ضریب آفتابگیری چیست؟
در حالت کلی، قواعد ساختمانی میزان نور طبیعی موجود در فضا را با معیاری به نام " ضریب آفتابگیری" تعیین میکنند. عموما میتوانیم هر سطحی را به عنوان یک کرهی درخشان عظیم تصور کنیم و از این طریق ضریب آفتابگیری را بیابیم. سطح داخلی این کره به صورت یکنواخت میدرخشد و نور به همهی سطوح از همهی زوایا تابیده میشود، که باعث میشود ضریب آفتابگیری مستقل جهتگیری نسبت به خورشید باشد.
@parametric
در حالت کلی، قواعد ساختمانی میزان نور طبیعی موجود در فضا را با معیاری به نام " ضریب آفتابگیری" تعیین میکنند. عموما میتوانیم هر سطحی را به عنوان یک کرهی درخشان عظیم تصور کنیم و از این طریق ضریب آفتابگیری را بیابیم. سطح داخلی این کره به صورت یکنواخت میدرخشد و نور به همهی سطوح از همهی زوایا تابیده میشود، که باعث میشود ضریب آفتابگیری مستقل جهتگیری نسبت به خورشید باشد.
@parametric
کف اتاقی شمالی که یک پنجرهی کوچک دارد دقیقا همان ضریب آفتابگیری را خواهد داشت که یک اتاق مشابه اما رو به جنوب دارد. به همین دلیل، معیار ضریب آفتابگیری نمیتواند برای تخمین میزان حرارت دریافتی فضا مورد استفاده قرار گیرد، اما برای اهداف دیگری مانند این که آیا یک میزی اداری نزدیک به یک پنجره نیاز به نور مصنوعی خواهد داشت یا خیر مفید است. ماکزیمم کردن ضریب آفتابگیری از نظر پایداری یک نقطهی مثبت تلقی میشود اما همیشه باید مراقب میزان تابش خورشیدی وارد شده به فضا نیز بود.
@parametric
@parametric
اهداف پروژه
برای ایستگاه قطار در مونپیله، به تعیین دو ضریب آفتابگیری نیاز داشتیم:
فضاهای اداری و جایگاههای تحویل بلیط باید حداقل به ضریب آفتابگیری 1.0 میرسیدند (آبی رنگ)
پلتفرم باید ضریب آفتابگیری 0.5 میداشت (قرمز رنگ)
@parametric
برای ایستگاه قطار در مونپیله، به تعیین دو ضریب آفتابگیری نیاز داشتیم:
فضاهای اداری و جایگاههای تحویل بلیط باید حداقل به ضریب آفتابگیری 1.0 میرسیدند (آبی رنگ)
پلتفرم باید ضریب آفتابگیری 0.5 میداشت (قرمز رنگ)
@parametric
گرمای ورودی تابش خورشید (Solar Heat Gain)
چون فضاهای ایستگاه بدون سیستم خنک کننده بودند، نیاز بود که به منظور آسایش حاضرین دمای داخلی بیش از حد بالا نباشد. یعنی لازم بود تا حد امکان ایستگاه را خنک نگه داریم. گرچه یک سیستم تهویه طبیعی هم داشتیم، لازم بود کمترین میزان نور ممکن از سقف عبور کند.
@parametric
چون فضاهای ایستگاه بدون سیستم خنک کننده بودند، نیاز بود که به منظور آسایش حاضرین دمای داخلی بیش از حد بالا نباشد. یعنی لازم بود تا حد امکان ایستگاه را خنک نگه داریم. گرچه یک سیستم تهویه طبیعی هم داشتیم، لازم بود کمترین میزان نور ممکن از سقف عبور کند.
@parametric
محدودیتها
به ما گفته شده بود که هندسهی ایستگاه ثابت است و قابل ویرایش نیست. یعنی نمیتوانستیم سقف یا فضاهای اداری را مطابق نیاز خود جابجا کنیم یا تغییر جهت دهیم. تنها راه تنظیم نور، طراحی یک سیستم حفرهدار مناسب بود. در ابتدا، برای تمامی سقف حفرههای یکسانی به کار بردیم. به راحتی توانستیم به ضریب آفتابگیری 0.5 برسیم اما، فضاهای اداری هنوز به شدت کم نور بودند. همچنین، با الگوی ثابت، سقف متناسب با جهت نور نبود و اجازهی ورود میزان بالایی از نور مستقیم را به فضا میداد.
@parametric
به ما گفته شده بود که هندسهی ایستگاه ثابت است و قابل ویرایش نیست. یعنی نمیتوانستیم سقف یا فضاهای اداری را مطابق نیاز خود جابجا کنیم یا تغییر جهت دهیم. تنها راه تنظیم نور، طراحی یک سیستم حفرهدار مناسب بود. در ابتدا، برای تمامی سقف حفرههای یکسانی به کار بردیم. به راحتی توانستیم به ضریب آفتابگیری 0.5 برسیم اما، فضاهای اداری هنوز به شدت کم نور بودند. همچنین، با الگوی ثابت، سقف متناسب با جهت نور نبود و اجازهی ورود میزان بالایی از نور مستقیم را به فضا میداد.
@parametric
لذا طراحی ما باید دو چالش را مرتفع مینمود:
۱- حفرهها به اندازه ی کافی بزرگ طراحی شوند تا به ضریب آفتابگیری 1.0 برای فضاهای اداری برسیم.
۲- پاسخ دادن به جهت گیری نسبت به خورشید و مینیمم کردن گرمای ورودی تابش خورشید.
@parametric
۱- حفرهها به اندازه ی کافی بزرگ طراحی شوند تا به ضریب آفتابگیری 1.0 برای فضاهای اداری برسیم.
۲- پاسخ دادن به جهت گیری نسبت به خورشید و مینیمم کردن گرمای ورودی تابش خورشید.
@parametric
فضاهای اداری
آنچه کار را بسیار سخت کرد فضاهای اداری بود چون جعبه ای بودند و فقط یک سطح برای دریافت نور داشتند، پنجرهای که رو به پلتفرم بود، دیگر سطوح همگی دیوارهای مات بودند. برای وارد کردن نور به این محدودهها، باید حفرههای تقریبا بزرگی را به صورت هدفمند در سقف جایگذاری میکردیم. مکان دقیق این حفرههای بزرگ غالبا نامعلوم بود و باید برای یافتن بهترین مکان آزمایش میکردیم. تصویر زیر نشان دهندهی دو پیکربندی مناسب ممکن برای قراردادن پنل بزرگ حفرهها است.
@parametric
آنچه کار را بسیار سخت کرد فضاهای اداری بود چون جعبه ای بودند و فقط یک سطح برای دریافت نور داشتند، پنجرهای که رو به پلتفرم بود، دیگر سطوح همگی دیوارهای مات بودند. برای وارد کردن نور به این محدودهها، باید حفرههای تقریبا بزرگی را به صورت هدفمند در سقف جایگذاری میکردیم. مکان دقیق این حفرههای بزرگ غالبا نامعلوم بود و باید برای یافتن بهترین مکان آزمایش میکردیم. تصویر زیر نشان دهندهی دو پیکربندی مناسب ممکن برای قراردادن پنل بزرگ حفرهها است.
@parametric
جهتگیری نسبت به خورشید
بعلاوه، لازم بود اندازه ی حفرهها را مطابق جهت تابش نور خورشید تنظیم کنیم. برای حل همهی این مشکلات یک مدل پارامتریک از تمام سقف ایجاد کردیم و حفرههای تک تک سطوح را مطابق جهت تابش نور خورشید تغییر دادیم.
@parametric
بعلاوه، لازم بود اندازه ی حفرهها را مطابق جهت تابش نور خورشید تنظیم کنیم. برای حل همهی این مشکلات یک مدل پارامتریک از تمام سقف ایجاد کردیم و حفرههای تک تک سطوح را مطابق جهت تابش نور خورشید تغییر دادیم.
@parametric
مدل پارامتریک
هندسه ی سقف در دو جهت متقارن است و از 5 دهانهی طولی تشکیل شدهاند که یک قوس ایجاد میکنند. هر دهانه از ردیفی از پنلهای بتنی 4 طرفه تشکیل شده. گرچه همهی پنلهای بتنی از نظر هندسی مشابه بودند، با توجه به موقعیت خورشید، هرکدام جهت متفاوتی داشتند.
میتوانستیم با استفاده از DIVA میزان اشعهی خورشیدی که به هر کدام از این پنلها میتابید را شبیهسازی کنیم. سپس از مقادیر تابش برای تعیین اندازهی حفرهها برای هر پنل استفاده شد. برای نمونه، کنارهی پنل که دارای بیشترین میزان تابش بود کوچکترین حفرهها را داشت (که بیشتر نور را مسدود می کرد) و کنارهی پنل که دارای کمترین میزان تابش بود بزرگترین حفرهها را داشت (که منجر به عبور بیشتر نور میشد).
@parametric
هندسه ی سقف در دو جهت متقارن است و از 5 دهانهی طولی تشکیل شدهاند که یک قوس ایجاد میکنند. هر دهانه از ردیفی از پنلهای بتنی 4 طرفه تشکیل شده. گرچه همهی پنلهای بتنی از نظر هندسی مشابه بودند، با توجه به موقعیت خورشید، هرکدام جهت متفاوتی داشتند.
میتوانستیم با استفاده از DIVA میزان اشعهی خورشیدی که به هر کدام از این پنلها میتابید را شبیهسازی کنیم. سپس از مقادیر تابش برای تعیین اندازهی حفرهها برای هر پنل استفاده شد. برای نمونه، کنارهی پنل که دارای بیشترین میزان تابش بود کوچکترین حفرهها را داشت (که بیشتر نور را مسدود می کرد) و کنارهی پنل که دارای کمترین میزان تابش بود بزرگترین حفرهها را داشت (که منجر به عبور بیشتر نور میشد).
@parametric
میتوانیم از اسکریپت گرس هاپر خود برای تعیین اتوماتیک اندازهی حفرهها با توجه به نتیجهی شبیه سازی استفاده کنیم. اسکریپت به گونهای تنظیم شده بود که میتوانستیم اندازهای برای مینیمم و ماکزیمم حفرهها به صورت درصد تعیین کنیم. برای مثال میتوانستیم حفرههایی را به کار بگیریم که همانطور که در بالا مشاهده میکنید در محدودهی 8 تا 25 درصد قرار میگرفتند.
قدم بعد گذراندن این مدل سقف حفرهدار از شبیه سازی بود که ضریب آفتابگیری پلتفرم را محاسبه کند. بر اساس این نتایج، ما محدودهی حفرههای سقف را تغییر دادیم. برای نمونه، اگر نور بیشتری نیاز داشتیم میتوانستیم محدوده را از 8 تا 25 درصد به 15 تا 30 درصد تغییر دهیم. چون مدل پارامتریک است، هندسهی آن به صورت اتوماتیک آپدیت میشود و میتوانیم به سرعت شبیه سازی بعدی را اجرا کنیم.
@parametric
قدم بعد گذراندن این مدل سقف حفرهدار از شبیه سازی بود که ضریب آفتابگیری پلتفرم را محاسبه کند. بر اساس این نتایج، ما محدودهی حفرههای سقف را تغییر دادیم. برای نمونه، اگر نور بیشتری نیاز داشتیم میتوانستیم محدوده را از 8 تا 25 درصد به 15 تا 30 درصد تغییر دهیم. چون مدل پارامتریک است، هندسهی آن به صورت اتوماتیک آپدیت میشود و میتوانیم به سرعت شبیه سازی بعدی را اجرا کنیم.
@parametric