میهمانی
میدانستی خداوند آنقدر مهربان و رحیم است که برای ورود به میهمانیاش لازم نیست
جایی بروی؟
مکانات را عوض کنی؟
حتی قدم از قدم برداری؟
میدانستی مبارکترینها را در «زمان» لحاظ کرده و نه در «مکان».
و زمان سمت تو میآید بیآنکه کاری کنی. تو غرق در رحمت و نور الهی خواهی شد بدون اینکه مکانات را عوض کنی.
ماه رمضان، همان حرم امن الهی است برای تکتک مخلوقات.
ثانیه ثانیهاش بارش بیمنتهای رحمت است بر سر تمامی مخلوقات از ازل تا ابد.
و میدانستی لحظه ورود میزبان کجاست؟ کجای این زمان؟
سحرهایش.
@pardarca
میدانستی خداوند آنقدر مهربان و رحیم است که برای ورود به میهمانیاش لازم نیست
جایی بروی؟
مکانات را عوض کنی؟
حتی قدم از قدم برداری؟
میدانستی مبارکترینها را در «زمان» لحاظ کرده و نه در «مکان».
و زمان سمت تو میآید بیآنکه کاری کنی. تو غرق در رحمت و نور الهی خواهی شد بدون اینکه مکانات را عوض کنی.
ماه رمضان، همان حرم امن الهی است برای تکتک مخلوقات.
ثانیه ثانیهاش بارش بیمنتهای رحمت است بر سر تمامی مخلوقات از ازل تا ابد.
و میدانستی لحظه ورود میزبان کجاست؟ کجای این زمان؟
سحرهایش.
@pardarca
❤1
۵۲
کارِن به خاطر چهل روز، روزههای مسیحیت که
به آن لِنت میگویند شیرینی نمیخورد و امروز هم لب نزد به خرماهایی که تویشان گردو گذاشته و رویش أرده ریخته بودم.
بیشتر کارها را قبل از افطار انجام دادم. خرد کردن گوجه و خیار، دمگذاشتن برنج، حتی ریختن چای.
روهان، همسر کارِن که شیعه است هم روزه بود. با هزار مشقت توانستم گوشیام را به اسپیکر وصل کنم تا همه با هم منتظر شنیدن صدای اذان شویم.
گاهی وقتها آدم از یکسری جمعها رانده یا جدا میشود و خبری ندارد که جمع دیگری منتظرش است.
حکایت من بود.
کارِن برایمان یکظرف پُر سمبوسه بیف آورده بود با یک بطری منگولِسی. همان که شبیه آب انبه بود با مخلوطی از ماست که البته بیشترش را بچهها خوردند.
سر سفره امروز، حرفها خیلی سمت سیاست نرفت. با اینکه خیالم راحت بود نیاز به هیچ سانسوری نیست.
قرار گذاشتیم فردا سوار بر وَنِ آنها، برای افطار به مسجد الزهرا برویم.
گاهی یک قلب، برای دوست داشتن آدمها کافی نیست.
و نمیدانم برایت گفته بودم یا نه، که پارسال این موقع من در عمق یک تنهایی طاقتفرسا بودم که هر لحظه روحم را میخورد.
و امسال عافیتی نصیبم شده که کاش قدرش را بدانم.
@pardarca
کارِن به خاطر چهل روز، روزههای مسیحیت که
به آن لِنت میگویند شیرینی نمیخورد و امروز هم لب نزد به خرماهایی که تویشان گردو گذاشته و رویش أرده ریخته بودم.
بیشتر کارها را قبل از افطار انجام دادم. خرد کردن گوجه و خیار، دمگذاشتن برنج، حتی ریختن چای.
روهان، همسر کارِن که شیعه است هم روزه بود. با هزار مشقت توانستم گوشیام را به اسپیکر وصل کنم تا همه با هم منتظر شنیدن صدای اذان شویم.
گاهی وقتها آدم از یکسری جمعها رانده یا جدا میشود و خبری ندارد که جمع دیگری منتظرش است.
حکایت من بود.
کارِن برایمان یکظرف پُر سمبوسه بیف آورده بود با یک بطری منگولِسی. همان که شبیه آب انبه بود با مخلوطی از ماست که البته بیشترش را بچهها خوردند.
سر سفره امروز، حرفها خیلی سمت سیاست نرفت. با اینکه خیالم راحت بود نیاز به هیچ سانسوری نیست.
قرار گذاشتیم فردا سوار بر وَنِ آنها، برای افطار به مسجد الزهرا برویم.
گاهی یک قلب، برای دوست داشتن آدمها کافی نیست.
و نمیدانم برایت گفته بودم یا نه، که پارسال این موقع من در عمق یک تنهایی طاقتفرسا بودم که هر لحظه روحم را میخورد.
و امسال عافیتی نصیبم شده که کاش قدرش را بدانم.
@pardarca
❤2
۵۵
امروز را بدون گوشی گذراندم.
سحرها اینطور به من الهام میشود که ماه رمضان، ماه ترک اعتیادهاست.
از اعتیاد به قهوه بگیر تا اعتیاد به گوشی و فضای مجازی.
به جایش توانستم قبل از اذان ظهر، ساعتی بخوابم و بعد از ظهر کتاب چند گزارش از جنگ تحمیلی را بخوانم.
دلم برای ایران خیلی خیلی تنگشده.
@pardarca
امروز را بدون گوشی گذراندم.
سحرها اینطور به من الهام میشود که ماه رمضان، ماه ترک اعتیادهاست.
از اعتیاد به قهوه بگیر تا اعتیاد به گوشی و فضای مجازی.
به جایش توانستم قبل از اذان ظهر، ساعتی بخوابم و بعد از ظهر کتاب چند گزارش از جنگ تحمیلی را بخوانم.
دلم برای ایران خیلی خیلی تنگشده.
@pardarca
۵۷
امشب Jake و همسرش میهمانمان بودند. همان همکلاسیهای دوران کارشناسی همسرم.
برای هر دوشان سؤال بود چرا عدهای از ایرانیانِ ونکوورنشین، از حمله آمریکا و اسرائیل به کشورشان اظهار خوشحالی میکنند.
یک عالم حرف زدیم. از آن جنس حرفهایی که تو لذت میبری و نیازی به سانسور نیست.
از همانها که آزادانه میتوانی بگویی انقلابِ اسلامی چه خدماتی به ایران کرد و چه ضعفهایی دارد.
نمیدانستم ارتش کانادا آشکارا به دنبال جذب نیروست.
امیدوارم اگر روزی روزگاری خدای نکرده کار به دخالت مستقیم کانادا در جنگ رسید، ما از اینجا رفته باشیم.
@pardarca
امشب Jake و همسرش میهمانمان بودند. همان همکلاسیهای دوران کارشناسی همسرم.
برای هر دوشان سؤال بود چرا عدهای از ایرانیانِ ونکوورنشین، از حمله آمریکا و اسرائیل به کشورشان اظهار خوشحالی میکنند.
یک عالم حرف زدیم. از آن جنس حرفهایی که تو لذت میبری و نیازی به سانسور نیست.
از همانها که آزادانه میتوانی بگویی انقلابِ اسلامی چه خدماتی به ایران کرد و چه ضعفهایی دارد.
نمیدانستم ارتش کانادا آشکارا به دنبال جذب نیروست.
امیدوارم اگر روزی روزگاری خدای نکرده کار به دخالت مستقیم کانادا در جنگ رسید، ما از اینجا رفته باشیم.
@pardarca
۵۸
به خدا قسم در غرب خبری نیست.
اسارتِ بیشتر است تا ایران.
به تو اجازه میدهند برهنه باشی و مست، تا درگیر غرایزت باشی و نفهمی کجای دنیایی. چرا اصلا در این دنیایی.
انسان و موجودیت انسان در غرب، تنزل پیدا میکند به یک ابزار.
یک مهره در یک سیستم بردگی نوین.
تو کار کن و اجارهای خرید کن.
خانه، ماشین ، موبایل همه چیز اجارهای.
تو کار کن و بچههایت را به سیستمهای بردهپرور ما بسپار تا به آنها هم آموزش بدهیم چطور برده خوبی باشند.
و البته ما غرایز جدید رنگینکمانی هم به آنها یاد خواهیم داد.
چقدر دلم میخواست حتی یک شب هم خارج از ایران نبودم. حتی یک نفس هم.
@pardarca
به خدا قسم در غرب خبری نیست.
اسارتِ بیشتر است تا ایران.
به تو اجازه میدهند برهنه باشی و مست، تا درگیر غرایزت باشی و نفهمی کجای دنیایی. چرا اصلا در این دنیایی.
انسان و موجودیت انسان در غرب، تنزل پیدا میکند به یک ابزار.
یک مهره در یک سیستم بردگی نوین.
تو کار کن و اجارهای خرید کن.
خانه، ماشین ، موبایل همه چیز اجارهای.
تو کار کن و بچههایت را به سیستمهای بردهپرور ما بسپار تا به آنها هم آموزش بدهیم چطور برده خوبی باشند.
و البته ما غرایز جدید رنگینکمانی هم به آنها یاد خواهیم داد.
چقدر دلم میخواست حتی یک شب هم خارج از ایران نبودم. حتی یک نفس هم.
@pardarca
59
Sometimes you just miss calling someone and talking, someone who truly enjoys listening to you. Someone who loves hearing your simple words and thoughts. Someone who admires you for everything you’ve done.
When you live abroad, when you’ve immigrated, you miss these genuine connections between people. And no!nothing can truly replace them.
@pardarca
Sometimes you just miss calling someone and talking, someone who truly enjoys listening to you. Someone who loves hearing your simple words and thoughts. Someone who admires you for everything you’ve done.
When you live abroad, when you’ve immigrated, you miss these genuine connections between people. And no!nothing can truly replace them.
@pardarca