ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ؟
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺩﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ؟
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺩﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺑﺎﺩﻩ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﭼﺸﻤﻪ ﮐﻮﺛﺮ ﻧﻘﺪﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺳﺮﻭ ﻗﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﺩﻭ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺩﻝ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﺯﺩﮔﺎﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﺻﺤﺮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺯﺥ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﺗﯿﺮﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺧﻠﺪ ﺗﺮﺍ ﺑﯽ ﺑﺼﺮﯾﻬﺎ ﻣﺤﺠﻮﺏ
ﻭﺭﻧﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ ﻣﻬﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﭘﺮﺩﻩ ﺁﺗﺶ ﺭﺥ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺧﻠﯿﻞ
ﺩﺭ ﺩﻝ ﺳﻮﺧﺘﮕﺎﻥ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺁﺭﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﻋﻤﺮ ﺯﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ
ﻧﺸﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺮﮎ ﺗﻤﻨﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺻﺎﺋﺐ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﻣﭙﻮﺵ
ﮐﻪ ﺩﺭﯾﻦ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﻫﻮﯾﺪﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
#ﺻﺎﺋﺐ_تبريزی
@pardisparsi
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺩﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ؟
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺩﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺑﺎﺩﻩ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﭼﺸﻤﻪ ﮐﻮﺛﺮ ﻧﻘﺪﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺳﺮﻭ ﻗﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﺩﻭ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺩﻝ ﺭﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﺯﺩﮔﺎﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﺻﺤﺮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺯﺥ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﺗﯿﺮﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺧﻠﺪ ﺗﺮﺍ ﺑﯽ ﺑﺼﺮﯾﻬﺎ ﻣﺤﺠﻮﺏ
ﻭﺭﻧﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ ﻣﻬﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﭘﺮﺩﻩ ﺁﺗﺶ ﺭﺥ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺧﻠﯿﻞ
ﺩﺭ ﺩﻝ ﺳﻮﺧﺘﮕﺎﻥ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺁﺭﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﻋﻤﺮ ﺯﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ
ﻧﺸﺪ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺮﮎ ﺗﻤﻨﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺻﺎﺋﺐ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﻣﭙﻮﺵ
ﮐﻪ ﺩﺭﯾﻦ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﻫﻮﯾﺪﺍﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ
#ﺻﺎﺋﺐ_تبريزی
@pardisparsi
❤1
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزهها کنند از گل ما
#خیام
@pardisparsi
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزهها کنند از گل ما
#خیام
@pardisparsi
❤1
برخیز که میرود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه میرسد دست
سهلست جفای بوستانبان
#سعدی
@pardisparsi
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه میرسد دست
سهلست جفای بوستانبان
#سعدی
@pardisparsi
❤2
❤1
❤1
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
.
.
.
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی میرسدت کبر و منی
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی
مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
#سعدی
@pardisparsi
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
.
.
.
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی میرسدت کبر و منی
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی
مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
#سعدی
@pardisparsi
❤1
❤1
❤1
❤1
ذکر حق ای یار من بسیار کن
تا توانی کار خوش در کار کن
پاک باش و بی وضو یک دم مباش
جز که با پاکان دمی همدم مباش
دور باش از مجلس نقش خیال
صحبتی می دار با اهل کمال
یک سر موئی خلاف دین مکن
ور کند شخصی تو اش تحسین مکن
رهروان راه حق را دوست دار
رهروی می جو و راهی می سپار
گر بیابی جامی از زر یا سفال
نوش کن از هر دو جام آب زلال...
#شاه_نعمت_الله_ولی
تا توانی کار خوش در کار کن
پاک باش و بی وضو یک دم مباش
جز که با پاکان دمی همدم مباش
دور باش از مجلس نقش خیال
صحبتی می دار با اهل کمال
یک سر موئی خلاف دین مکن
ور کند شخصی تو اش تحسین مکن
رهروان راه حق را دوست دار
رهروی می جو و راهی می سپار
گر بیابی جامی از زر یا سفال
نوش کن از هر دو جام آب زلال...
#شاه_نعمت_الله_ولی
❤1
📢📢📢 📢📢
سلام دوستان ارجمند،
بسیار خرسندیم که شما بزرگواران کانال ما را دنبال میکنید.
تک بیتیها و شعرهایی که به نظرتان زیباست را به همراه نام شاعر و نام خودتان برای ما بفرستید تا گلچین آنها را با ذکر نام شما، در کانال منتشر کنیم.
آدرس مدیر کانال :
@PardisParsiAdmin
شاد و سربلند باشید.❤️
گروه مهرآفرینان همراه (ماه 🌙)
سلام دوستان ارجمند،
بسیار خرسندیم که شما بزرگواران کانال ما را دنبال میکنید.
تک بیتیها و شعرهایی که به نظرتان زیباست را به همراه نام شاعر و نام خودتان برای ما بفرستید تا گلچین آنها را با ذکر نام شما، در کانال منتشر کنیم.
آدرس مدیر کانال :
@PardisParsiAdmin
شاد و سربلند باشید.❤️
گروه مهرآفرینان همراه (ماه 🌙)
❤2
عشقِ بلبل جلوهٔ گل را نمایان کرد و بس
ورنه گل را در گلستان دوستانی دیگر است
#ملک_الشعرای_بهار
با سپاس از: سعید غلامی
ورنه گل را در گلستان دوستانی دیگر است
#ملک_الشعرای_بهار
با سپاس از: سعید غلامی
❤1
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
.
.
.
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه میبری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپردهاند به مستی زمام ما
ترسم که صرفهای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همیفشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
#حافظ
.
.
.
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه میبری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپردهاند به مستی زمام ما
ترسم که صرفهای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همیفشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
#حافظ
❤1
چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان
که دوران، ناتوانی ها، بسی زیر زمین دارد
#حافظ
با سپاس از: حمیده خلیل زاده
که دوران، ناتوانی ها، بسی زیر زمین دارد
#حافظ
با سپاس از: حمیده خلیل زاده
❤1
هرچه از وی شاد گردی در جهان
از فراقِ او بیندیش آن زمان
زآنچه گشتی شاد، بس کس شاد شد
آخر از وی جست و همچون باد شد
از تو هم بجهد، تو دل بر وی منه
پيش از آن کو بجهد از وي تو بجه
#مولانا
با سپاس از: حبیب عیدی
از فراقِ او بیندیش آن زمان
زآنچه گشتی شاد، بس کس شاد شد
آخر از وی جست و همچون باد شد
از تو هم بجهد، تو دل بر وی منه
پيش از آن کو بجهد از وي تو بجه
#مولانا
با سپاس از: حبیب عیدی
❤1
بر رهگذر بلا نهادم دل را
خاص از پی تو پای گشادم دل را
از باد مرا بوی تو آمد امروز
شکرانهٔ آن به باد دادم دل را
#مولانا
با سپاس از: M N
خاص از پی تو پای گشادم دل را
از باد مرا بوی تو آمد امروز
شکرانهٔ آن به باد دادم دل را
#مولانا
با سپاس از: M N
❤1
گرت قربتی هست در بارگاه
به خلعت مشو غافل از پادشاه
خلاف طریقت بود کاولیا
تمنا کنند از خدا جز خدا
گر از دوست چشمت به احسان اوست
تو در بند خویشی نه در بند دوست
#سعدی
با سپاس از: جلال قیومی
به خلعت مشو غافل از پادشاه
خلاف طریقت بود کاولیا
تمنا کنند از خدا جز خدا
گر از دوست چشمت به احسان اوست
تو در بند خویشی نه در بند دوست
#سعدی
با سپاس از: جلال قیومی
❤1
❤1
روزگارم این است:
دلخوشم با غزلی
تکه نانی، آبی
جمله ی کوتاهی
یا به شعر نابی
و اگر باز بپرسی گویم:
دلخوشم با نفسی
حبه قندی، چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه ی دنیایی
دلخوشی ها کم نیست، دیده ها نابیناست…
#سهراب_سپهری
@PardisParsi
دلخوشم با غزلی
تکه نانی، آبی
جمله ی کوتاهی
یا به شعر نابی
و اگر باز بپرسی گویم:
دلخوشم با نفسی
حبه قندی، چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه ی دنیایی
دلخوشی ها کم نیست، دیده ها نابیناست…
#سهراب_سپهری
@PardisParsi
❤1