پاپیلون(افق رویداد)
Photo
.
«قبرستانی که بجای عزا پر از خنده و شادی است»
چشمانتان را ببندید و قبرستانی را تصور کنید که نه از گریه و زاری و شیون، که از خنده و شادی پر شده است.
بوی گل و شکلات در فضا پیچیده، مردم به جای لباسهای سیاه و دستههای گلِ مزار، لباسهای رنگارنگ به تن دارند، بادکنک و کادو به دست گرفتهاند و روی سنگقبرها، به جای تاریخ وفات، تاریخ تولد نوشته شده است.
تصور کنید در یک آنِ واحد، حرکتِ کلِّ هستی متوقف میشود و جهتِ آن برعکس میگردد.
از همان لحظه، قوانین دگرگون میشوند: قبرستان جایِ تولد میشود و رحمِ مادر، جایِ بازگشت و آرامشِ ابدی.
تا پیش از آن آنِ واحد، انسان در رحم متولد میشد، راهِ زندگی را میپیمود و سرانجام در خاک آرام میگرفت.
اما از آن لحظه به بعد، دیگر کسی برای دفن شدن به قبرستان نمیآید؛ زیرا قبرستان به جایگاهِ تولد تبدیل شده است.
انسانهایی که تا پیش از نقطهٔ عطف در خاک آرمیدهاند، در همان آنِ واحد، در قبرستان متولد میشوند و مسیرِ معکوسِ زندگی را آغاز میکنند:
از سالمندی به میانسالی، از میانسالی به جوانی، از جوانی به کودکی و سرانجام به رحمِ مادر بازمیگردند.
سالمندی دیگر هراسانگیز نیست؛ هر روز، انسان را یک قدم به جوانی نزدیکتر میکند. کودکیِ دوباره، بازی، سبکی و رهایی از رنجهای بزرگسالی، تا رسیدن به امنترین پناهگاهِ هستی.
در این خیال، خاطرات نیز با معکوس شدنِ مسیر، کمکم محو میشوند. کولهبارِ غصهها سبکتر میگردد تا انسان در آرامشِ مطلق، به نقطهٔ آغازینِ خود بازگردد.
شاید اگر چنین بود، مردم از گذشتِ عمر نمیترسیدند؛ چون میدانستند آینده، پیرتر شدن نیست، جوانتر شدن است. به همین دلیل، قبرستانها پر از خنده، گل، بادکنک و شادی میشدند.
البته این فقط یک خیال است؛ اما شاید در آن صورت، زندگی برایمان به جای درد و رنج، سرشار از شور و امید بود.
#پرویز_رضایی
🖌 @papilonn
«قبرستانی که بجای عزا پر از خنده و شادی است»
چشمانتان را ببندید و قبرستانی را تصور کنید که نه از گریه و زاری و شیون، که از خنده و شادی پر شده است.
بوی گل و شکلات در فضا پیچیده، مردم به جای لباسهای سیاه و دستههای گلِ مزار، لباسهای رنگارنگ به تن دارند، بادکنک و کادو به دست گرفتهاند و روی سنگقبرها، به جای تاریخ وفات، تاریخ تولد نوشته شده است.
تصور کنید در یک آنِ واحد، حرکتِ کلِّ هستی متوقف میشود و جهتِ آن برعکس میگردد.
از همان لحظه، قوانین دگرگون میشوند: قبرستان جایِ تولد میشود و رحمِ مادر، جایِ بازگشت و آرامشِ ابدی.
تا پیش از آن آنِ واحد، انسان در رحم متولد میشد، راهِ زندگی را میپیمود و سرانجام در خاک آرام میگرفت.
اما از آن لحظه به بعد، دیگر کسی برای دفن شدن به قبرستان نمیآید؛ زیرا قبرستان به جایگاهِ تولد تبدیل شده است.
انسانهایی که تا پیش از نقطهٔ عطف در خاک آرمیدهاند، در همان آنِ واحد، در قبرستان متولد میشوند و مسیرِ معکوسِ زندگی را آغاز میکنند:
از سالمندی به میانسالی، از میانسالی به جوانی، از جوانی به کودکی و سرانجام به رحمِ مادر بازمیگردند.
سالمندی دیگر هراسانگیز نیست؛ هر روز، انسان را یک قدم به جوانی نزدیکتر میکند. کودکیِ دوباره، بازی، سبکی و رهایی از رنجهای بزرگسالی، تا رسیدن به امنترین پناهگاهِ هستی.
در این خیال، خاطرات نیز با معکوس شدنِ مسیر، کمکم محو میشوند. کولهبارِ غصهها سبکتر میگردد تا انسان در آرامشِ مطلق، به نقطهٔ آغازینِ خود بازگردد.
شاید اگر چنین بود، مردم از گذشتِ عمر نمیترسیدند؛ چون میدانستند آینده، پیرتر شدن نیست، جوانتر شدن است. به همین دلیل، قبرستانها پر از خنده، گل، بادکنک و شادی میشدند.
البته این فقط یک خیال است؛ اما شاید در آن صورت، زندگی برایمان به جای درد و رنج، سرشار از شور و امید بود.
#پرویز_رضایی
🖌 @papilonn
🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
- به نخست وزیر پاکستان به عربی میگه کَیفَ حالُک؟
- از چینیا به تُرکی تشکر میکنه،
- به نخست وزیر هند به فارسی سلام میکنه.
یه قسمت هم داره که دست طرف رو عین عشاق گرفته ...!
خریت این تاریخ انقضا نداره !
🖌 @papilonn
- به نخست وزیر پاکستان به عربی میگه کَیفَ حالُک؟
- از چینیا به تُرکی تشکر میکنه،
- به نخست وزیر هند به فارسی سلام میکنه.
یه قسمت هم داره که دست طرف رو عین عشاق گرفته ...!
خریت این تاریخ انقضا نداره !
🖌 @papilonn
😁4👏2
پاپیلون(افق رویداد)
Photo
.
در سال ۱۹۴۳ میلادی، هانس وبر، سرباز ۱۹ ساله آلمانی از نیروهای ورماخت در جبهه شرقی، در یک خانه سوخته با نوزاد دختری روس روبهرو شد که گریه میکرد.
بر اساس این روایت، به سربازان دستور داده شده بود کسی را زنده باقی نگذارند.
هانس نوزاد را برداشت و در کولهپشتی خود پنهان کرد و به مدت سه روز در میان خطوط مقدم او را با شیر تغلیظشده موجود در جیره غذاییاش تغذیه کرد.
او سرانجام از یگان خود جدا شد و فرار کرد. سپس نوزاد را به یک زن روستایی روس سپرد و با روسی شکسته تنها یک کلمه گفت: «مادر.»
هانس بهدلیل فرار از خدمت دستگیر و به یک یگان تنبیهی فرستاده شد؛
جایی که احتمال زنده ماندنش بسیار کم بود. با این حال، از جنگ جان سالم به در برد، هرچند یک پایش را از دست داد.
در سال ۱۹۶۵، نامهای از روسیه به روستای او در بایرن رسید.
نامه از سوی همان دختر بود که اکنون ۲۲ ساله و دانشجوی دانشگاه شده بود.
او گفته میشد ده سال برای پیدا کردن سرباز آلمانی که جانش را نجات داده بود، جستوجو کرده است.
در نامه نوشته بود:
«مادر روسیام به من گفت یک پسر آلمانی با چشمانی مهربان جانم را نجات داد. تو پدر دوم من هستی.»
گفته میشود هانس یک روز کامل گریه کرد.
او زمانی بهخاطر نجات یک نوزاد متعلق به کشور دشمن، «خائن» خوانده شده بود؛ اما همان نوزاد، سالها بعد او را پدر خود میدانست.
#history
🖌 @papilonn
در سال ۱۹۴۳ میلادی، هانس وبر، سرباز ۱۹ ساله آلمانی از نیروهای ورماخت در جبهه شرقی، در یک خانه سوخته با نوزاد دختری روس روبهرو شد که گریه میکرد.
بر اساس این روایت، به سربازان دستور داده شده بود کسی را زنده باقی نگذارند.
هانس نوزاد را برداشت و در کولهپشتی خود پنهان کرد و به مدت سه روز در میان خطوط مقدم او را با شیر تغلیظشده موجود در جیره غذاییاش تغذیه کرد.
او سرانجام از یگان خود جدا شد و فرار کرد. سپس نوزاد را به یک زن روستایی روس سپرد و با روسی شکسته تنها یک کلمه گفت: «مادر.»
هانس بهدلیل فرار از خدمت دستگیر و به یک یگان تنبیهی فرستاده شد؛
جایی که احتمال زنده ماندنش بسیار کم بود. با این حال، از جنگ جان سالم به در برد، هرچند یک پایش را از دست داد.
در سال ۱۹۶۵، نامهای از روسیه به روستای او در بایرن رسید.
نامه از سوی همان دختر بود که اکنون ۲۲ ساله و دانشجوی دانشگاه شده بود.
او گفته میشد ده سال برای پیدا کردن سرباز آلمانی که جانش را نجات داده بود، جستوجو کرده است.
در نامه نوشته بود:
«مادر روسیام به من گفت یک پسر آلمانی با چشمانی مهربان جانم را نجات داد. تو پدر دوم من هستی.»
گفته میشود هانس یک روز کامل گریه کرد.
او زمانی بهخاطر نجات یک نوزاد متعلق به کشور دشمن، «خائن» خوانده شده بود؛ اما همان نوزاد، سالها بعد او را پدر خود میدانست.
#history
🖌 @papilonn
❤13👏4
.
این ایران شاهنشاهی نیست که قانون ومقررات حاکم بود کشور صاحب داشت و از روزی کشور بی صاحب شد این شد است همه ویرانی و آشفتگی، یکشبه بهوجود نیامده.
نزدیک به پنج دهه است که مردم، بارِ سنگین تصمیمها، ناکارآمدیها، رژیم اسلامی .
جنایت و سرکوب و خشونت را بر دوش کشیدهاند؛ و هر بار، بهجای پاسخگویی، انگشت اتهام به سوی دیگری نشانه رفته است.
وقتی شهری جنایت می شود ویران میشود، وقتی جان انسانی گرفته میشود، وقتی فاجعهای رخ میدهد، مردم حق دارند بپرسند:چه کسی مسئول است؟چه کسی باید پاسخ بدهد؟
و چرا حقیقت همیشه پشت پرده میماند؟نمیشود نزدیک به پنج دهه قدرت و اختیار داشت و در برابر پیامدهای آن، همیشه دیگران را مقصر دانست.
مردم خستهاند؛ از ترس، از دروغ، از توجیه و از فاجعههایی که پاسخ روشنی برایشان داده نمیشود.
امروز بیش از هر چیز، حقیقت و پاسخگویی لازم است.نه فراموشی.نه توجیه.نه فرافکنی.
هرکس قدرت دارد، باید مسئولیت هم بپذیرد. تنها کار رژیم ملاهاست و بس شک نکنید
#مجید_بهشتی
🖌 @papilonn
این ایران شاهنشاهی نیست که قانون ومقررات حاکم بود کشور صاحب داشت و از روزی کشور بی صاحب شد این شد است همه ویرانی و آشفتگی، یکشبه بهوجود نیامده.
نزدیک به پنج دهه است که مردم، بارِ سنگین تصمیمها، ناکارآمدیها، رژیم اسلامی .
جنایت و سرکوب و خشونت را بر دوش کشیدهاند؛ و هر بار، بهجای پاسخگویی، انگشت اتهام به سوی دیگری نشانه رفته است.
وقتی شهری جنایت می شود ویران میشود، وقتی جان انسانی گرفته میشود، وقتی فاجعهای رخ میدهد، مردم حق دارند بپرسند:چه کسی مسئول است؟چه کسی باید پاسخ بدهد؟
و چرا حقیقت همیشه پشت پرده میماند؟نمیشود نزدیک به پنج دهه قدرت و اختیار داشت و در برابر پیامدهای آن، همیشه دیگران را مقصر دانست.
مردم خستهاند؛ از ترس، از دروغ، از توجیه و از فاجعههایی که پاسخ روشنی برایشان داده نمیشود.
امروز بیش از هر چیز، حقیقت و پاسخگویی لازم است.نه فراموشی.نه توجیه.نه فرافکنی.
هرکس قدرت دارد، باید مسئولیت هم بپذیرد. تنها کار رژیم ملاهاست و بس شک نکنید
#مجید_بهشتی
🖌 @papilonn
👍10❤4
.
سکولاریسم گونه ای فلسفه ی زندگی است که هدفش رفاه انسان ها در زندگی همین دنیا فارغ از دین ، فرقه ، طبقه ی اجتماعی ، رنگ پوست و سایر ویژگی های فردی آنهاست .
عرفی گرا ( سکولار) کسی است که هنر، آموزش و پرورش ، ازدواج ، حکومت و سیاست مدنی را از دایره ی احکام فقهی بیرون می داند.
تفکر عرفی ( سکولار ) بر آن است که اصل های اخلاقی را باید تنها و تنها بر پایه ی زندگانی این جهانی و رفاه و امنیت اجتماعی آدمیان در آن سامان کرد.
مهرزاد بروجردی . تراشیدم، پرستیدم ، شکستم . نشر نگاه معاصر . صص ۴۵-۴۶
🖌 @papilonn
سکولاریسم گونه ای فلسفه ی زندگی است که هدفش رفاه انسان ها در زندگی همین دنیا فارغ از دین ، فرقه ، طبقه ی اجتماعی ، رنگ پوست و سایر ویژگی های فردی آنهاست .
عرفی گرا ( سکولار) کسی است که هنر، آموزش و پرورش ، ازدواج ، حکومت و سیاست مدنی را از دایره ی احکام فقهی بیرون می داند.
تفکر عرفی ( سکولار ) بر آن است که اصل های اخلاقی را باید تنها و تنها بر پایه ی زندگانی این جهانی و رفاه و امنیت اجتماعی آدمیان در آن سامان کرد.
مهرزاد بروجردی . تراشیدم، پرستیدم ، شکستم . نشر نگاه معاصر . صص ۴۵-۴۶
🖌 @papilonn
👍5🕊1
تراشیدم_پرستیدم_شکستم_سیاست_و_هویت_ایرانی_مهرزاد_بروجردی.pdf
16.1 MB
تراشیدم، پرستیدم، شکستم
گفتارهایی در سیاست و هویت ایرانی
دکتر مهرزاد بروجردی
گفتارهایی در سیاست و هویت ایرانی
دکتر مهرزاد بروجردی
👍2
.
سهراب سپهری اولین کسی بود که پی برد
علّت آلودگی سوختهای فسیلی نیست بلکه مسئولین فسیلی است
"جای مردانِ سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود"
#سهراب_سپهری
🖌 @papilonn
سهراب سپهری اولین کسی بود که پی برد
علّت آلودگی سوختهای فسیلی نیست بلکه مسئولین فسیلی است
"جای مردانِ سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود"
#سهراب_سپهری
🖌 @papilonn
❤6👍2
.
نتیجه سانسور این است که هیچکس اجازه ندارد
هیچ کتابی را بخواند به جز کتابهایی که هیچ کس نمیخواند
#جورج_برنارد_شاو
🖌 @papilonn
نتیجه سانسور این است که هیچکس اجازه ندارد
هیچ کتابی را بخواند به جز کتابهایی که هیچ کس نمیخواند
#جورج_برنارد_شاو
🖌 @papilonn
👍6
.
فرهنگ هراس انگیز است.
وحشتناکترین چیز برای دیکتاتورهاست.
چون مردمی که مطالعه میکنند، هرگز برده نمیشوند.
#آنتونیو_لوبو_آنتونس
🖌 @papilonn
فرهنگ هراس انگیز است.
وحشتناکترین چیز برای دیکتاتورهاست.
چون مردمی که مطالعه میکنند، هرگز برده نمیشوند.
#آنتونیو_لوبو_آنتونس
🖌 @papilonn
👍6
.
نانت را میدزدند،
سپس تکهای به تو میدهند،
آنگاه امر میکنند که برای این سخاوتشان
از آنها تشکر کنی،
امان از این وقاحتشان...
#غسان_كنفانی
🖌 @papilonn
نانت را میدزدند،
سپس تکهای به تو میدهند،
آنگاه امر میکنند که برای این سخاوتشان
از آنها تشکر کنی،
امان از این وقاحتشان...
#غسان_كنفانی
🖌 @papilonn
❤5👍1😢1
.
چرا سکه ؟
پس چی؟
تا حالا فکر کردین چرا تا اسم مهریه میاد، همه یاد سکه میفتن؟
انگار کلاً یادمون رفته قانون میگه هرچی ارزش مالی داشته باشه میتونه مهر بشه!
جالبتر اینکه تو خود قرآن، تنها مهریه مشخصشده، هشت سال کار و چوپانی حضرت موسی بوده,
نه یه مشت سکه طلا. تازه این پیشنهاد خواستگاری و تعیین مهریه از طرف خود پدر دختر مطرح شده که اگرچه مدلش متفاوت بوده,
اما امروزه خواستگاریها عوض شده.
در نهایت, خودتون قضاوت کنین؛ آیا هنوز روی سکهها قفل موندیم؟
🖌 @papilonn
چرا سکه ؟
پس چی؟
تا حالا فکر کردین چرا تا اسم مهریه میاد، همه یاد سکه میفتن؟
انگار کلاً یادمون رفته قانون میگه هرچی ارزش مالی داشته باشه میتونه مهر بشه!
جالبتر اینکه تو خود قرآن، تنها مهریه مشخصشده، هشت سال کار و چوپانی حضرت موسی بوده,
نه یه مشت سکه طلا. تازه این پیشنهاد خواستگاری و تعیین مهریه از طرف خود پدر دختر مطرح شده که اگرچه مدلش متفاوت بوده,
اما امروزه خواستگاریها عوض شده.
در نهایت, خودتون قضاوت کنین؛ آیا هنوز روی سکهها قفل موندیم؟
🖌 @papilonn
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
تا حالا شده کسی رو ببینی که حتی وفتی نیازی نیست، باز هم دروغ میگه؟
خیلی وقتها ما فکر میکنیم این افراد دارن با نقشه قبلی به ما کلک میزنن،
اما حقیقت اینه که بیماری دروغگویی،
یه نوع اختلال رفتاریه که ریشههای عمیقی در روان و حتی ساختار مغز داره....
🖌 @papilonn
تا حالا شده کسی رو ببینی که حتی وفتی نیازی نیست، باز هم دروغ میگه؟
خیلی وقتها ما فکر میکنیم این افراد دارن با نقشه قبلی به ما کلک میزنن،
اما حقیقت اینه که بیماری دروغگویی،
یه نوع اختلال رفتاریه که ریشههای عمیقی در روان و حتی ساختار مغز داره....
🖌 @papilonn
❤5
.
مرگ آیدا حیدری، نامزد ابوالفضل حیدری، از کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و دانیال کریمی، پدر امیرمحمد کریمی،
یکی دیگر از کشتهشدگان خیزش دیماه بار دیگر یادآور این حقیقت تلخ است که سرکوب و کشتن معترضان، به کشتن یک انسان ختم نمیشود.
گلولهای که قلب و مغز یک معترض را هدف میگیرد و طنابی که بر گردن او میافتد،
به خانواده و عزیزانش نیز شلیک میکند و آنها را به شکلی دیگر به کام مرگ، فروپاشی و سوگ میکشاند.
هر قتل، هر اعدام و هر زندگی تباه شده، زخمی تازه بر پیگر خانواده و جامعه باقی میگذارد.
زخمی که به خشم، کینه و نارضایتی بدل میشود و انباشتهتر از گذشته به نسلهای بعد منتقل میشود.
شاید بتوان تاریخ اعتراضات ایران را از همین زخمهای انباشته خواند.
سرکوب شاید بتواند صدایی را برای مدتی خاموش کند، اما نفرت و سوگ برجا مانده، هر بار صدای بزرگتری میسازد.
#مانا_نیستانی 🎨
Caption Wall: Mahin Abedini
🖌 @papilonn
مرگ آیدا حیدری، نامزد ابوالفضل حیدری، از کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و دانیال کریمی، پدر امیرمحمد کریمی،
یکی دیگر از کشتهشدگان خیزش دیماه بار دیگر یادآور این حقیقت تلخ است که سرکوب و کشتن معترضان، به کشتن یک انسان ختم نمیشود.
گلولهای که قلب و مغز یک معترض را هدف میگیرد و طنابی که بر گردن او میافتد،
به خانواده و عزیزانش نیز شلیک میکند و آنها را به شکلی دیگر به کام مرگ، فروپاشی و سوگ میکشاند.
هر قتل، هر اعدام و هر زندگی تباه شده، زخمی تازه بر پیگر خانواده و جامعه باقی میگذارد.
زخمی که به خشم، کینه و نارضایتی بدل میشود و انباشتهتر از گذشته به نسلهای بعد منتقل میشود.
شاید بتوان تاریخ اعتراضات ایران را از همین زخمهای انباشته خواند.
سرکوب شاید بتواند صدایی را برای مدتی خاموش کند، اما نفرت و سوگ برجا مانده، هر بار صدای بزرگتری میسازد.
#مانا_نیستانی 🎨
Caption Wall: Mahin Abedini
🖌 @papilonn
😢6❤2👍1