باید خودم را آرام میکردم،
باید به خودم میقبولاندم که همه چیز درست میشود،
باید دستی به زانوی خودم میگرفتم و برمیخاستم. باید خودم را از مرداب اندوه نجات میدادم.
باید میدویدم، میپریدم، بیرون میزدم از قاب، باید پرواز میکردم.
من نیامدهبودم که زود جا بزنم و ضعیف باشم.
باید به خودم میقبولاندم که همه چیز درست میشود،
باید دستی به زانوی خودم میگرفتم و برمیخاستم. باید خودم را از مرداب اندوه نجات میدادم.
باید میدویدم، میپریدم، بیرون میزدم از قاب، باید پرواز میکردم.
من نیامدهبودم که زود جا بزنم و ضعیف باشم.
𝗡𝗼𝘁𝗵𝗶𝗻𝗴𝘀
پردیسو که میبینم دیگه نمیخوام خودمو بکشم ، ناامید نیستم، شکسته نیستم، ناراحت نیستم، واقعا جالبه!💘💘💘
دختر نازم
دختر قشنگ مننن😭😭😭😭😭😭
دختر قشنگ مننن😭😭😭😭😭😭
Forwarded from دربینِشیارهایِمَغزم. (پسته غمگین.)
حقیقتاً دلم برای جوونیمون میسوزه.
همهچی رو ازمون گرفتن؛
امید، آرزو، حتی حق رویا دیدن.
ما رو به یه مو بند کردن و ول کردن وسط ترس.
زندگیمون آرومآروم نابود شد
و حالا ایستادیم توی نقطهای
که هیچی برامون نمونده
نه آیندهای که بشه بهش دل بست
نه چیزی که بشه بهش تکیه کرد.
همهچی رو ازمون گرفتن؛
امید، آرزو، حتی حق رویا دیدن.
ما رو به یه مو بند کردن و ول کردن وسط ترس.
زندگیمون آرومآروم نابود شد
و حالا ایستادیم توی نقطهای
که هیچی برامون نمونده
نه آیندهای که بشه بهش دل بست
نه چیزی که بشه بهش تکیه کرد.