من هیچوقت آرزوی مرگ کسی رو نکردم و نمیکنم اما گاهی تنفرم از بعضی آدمها اونقدر عمیقه که اگه روزی خبر رفتنشون رو بشنوم، ذرهای غمگین نمیشم فقط سکوت میکنم و از کنارش میگذرم؛ شاید صرفاً به خاطر شناختی که در گذشته ازشون داشتم لحظهای تأسف بخورم. با این حال از نبودنشون خوشحال نمیشم بهرحال چه خوب چه بد اونا بخشی از خاطرات من بودن
کاش میشد با رفتنشون، خاطراتی که ازشون مونده رو هم دفن کرد
جوری که دیگه هیچوقت به یاد نیان...
کاش میشد با رفتنشون، خاطراتی که ازشون مونده رو هم دفن کرد
جوری که دیگه هیچوقت به یاد نیان...
💯2💊1
-17 April
Carmen Goett – La Llorona - Carmen Goett (Official Video)
یکی از آهنگهای موردعلاقه من La Llorona هستش که نسخههای مختلفی ازش توسط خوانندههای مختلف اجرا شده اما چیزی که برای من مهمه مفهوم پشتشه. این آهنگ ریشه در افسانه معروف «زن گریان» داره؛ این افسانه درباره زنیه که بچههاش رو غرق میکنه و بعد از مرگش برای همیشه در غم و پشیمونی سرگردان میشه. اما چیزی که من تو این داستان میبینم فقط یک زن یا یک افسانه نیست، در واقع این داستان نمادی از اندوه از دست دادنه؛ اندوهی که میتونه برای یک معشوق، یک خاطره، یک آدم، یا حتی بخشی از گذشته باشه. چیزی که این آهنگ رو تا این حد برای من خاص میکنه اینه که، غم از دست دادن برای هر شخصی میتونه معنای متفاوتی داشته باشه، اما یک چیز بدون شک بین همه مشترکه؛ اینکه هر کسی به شیوه خودش با اون غم کنار میاد.
💊2
یکی از جالبترین بخشهای ارتباط با آدما اینه که وقتی داری یه نفر و میشناسی در واقع داری بخشهایی از خودت رو هم کشف میکنی که شاید تا قبل از اون، حتی از وجودشون در خودت خبر نداشتی؛ انگار شناختن دیگران، گاهی یه جور شناختن دوبارهی خودته.
💯1💊1
زمانی که همه دوستانم را از دست دادم تصور میکردم قرار است تنها و غمگین شوم؛ زیرا از دست دادن آدمها، برای من به معنای از دست دادن بخشی از خودم بود.
گاهی تنهایی چیزی جز غم و خلأ به نظر نمیرسد؛ اما با گذشت زمان درمییابی که در میان این سکوت و خلوت چیزی را یافتهای که پیش از آن، در هیاهوی حضور آدمها گم شده بود.
البته که گاهی غمگین میشوم؛ گاهی در سکوت شب جای خالی آدمها با وضوحی انکارناپذیر خود را نشان میدهد. اما شاید این، بهایی باشد که باید برای داشتن آرامشی عمیقتر پرداخت.
وقتی تصمیم میگیری کیفیت را بر کمیت ترجیح دهی، باید پذیرای اتفاقات غیرمنتظرهای باشی که ممکن است در این مسیر رخ دهند. شاید در نهایت دریابی که کم شدن آدمها، همیشه به معنای تنها شدن نیست؛ گاهی به معنای نزدیکتر شدن به خودت است.
گاهی تنهایی چیزی جز غم و خلأ به نظر نمیرسد؛ اما با گذشت زمان درمییابی که در میان این سکوت و خلوت چیزی را یافتهای که پیش از آن، در هیاهوی حضور آدمها گم شده بود.
البته که گاهی غمگین میشوم؛ گاهی در سکوت شب جای خالی آدمها با وضوحی انکارناپذیر خود را نشان میدهد. اما شاید این، بهایی باشد که باید برای داشتن آرامشی عمیقتر پرداخت.
وقتی تصمیم میگیری کیفیت را بر کمیت ترجیح دهی، باید پذیرای اتفاقات غیرمنتظرهای باشی که ممکن است در این مسیر رخ دهند. شاید در نهایت دریابی که کم شدن آدمها، همیشه به معنای تنها شدن نیست؛ گاهی به معنای نزدیکتر شدن به خودت است.
💊2🔥1