ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست
.
.
.
من نشاطی را نمیجویم به جز اندوه عشق
من بهشتی را نمیخواهم به غیر از کوی دوست
کوثر من لعل ساقی جنت من روی یار
لذت من صوت مطرب رغبت من سوی دوست
شاخ گل در بند خواری از قد موزون یار
ماه نو در عین خجلت از خم ابروی دوست
گر بنازد بر سر شاهان عالم دور نیست
کز شکار شرزه شیران میرسد آهوی دوست
گر ندیدی سحر و معجز دیدهٔ دل باز کن
تا بینی معجزات نرگس جادوی دوست
کس نکردی بار دیگر آرزوی زندگی
گر نبودی در قیامت قامت دلجوی دوست
بر شهیدان محبت آفرین بادا که بود
کار ایشان آفرین بر قوت بازوی دوست
زان نمیآرد فروغی بوسهاش را در خیال
کز خیال من مبادا رنجه گردد خوی دوست
#فروغی_بسطامی
@PardisParsi
سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست
.
.
.
من نشاطی را نمیجویم به جز اندوه عشق
من بهشتی را نمیخواهم به غیر از کوی دوست
کوثر من لعل ساقی جنت من روی یار
لذت من صوت مطرب رغبت من سوی دوست
شاخ گل در بند خواری از قد موزون یار
ماه نو در عین خجلت از خم ابروی دوست
گر بنازد بر سر شاهان عالم دور نیست
کز شکار شرزه شیران میرسد آهوی دوست
گر ندیدی سحر و معجز دیدهٔ دل باز کن
تا بینی معجزات نرگس جادوی دوست
کس نکردی بار دیگر آرزوی زندگی
گر نبودی در قیامت قامت دلجوی دوست
بر شهیدان محبت آفرین بادا که بود
کار ایشان آفرین بر قوت بازوی دوست
زان نمیآرد فروغی بوسهاش را در خیال
کز خیال من مبادا رنجه گردد خوی دوست
#فروغی_بسطامی
@PardisParsi
❤1
یارب چه چشمه ایست محبت که من از آن یک قطره آب خوردم و دریا گریستم
طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من با آنکه در غمت به مدارا گریستم
#واقف_هندی
با سپاس از: هومن
طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من با آنکه در غمت به مدارا گریستم
#واقف_هندی
با سپاس از: هومن
❤1
❤1
❤1
تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
گر جان طلبی هان بسپارند روانی
هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی
#شاه_نعمت_الله_ولی
@PardisParsi
گر جان طلبی هان بسپارند روانی
هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی
#شاه_نعمت_الله_ولی
@PardisParsi
❤1
آن که رو در خلوت آیینه تنها کرده است
کاش می دانست تنهایی چه با ما می کند
#صائب_تبریزی
با سپاس از: محمد ارج
کاش می دانست تنهایی چه با ما می کند
#صائب_تبریزی
با سپاس از: محمد ارج
❤1
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
#فریدون_مشیری
@PardisParsi
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
#فریدون_مشیری
@PardisParsi
❤1
❤1
ای که میگویی خیال او توان دیدن به خواب
مرد چون شوریده گشت، از خواب و آرامش مگو
#اوحدی
با سپاس از: محمد ارج
مرد چون شوریده گشت، از خواب و آرامش مگو
#اوحدی
با سپاس از: محمد ارج
❤1
تا باشدم جان در بدن از عشق میگویم سخن
عشق است جان جان من ای من بلا گردان عشق
ای فیض، فیض از عشق جوی تا می توان از عشق گوی
از جان و از دل دست شوی شو واله و حیران عشق
#فیض_کاشانی
@PardisParsi
عشق است جان جان من ای من بلا گردان عشق
ای فیض، فیض از عشق جوی تا می توان از عشق گوی
از جان و از دل دست شوی شو واله و حیران عشق
#فیض_کاشانی
@PardisParsi
❤1
❤1
❤1
منتظران بهار بوی شکفتن رسید
مژده به گلها برید یار به گلشن رسید
زین چمنستان کنون بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت وقت رسیدن رسید
#بیدل_دهلوی
@PardisParsi
مژده به گلها برید یار به گلشن رسید
زین چمنستان کنون بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت وقت رسیدن رسید
#بیدل_دهلوی
@PardisParsi
❤1
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی
@PardisParsi
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی
@PardisParsi
❤1
بی تو دل و جان من سیر شد از جان و دل
جان و دل من تویی ای دل و ای جان من
هست دل عاشقت منتظر یک نظر
تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من
#عطار
@PardisParsi
جان و دل من تویی ای دل و ای جان من
هست دل عاشقت منتظر یک نظر
تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من
#عطار
@PardisParsi
❤1
آمدی با تاب گیسو تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
#مهدی_سهیلی
@PardisParsi
زلف را یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
#مهدی_سهیلی
@PardisParsi
❤1
ﯾﺎ ﺭﺏ ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﯽ ﺩﻫﺎﻥ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ
ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﺩﯾﺪﻩ، ﺧﻠﻖ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﯾﺪﻥ
ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﺎﯾﺖ ﻧﯿﮑﻮﺳﺖ
ﺑﯽ ﺯﺣﻤﺖ ﭘﺎ ﮔﺮﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻥ
#بابا_افضل_کاشانی
@PardisParsi
ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﺩﯾﺪﻩ، ﺧﻠﻖ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﯾﺪﻥ
ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﺎﯾﺖ ﻧﯿﮑﻮﺳﺖ
ﺑﯽ ﺯﺣﻤﺖ ﭘﺎ ﮔﺮﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻥ
#بابا_افضل_کاشانی
@PardisParsi
❤1
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت
آنک چراغانی که در چشم تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست
ما هر دُوان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست
#حسین_منزوی
@PardisParsi
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت
آنک چراغانی که در چشم تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست
ما هر دُوان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست
#حسین_منزوی
@PardisParsi
❤1
❤1