پاکدینی ـ احمد کسروی
7.66K subscribers
8.64K photos
485 videos
2.28K files
1.78K links
🔔 برای پاسخ شکیبا باشید.

کتابخانه پاکدینی
@Kasravi_Ahmad

تاریخ مشروطه ایران
@Tarikhe_Mashruteye_Iran

اینستاگرام
instagram.com/pakdini.info

کتاب سودمند
@KetabSudmand

یوتیوب
youtube.com/@pakdini
Download Telegram
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند

🔸 13ـ پراکنده‌اندیشی ، عمده علت پراکندگی ایرانیان


علت پراکندگی ایرانیان بیش از همه بیماری «پراکنده‌اندیشی» است. زیرا کسانی که اندیشه‌هاشان از هم دور و با هم ناسازگار است بی‌شک نمی‌توانند با هم همدست و متحد شوند و ناگزیری است که پراکنده بمانند.

منبع و سرچشمه‌ی اندیشه‌های پراکنده کجاست؟!.. در این زمینه کسروی بارها شرح داده و تاریخچه‌ی آن اندیشه‌ها را روشن گردانیده.

«ما امروز دردهایی داریم که باید پیش از همه بچاره‌ی آنها پردازیم ، و بدترین آن دردها پراکندگی اندیشه‌هاست. یک توده با اندیشه‌های پراکنده بهیچ جا نتواند رسید». (پرچم روزانه 14/12/1320)


«سرچشمه‌ی گرفتاریهای ایرانیان و دیگر شرقیان ، آن بدآموزیهای زهرآلود و پراکنده‌ایست که از هزار سال پیش پیدا شده و روز بروز رواج بیشتر یافته ، و در زمان ما یک رشته بدآموزیهای دیگری از اروپا آمده و با آنها درهم گردیده». (پرچم نیمه‌ماهه ص294 ، نیمه‌ی یکم تیر 1322)



«شما امروز بر سر یک دو راهی ایستاده‌اید که اختیار دارید هر کدام را بپذیرید.

یکی آنکه به همین حال که هستید باشید : این اندیشه‌های پراکنده همچنان در مغزها باشد. از شعر و شاعری دست برندارید ، کتابهای سراپا زیان زمان مغول را پیاپی چاپ کرده بیرون ریزید ، چهارده مذهب همچنانکه هست باشد ، اخلاق پست بحال خود بماند ، از هر کسی زور دیدید گردن گزارید و همه بخاموشی گرایید ... پیاپی حزبها سازید ، و دسته‌ها ببندید ، ‌و در راه خودنمایی و هوسبازی از گراییدن به بیگانگان هم خودداری ننمایید. یک جمله بگویم : تغییری در اندیشه و رفتار و کردار خود ندهید.

این یک راه است و می‌توانید آن را پیش گیرید. ولی در این صورت حالتان همین خواهد بود که هست. گرفتار صد بدبختی خواهید بود ، لگدمال بیگانگان خواهید گردید. اختیار زندگانی را در دست خود نخواهید داشت. یک جمله بگویم : این درماندگی و زبونی پایدار خواهد ماند و بلکه روز بروز سخت‌تر گردیده کم‌کم نوبت نابودی خواهد رسید.

یک راه دیگر آنست که این حقایق را که ما یاد می‌کنیم و یکایک روشن می‌گردانیم بپذیرید و هر کسی در سهم خود بکار بندد و زشتیها را از خود دور گرداند و یک تبدیلی در اندیشه‌ها و خویها و رفتارها پدید آید و زندگانی رنگ نوینی گیرد. یک راه هم اینست.

اختیار با شماست که کدام یکی از اینها را بپذیرید و پیش گیرید. اگر بخواهید با همین حال بازمانید چنانکه گفتم گرفتاریهاتان همین خواهد بود که هست ، و شما باید باینها رضایت دهید و بیهوده بگله و ناله نپردازید زیرا این گرفتاریها یک حادثه‌ی تصادفی ، یا نتیجه‌ی قضا و قدر نیست بلکه نتیجه‌ی قطعی همان حال و رفتاریست که دارید ، و می‌خواهید دست برندارید.

یک بیچارگی که من در شما می‌بینم آنست که نمی‌خواهید نیک بشوید ولی می‌خواهید از روزگار نیکی بینید. می‌خواهید در این آلودگیها بمانید و هیچ کم نکنید. ولی نتیجه‌ی آنها را که زبونی و زیردستیست درنیابید. در اینجاست که باید گفت : معنی زندگی را نمی‌دانید. در اینجاست که باید گفت : یک دسته کودکان چهل‌ساله و پنجاه‌ساله‌اید.

این کار کودکانست که دست بآتش دراز می‌کنند و چون سوزانید بگریه می‌افتند. در جلو کندوی عسل به بازی پردازند و چون زنبورها بیرون ریختند و سر و روی ایشان را خستند بناله و فریاد برخیزند.

شما بخودتان بسیار مغرورید. من چون می‌آزمایم می‌بینم این غرور و نادانیِ شما از اندازه گذشته. زیرا امروز در حال آنکه از هر باره خوار و زبون می‌باشید و در توی بدبختی و درماندگی فرورفته‌اید باز حال خود را درک نمی‌کنید. شما هر یکی خود را دانشمند می‌شمارید هر سخنی بمیان آید می‌گویید : «مگر ما این را نمی‌دانستیم» ولی من چون می‌آزمایم می‌بینم ، شما چیزهای بسیار روشنی را نمی‌دانید.

شما از داستان «علت و معلول» ناآگاهید و این نمی‌دانید که در این جهان هر چیزی از یک علتی برمی‌خیزد و تا آن علت از میان نرود بحال خود خواهد ماند. این نمی‌دانید که هر گرفتاری یا بیماری که برای کسی یا توده‌ای رخ می‌دهد از یک علتی برخاسته که باید آن را جست و شناخت و بچاره پرداخت. این چراغ برق بالای سر ما اگر اکنون خاموش گردد شاید کسانی آن را تصادفی شمارند و بسخنان گله‌آمیزی پردازند ولی یک اهل فن آن را جز نتیجه‌ی یک علتی نخواهد شمرد و اینست جستجوی آن علت را کرده و بدست آورده و چاره خواهد کرد.

این یک قاعده‌ی بزرگ همگانیست و بهمه چیز جاریست. ولی شما آن را نمی‌دانید و اعتنا ندارید. بجای آنکه آلودگیها را از خود دور گردانید و بگرفتاریها از راهش چاره کنید تنها بگله و ناله بس می‌کنید ، و یا بیخردانه امیدوارید که ایران یک طلسمی دارد و کسی آن را از دست شما نتواند گرفت.


👇
شما از نادانی و بیچارگی هم زبونی و هم بدبختی را می‌کشید و هم بیهوده ناله و فریاد می‌کنید که این خود زیان دیگری می‌باشد. شما به هر چیزی از آلودگیهای خود نام فریبنده‌ی دیگری می‌گزارید. شعرهای بیهوده سرودن ، و افسانه‌های بیخردانه بافتن را «ادبیات» می‌نامید ، کهنه‌بافندگیهای یونان و روم را «فلسفه» می‌خوانید ، به بدآموزیهای خانه‌برانداز صوفیگری «عرفان» نام می‌دهید ، آشفتن مغزهای جوانان را «آموزش و پرورش» یاد می‌کنید ، گمراهیهای پراکنده و کشاکشهای بیهوده‌ی قرنهای گذشته را «مذهب» می‌شمارید ... بدینسان به هر یکی از آلودگیهای خود عنوان دیگری می‌دهید و ما هر یکی را که دنبال می‌کنیم به هایهوی و ایستادگی می‌پردازید و با اینحال نیکی از جهان می‌خواهید. دوباره می‌گویم : این خود نشان درماندگی شماست.

دوباره می‌گویم : شما یا چنانکه هستید باشید و تن باین خواری و زبونی دهید و یا اگر رهایی می‌خواهید این حقایق را از ما بپذیرید و هر کسی تکانی بخود دهید و هر کسی این آلودگیها را از خود دور گردانید». (پرچم روزانه 2/3/1321)


کسانی چنانکه عادتشان است سخنان ساده و بی‌پیرایه را خوش نمی‌دارند. سخنِ ارزشمند در نزد آنان اینست که غلنبه سلنبه باشد. فهم آن جز برای کسانِ اندکی مقدور نباشد و پر از اصطلاحات ناآشنا و فرنگی باشد. یا نوشته‌ی غربیان باشد یا از آنها نقل قول بعنوان دلیل آورده شود. جستاری که در پنج صفحه می‌توان نوشت چهل صفحه را سیاه گرداند. از اینرو دیده شده آنها چون این سخنان را درباره‌ی علت عقب‌ماندگی ایرانیان و چاره به آن می‌خوانند اینها را «ساده انگارانه» پنداشته رو برمی‌گردانند. لیکن آنان جز ظاهربینانی نیستند که نزدیک نیامده‌اند تا چند کتابی از نوشته‌های کسروی بخوانند و در نتیجه به عمق اندیشه‌های او و پیوستگی میان جستارهایی که به آنها پرداخته پی نبرده‌اند. باید دانست ، نوشته‌های او با همه‌ی «سادگی» و «همه‌فهمی» ، چاره‌ی واقعی دردهای این توده است. به آن نشانه که هر گفته‌اش ‌با دلیلی از تاریخ و حقایق و وقایع زندگی همراهست که مؤید آن می‌باشد. گذشته از این ، اندیشه‌هایش در زمینه‌ی گمراهیهای توده ، عقب‌ماندگی ایرانیان و علل و چاره‌ی آن ، همانهایی است که دانشمندان جامعه‌شناسی پس از شصت سال بیشتر زیر عنوان سرمایه‌ی اجتماعی بدانها توجه کرده‌اند و امروز یکی از موضوعات درس دانشگاهی شده است.

در نوشته‌های او به نکته‌های بسیاری برمی‌خوریم که «آسان‌یاب» نیست. اگر بود دیگرانی پیش ازو درمی‌یافتند. درست است که آنها زبانِ ساده و همه‌فهمی دارد ، ولی تأثیر آنها در عمل بزرگ است. همین به چاره برخاستن ، خود را از آلودگیها پیراستن (دست از عادتهای زیانمند بازداشتن) و از گمراهیها دوری جستن که در نوشته‌ی آخر آمده ، خود کوشش ارجدار و ستوده‌ایست و یک توده‌ از آن سودهای بسیار بسیار بزرگی می‌برد.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
پ9ـ باورها و کارهای بیهوده و زیانمندی از ایرانیان
پ10ـ حزب‌سازی در گذشته و اکنون
پ11ـ نمونه‌هایی از کتابهای زیانمند
🔶 « درباره‌ی روزه و احکام عبادی

🖌 کانال

🔸چهار از چهار


آیین زندگانی در این باره به راهبری (مدیریت) می‌ماند : یک راهبر باید رفتار و گفتارش با خرد و دانش سازگار باشد ، باید بتواند جلوی بیراهیها را در سازمان خود بگیرد و با همچشمان(رقیبان) شانه به شانه بساید و زبون ایشان نگردد وگرنه خود و سازمانش نابود خواهند گردید. همچنین در سازمانِ او باید کارها با رای و نظر او راهبری شود و دستورهایش را دیگران نتوانند نقض کنند.

در یک توده دستگاههای اجتماعی ، سیاسی و آموزشی باید همه همسو با «آیین زندگانی» باشند. اگر برای مثال تلویزیون برنامه‌هایی پخش کند که دستورهای او را نقض کند دستورهای آن آیین از نیرو و اثر خواهد افتاد و مردم نیز سرگشته و گیجسر خواهند گردید. این یکی از علتهاست که آشکار می‌سازد چرا نیکوکاریها کم شده است. (1)

درباره‌ی اینکه چگونه آدمیان به یک رشته «هنجار»ها پابند می‌گردند و آنها درونی یا
«نهادینه» می‌شود ، دانشمندان جامعه‌شناسی بررسیهایی کرده و به نکته‌های ارجمندی نیز رسیده‌اند. ایشان نام این فرایند را «جامعه‌پذیری» گزارده‌اند.

برای سامان‌پذیری یک جامعه نخست نهادینه کردن «بایدها و نبایدها» را بایسته دانسته‌اند که شیوه‌های گوناگونی از جمله «پاداش» دارد (که این بگردن خانواده و دستگاه آموزش و پرورش و سازمانهایی همچون صدا و سیماست) و دوم گزاردن «کیفر»هایی برای متخلفین را (که این وظیفه‌ی دستگاه قانونگزاری و انجامش به عهده‌ی قوه‌ی قضاییه و مجریه است).

به سخن دیگر هر چیزی که توانست اندیشه‌ها را «قانع» کند ، پذیرفته شده و جامعه خواستار پیروی از آن خواهد گردید ، سپس رفته رفته جزو عادتها درآمده و درونی شده
«جامعه‌پذیر» و جزو «هنجار»ها می‌گردد. خانواده‌ها و دستگاه آموزشی آن را پذیرفته در آموزشها دخالت خواهند داد. سپس مردمان همچنانکه برای پاکیزه ماندن خود را می‌شویند یا هر روز پیش از درآمدن از خانه بسر و روی خود در آینه نگاه می‌کنند و اینها را ناخودآگاه و بی‌اجبار می‌کنند ، با آن هنجارها نیز بدانسان خو گرفته رفتار مناسب خواهند کرد.

اینها همه درست است و آنچه نام هنجار بآن داده‌اند ، نیکها نیز همانست و به همان روش جاگیر می‌شود و رواج می‌یابد. همچنین بدها با «کیفر» جلوگیری می‌شود یا از آن کاسته می‌گردد. ما هم این فرآیند را راه درونی شدن نیکیها و دوری از بدیها می‌دانیم نه کارهایی همچون روزه یا حج را.

ولی آنچه باید باین افزود نخست آنست که در یک توده‌ای ، دستگاههایی که آن آموزشها را نقض کند یا جلوی کیفرها را بگیرد نباید پا گیرد. آیا امروز با آن مثالهایی که از مادّیگری ، شیعیگری و صوفیگری زدیم و درباره‌ی دیگر کیشها نیز توان گفت این شرط برقرار است؟! مادّیگری و کیشها که خود دستگاههایی هستند و هر یک راه خود را می‌پوید آیا به سود توده دست از آموزاکهای خود خواهند برداشت؟! تا اینها هستند از آن آموزشهای «جامعه‌ی مدنی» جز نتیجه‌ی اندکی بدست نخواهد آمد.

دوم ، در همه‌جا که دستگاهی بنام پلیس و دادگاه نیست و نتواند بود تا کیفر دهد. یکی از مؤثرترین کیفرها را مردم خود توانند داد. همان دستور اجتماعی رفتار با بدان که یادش کردیم خود از بهترین کیفرهاست. رویهم‌رفته مردمی که خواهان دمکراسیند باید به نیروی توده باور استوار داشته و خود را توانای انجام بسیار کارها بدانند. از سستی درآیند و همه‌ی کارها را از دولت یا از دستگاههای انتظامی انتظار نداشته باشند.

همچنین باید دانست که دمکراسی بی‌آنکه توده نیک گردد دست‌یافتنی نیست. در این باره خوانندگان می‌توانند دو دفتر «معنی دمکراسی» و «موانع دمکراسی در ایران» را بخوانند.


🔹
پانوشت :

1ـ در این زمینه نوشته‌های بسیاری هست که خواننده مي‌تواند بخواند : کتابهای «ورجاوندبنياد» ، «راه رستگاری» ، «ما چه می‌خواهيم؟» ، «در پاسخ حقيقتگو» ، «دردها و درمانها».

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.



🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🔶 «گواهی پاکدلانه»

🖌 فرساد


آقای کسروی :

من مدتها در کشاکش افکار و عقاید مختلفه واقع و در جستجوی راهی بودم که بلکه بدان وسیله خود را تصحیح و نور امیدی نیز نسبت برستگاری این ملت بیچاره و یک مشت قوم بی‌اختیار و بی‌اراده در دلم پیدا شود و باندازه‌ی توانایی خود کوشیده و جستجوها میکردم. متأسفانه بعلت اینکه نصف عمر خود را در اماکن و مناطق دوردست و مرزهای صعب و سخت کشور بسر برده و دسترسی بعقاید و افکار روشنی نداشتم از رسیدن باین آرزو محروم بودم. اخیراً برحسب تصادف چند جلد پیمان در دسترس من واقع و ساعات چندی خودم را بآن مشغول و مفاد آنها را با عقاید خود سنجیده و در خود میل مفرطی احساس کردم که بمطالعه‌ی آن ادامه دهم. لیکن چون پیمان دیگر چاپ نمی‌شد مجله‌ی پانزده روزه‌ی پرچم را بجای آن برگزیدم. در حقیقت کلیه‌ی ایرانیان مخصوصاً جوانان بایستی بوجود این مرام مقدس افتخار کرده و سرافراز باشند و همگی بکوشند که با آن منادی محترم هم‌آواز شده و این ملت درمانده را بشاهراه رستگاری و ترقی و دنیا را براه نجات راه نمایند.

فرمانده‌ گروهان 2 ژاندارم بستان ـ ستوان‌یکم فرساد

پرچم :
باید بیگمان بود و همچون آفتاب روشن شمرد که بدبختی ایرانیان از اندیشه‌های پراکنده است ـ باز باید بیگمان بود که یگانه راه چاره‌ی این مردم و دیگر مردمان شرق راه یافتن بحقایق زندگانی و جا دادن آنها در دلهای خود و دور راندن اندیشه‌های پراکنده است.

اینست هر مرد پاکدرونی که خواهان نیکی و سرفرازی ایران و کشورهای شرقست باید ، از دور و نزدیک ، با ما همدستی نماید و در این کوششها همراه باشد. گرویدن بحقایق خود نشان پاکدرونیست و ما در شگفت نخواهیم بود از اینکه ببینیم یک مردی از آن دور دست همراهی بسوی ما دراز کرده است.

(پرچم نیمه‌ماهه شماره‌ی هفتم)

———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند

🔸 14ـ پراکنده‌کوشی چاره‌ی عقب‌ماندگی نمی‌کند


«بدانید ای ایرانیان! از کوششهای تنها به تنها نتیجه بدست نیاید. از تدبیرهایی که هر کس تنها برای رهایی خود کند سودی نباشد. در چنین هنگامهایی باید همگی دست بهم داد و برای همگان کوشید. از این راهست که می‌توان به نتیجه‌ای رسید. در ایران کسان چیزفهم و کاردان بسیار است. ولی عیب اینجاست که از هم پراکنده‌اند و هر کس بتنهایی چیزهایی می‌اندیشد و کاری از پیش نبرده در توی خشم و دلتنگی می‌سوزد. اینان اگر همه یکی گردند بکارهای نتیجه‌داری توانند برخاست». (پرچم روزانه 8/5/1321)


شگفت نیست کسانی از سر نومیدی و بیکارگیِ خرد‌هاشان به این سخنان روی سرد نشان دهند. به پندار آنها علت عقب‌ماندگی «به این سادگیها» نیست. چاره‌ی آن نیز بیگمان باید دشوارتر از اینها باشد. شاید اینان پیش خود دلیل می‌آورند که اگر علت عقب‌ماندگی ما ایرانیان ساده بود ، همه‌ی دانشوران می‌بایست تاکنون درمی‌یافتند و یک نظر می‌داشتند. ولی دیده می‌شود که میانشان اختلاف نظر فراوانست.

جای خشنودیست که مردان و زنان بافهم و خرد بسیارند و آنها داوری خواهند کرد که آیا چاره‌ی دردهای ایران جز با راهنماییهای او می‌باشد؟!.

«یک راهی چه دور و چه نزدیک ، با رفتنست که بپایان می‌رسد. شما نیز تا نکوشید نتیجه‌ای نخواهید دید و از درد دل گفتن و آرزو کردن کمترین سودی نخواهد بود.

شما یکبارگی یا باین خواری و زبونی گردن نهید و سر پایین انداخته با این زیستِ پستی که دارید بسازید و بیهوده بگله و ناله نپردازید ، و یا اگر می‌خواهید از خواری و زبونی رها گردید راه آن همینست که بکوشید و این اندیشه‌های پراکنده را دور رانید و راستیها را در دلها جایگزین گردانید و همگی را دارای یک راه و یک آرمان سازید». (پرچم روزانه 5/9/1321)

«"یک مردمی که در یک کشور می‌زیند باید دارای یک راه و یک آرمان باشند تا بتوانند دست بهم دهند و نیرو پدید آورند و آزادی خود را نگه دارند و بدستیاری همدیگر بسختیهای زندگانی فیروز درآیند". این یک حقیقت بسیار گرانمایه‌ایست. کنون اگر مردمی این را دریابند و یک راهنمایی (یا راهنمایانی) از میان ایشان برخیزد و همگی را به یک راه و به یک آرمان خواند ناگزیر در میان ایشان یگانگی و همدستی پدید آید و یک توده‌ی نیرومندی باشند که آزادی خود را نگه دارند و با سرفرازی زندگی بسر برند (همچون بسیاری از توده‌های اروپایی که بیش یا کم از این حقیقت آگاهند و پیروی بآن نموده‌اند) ، و اگر مردمی از آن ناآگاه باشند و یا بیپروایی نمایند و بهوس و پندار هر کسی اندیشه‌های دیگری در مغز خود بپروراند و هر دسته‌ای آرزو و آرمان دیگری را دنبال کنند ناگزیر پراکنده و پریشان باشند و هیچگاه با یکدیگر یگانه و همدست نتوانند بود و یک نیرویی در برابر بیگانگان پدید نتوانند آورد و اینست همیشه لگدمال و زیردست باشند و از آسایش و خرسندی کمتر بهره بینند (همچون ایرانیان که از آن حقیقت دور بوده‌اند و همیشه جز بهوسبازی و پندارپرستی نکوشیده‌اند و امروز به سزای نادانیهای خود گرفتار و لگدمال می‌باشند)». (پرچم روزانه 25/5/1321)


گذشته از اجتماع ، در طبیعت نیز مثالهای فراوانی از نیروی اتحاد در مقایسه با پراکندگی یافت می‌شود. در اینجا به دو مثال می‌پردازیم. نخست تفاوت یک تکه آهن و یک آهنربا را بررسی بکنیم. به گفته‌ی دانشمندان در آهن میدانک‌های مغناتیسی‌ای هست که هر کدام بشکل تصادفی در جهتی جدا از دیگران قرار گرفته (شکل زیر). هنگامی که این تکه آهن در میدان مغناتیسی نیرومندی قرار گیرد ، آن میدانکها در جهت میدان مغناتیسی سامان یافته تکه آهن همچون یک آهنربا دارای نیروی کشش می‌گردد. این نیرو از میدانکهاست که پیشتر در آهن هم بود ولی چون همسو نبودند اثر همدیگر را خنثا می‌کردند.

در یک سپاه نیز هنگامی که همه‌ی سربازان یک آرمان و یک اندیشه در سر داشته باشند ، آن سپاه نیرومند است ولی اگر هر سربازی خودسری کند و اندیشه‌ی جدایی بسر داشته باشد ، آن سپاه سست بوده کاری از پیش نتواند برد.

مثال دوم از ذره‌بین است. اگر ذره‌بینی را در برابر آفتاب بگیریم و کاغذی را در سوی دیگر آن طوری جابجا کنیم که در فاصله‌ی کانونی ذره‌بین قرار گیرد ، می‌توانیم ببینیم نور خورشید که در حال عادی کاغذ را نمی‌سوزاند ، می‌تواند آن را بسوزاند. این توانایی از آنجاست که ذره‌بین از روی خاصیت خود پرتوهای خورشید را در کانونش که تقریباً یک نقطه است گرد می‌آورد. بدینسان انرژیهای اندک و پراکنده‌ی پرتوهایی را که به ذره‌بین برمی‌خورند در یک نقطه‌ی کوچکی متمرکز کرده انرژی بزرگتری فراهم می‌سازد.

👇
پ12ـ تصویر راست : آهن ربا ، تصویر چپ : آهن
راز نیرویی که در آهن‌ربا هست ولی در آهن نیست

👇
توده‌ی متحد ، توده‌ای که یک آرمان دارد ، دارای نیرویی است که توده‌ی پراکنده هم داراست. چیزی که هست ، چون آرمانهاشان یکی نیست ، آن نیروها همسو نبوده همدیگر را خنثا می‌کنند و در نتیجه کاری از آنها برنمی‌آید.

جای گفتگو نیست که ایرانیان به «پراکندگی» ، آن بیماری خانمان برانداز ، دچارند. همینکه در این توده یک آرمان نیست و هر دسته‌ای آرزو و آرمان جدایی دنبال می‌کند خود نشانگر آنست که در میان توده اتحادی نیست و با این حال نمی‌تواند باشد. اتحاد هم که نباشد نیروهای مردم بضد هم کار می‌کند و در نتیجه نمی‌توانند کاری را به انجام رسانند. اما پراکندگیْ خود از اندیشه‌های پراکنده و گمراه برمی‌خیزد. در این باره شرح بیشتر خواهد آمد.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
🔶 زیانهای روزه‌ی اسلامی

🖌 کانال

🔸یک از سه


سخنان پرمغز دفتر «فلسفه‌ی روزه» جای تأمل بسیار دارد. ما از خوانندگان خواستاریم این گفتار 6 صفحه‌ای پیوست «ای‌میل»هاشان کنند تا با نشر بیشتر به تأثیر آن بیفزایند.

امروز از یکسو دسته‌ای از مردم بی‌آنکه از سود و زیانهای (بهداشتی ، اجتماعی ، اقتصادی) روزه آگاه باشند ، تنها بهوس شرکت در مراسم یا ثواب بردن و گناه پاک کردن روزه می‌گیرند و از سوی دیگر از گوشه و کنار بزبان علمی می‌شنویم که چه خطراتی با این عبادت توأم است. این خود مشکل کوچکی نیست زیرا در برخی از پیامدهای بهداشتی روزه ، سخن از نقصهای «بازگشت‌ناپذیر» تندرستی می‌رود. اینجاست که دانستن سود و زیان آن وظیفه‌ی یکایک ما می‌گردد ولی آنچه مشکل را دو چندان کرده آنست که در سالهای اخیر کسانی از «کارشناسان تغذیه» یا «پزشکان» مسلمان برخاسته و با شمردن سودهای بهداشتی چندی برای روزه ، آن را نه تنها بی‌خطر بلکه بسیار سودمند نیز نشان داده‌اند. رسانه‌های «جمهوری اسلامی» پا را فراتر گزارده از اینکه برخی مربیان جلوی روزه گرفتن بازیکنانشان را می‌گیرند انتقاد کرده‌اند.

از اینرو نیاز بآن می‌افتد که ما سخن هر دو سو را بشنویم. اینک ما این در را در این پایگاه باز می‌گزاریم تا هر دو سو بتوانند یافته‌های خود را در این زمینه بفرستند تا نشر گردد و خوانندگان بتوانند از رویهم‌رفته‌ی گفته‌ها ، خودشان نتیجه‌ی لازم را بگیرند.

باید دانست که امروز روزه (fast) به رژیمهای غذایی توأم با پرهیز نیز گفته می‌شود که برای آنها سودهای بسیاری شمرده‌اند. خواست ما در اینجا روزه‌ی اسلامی است و روزه‌های گوناگون دیگر از سخن ما بیرونست.

برای آغاز سخن دو مطلب له و یکی علیه را می‌آوریم. باید دانست که خواست ما پیگیری داستان نه از دیدگاه شرعی بلکه از دیدگاه دانشی است. اینست سخنانی که مایه‌ای از آزمایش ، جستجو و آمارگیری نداشته باشد در اینجا جایی نخواهد داشت. با اینهمه این شماره را استثناء گرفتیم تا این بار سخنان بیشتری از هواداران روزه بشنویم.

از دفتری بنام «فواید طبی و معنوی روزه» که نشر اینترنتی گردیده بخش سودهای پزشکی و بهداشتی آن را در زیر می‌آوریم. تأکیدها همه از ماست.

می‌نویسد :

روزه فوائد جسمی و روحی فراوان دارد ، شفابخش جسم و توان‌بخش جان است ، پاک‌کننده‌ی آدمی از رذایل حیوانی است ، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسیار مؤثر بوده و در تذهیب [تهذیب] و تزکیه‌ی نفس و رهاندن انسان از روزمرگی و واماندگی در نیازهای تن تأثیر بسزایی دارد.

[تا اینجا دلیلی دیده نمی‌شود]

روزه یکی از احکام انسان‌ساز اسلام است ، که آگاهی از همه‌ی فواید و پی بردن به فلسفه‌ی کامل آن همچون سایر احکام الهی برای انسان عادی ممکن نیست ، دانش محدود بشر نمی‌تواند راهگشای همه‌ی اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ همه‌ی مجهولات رهنمون شود ، شاید روزی دانش انسان به حدی از کمال برسد که دریچه‌ی تازه‌ای بر روی بشر بگشاید و حکمتها و دستورات اسلام را بازشناسد.

[پاراگراف دوم : چون روزه مانند دیگر «احکام الهی» است و پی بردن به فلسفه‌ی کامل آن برای انسان عادی ممکن نیست ، دانستن فلسفه‌ی آن موکول است به آینده که «شاید» روزی برسد و ما بدانیم ـ پس اکنون نمی‌دانیم]

بنابراین ندانستن فلسفه‌ی احکام الهی نباید ما را از انجام آن بازدارد و موجب نافرمانی و عصیان شود ، چرا که این اطاعت کورکورانه نیست ، بلکه بر علم و یقین تکیه دارد زیرا مسلمانان میدانند که خدای جهان بر همه‌چیز دانا و از همه‌چیز آگاه است و نقص و نیازی در ذات متعال او نیست که از اعمال سودی بخواهد یا از زیانی بهراسد ، خدای مهربان خیر ماست و برای بندگان خود جز خیر و سعادت نمی‌خواهد ، پس اگر به چیزی فرمان می‌دهد خیر و سعادت ما در آن است و کمال و تعالی ما بدان بستگی دارد و هر چیزی را نهی می‌فرماید برای ما زیان‌بخش است و بر مصالح مادّی و معنوی ما لطمه میزند.

[اگر چنانست دیگر چه نیاز به توضیحات بیشتر و تعلیل علمی و پزشکی است ، مثلاً آنچه پس از این نوشته شده و خواهد آمد؟!]

فواید طبی و بهداشتی روزه که از سودمندیهای کوچک این فریضه‌ی انسان‌ساز است بحدی است که شاید نیاز به توضیح و تکرار نداشته باشد و بیشتر مردم کم و بیش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه‌ای از این فواید انسان‌ساز اشاره می‌کنیم : معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمی است ، با سه وعده غذا که معمول مردم است ؛ تقریباً در همه‌ی ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث می‌شود از یکسو این اعضا استراحت کنند و از فرسودگی مصون بمانند [کاش روزی هم برای قلب که دمی نیاسوده پیاپی می‌تپد بتوان یک استراحتی پیدا کرد!] و نیروی تازه‌ای بگیرند و از سوی دیگر ذخایر چربی که زیانهای مهلکی دارند تحلیل رفته و کاسته شوند.

👇
در روایات بسیاری پیشوایان گرامی اسلام فرموده‌اند : «معده‌ی آدمی خانه‌ی بیماریهای اوست و پرهیز از غذا درمان آن است». [چون پیشوایان فرموده‌اند جای چون و چرا بازنمی‌ماند!]

بدیهی است آنگاه فواید بهداشتی روزه بهتر بدست می‌آید که روزه‌دار امساک روز را با زیاده‌روی در شب تلافی نکند ، که پرخوری خود موجب زیانهای چشمگیری برای دستگاه گوارش است. با پیشرفت دانش پزشکی ، برخی از پزشکان و متخصصان دریافته‌اند که امساک از خوردن و آشامیدن ، عالی‌ترین روش درمانی است ، یکی از پزشکان می‌گوید : «طرح درمان به وسیله‌ی روزه‌ی بسیار چنان معجزه‌آساست که بکار بستن آن مسیر ، طرحها و برنامه‌های طب عملی و جراحی را تغییر خواهد داد ، زیرا روزه راه تازه‌ای به روی دانش پزشکی می‌گشاید ؛ و سلاح مؤثری برای مبارزه با بیماریها به این دانش می‌بخشد ، سلاحی که میتوان آن را از راههای گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بیماریها برای بهبود بیماران به نتیجه‌ی مطلوب و آشکار رسانند.»

با روزه و امساک میتوان بیماریها را بهبود بخشید و معالجه کرد. البته در صورتی که با اعتدال و زیاده‌روی مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشامیدن افراط نشود. بررسی فواید بهداشتی و طبی روزه در این مختصر نمی‌گنجد ، آنان که به توضیح بیشتر علاقمندند می‌توانند به کتابهایی که در این زمینه تألیف شده است مراجعه نمایند. باید توجه داشت ، برخلاف تصور کوتاه‌اندیشان ، روزه هیچ گونه ضرری برای افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسی بیمار باشد و نتواند روزه بگیرد و با این کار بیمارتر شود و یا روزه باعث گردد که بیماریش ادامه یابد کار حرامی مرتکب شده و روزه‌اش نزد خدا پذیرفته نیست ، بیماری که روزه برای او ضرر دارد نباید روزه بگیرد و فقط لازم است در روزهای دیگر قضای آن را بجا آورد و جبران کند.

افراد سالم باید بدانند که روزه نه تنها زیانی برایشان ندارد بلکه چنانکه گفتیم ، موجب تندرستی و صحت مزاج است و بگفته‌ی برخی شکم‌پرستان که خود روزه نمی‌گیرند و دیگران را نیز از روزه بازمی‌دارند و تلقین می‌کنند که روزه موجب زخم معده می‌شود ، نباید اعتنا کرد ، این گونه دروغها تنها بهانه‌ی افراد سست‌عنصری است که اسیر شکم خویشند و از عزم و اراده‌ی انسانی در آنان خبری نیست. «روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسید معده بجای غذا به وسیله‌ی صفرا خنثا می‌شود و زخم ایجاد نمی‌گردد»


———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
📖 کتاب «سرمایه‌ی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)

🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام

🔸 بخش پنجم : چاره‌ی تفرقه و دسته‌بندیها‌ چیست؟!.

🔸 15ـ چاره‌ی پراکندگی جز با نشر حقایق نیست


اینها دردها بود و اما چاره. کسروی چاره را در این نشان می‌دهد که «حقایق زندگی» بمیان آید. حقایق چون گفته شود هزاران کسان آنها را تشنه‌وار پذیرفته بر سر آنها گرد آمده دست بهم داده به گرفتاریها چاره خواهند کرد. این راهِ چاره بی‌عیب و درست است. با یک مثال این را روشن گردانیم.

فرض کنید که در کشوری خودرو وارد شده ولی به رانندگان و عابران پیاده آموزش قواعد رانندگی را نداده‌اند و از گواهینامه و امتحان رانندگی و تابلوها و نظارت پلیس و این چیزها نیز خبری نیست. نتیجه جز این نخواهد بود که هر کسی که گمان می‌کند می‌تواند خودرویی را براند سوار شده و آنچه به نظرش درست می‌آید می‌کند. یکی از چپ می‌راند ، دیگری عرض خیابان را می‌پیماید ، آن یکی هرجا خواست پارک می‌کند ، در یک خیابان باریکی که چندین خودرو پشت سرش می‌باشد رو به عقب می‌راند و آن دیگری در گردشها رعایت حال پیاده را نمی‌کند. آن یکی در خیابانی باریک چنان با سرعت می‌راند تو گویی در اتوبان است. در تقاطعها چه سواره و چه پیاده می‌کوشند در هر فرصتی از میان دهها خودرو بگذرند. حق تقدم بیکباره نامشخص است. اینست سر چهارراهها و تقاطعها ترافیک گره می‌خورد و همه می‌باید ساعتها انتظار کشند. ... این یک وضع است ، وضع دیگر آنست که از همان آغاز یک آئیننامه‌ای تدوین گردد و تابلوها گذارده و خط‌کشیهایی انجام شود. رانندگان به شرطی برانند که رانندگی را نیک یاد گرفته و از امتحانهایش بگذرند. پس از آن هم پلیس نظارت دریغ نکند. آشکارست که در این وضعیت رانندگی با امنیت بیشتری انجام می‌گیرد و آسیبها کاسته خواهد شد. مردم رنج کمتر برده خشنودیشان بیشتر خواهد بود.

خواست کسروی نیز همین معنیست. می‌گوید : حقایقی هست که اگر ایرانیان (و نیز جهانیان) فراگیرند و قیمت گزارند و بکار بندند تأثیر آشکار در زندگانی خواهد داشت و بسیاری از سختیها و گرفتاریها را از میان خواهد برد.

مردم چون آن حقایق را نمی‌دانند و راهی هم برویشان گشاده نشده ، هر کسی آنچه را درست می‌پندارد می‌کند. زیان دانسته نبودن حقایق اینست که پندارها و گمراهیها بجای آنها نشسته و مردم هر کسی از روی معیار دلخواه خود زندگی می‌کند. این خود به معنی زندگانی از راه نادرست کردن و مانند رانندگی بیرون قاعده و من‌درآورده می‌باشد. زندگانی در یک توده هنگامی به آسودگی و خوشی خواهد گذشت که همه در یک راه بوده معیارهاشان متفاوت نباشد. اگر جز این باشد به پراکندگی و هرج و مرج و در نتیجه به کشاکشها خواهد انجامید.

مردم چون حقایق زندگی را بشناسند زمینه‌ای آماده می‌شود که معیارهای زندگی مردم یکسان یا نزدیک به هم باشد. گمراهیها با آسانی بیشتری از میان برداشته می‌شود و هم راه برای یک زندگانی ارجمندی آماده می‌گردد. نتیجه آن خواهد بود که از پراکندگیها رها شوند ، با یکدیگر مهربان باشند ، به هم اعتماد بیشتر بیابند ، همدلی و همدستیها بیشتر شود.

در اینجا پرسشی که اغلب با شگفتی پیش می‌آید اینست : «مگر حقایقی در زندگی هم هست که نمی‌دانیم و باید تازه در این سن و سال یاد بگیریم؟!.». یکی از آشنایان کسروی نیز چنین گله کرده : «این سخن به کسان بسیاری برمی‌خورد». ولی راستی آنست که در زندگی حقایق بسیاری هست که مردم نمی‌دانند یا به آنها اهمیت نمی‌دهند. اگر هم شنیده‌اند توجه ندارند و به آن عمل نمی‌کنند. (1)

یکی از نخستین حقایقی که کسروی بمیان می‌آورد و می‌خواهد ایرانیان بر سر آن هم‌اندیشه و همباور شوند ، موضوع حکومت و شیوه‌ی آنست. از میان شیوه‌های کشورداری ، کسروی از مشروطه یا دمکراسی دفاع می‌کند. مشروطه را بمعنی عام دمکراسی در نظر می‌گیرد (چه در کشور پادشاه باشد چه رئیس‌جمهور).


«ما امروز دردهایی داریم که باید پیش از همه بچاره‌ی آنها پردازیم ، و بدترین آن دردها پراکندگی اندیشه‌هاست. یک توده با اندیشه‌های پراکنده بهیچ جا نتواند رسید.

اینست ما از گام نخست می‌کوشیم که باین پراکندگی چاره کنیم و اندیشه‌ها را یکی گردانیم. آن گفتارها که درباره‌ی مشروطه و معنی آن می‌نویسیم برای این مقصود است.

برای یک توده چه گرفتاری بالاتر از این که راه حکومتش دانسته نباشد؟! [2] چه بدبختی بدتر از این که انبوهی از مردم نسبت به «راه حکومت» و قانون اساسی کشور بیگانه باشند؟ چه بیچارگی بیشتر از این که صد تن دارای یک اندیشه پیدا نشود؟!

باید نخستین گامی که در راه کوشش برداریم چاره‌ی این درد باشد و شما می‌بینید که ما بآن آغاز کرده‌ایم». (پرچم روزانه 14/12/1320)


👇
«درد بزرگ ایرانیان ندانستن حقایق زندگانیست. چون حقایق را نمی‌دانند از هم پراکنده‌اند ، در کارها سستند ، بکشور خود علاقه کم دارند ، در برابر حوادث تنها بگله و ناله بس می‌کنند و در کوشش به تقلیدهای صوری که از اروپاییان می‌نمایند امید می‌بندند ، هر کسی خود را راهنما می‌شمارد ، هر کسی پیشنهادها می‌کند. اینها همه نفهمیدن معنی زندگانیست.

نمی‌گویم : دردهای دیگری نیست ، دردهای دیگر فراوان است. ولی پایه‌ی جملگی ، این ناآشنایی بحقایق است». (پرچم روزانه 29/12/1320)


«چون راهی درمیان نبوده و حقایق زندگانی دانسته نگردیده ، هر کس چیزهای دیگری اندیشیده ، و چیزهای دیگری از اینجا و آنجا یاد گرفته. این خود علت بزرگ بدبختیست. مردمی که ‌اندیشه‌هاشان پریشان و پراکنده است در هیچ کاری همدست نتوانند گردید. چنین مردمی پراکنده‌اند اگرچه در یکجا باشند.

برای چاره‌ی این درد ما به نشر حقایق زندگانی پرداخته‌ایم. چاره‌ی پراکندگی جز با نشر حقایق نیست. اینکه مشروطه[=دمکراسی] (یا سررشته‌داریِ توده) را معنی می‌کنیم و مزایای آن را شرح می‌دهیم ، اینکه «میهن» و «میهن‌پرستی» را تفسیر می‌کنیم ، اینکه حقیقت «دارایی» را روشن می‌گردانیم ، اینکه از «کارها و پیشه‌ها» بگفتگو می‌پردازیم ـ همه‌ی اینها بنام نشر حقایق و برای چاره‌ی اندیشه‌های پراکنده است». (پرچم روزانه 19/1/1321)


سخنان کسروی در زمینه‌ی مشروطه یا دمکراسی بسیارست. (3) ما برای اختصار در اینجا جز به چند مورد نمی‌پردازیم. خوانندگان توانند به مجموعه گفتارهای او در این زمینه که بنام «معنی دمکراسی» از گفتارهای روزنامه‌ی پرچم فراهم شده مراجعه کنند. کسروی به این نکته اشاره دارد که جنبش مشروطه به علتهای چندی به نتیجه نرسید. چون او می‌کوشد جلوگیرهای دمکراسی در ایران را از میان بردارد ، اینست از کوششهای خود و یارانش بعنوان دنباله‌ی جنبش مشروطه یاد می‌کند.

همه‌ی این کوششها گذشته از بازنمودن حقایق ، کوششی نیز برای نزدیکی اندیشه‌ها و کاستن از پراکنده‌اندیشی و در نتیجه کاستن از پراکندگی و فراهم آوردن زمینه برای «اتحاد» ـ آن پایه‌ی مهم سرمایه‌ی اجتماعی ـ است.

🔹 پانوشتها :

1ـ کسروی از این حقایق در نوشته‌های فراوانی سخن رانده. آنهایی را که در روزنامه‌ی پرچم نوشته ، ما در دفتری جداگانه بنام «حقایق زندگی» گرد آورده‌ایم.

2ـ آیا پیشامدهای سال 57 بیش از همه از این برنخاست که مردم راه حکومت خود را نمی‌شناختند؟!. آیا همین امروز یک علت بزرگ پراکندگی (دسته‌بندی و تفرقه) میان مردم همین شناخته نبودن راه (یا نوع) حکومت نیست؟!

3ـ باید توجه داشت که در چند دهه‌ی اخیر سیاستهایی بسودشان بوده چنین وانمایند که مشروطه حکومتیست که باید پادشاه در آن باشد. در سالهایی که کسروی روزنامه‌ی پرچم را بیرون می‌داد و دهها سال پس از آن در ایران مشروطه را جز به معنی عام دمکراسی نمی‌شناختند. این نیز دانستنی است که کسروی هنگامی از دمکراسی بعنوان «بهترین شکل حکومت و آخرین نتیجه‌ی اندیشه‌های نژاد آدمی» دفاع می‌کرد که دولتهای بزرگی همچون ژاپن ، آلمان ، شوروی و ایتالیا دمکراسی را در عمل کنار نهاده و کشورهاشان را به روش نظامیگری یا گونه‌ای از دیکتاتوری اداره می‌کردند. از قضا چون پیشرفتهایی هم از آنها دیده می‌شد اینبود دمکراسی از محبوبیتش کاسته شده و بیشتر درسخواندگان آن را کهنه شده پنداشته از آن روگردان بودند.


——————————

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.

🌸
🔶 زیانهای روزه‌ی اسلامی

🖌 کانال

🔸دو از سه


و این گفتار دوم که آدرس و شماره‌ی تلفن هم دارد :

تأثیر روزه‌ی رمضان بر بهداشت روان و افسردگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان در سال 1383

نویسندگان : مجید کاظمی *، سیما کریمی ، علی انصاری ، طیبه نگاهبان ، سید حبیب‌ا... حسینی و دکتر رضا وزیری‌نژاد

* - مربی عضو هیأت علمی گروه آموزشی پرستاری داخلی و جراحی ، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان تلفن : 03915225900 ، فاکس : 5228497-0391 ، پست الکترونیکی : maj_kaz@yahoo.com

نوع مطالعه : پژوهشی | موضوع مقاله : پرستاری


چکیده

زمینه و هدف : روزه‌داری ، باعث تکامل جسم و روان می‌شود و روزه‌ی رمضان می‌تواند تأثیرات شگرفی در سلامت فرد داشته و اعمال و رفتار غیرعادی را کاهش دهد. همچنین روزه‌ی رمضان منافع معنوی ، روحی ، اجتماعی و جسمی فراوانی دارد. هدف این پژوهش این بوده که تأثیرات روزه را بر بهداشت روان و میزان افسردگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان مورد ارزیابی قرار دهد.

مواد و روش‌ها : در این پژوهش 361 نفر دانشجو که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند ، شرکت داشتند. اطلاعات مورد لزوم توسط پرسش‌نامه‌هایی که دارای اطلاعات جمعیت‌شناختی ، معیار بهداشت روان 12 آیتمی «فارل» و آزمون استاندارد افسردگی «بک» بوده جمع‌آوری گردید. این پرسش‌نامه‌ها توسط نمونه‌های مورد پژوهش 10 روز قبل از ماه مبارک رمضان و مجدداً ده روز بعد از ماه رمضان تکمیل گردید و میانگین نمرات قبل و بعد از ماه مبارک رمضان با هم مقایسه شد.

یافته‌ها : یافته‌ها نشان دادند که قبل از ماه مبارک رمضان میانگین نمره‌ی بهداشت روان دانشجویان 55/8 ± 94/33 بود. در حالی که این میانگین بعد از ماه مبارک به 2/8 ± 5/34 رسید. همچنین میانگین نمره‌ی افسردگی نمونه‌ها قبل از ماه رمضان 33/10 ± 45/14 بود ، در صورتی که بعد از ماه رمضان به 38/10 ± 8/11 کاهش پیدا کرد که از نظر آماری معنی‌دار است (0001/0 p<).

نتیجه‌گیری : یافته‌های این پژوهش تأیید می‌نماید که روزه‌ی رمضان می‌تواند عامل مهمی در جهت کم کردن میزان افسردگی و بهبود وضعیت بهداشت روانی دانشجویان باشد.

از آنسو در گفتار «تأثیرات زیانمند روزه‌ی اسلامی» نتیجه‌ی جستجوهای پژوهشگران یا گروههای پژوهشی چندی را درباره‌ی جنبه‌های گوناگون روزه آورده که در آن نه تنها هیچ سودی برای روزه‌داری دیده نمی‌شود بلکه زیانهای بسیاری بچشم می‌خورد. چون نوشتار بلندیست کوتاه‌شده‌ی ترجمه‌ی آن را اینجا می‌آوریم.

می‌نویسد :

روزه‌ی اسلامی آثار زیانمند بسیاری بر بهداشت ، اقتصاد ملی ، بهره‌وری (فردی) ، بزهکاری ، ایمنی (تصادفات رانندگی) و رفتارهای اجتماعی دارد.

در یک پژوهشی در کشور مراکش که شش پژوهشگر آن را روی صد داوطلب در سالهای 1994 و 1995 انجام داده‌اند درباره‌ی تندی و خشم روزه‌داران در ماه رمضان جستجویی بدینسان رفته : در ماه رمضان به خشم و تندی پیوسته افزوده می‌گشت و در پایان آن به اوج خود می‌رسید. همچنین از یک مدیر در «جده» گواهی آورده که سخنان بالا را درباره‌ی مردم آنجا تأیید می‌کند.

در یک جستجویی که در کشورهای عربی شده ، کارشناسان گفته‌اند که خشونت 1.5 در صد و دزدی 3.5 در صد در ماه رمضان افزایش داشته. [در حالی که پلیس ایران از کاهش بزه‌ها در ماه رمضان در ایران سخن می‌راند] رئیس پلیس جاکارتا نیز افزایش بزه را تأیید کرده از شهروندان جاکارتا خواسته در این ماه احتیاط بیشتری کنند.


———————————-

📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشته‌شان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.


🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃