شعر و عشق | پردیس پارسی 🌙
3.12K subscribers
3.54K photos
33 videos
75 files
8 links
💠 ارسال نقد و پیشنهاد به ما👇
@BaManBegu

💠 آدرس دانلود نرم افزار موبایل پردیس پارسی👇
http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.smartop.parsipoems
Download Telegram
گفتــه بــودی کـه چـرا محـو تماشای منی
وان چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی

مـژه بـر هـم نـزنـم تـا کـه ز دستــم نـرود
نــاز چشـم تـو بـه قـدر مـژه بـر هـم زدنی

#فریدون_مشیری
@PardisParsi
1
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست
.
.
.
من نشاطی را نمی‌جویم به جز اندوه عشق
من بهشتی را نمی‌خواهم به غیر از کوی دوست

کوثر من لعل ساقی جنت من روی یار
لذت من صوت مطرب رغبت من سوی دوست

شاخ گل در بند خواری از قد موزون یار
ماه نو در عین خجلت از خم ابروی دوست

گر بنازد بر سر شاهان عالم دور نیست
کز شکار شرزه شیران می‌رسد آهوی دوست

گر ندیدی سحر و معجز دیدهٔ دل باز کن
تا بینی معجزات نرگس جادوی دوست

کس نکردی بار دیگر آرزوی زندگی
گر نبودی در قیامت قامت دل‌جوی دوست

بر شهیدان محبت آفرین بادا که بود
کار ایشان آفرین بر قوت بازوی دوست

زان نمی‌آرد فروغی بوسه‌اش را در خیال
کز خیال من مبادا رنجه گردد خوی دوست

#فروغی_بسطامی
@PardisParsi
1
یارب چه چشمه ایست محبت که من از آن یک قطره آب خوردم و دریا گریستم

طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من با آنکه در غمت به مدارا گریستم
#واقف_هندی

با سپاس از: هومن
1
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
#سعدی
@PardisParsi
1
یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندی
من در هوا معلق، وان ریسمان گسسته
#مولانا

با سپاس: امیر باقرزاده
1
تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
گر جان طلبی هان بسپارند روانی

هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی

#شاه_نعمت_الله_ولی

@PardisParsi
1
آن که رو در خلوت آیینه تنها کرده است
کاش می دانست تنهایی چه با ما می کند
#صائب_تبریزی

با سپاس از: محمد ارج
1
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
#فریدون_مشیری

@PardisParsi
1
عشق در دل ماند و یار از دست رفت
دوستان دستی که کار از دست رفت
#سعدی

@PardisParsi
1
ای که میگویی خیال او توان دیدن به خواب
مرد چون شوریده گشت، از خواب و آرامش مگو

#اوحدی

با سپاس از: محمد ارج
1
عمریست دخیلم به ضریحی که نداری...
1
تا باشدم جان در بدن از عشق میگویم سخن
عشق است جان جان من ای من بلا گردان عشق

ای فیض، فیض از عشق جوی تا می توان از عشق گوی
از جان و از دل دست شوی شو واله و حیران عشق

#فیض_کاشانی

@PardisParsi
1
سکوت می کنم و عشق، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است
#حسین_منزوی

@PardisParsi
1
خواستم نقاش را نقشی کشد از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

@PardisParsi
1
منتظران بهار بوی شکفتن رسید
مژده به ‌گلها برید یار به‌ گلشن رسید

زین چمنستان کنون بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید

بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت وقت رسیدن رسید

#بیدل_دهلوی

@PardisParsi
1
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار

بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی

@PardisParsi
1
بی تو دل و جان من سیر شد از جان و دل
جان و دل من تویی ای دل و ای جان من

هست دل عاشقت منتظر یک نظر
تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من
#عطار

@PardisParsi
1
من اهل دوست داشتنم،
تو اهل کجایی؟
1
آمدی با تاب گیسو تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی

آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی

 #مهدی_سهیلی

@PardisParsi 
1
ﯾﺎ ﺭﺏ ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﯽ ﺩﻫﺎﻥ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ
ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﺩﯾﺪﻩ، ﺧﻠﻖ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﯾﺪﻥ

ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﺎﯾﺖ ﻧﯿﮑﻮﺳﺖ
ﺑﯽ ﺯﺣﻤﺖ ﭘﺎ ﮔﺮﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪﻥ

#بابا_افضل_کاشانی

@PardisParsi
1
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
  
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست
 
گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت
آنک چراغانی که در چشم تو برپاست
 
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست
 
ما هر دُوان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست

#حسین_منزوی

@PardisParsi
1