت دستنبوی او؟!
بس سینهها را خست او بس خوابها را بست او
بستهست دست جادوان آن غمزهی جادوی او
شاهان همه مسکین او، خوبان قُراضه چین او
شیران زده دُم بر زمین پیش سگان کوی او
بنگر یکی بر آسمان بر قله روحانیان
چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او
شد قلعهدارش عقل کل، آن شاه بیطبل و دهل
بر قلعه آن کس بَررود کو را نماند اویِ او
ای ماه رویش دیدهای، خوبی از او دزدیدهای
ای شب تو زلفش دیدهای، نی نی و نی یک موی او
این شب سیهپوش است از آن کز تعزیه دارد نشان
چون بیوهای جامه سیه در خاک رفته شوی او
شب فعل و دستان میکند او عیش پنهان میکند
نی چشم بندد چشم او کژ مینهد ابروی او
ای شب من این نوحهگری از تو ندارم باوری
چون پیش چوگان قدر هستی دوان چون گوی او
آن کس که این چوگان خورد، "گوی سعادت" او بَرَد
بیپا و بیسر میدود چون دل به گِرد کوی او
ای روی ما چون زعفران از عشق لالهستان او
ای دل فرورفته به سر چون شانه در گیسوی او
مر "عشق" را خود پشت کو؟! سر تا به سر روی است او
این پشت و رو این سو بود جز رو نباشد سوی او
او هست از صورت بری، "کارش همه صورتگری"
ای دل ز صورت نگذری زیرا نهای یک توی او
داند دلِ هر "پاکدل"، آوازِ دل ز آواز گِل
غُریدن شیر است این در صورت آهوی او
بافیدهی دست "احد"، پیدا بُود پیدا بُود
از صنعت جولاههای وز دست وز ماکوی او
ای جانها ماکوی او، وی قبلهی ما کوی او
فراش این کو آسمان، وین خاک کدبانوی او
سوزان دلم از رشک او گشته دو چشمم مَشک او
کی ز آب چشم او تر شود، ای بحر تا زانوی او
این "عشق" شد مهمان من، زخمی بزد بر جان من
صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او
من دست و پا انداختم وز جست و جو پرداختم
ای مرده جست و جوی من در پیش جست و جوی او
من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل
سودش ندارد های من چون بشنود دل "هو"ی او
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
شوریده گردد عقل او، آشفته گردد خوی او
معشوق را جویان شود دکان او ویران شود
بر رو و سر پویان شود، چون آب اندر جوی او
در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود
آن کو چنین رنجور شد، نایافت شد داروی او
جان ملک سجده کند آن را که "حق" را خاک شد
تُرک فلک چاکر شود آن را که شد هندوی او
عشقش دل پردرد را بر کف نهد بو میکند
چون خوش نباشد آن دلی کو گشت دستنبوی او؟!
بس سینهها را خست او بس خوابها را بست او
بستهست دست جادوان آن غمزهی جادوی او
شاهان همه مسکین او، خوبان قُراضه چین او
شیران زده دُم بر زمین پیش سگان کوی او
بنگر یکی بر آسمان بر قله روحانیان
چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او
شد قلعهدارش عقل کل، آن شاه بیطبل و دهل
بر قلعه آن کس بَررود کو را نماند اویِ او
ای ماه رویش دیدهای، خوبی از او دزدیدهای
ای شب تو زلفش دیدهای، نی نی و نی یک موی او
این شب سیهپوش است از آن کز تعزیه دارد نشان
چون بیوهای جامه سیه در خاک رفته شوی او
شب فعل و دستان میکند او عیش پنهان میکند
نی چشم بندد چشم او کژ مینهد ابروی او
ای شب من این نوحهگری از تو ندارم باوری
چون پیش چوگان قدر هستی دوان چون گوی او
آن کس که این چوگان خورد، "گوی سعادت" او بَرَد
بیپا و بیسر میدود چون دل به گِرد کوی او
ای روی ما چون زعفران از عشق لالهستان او
ای دل فرورفته به سر چون شانه در گیسوی او
مر "عشق" را خود پشت کو؟! سر تا به سر روی است او
این پشت و رو این سو بود جز رو نباشد سوی او
او هست از صورت بری، "کارش همه صورتگری"
ای دل ز صورت نگذری زیرا نهای یک توی او
داند دلِ هر "پاکدل"، آوازِ دل ز آواز گِل
غُریدن شیر است این در صورت آهوی او
بافیدهی دست "احد"، پیدا بُود پیدا بُود
از صنعت جولاههای وز دست وز ماکوی او
ای جانها ماکوی او، وی قبلهی ما کوی او
فراش این کو آسمان، وین خاک کدبانوی او
سوزان دلم از رشک او گشته دو چشمم مَشک او
کی ز آب چشم او تر شود، ای بحر تا زانوی او
این "عشق" شد مهمان من، زخمی بزد بر جان من
صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او
من دست و پا انداختم وز جست و جو پرداختم
ای مرده جست و جوی من در پیش جست و جوی او
من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل
سودش ندارد های من چون بشنود دل "هو"ی او
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه میگریم،
در آستانهی دریا و علف
به جُستجوی تو
در معبرِ بادها میگریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکستهی پنجرهیی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه میگیرد
به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟...
#احمد_شاملو
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
بر درگاهِ کوه میگریم،
در آستانهی دریا و علف
به جُستجوی تو
در معبرِ بادها میگریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکستهی پنجرهیی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه میگیرد
به انتظارِ تصویرِ تو
این دفترِ خالی
تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟...
#احمد_شاملو
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
❤1
خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
من آسمان تو باشم، تو ماه من باشی
به گریه گفتمش آیا گذر کنی بر من؟
به خنده گفت اگر خاک راه من باشی...
#فروغی_بسطامی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃
من آسمان تو باشم، تو ماه من باشی
به گریه گفتمش آیا گذر کنی بر من؟
به خنده گفت اگر خاک راه من باشی...
#فروغی_بسطامی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃
❤1
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
Forwarded from شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
نرمافزار شعر پردیس پارسی.apk
31.2 MB
نرمافزار موبایل پردیس پارسی👆، شامل اشعار و آثار 61 شاعر پارسی است.
این برنامه (اندرویدی) را برای دوستان و آشنایان خود نیز بفرستید. 🌹🙏
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
این برنامه (اندرویدی) را برای دوستان و آشنایان خود نیز بفرستید. 🌹🙏
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دَمی که با طَرَب میگذرد
#خیام
نه میتوانی زمان را متوقف کنی،
نه آن را به عقب برگردانی؛
لحظههای عمرت را دریاب!
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂
دریاب دَمی که با طَرَب میگذرد
#خیام
نه میتوانی زمان را متوقف کنی،
نه آن را به عقب برگردانی؛
لحظههای عمرت را دریاب!
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂
به چه مشغول کنم دیده و دل را که مُدام
دل تو را میطلبد، دیده تو را میجوید...
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
دل تو را میطلبد، دیده تو را میجوید...
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
اینجا برای از "تو" نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی خوابها کم است...
#محمدعلی_بهمنی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی خوابها کم است...
#محمدعلی_بهمنی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
❤1
صنما جفا رها کن، کرم این روا ندارد
بنگر به سوی دردی، که ز کس دوا ندارد...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
بنگر به سوی دردی، که ز کس دوا ندارد...
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
نه خطی
نه خالی
نه خواب و خیالی
من ای "حس مبهم" تو را دوست دارم...
#قیصر_امین_پور
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
نه خالی
نه خواب و خیالی
من ای "حس مبهم" تو را دوست دارم...
#قیصر_امین_پور
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
❤1
رقصِ "مردان خدا"، "لطیف" باشد و سبک. گویی برگ است که بر روی آب میرود.
اندرون چو کوه و صد هزار کوه، و برون چو کاه.
#شمس_تبریزی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
اندرون چو کوه و صد هزار کوه، و برون چو کاه.
#شمس_تبریزی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
رقصِ "مردان خدا"، "لطیف" باشد و سبک. گویی برگ است که بر روی آب میرود. اندرون چو کوه و صد هزار کوه، و برون چو کاه. #شمس_تبریزی 👉 @PardisParsi 🌙 🌸 🍂🌸🍃 🍃🍂🌸🍃🍂🌸 ✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
رقص آنجا کُن که "خود" را بِشْکَنی
پَنبه را از ریشِ شَهْوت بَرکَنی
رَقْص و جولان بر سَرِ میدان کُنند
رَقْص اَنْدَر "خونِ خود" مَردان کُنند
چون رَهَند از دستِ "خود"، دَستی زَنَند
چون جَهَند از نَقصِ خود، رَقصی کُنند
مُطرِبانْشانْ از "دَرون" دَف میزَنَند
بَحْرها در شورشان کَف میزَنَند
تو نبینی لیکْ بَهْرِ گوششان
بَرگها بَر شاخها هم کَفزَنان
تو نبینی بَرگها را کَف زدن
"گوشِ دل" باید، نه این گوشِ بَدَن
#مثنوی_معنوی #مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
پَنبه را از ریشِ شَهْوت بَرکَنی
رَقْص و جولان بر سَرِ میدان کُنند
رَقْص اَنْدَر "خونِ خود" مَردان کُنند
چون رَهَند از دستِ "خود"، دَستی زَنَند
چون جَهَند از نَقصِ خود، رَقصی کُنند
مُطرِبانْشانْ از "دَرون" دَف میزَنَند
بَحْرها در شورشان کَف میزَنَند
تو نبینی لیکْ بَهْرِ گوششان
بَرگها بَر شاخها هم کَفزَنان
تو نبینی بَرگها را کَف زدن
"گوشِ دل" باید، نه این گوشِ بَدَن
#مثنوی_معنوی #مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
ساقی و مطرب و مِی، جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
من با رخ چون خزان، خرابم بی تو
تو با رخ چون بهار، چونی بی من؟
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
تو با رخ چون بهار، چونی بی من؟
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
صد بار مُردم ای جان وین را بیازمودم
چون بوی تو بیامد، دیدم که زنده بودم
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
چون بوی تو بیامد، دیدم که زنده بودم
#مولانا
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
آن حرف که از دلت غمی بگشاید
در صحبت دل شکستگان میباید
هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت
جز شیشهٔ "دل" که قیمتش افزاید
#شیخ_بهایی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
در صحبت دل شکستگان میباید
هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت
جز شیشهٔ "دل" که قیمتش افزاید
#شیخ_بهایی
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
کی شعر تَر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زِنهار
صد مُلک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کِلکِ خیالانگیز
نقشش به حرام ار خود، صورتگرِ چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایرهی قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حُکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پردهنشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زِنهار
صد مُلک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کِلکِ خیالانگیز
نقشش به حرام ار خود، صورتگرِ چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایرهی قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حُکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پردهنشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
#حافظ
👉 @PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون "تو" دارم همه دارم دگرم هیچ نباید...
#سعدی
@PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
چون "تو" دارم همه دارم دگرم هیچ نباید...
#سعدی
@PardisParsi 🌙
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃✨
❤1