شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
3.13K subscribers
3.54K photos
33 videos
75 files
8 links
💠 ارسال نقد و پیشنهاد به ما👇
@BaManBegu

💠 آدرس دانلود نرم افزار موبایل پردیس پارسی👇
http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.smartop.parsipoems
Download Telegram
ای کریمی که بخشنده عطایی
و ای حکیمی که پوشنده خطایی
و ای صمدی که از ادراک ما جدایی
و ای احدی که در ذات و صفات بی‌ همتايی
و ای قادری که خدایی را سزایی
و ای خالقی که گمراهان را راهنمایی
جان ما را صفای خود ده
و دل ما را هوای خود ده
و چشم ما را ضیای خود ده
و ما را از فضل و کرم خود آن ده، که آن به
این بنده چه داند که چه می‌ باید جُست؟!
داننده تویی هر آنچه دانی، آن ده ❤️
#خواجه_عبدالله_انصاری

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم
به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی‌بینم
در این دریا یکی دَر است و ما مشتاق در او
ولی کس کو که در جوید که جویانش نمی‌بینم...
#عطار

👉 @PardisParsi 🌙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست...

خواننده: #استاد_محمدرضا_شجریان
شاعر: #حافظ

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
مرا چشم تو کرد از یک نظر مست
چه محتاج می و ساقی و جام است؟!
#سلمان_ساوجی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
1
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
#حافظ

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ

روزی که دلی را به نگاهی بنوازند
از عمر حساب است همان روز و دگر هیچ

#ملک_الشعرا_بهار

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را
گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را

افتاده بر خاک درت، خوش آن‌که آیی بر سرم
تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را

یک بار بینم روی تو دل را چه سان تسکین دهم؟
تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را

از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمی
تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را

گفتی که هر کس "یک نظر" بیند مرا جان می‌دهد
من هم به جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را

صد بار آیم سوی تو، تا آشنا کردی به من
هر بار از بار دگر بیگانه‌تر بینم تو را

تا کی هلالی را چنین زین ماه میداری جدا؟
یا رب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را
#هلالی_جغتایی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
گر هزاران دام باشد در قدم
چون تو با مایی نباشد هیچ غم
#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
#خیام

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد ازین دیوانه سازم خویش را
#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
#حافظ

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
نقاشی صحنه ای تلخ از تاریخ افغانستان درباره خودکشی چهل دختر پاک
شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
نقاشی صحنه ای تلخ از تاریخ افغانستان درباره خودکشی چهل دختر پاک
در اواخر دهه قرن نوزدهم پس از سقوط اُرزگان از مناطق هزاره نشین افغانستان بدست نیروهای "عبدالرحمن خان" امیر ظالم و نژادپرست پشتون تبار, عده زیادی از مردم کشته شدند و مال و اموالشان غارت شد و دختران و کودکانشان به عنوان کنیز و برده فروخته شد. (البته باید گفت عبدالرحمن بسیاری از سران پشتون را نیز از دم تیغ گذراند.)

در این میان چهل دختر جوان به رهبری یکی از دختران به نام "شیرین " بعد از مقابله و دفاع از خودشان ناچار به دشت و کوه پناه بردند.

اما سربازان سنگدل و جنایتکار امیر از تعقیب آنان دست بردار نبودند. آنها برای اینکه بدست سربازان نیفتند و مورد تجاوز قرار نگیرند یکی یکی خودشان را از کوه به پایین پرت کردند و لکه ی ننگ و بدنامی دیگری در صفحه تاریخ حکومت این شاه نژادپرست و ظالم ثبت کردند.


👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
هوشم نه موافقان و خویشان بردند
این کج کلهان مو پریشان بردند
گویند چرا تو دل بدیشان دادی
والله که من ندادم ایشان بردند
#ابوسعید_ابوالخیر

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
1
دانی که چیست حاصل انجام عاشقی؟
جانانه را
ببینی و
جان را
‌ فدا کنی...
#فروغی_بسطامی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂
🍃🍂🌸🍃
1
بازرسیدیم ز میخانه مست
بازرهیدیم ز بالا و پست

جمله مستان خوش و رقصان شدند
دست زنید ای صنمان دست دست

ماهی و دریا همه مستی کنند
چونک سر زلف تو افتاده شست

زیر و زبر گشت خرابات ما
خنب نگون گشت و قرابه شکست

پیر خرابات چو آن شور دید
بر سر بام آمد و از بام جست

جوش برآورد یکی می کز او
هست شود نیست شود نیست هست

شیشه چو بشکست و به هر سوی ریخت
چند کف پای حریفان که خست

آن که سر از پای نداند کجاست
مست فتادست به کوی الست

باده پرستان همه در عشرتند
تنتن تنتن شنو ای تن پرست
#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
یکی بین و
یکی دان و
یکی گوی

یکی خواه و
یکی خوان و
یکی جوی
#جامی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد
#سعدی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
#مولانا

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
کاری ندارم که کجایی، چه می کنی
بی عشق سر مکن، که دلت پیر می شود…
#قيصر_امين_پور

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
در هوای کام دنیا می فشانی جان چرا؟
می کنی در راه بت صید حرم قربان چرا؟

چیست اسباب جهان تا دل به آن بندد کسی؟
می کنی زنار را شیرازه قرآن چرا

در بیابان عدم بی توشه رفتن مشکل است
نیستی در فکر تخم افشانی ای دهقان چرا

هیچ قفلی نیست نگشاید به آه نیمشب
مانده ای در عقده دل اینقدر حیران چرا

دین به دنیای دنی دادن نه کار عاقل است
می دهی یوسف به سیم قلب ای نادان چرا

هیچ میزانی درین بازار چون انصاف نیست
گوهر خود را نمی سنجی به این میزان چرا

از بصیرت نیست گوهر را بدل کردن به خاک
آبروی خویش می ریزی برای نان چرا

خنده کردن رخنه در قصر حیات افکندن است
می شوی از هر نسیمی همچو گل خندان چرا

آدمی را اژدهایی نیست چون طول امل
بی محابا می روی در کام این ثعبان چرا

نان جو خور، در بهشت سیر چشمی سیر کن
می خوری خون از برای نعمت الوان چرا

درد می گردد دوا چون کامرانی می کند
می کشی ناز طبیب و منت درمان چرا

زود در گل می نشیند کشتی سنگین رکاب
چارپهلو می کنی تن را، ز آب و نان چرا

می کشند آبای علوی انتظار مقدمت
مانده ای دربند این گهواره چون طفلان چرا

چشم اقبال سکندر تشنه دیدار توست
در سیاهی مانده ای، ای چشمه حیوان چرا

چشم بر راه تو دارد تاج زرین شهان
بر صدف چسبیده ای، ای گوهر رخشان چرا

کعبه در دامان شبگیر بلند افتاده است
پای خود پیچیده ای چون کوه در دامان چرا

بهر یک دم زندگانی، چون حباب شوخ چشم
می کنی پهلو تهی از بحر بی پایان چرا

ترک حیوانی، به حیوانات جان بخشیدن است
خویش را محروم می داری ازین احسان چرا

ساحل بحر تمنا نیست جز کام نهنگ
می روی صائب درین دریای بی پایان چرا؟
#صائب_تبریزی

👉 @PardisParsi 🌙

🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🍂🌸
🍃🍂🌸🍃🍂🌸🍃
1