ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
.
.
.
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
هر گوشه یکی باغی هر کنج یکی لاغی
بیولوله زاغی بیگرگ جگرخایی
افکند خبر دشمن در شهر اراجیفی
کو عزم سفر دارد از بیم تقاضایی
از رشک همیگوید والله که دروغ است آن
بیجان کی رود جایی بیسر کی نهد پایی
من زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابم
او هر طرفی یابد شوریده و شیدایی
مه گرد درت گردد زیرا که کجا یابد
چو چشم تو خماری چون روی تو صحرایی
این عشق اگر چه او پاک است ز هر صورت
در عشق پدید آید هر یوسف زیبایی
بیعشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدند
وز عشق پدر دیدش زیبا و مطرایی
گر نام سفر گویم بشکن تو دهانم را
دوزخ کی رود آخر از جنت مأوایی
من بیسر و پا گشتم خوش غرقه این دریا
بیپای همیگردم چون کشتی دریایی
از در اگرم رانی آیم ز ره روزن
چون ذره به زیر آیم در رقص ز بالایی
چون ذره رسن سازم از نور و رسن بازم
در روزن این خانه در گردش سودایی
بنشین که در این مجلس لاغر نشود عیسی
برگو که در این دولت تیره نشود رایی
بربند دهان برگو در گنبد سر خود
تا ناله در آن گنبد یابی تو مثنایی
شمس الحق تبریزی از لطف صفات خود
از حرف همیگردد این نکته مصفایی
#مولوی
@PardisParsi
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
.
.
.
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
هر گوشه یکی باغی هر کنج یکی لاغی
بیولوله زاغی بیگرگ جگرخایی
افکند خبر دشمن در شهر اراجیفی
کو عزم سفر دارد از بیم تقاضایی
از رشک همیگوید والله که دروغ است آن
بیجان کی رود جایی بیسر کی نهد پایی
من زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابم
او هر طرفی یابد شوریده و شیدایی
مه گرد درت گردد زیرا که کجا یابد
چو چشم تو خماری چون روی تو صحرایی
این عشق اگر چه او پاک است ز هر صورت
در عشق پدید آید هر یوسف زیبایی
بیعشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدند
وز عشق پدر دیدش زیبا و مطرایی
گر نام سفر گویم بشکن تو دهانم را
دوزخ کی رود آخر از جنت مأوایی
من بیسر و پا گشتم خوش غرقه این دریا
بیپای همیگردم چون کشتی دریایی
از در اگرم رانی آیم ز ره روزن
چون ذره به زیر آیم در رقص ز بالایی
چون ذره رسن سازم از نور و رسن بازم
در روزن این خانه در گردش سودایی
بنشین که در این مجلس لاغر نشود عیسی
برگو که در این دولت تیره نشود رایی
بربند دهان برگو در گنبد سر خود
تا ناله در آن گنبد یابی تو مثنایی
شمس الحق تبریزی از لطف صفات خود
از حرف همیگردد این نکته مصفایی
#مولوی
@PardisParsi
❤1
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
#حافظ
@PardisParsi
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
#حافظ
@PardisParsi
❤1
ای کاش حدیث کوچ باور می شد
دیواره ی هر قفس پر از در می شد
من مانده ام و خیال پروازی سبز
ای کاش شبی دلم کبوتر می شد
#ایرج_زبر_دست
@PardisParsi
دیواره ی هر قفس پر از در می شد
من مانده ام و خیال پروازی سبز
ای کاش شبی دلم کبوتر می شد
#ایرج_زبر_دست
@PardisParsi
❤1
دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه
مژههای شوخ خود را چه به غمزه آب دادی
دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی
دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی
در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی
ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی
ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را
ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی
همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت
به من فقیر و مسکین غم بیحساب دادی
همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت
همه را شراب دادی و مرا سراب دادی
ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی
نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی
#فیض_کاشانی
با سپاس از: رضا حیدری
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه
مژههای شوخ خود را چه به غمزه آب دادی
دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی
دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی
در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی
ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی
ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را
ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی
همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت
به من فقیر و مسکین غم بیحساب دادی
همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت
همه را شراب دادی و مرا سراب دادی
ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی
نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی
#فیض_کاشانی
با سپاس از: رضا حیدری
❤1
گفتــه بــودی کـه چـرا محـو تماشای منی
وان چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مـژه بـر هـم نـزنـم تـا کـه ز دستــم نـرود
نــاز چشـم تـو بـه قـدر مـژه بـر هـم زدنی
#فریدون_مشیری
@PardisParsi
وان چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مـژه بـر هـم نـزنـم تـا کـه ز دستــم نـرود
نــاز چشـم تـو بـه قـدر مـژه بـر هـم زدنی
#فریدون_مشیری
@PardisParsi
❤1
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست
.
.
.
من نشاطی را نمیجویم به جز اندوه عشق
من بهشتی را نمیخواهم به غیر از کوی دوست
کوثر من لعل ساقی جنت من روی یار
لذت من صوت مطرب رغبت من سوی دوست
شاخ گل در بند خواری از قد موزون یار
ماه نو در عین خجلت از خم ابروی دوست
گر بنازد بر سر شاهان عالم دور نیست
کز شکار شرزه شیران میرسد آهوی دوست
گر ندیدی سحر و معجز دیدهٔ دل باز کن
تا بینی معجزات نرگس جادوی دوست
کس نکردی بار دیگر آرزوی زندگی
گر نبودی در قیامت قامت دلجوی دوست
بر شهیدان محبت آفرین بادا که بود
کار ایشان آفرین بر قوت بازوی دوست
زان نمیآرد فروغی بوسهاش را در خیال
کز خیال من مبادا رنجه گردد خوی دوست
#فروغی_بسطامی
@PardisParsi
سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست
.
.
.
من نشاطی را نمیجویم به جز اندوه عشق
من بهشتی را نمیخواهم به غیر از کوی دوست
کوثر من لعل ساقی جنت من روی یار
لذت من صوت مطرب رغبت من سوی دوست
شاخ گل در بند خواری از قد موزون یار
ماه نو در عین خجلت از خم ابروی دوست
گر بنازد بر سر شاهان عالم دور نیست
کز شکار شرزه شیران میرسد آهوی دوست
گر ندیدی سحر و معجز دیدهٔ دل باز کن
تا بینی معجزات نرگس جادوی دوست
کس نکردی بار دیگر آرزوی زندگی
گر نبودی در قیامت قامت دلجوی دوست
بر شهیدان محبت آفرین بادا که بود
کار ایشان آفرین بر قوت بازوی دوست
زان نمیآرد فروغی بوسهاش را در خیال
کز خیال من مبادا رنجه گردد خوی دوست
#فروغی_بسطامی
@PardisParsi
❤1
یارب چه چشمه ایست محبت که من از آن یک قطره آب خوردم و دریا گریستم
طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من با آنکه در غمت به مدارا گریستم
#واقف_هندی
با سپاس از: هومن
طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من با آنکه در غمت به مدارا گریستم
#واقف_هندی
با سپاس از: هومن
❤1
❤1
❤1
تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
گر جان طلبی هان بسپارند روانی
هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی
#شاه_نعمت_الله_ولی
@PardisParsi
گر جان طلبی هان بسپارند روانی
هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی
#شاه_نعمت_الله_ولی
@PardisParsi
❤1
آن که رو در خلوت آیینه تنها کرده است
کاش می دانست تنهایی چه با ما می کند
#صائب_تبریزی
با سپاس از: محمد ارج
کاش می دانست تنهایی چه با ما می کند
#صائب_تبریزی
با سپاس از: محمد ارج
❤1
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
#فریدون_مشیری
@PardisParsi
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
#فریدون_مشیری
@PardisParsi
❤1
❤1
ای که میگویی خیال او توان دیدن به خواب
مرد چون شوریده گشت، از خواب و آرامش مگو
#اوحدی
با سپاس از: محمد ارج
مرد چون شوریده گشت، از خواب و آرامش مگو
#اوحدی
با سپاس از: محمد ارج
❤1
تا باشدم جان در بدن از عشق میگویم سخن
عشق است جان جان من ای من بلا گردان عشق
ای فیض، فیض از عشق جوی تا می توان از عشق گوی
از جان و از دل دست شوی شو واله و حیران عشق
#فیض_کاشانی
@PardisParsi
عشق است جان جان من ای من بلا گردان عشق
ای فیض، فیض از عشق جوی تا می توان از عشق گوی
از جان و از دل دست شوی شو واله و حیران عشق
#فیض_کاشانی
@PardisParsi
❤1
❤1
❤1
منتظران بهار بوی شکفتن رسید
مژده به گلها برید یار به گلشن رسید
زین چمنستان کنون بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت وقت رسیدن رسید
#بیدل_دهلوی
@PardisParsi
مژده به گلها برید یار به گلشن رسید
زین چمنستان کنون بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت وقت رسیدن رسید
#بیدل_دهلوی
@PardisParsi
❤1
یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی
@PardisParsi
خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
#سعدی
@PardisParsi
❤1
بی تو دل و جان من سیر شد از جان و دل
جان و دل من تویی ای دل و ای جان من
هست دل عاشقت منتظر یک نظر
تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من
#عطار
@PardisParsi
جان و دل من تویی ای دل و ای جان من
هست دل عاشقت منتظر یک نظر
تا که برآید ز تو حاجت دو جهان من
#عطار
@PardisParsi
❤1