𝟳𝟰𝟴
12 subscribers
57 photos
13 videos
3 links
- شب بارِ دیگر مهمانِ خیابانِ 748 میشد.
-
𝖲𝗁𝗂𝗇,𝗂𝗇𝗍𝗃 : 𝖳𝗁𝖾𝗒/𝗍𝗁𝖾𝗆

☕️; @shinhll
Download Telegram
- شب بارِ دیگر مهمانِ خیابانِ 748 میشد.
هر شب به همان شکل:
درخششِ چشمگیرِ ماه، نالهء درختِ سروِ کنارِ پنجره، لبریز شدنِ فنجان قهوهء تلخ،صدای برگ زدن ورقه های پوسیدهء کتابِ
“ستارهء شرقی”
نوای باد سردِ شبانگاه ، هارمونیک گوش نواز غرب و همان،عطرِ همیشه دلنشینِ پس از باران.
... , `☕️´
خیابانِ هَفتصَدُ چِهِلُ هَشتْ.
- ما از ذهنمون می‌خوایم دست از نگرانی برداره، دست از مشغولیت برداره، دست از دیدن دوباره و دوبارهٔ خواب‌های ترسناکِ همیشگی برداره. اما ذهن ما به‌ندرت درخواستی رو می‌پذیره. ´🔒`
- چرا من باید توضیح بدم وقتی مردم در هر صورت اشتباه برداشت میکنن؟ -
منطقه امن من افکارمه. . .
اگه دوست دارید کاریتون نداشته باشم، منو با منطقه امنم و یک لیوان قهوه تنها بزارید.
زن دکتر درست فکر میکرد، وقتی دنیا بی معنی است، اشک چه معنی ای میتواند داشته باشد؟
“ تنهایی” دوستِ عجیبیه.
یبار که باهاش هم نشین میشی، دیگه نمیتونی ازش جدا شی.
___
«چرا ما از سکوت ناراحت می شویم؟چه چیزی در سر و صدا وجود دارد که به ما راحتی و اسایش می دهد؟»
𝖨 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗅𝗒 𝗁𝖺𝗍𝖾 𝖼𝗂𝗀𝖺𝗋𝖾𝗍𝗍𝖾𝗌.