📖 کتاب «سرمایهی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند
🔸 12ـ رشتههای همبستگی گسیخته
ما آن روزگار را ندیده و تنها از راه نوشتهها از آن آگاه شدهایم. لیکن خود در زمانهای دیگری همچون موشکباران شهرهای ایران بدست عراق یا همهگیری کویدِ 19 رفتارهای خودخواهانهی مردم را دیدهایم. همینکه خطری حس میکردند به انبار کردن خوراک و دربایستهای (مایحتاج) دیگر میپرداختند یا خود را به جاهای امن میرسانیدند.
در گرماگرم کوید 19 ، دیده شد مردم عامی چون زیارتگاههای قم و مشهد را بستند بَنِرهای هشدار بهداشتی را پاره کرده درها را شکستند تا به آنجاها درآیند. بیپروا به آنکه با چنان رفتاری هممیهنان خود را دچار آن بیماری کشنده خواهند کرد.
مردم عامی بکنار ، در جایی که هر کسی میبایست از روی دستورهای بهداشتیِ اعلام شده رفتار کند ، دانشآموختگان را نیز دیدیم بسیار کم توجه دارند و نمیاندیشیدند که از بیتوجهی آنان هزاران کسان به خطر مرگ میافتند. بجای رفتار به دستورهای بهداشتی بهانههای کودکانه میآوردند از جمله «کرونا کجا بود؟!» یا «کرونا بزرگترین دروغ قرن است». یک دسته از همین دانشآموختگان میکوشیدند راهکار خود را که جز دعا و «انرژی مثبت» نبود والاتر از دستورهای بهداشتی نشان دهند. اینها نیز از راه دیگری به پروتکلهای بهداشتی بیپروایی نشان میدادند. بستن ماسک که یک رفتار بهداشتی بسیار ساده بود بسیاری دریغ میکردند و تنها هنگامی که شمار کشتگان افزایش چشمگیری کرد از ترس آنکه خودشان دچار نشوند ماسک بستند. بستن ماسک بماند ، حفظ فاصله که کار سادهتری بود به آن نیز پابندی نداشتند. هر جا مانعی نمیدیدند پروتکلهای بهداشتی ـ مثلاً منع سفرها و جشن عروسی ـ را پایمال میکردند. به چیزی که توجه نداشتند کسان بیدست و پایی بود که در این میان به چنگال آن بیماری خواهند افتاد.
در تلویزیون که یک رشته نمایشهای لوس «ما کرونا را شکست میدهیم» نشان میداد ، دیدنی بود از یکسو میخواست کرونا را شکست دهد و از سوی دیگر گزارش تصویری از وزیران و دیگر دولتیان نشان میداد که آشکاره پروتکلهای بهداشتی را زیر پا میگذاشتند (پنبه شدن رشتههای ستاد ملی مبارزه با کرونا).
در چنین روزهای بحرانی است که سستیِ همبستگی میان مردم و بیاعتناییشان به میهن و هممیهنان بهتر دانسته میشود. اینها همه نشان میدهد که سرمایهی اجتماعی در این توده کم است یا چنانکه کسروی میگوید «بنیاد اجتماعی» و «رابطهی ملیت» سست است.
عمده کوششهای کسروی برای برداشتن پراکندگی از میان تودهی ایرانی بوده است. او همیشه به این میکوشد که ایرانیان به یک «شاهراه» درآیند و در آن همدست و هماندیشه و در نتیجه متحد به سربلندی ایران بکوشند.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند
🔸 12ـ رشتههای همبستگی گسیخته
ما آن روزگار را ندیده و تنها از راه نوشتهها از آن آگاه شدهایم. لیکن خود در زمانهای دیگری همچون موشکباران شهرهای ایران بدست عراق یا همهگیری کویدِ 19 رفتارهای خودخواهانهی مردم را دیدهایم. همینکه خطری حس میکردند به انبار کردن خوراک و دربایستهای (مایحتاج) دیگر میپرداختند یا خود را به جاهای امن میرسانیدند.
در گرماگرم کوید 19 ، دیده شد مردم عامی چون زیارتگاههای قم و مشهد را بستند بَنِرهای هشدار بهداشتی را پاره کرده درها را شکستند تا به آنجاها درآیند. بیپروا به آنکه با چنان رفتاری هممیهنان خود را دچار آن بیماری کشنده خواهند کرد.
مردم عامی بکنار ، در جایی که هر کسی میبایست از روی دستورهای بهداشتیِ اعلام شده رفتار کند ، دانشآموختگان را نیز دیدیم بسیار کم توجه دارند و نمیاندیشیدند که از بیتوجهی آنان هزاران کسان به خطر مرگ میافتند. بجای رفتار به دستورهای بهداشتی بهانههای کودکانه میآوردند از جمله «کرونا کجا بود؟!» یا «کرونا بزرگترین دروغ قرن است». یک دسته از همین دانشآموختگان میکوشیدند راهکار خود را که جز دعا و «انرژی مثبت» نبود والاتر از دستورهای بهداشتی نشان دهند. اینها نیز از راه دیگری به پروتکلهای بهداشتی بیپروایی نشان میدادند. بستن ماسک که یک رفتار بهداشتی بسیار ساده بود بسیاری دریغ میکردند و تنها هنگامی که شمار کشتگان افزایش چشمگیری کرد از ترس آنکه خودشان دچار نشوند ماسک بستند. بستن ماسک بماند ، حفظ فاصله که کار سادهتری بود به آن نیز پابندی نداشتند. هر جا مانعی نمیدیدند پروتکلهای بهداشتی ـ مثلاً منع سفرها و جشن عروسی ـ را پایمال میکردند. به چیزی که توجه نداشتند کسان بیدست و پایی بود که در این میان به چنگال آن بیماری خواهند افتاد.
در تلویزیون که یک رشته نمایشهای لوس «ما کرونا را شکست میدهیم» نشان میداد ، دیدنی بود از یکسو میخواست کرونا را شکست دهد و از سوی دیگر گزارش تصویری از وزیران و دیگر دولتیان نشان میداد که آشکاره پروتکلهای بهداشتی را زیر پا میگذاشتند (پنبه شدن رشتههای ستاد ملی مبارزه با کرونا).
در چنین روزهای بحرانی است که سستیِ همبستگی میان مردم و بیاعتناییشان به میهن و هممیهنان بهتر دانسته میشود. اینها همه نشان میدهد که سرمایهی اجتماعی در این توده کم است یا چنانکه کسروی میگوید «بنیاد اجتماعی» و «رابطهی ملیت» سست است.
«در خود توده مرض نومیدی پیدا شده و هر یکی از راه دیگری نسبت بکشور و میهن خود بیعلاقگی نشان میدهند ، و هر کسی برآنست که جز در اندیشهی خود نباشد.
این بدترین دردیست که در یک توده پیدا میشود. چنین تودهای ، آن هم در چنین زمانی ، سرنوشتش جز لگدمالی و نابودی نتواند بود ...
امروز مردم بدو دستهاند : یکی آنان که بتوده و کشور بیکبار بیعلاقهاند و جز دربند نگهداری خود نیستند ، دیگری آنان که علاقه بکشور و توده دارند ولی پراکنده و بیراهند. اینان هر دو بیهودهاند و هر دو بیکارهاند.
آنچه بیعلاقگانند حالِ آنان گلهی گاوان و گوسفندانیست که در مرغزاری میچرند و کمترین علاقه بآن پیدا نمیکنند ، و هر زمان که یک گرگی یا شیری یا درندهی دیگری پدیدار گردید تنها درپی گریز باشند و هر یکی رو بسوی دیگری آورند و گریخته جان بدر برند.
این بیخردان نه معنی کشور را میدانند ، نه قدر آزادی را میشناسند. از همهی اینها ناآگاهند و زندگانی را تنها خوردن و خوابیدن و کامگزاردن میشمارند. آنچنان پستنهادند که کمترین علاقه بمیهن خود نشان نمیدهند و برآنند که اگر خطری پیش آمد با گریختن خود را رها گردانند و چندان گستاخند که مینشینند و آشکاره دم از بیعلاقگی میزنند و بکسان دیگری که علاقه دارند ریشخند دریغ نمیگویند.
اما علاقهمندان ، آنان نیز بیراه و پراکندهاند و با اینحال هرچه بکوشند نتیجهای در دست نخواهند داشت. تنها علاقه بکشور کافی نیست. از احساساتِ تنها نتیجه نتواند بود. باید نخست دست بهم داد و یکی بود و دوم راه کوشش را پیدا کرد». (پرچم روزانه 9/12/1320)
عمده کوششهای کسروی برای برداشتن پراکندگی از میان تودهی ایرانی بوده است. او همیشه به این میکوشد که ایرانیان به یک «شاهراه» درآیند و در آن همدست و هماندیشه و در نتیجه متحد به سربلندی ایران بکوشند.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
92%
آری
8%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
🔶 « دربارهی روزه و احکام عبادی
🖌 کانال
🔸سه از چهار
امروز یکی از علتهای فراوانی بدیها و کمیابی نیکیها که سامان اجتماع را بهم زده رفتار خود ماست. برای آنکه زمینه روشن شود از رشتهی دیگری کمک میگیریم.
میدانید که رفتارهای مردم در ساماندهی به کوششهای اقتصادی بسیار مؤثر است. مثلاً مغازهدارِ گرانفروش یا بدخوی بزودی با کاهش خریداران روبرو میشود. راستی آنست که آز خواستار گرانفروشی است ولی این رفتار مردم (مکانیزم بازار) است که بیآنکه نیاز به «شحنه» و «محتسب» باشد جلو آن را گرفته قیمتها را به تعادل میرساند. پس اینکه گفته شده «سزای گرانفروش نخریدن است» یک دستور ساماننگهدار است.
آن در اقتصاد بود. در اجتماع مانند این دستور را برای رفتار ستمگرانه یا کلیتر بگوییم برای بدیها داریم ولی امروز بآن کمتر رفتار میگردد. شرح آن دستور ساده است : با بدان رفت و آمد نکن ، با ایشان بدانسان که با نیکان رفتار میکنی رفتار نکن ، سلامشان را پاسخ نده ، با دیدهی توهین در ایشان بنگر!
آری ما این دستور را برای سامان اجتماع داریم و بیگمان باشید که تودههای پیشرفته بیشتر از تودههای زبون و درمانده بآن پابندند. آیا در ایران ما باین دستور چه اندازه پابندیم؟!..
بیپروایی باین دستور تنها این اثر را ندارد که بدان «جری»تر میگردند بلکه هنگامی که ما نیکان و بدان را به یک چشم بنگریم یا نیکان از ما همان رفتاری را ببینند که با بدان میکنیم ، ناگزیریست که دلسرد گردند و از نیکوکاریها کناره گیرند. به بازاری که مس و زر به یک قیمت باشد آیا کسی زر خواهد آورد؟!
ما از دشواریهایی که امروز در برابر این دستور هست ناآگاه نیستیم. (1) با اینهمه شما میدانید در برابر بدیهای آشکار هم مردم «نرمرفتاری» از خود نشان میدهند و جز بِدان شیوه ، رفتار کردن را «بداخلاقی» میدانند!
این که بدشواری روزه گرفتن نیست و مایهای هم جز فهم و یک جو دلیری نمیخواهد ، پس از چه روست که چنین بیپروایند؟!. میدانیم کسانی خواهند گفت : اینها چیزهای مهمی نیست که شما بآن میپردازید. ولی این جز خامی نیست. همین چیزهای بظاهر کوچک هنگامی که در سراسر یک کشور انجام شود (یا نشود) اثرات بزرگی از خود نمایان خواهد ساخت.
آنان که باین گونه موضوعات میاندیشند بیگمان از خود پرسیدهاند : چرا مردم به نیکیها پروای بایسته را نمیکنند یا از بدیها آنچنان که باید گریزان نیستند؟! آیا از آنست که روزه نمیگیرند یا نماز نمیخوانند؟!
برای دانستن پاسخ باید موضوع را از دیدگاه دیگری نیز نگریست. نباید فراموش کرد که همچنانکه دستورهای دینی ما را به درستکاری و راستی و جوانمردی و کوتاهسخن به «رفتار استاندارد» یک اجتماع سعادتمند و شاداب رهنمون میسازد ، باورهای زهرآلودی نیز در کار هستند و آنها بیکار نمیمانند. آنها هم دمادم آب به آسیاب هوسها و خودخواهیها میریزند. مثلاً مادّیگری میگوید : «ای بابا ، قانونها (دستورهای دینی) از خواست زبردستان برای بهرهجویی از زیردستان برآمده و گزارده شده» یا «اخلاقیات موهوماتست»! شیعیگری میگوید : زیارت برو تا گناهانت پاک شود (تلویحاً یعنی : هر کاری دوست داری بکن ، با زیارت و گریه بر امام حسین همه پاک خواهد شد و به آنجهان با پروندهی سیاه نخواهی رفت).
شگفتتر از همه داستان صوفیگری است. صوفیان سردستور زندگی خود را کشتنِ
«منی» (خودخواهی) یا به گفتهی خودشان «جهاد اکبر» وامینموده و با چنان ادعایی بمردمان برتریها فروختهاند ، با اینهمه نه تنها گدایی و زن ناگرفتن و بیکار گردیدن را ننگ بشمار نیاوردهاند بلکه به چاپلوسی و دروغسازیهای ننگین و حتا شاهدبازی نیز آلوده بوده و آن «جهاد اکبر» نیز دامن ایشان را از پستیها دور نداشته است. همچنانست دیگر کیشها از مسیحیگری و زردشتیگری و ...
باید دید براستی این چه رازیست که کیشها هیچیک ، مردم را نه تنها به نیکیها راه
نمینماید بلکه از بدیهاشان نیز جلو نمیتواند گرفت.
آنچه اینجا بکوتاهی میتوان گفت آنست که بطور کلی یک رشته دستورها یا «آیین زندگانی» هنگامی میتواند مؤثر باشد که :
ـ زمانش نگذشته باشد و سراسر حقیقت و راستی بوده
ـ با خرد سازگار و خود آموزگار آن باشد ،
ـ نه تنها با دانشها سازگار بلکه خود پشتیبان آنها باشد ،
ـ بتواند با گمراهیها شانه به شانه بایستد و با دلیلهای بُرنده نبرد روبرو کند و آنها را از میدان بیرون راند تا مردمان از کورهراهها و پراکندگیها رهایی یافته به یک شاهراه درآیند.
👇
🖌 کانال
🔸سه از چهار
امروز یکی از علتهای فراوانی بدیها و کمیابی نیکیها که سامان اجتماع را بهم زده رفتار خود ماست. برای آنکه زمینه روشن شود از رشتهی دیگری کمک میگیریم.
میدانید که رفتارهای مردم در ساماندهی به کوششهای اقتصادی بسیار مؤثر است. مثلاً مغازهدارِ گرانفروش یا بدخوی بزودی با کاهش خریداران روبرو میشود. راستی آنست که آز خواستار گرانفروشی است ولی این رفتار مردم (مکانیزم بازار) است که بیآنکه نیاز به «شحنه» و «محتسب» باشد جلو آن را گرفته قیمتها را به تعادل میرساند. پس اینکه گفته شده «سزای گرانفروش نخریدن است» یک دستور ساماننگهدار است.
آن در اقتصاد بود. در اجتماع مانند این دستور را برای رفتار ستمگرانه یا کلیتر بگوییم برای بدیها داریم ولی امروز بآن کمتر رفتار میگردد. شرح آن دستور ساده است : با بدان رفت و آمد نکن ، با ایشان بدانسان که با نیکان رفتار میکنی رفتار نکن ، سلامشان را پاسخ نده ، با دیدهی توهین در ایشان بنگر!
آری ما این دستور را برای سامان اجتماع داریم و بیگمان باشید که تودههای پیشرفته بیشتر از تودههای زبون و درمانده بآن پابندند. آیا در ایران ما باین دستور چه اندازه پابندیم؟!..
بیپروایی باین دستور تنها این اثر را ندارد که بدان «جری»تر میگردند بلکه هنگامی که ما نیکان و بدان را به یک چشم بنگریم یا نیکان از ما همان رفتاری را ببینند که با بدان میکنیم ، ناگزیریست که دلسرد گردند و از نیکوکاریها کناره گیرند. به بازاری که مس و زر به یک قیمت باشد آیا کسی زر خواهد آورد؟!
ما از دشواریهایی که امروز در برابر این دستور هست ناآگاه نیستیم. (1) با اینهمه شما میدانید در برابر بدیهای آشکار هم مردم «نرمرفتاری» از خود نشان میدهند و جز بِدان شیوه ، رفتار کردن را «بداخلاقی» میدانند!
این که بدشواری روزه گرفتن نیست و مایهای هم جز فهم و یک جو دلیری نمیخواهد ، پس از چه روست که چنین بیپروایند؟!. میدانیم کسانی خواهند گفت : اینها چیزهای مهمی نیست که شما بآن میپردازید. ولی این جز خامی نیست. همین چیزهای بظاهر کوچک هنگامی که در سراسر یک کشور انجام شود (یا نشود) اثرات بزرگی از خود نمایان خواهد ساخت.
آنان که باین گونه موضوعات میاندیشند بیگمان از خود پرسیدهاند : چرا مردم به نیکیها پروای بایسته را نمیکنند یا از بدیها آنچنان که باید گریزان نیستند؟! آیا از آنست که روزه نمیگیرند یا نماز نمیخوانند؟!
برای دانستن پاسخ باید موضوع را از دیدگاه دیگری نیز نگریست. نباید فراموش کرد که همچنانکه دستورهای دینی ما را به درستکاری و راستی و جوانمردی و کوتاهسخن به «رفتار استاندارد» یک اجتماع سعادتمند و شاداب رهنمون میسازد ، باورهای زهرآلودی نیز در کار هستند و آنها بیکار نمیمانند. آنها هم دمادم آب به آسیاب هوسها و خودخواهیها میریزند. مثلاً مادّیگری میگوید : «ای بابا ، قانونها (دستورهای دینی) از خواست زبردستان برای بهرهجویی از زیردستان برآمده و گزارده شده» یا «اخلاقیات موهوماتست»! شیعیگری میگوید : زیارت برو تا گناهانت پاک شود (تلویحاً یعنی : هر کاری دوست داری بکن ، با زیارت و گریه بر امام حسین همه پاک خواهد شد و به آنجهان با پروندهی سیاه نخواهی رفت).
شگفتتر از همه داستان صوفیگری است. صوفیان سردستور زندگی خود را کشتنِ
«منی» (خودخواهی) یا به گفتهی خودشان «جهاد اکبر» وامینموده و با چنان ادعایی بمردمان برتریها فروختهاند ، با اینهمه نه تنها گدایی و زن ناگرفتن و بیکار گردیدن را ننگ بشمار نیاوردهاند بلکه به چاپلوسی و دروغسازیهای ننگین و حتا شاهدبازی نیز آلوده بوده و آن «جهاد اکبر» نیز دامن ایشان را از پستیها دور نداشته است. همچنانست دیگر کیشها از مسیحیگری و زردشتیگری و ...
باید دید براستی این چه رازیست که کیشها هیچیک ، مردم را نه تنها به نیکیها راه
نمینماید بلکه از بدیهاشان نیز جلو نمیتواند گرفت.
آنچه اینجا بکوتاهی میتوان گفت آنست که بطور کلی یک رشته دستورها یا «آیین زندگانی» هنگامی میتواند مؤثر باشد که :
ـ زمانش نگذشته باشد و سراسر حقیقت و راستی بوده
ـ با خرد سازگار و خود آموزگار آن باشد ،
ـ نه تنها با دانشها سازگار بلکه خود پشتیبان آنها باشد ،
ـ بتواند با گمراهیها شانه به شانه بایستد و با دلیلهای بُرنده نبرد روبرو کند و آنها را از میدان بیرون راند تا مردمان از کورهراهها و پراکندگیها رهایی یافته به یک شاهراه درآیند.
👇
همان صوفیگری که سراسر دستگاهش بر پایهی «مبارزه با نفس» است ، از یکسو از راستیها فرسنگها دور است ، از آنسو با خرد و دانش ناسازگارست (مثال : دروغبافی ، چلهنشینی ، گدایی و زن ناگرفتن و بیکار زندگی بسر بردن) و از سوی دیگر با مادّیگری یا با شیعیگری توان نبرد ندارد. اینست که «آیین زندگانی» نمیتواند باشد. راستی اینست که آن کیش با شیعیگری درآمیخته و همرنگ آن گردیده. در برابر مادّیگری نیز نه سخنی برای گفتن دارد نه دلیلی که رو در رویش ایستادن تواند ، اینست در برابر آن تن بزبونی داده. بیعلت نیست که میبینیم صوفیگری هواداران بسیار توانگر خود را نتوانسته بزندگانی ساده وادارد و از آنسو ایشان نیز تضادی میان توانگری خود و باورهای صوفیانه نمیبینند.
🔹 پانوشت :
1ـ يكی از آنها اينست كه امروز هر كس آنچه بسود اوست نيك و آنچه نه چنانست بد میداند. اينست نيک و بد بنيادی ندارد. همين خود يک گرفتاری كوچكی نيست. اين به معنی نبودن يک «استاندارد» رفتاری درميان يک توده میباشد كه خود سخت بيمناک است! برای شرح بيشتر به کتاب «دردها و درمانها» نگاه کنید.
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🔹 پانوشت :
1ـ يكی از آنها اينست كه امروز هر كس آنچه بسود اوست نيك و آنچه نه چنانست بد میداند. اينست نيک و بد بنيادی ندارد. همين خود يک گرفتاری كوچكی نيست. اين به معنی نبودن يک «استاندارد» رفتاری درميان يک توده میباشد كه خود سخت بيمناک است! برای شرح بيشتر به کتاب «دردها و درمانها» نگاه کنید.
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
Telegram
کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
🔶 دردها و درمانها
🖌 احمد کسروی
🔍 جستار : خویهای نیک و بد ، ستودگیها و ناستودگیها ، بیماریها و گرفتاریهای اندیشهای ، علتهای عقبماندگی ، و راه چاره بآنها
📊 شمار ساتها : ۳۷۱
🖨 بازپسین پراکنش : مرداد ۱۳۹۸
کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد…
🖌 احمد کسروی
🔍 جستار : خویهای نیک و بد ، ستودگیها و ناستودگیها ، بیماریها و گرفتاریهای اندیشهای ، علتهای عقبماندگی ، و راه چاره بآنها
📊 شمار ساتها : ۳۷۱
🖨 بازپسین پراکنش : مرداد ۱۳۹۸
کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد…
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
92%
آری
0%
نه
8%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «سرمایهی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند
🔸 13ـ پراکندهاندیشی ، عمده علت پراکندگی ایرانیان
علت پراکندگی ایرانیان بیش از همه بیماری «پراکندهاندیشی» است. زیرا کسانی که اندیشههاشان از هم دور و با هم ناسازگار است بیشک نمیتوانند با هم همدست و متحد شوند و ناگزیری است که پراکنده بمانند.
منبع و سرچشمهی اندیشههای پراکنده کجاست؟!.. در این زمینه کسروی بارها شرح داده و تاریخچهی آن اندیشهها را روشن گردانیده.
👇
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند
🔸 13ـ پراکندهاندیشی ، عمده علت پراکندگی ایرانیان
علت پراکندگی ایرانیان بیش از همه بیماری «پراکندهاندیشی» است. زیرا کسانی که اندیشههاشان از هم دور و با هم ناسازگار است بیشک نمیتوانند با هم همدست و متحد شوند و ناگزیری است که پراکنده بمانند.
منبع و سرچشمهی اندیشههای پراکنده کجاست؟!.. در این زمینه کسروی بارها شرح داده و تاریخچهی آن اندیشهها را روشن گردانیده.
«ما امروز دردهایی داریم که باید پیش از همه بچارهی آنها پردازیم ، و بدترین آن دردها پراکندگی اندیشههاست. یک توده با اندیشههای پراکنده بهیچ جا نتواند رسید». (پرچم روزانه 14/12/1320)
«سرچشمهی گرفتاریهای ایرانیان و دیگر شرقیان ، آن بدآموزیهای زهرآلود و پراکندهایست که از هزار سال پیش پیدا شده و روز بروز رواج بیشتر یافته ، و در زمان ما یک رشته بدآموزیهای دیگری از اروپا آمده و با آنها درهم گردیده». (پرچم نیمهماهه ص294 ، نیمهی یکم تیر 1322)
«شما امروز بر سر یک دو راهی ایستادهاید که اختیار دارید هر کدام را بپذیرید.
یکی آنکه به همین حال که هستید باشید : این اندیشههای پراکنده همچنان در مغزها باشد. از شعر و شاعری دست برندارید ، کتابهای سراپا زیان زمان مغول را پیاپی چاپ کرده بیرون ریزید ، چهارده مذهب همچنانکه هست باشد ، اخلاق پست بحال خود بماند ، از هر کسی زور دیدید گردن گزارید و همه بخاموشی گرایید ... پیاپی حزبها سازید ، و دستهها ببندید ، و در راه خودنمایی و هوسبازی از گراییدن به بیگانگان هم خودداری ننمایید. یک جمله بگویم : تغییری در اندیشه و رفتار و کردار خود ندهید.
این یک راه است و میتوانید آن را پیش گیرید. ولی در این صورت حالتان همین خواهد بود که هست. گرفتار صد بدبختی خواهید بود ، لگدمال بیگانگان خواهید گردید. اختیار زندگانی را در دست خود نخواهید داشت. یک جمله بگویم : این درماندگی و زبونی پایدار خواهد ماند و بلکه روز بروز سختتر گردیده کمکم نوبت نابودی خواهد رسید.
یک راه دیگر آنست که این حقایق را که ما یاد میکنیم و یکایک روشن میگردانیم بپذیرید و هر کسی در سهم خود بکار بندد و زشتیها را از خود دور گرداند و یک تبدیلی در اندیشهها و خویها و رفتارها پدید آید و زندگانی رنگ نوینی گیرد. یک راه هم اینست.
اختیار با شماست که کدام یکی از اینها را بپذیرید و پیش گیرید. اگر بخواهید با همین حال بازمانید چنانکه گفتم گرفتاریهاتان همین خواهد بود که هست ، و شما باید باینها رضایت دهید و بیهوده بگله و ناله نپردازید زیرا این گرفتاریها یک حادثهی تصادفی ، یا نتیجهی قضا و قدر نیست بلکه نتیجهی قطعی همان حال و رفتاریست که دارید ، و میخواهید دست برندارید.
یک بیچارگی که من در شما میبینم آنست که نمیخواهید نیک بشوید ولی میخواهید از روزگار نیکی بینید. میخواهید در این آلودگیها بمانید و هیچ کم نکنید. ولی نتیجهی آنها را که زبونی و زیردستیست درنیابید. در اینجاست که باید گفت : معنی زندگی را نمیدانید. در اینجاست که باید گفت : یک دسته کودکان چهلساله و پنجاهسالهاید.
این کار کودکانست که دست بآتش دراز میکنند و چون سوزانید بگریه میافتند. در جلو کندوی عسل به بازی پردازند و چون زنبورها بیرون ریختند و سر و روی ایشان را خستند بناله و فریاد برخیزند.
شما بخودتان بسیار مغرورید. من چون میآزمایم میبینم این غرور و نادانیِ شما از اندازه گذشته. زیرا امروز در حال آنکه از هر باره خوار و زبون میباشید و در توی بدبختی و درماندگی فرورفتهاید باز حال خود را درک نمیکنید. شما هر یکی خود را دانشمند میشمارید هر سخنی بمیان آید میگویید : «مگر ما این را نمیدانستیم» ولی من چون میآزمایم میبینم ، شما چیزهای بسیار روشنی را نمیدانید.
شما از داستان «علت و معلول» ناآگاهید و این نمیدانید که در این جهان هر چیزی از یک علتی برمیخیزد و تا آن علت از میان نرود بحال خود خواهد ماند. این نمیدانید که هر گرفتاری یا بیماری که برای کسی یا تودهای رخ میدهد از یک علتی برخاسته که باید آن را جست و شناخت و بچاره پرداخت. این چراغ برق بالای سر ما اگر اکنون خاموش گردد شاید کسانی آن را تصادفی شمارند و بسخنان گلهآمیزی پردازند ولی یک اهل فن آن را جز نتیجهی یک علتی نخواهد شمرد و اینست جستجوی آن علت را کرده و بدست آورده و چاره خواهد کرد.
این یک قاعدهی بزرگ همگانیست و بهمه چیز جاریست. ولی شما آن را نمیدانید و اعتنا ندارید. بجای آنکه آلودگیها را از خود دور گردانید و بگرفتاریها از راهش چاره کنید تنها بگله و ناله بس میکنید ، و یا بیخردانه امیدوارید که ایران یک طلسمی دارد و کسی آن را از دست شما نتواند گرفت.
👇
شما از نادانی و بیچارگی هم زبونی و هم بدبختی را میکشید و هم بیهوده ناله و فریاد میکنید که این خود زیان دیگری میباشد. شما به هر چیزی از آلودگیهای خود نام فریبندهی دیگری میگزارید. شعرهای بیهوده سرودن ، و افسانههای بیخردانه بافتن را «ادبیات» مینامید ، کهنهبافندگیهای یونان و روم را «فلسفه» میخوانید ، به بدآموزیهای خانهبرانداز صوفیگری «عرفان» نام میدهید ، آشفتن مغزهای جوانان را «آموزش و پرورش» یاد میکنید ، گمراهیهای پراکنده و کشاکشهای بیهودهی قرنهای گذشته را «مذهب» میشمارید ... بدینسان به هر یکی از آلودگیهای خود عنوان دیگری میدهید و ما هر یکی را که دنبال میکنیم به هایهوی و ایستادگی میپردازید و با اینحال نیکی از جهان میخواهید. دوباره میگویم : این خود نشان درماندگی شماست.
دوباره میگویم : شما یا چنانکه هستید باشید و تن باین خواری و زبونی دهید و یا اگر رهایی میخواهید این حقایق را از ما بپذیرید و هر کسی تکانی بخود دهید و هر کسی این آلودگیها را از خود دور گردانید». (پرچم روزانه 2/3/1321)
کسانی چنانکه عادتشان است سخنان ساده و بیپیرایه را خوش نمیدارند. سخنِ ارزشمند در نزد آنان اینست که غلنبه سلنبه باشد. فهم آن جز برای کسانِ اندکی مقدور نباشد و پر از اصطلاحات ناآشنا و فرنگی باشد. یا نوشتهی غربیان باشد یا از آنها نقل قول بعنوان دلیل آورده شود. جستاری که در پنج صفحه میتوان نوشت چهل صفحه را سیاه گرداند. از اینرو دیده شده آنها چون این سخنان را دربارهی علت عقبماندگی ایرانیان و چاره به آن میخوانند اینها را «ساده انگارانه» پنداشته رو برمیگردانند. لیکن آنان جز ظاهربینانی نیستند که نزدیک نیامدهاند تا چند کتابی از نوشتههای کسروی بخوانند و در نتیجه به عمق اندیشههای او و پیوستگی میان جستارهایی که به آنها پرداخته پی نبردهاند. باید دانست ، نوشتههای او با همهی «سادگی» و «همهفهمی» ، چارهی واقعی دردهای این توده است. به آن نشانه که هر گفتهاش با دلیلی از تاریخ و حقایق و وقایع زندگی همراهست که مؤید آن میباشد. گذشته از این ، اندیشههایش در زمینهی گمراهیهای توده ، عقبماندگی ایرانیان و علل و چارهی آن ، همانهایی است که دانشمندان جامعهشناسی پس از شصت سال بیشتر زیر عنوان سرمایهی اجتماعی بدانها توجه کردهاند و امروز یکی از موضوعات درس دانشگاهی شده است.
در نوشتههای او به نکتههای بسیاری برمیخوریم که «آسانیاب» نیست. اگر بود دیگرانی پیش ازو درمییافتند. درست است که آنها زبانِ ساده و همهفهمی دارد ، ولی تأثیر آنها در عمل بزرگ است. همین به چاره برخاستن ، خود را از آلودگیها پیراستن (دست از عادتهای زیانمند بازداشتن) و از گمراهیها دوری جستن که در نوشتهی آخر آمده ، خود کوشش ارجدار و ستودهایست و یک توده از آن سودهای بسیار بسیار بزرگی میبرد.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
89%
آری
11%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
🔶 « دربارهی روزه و احکام عبادی
🖌 کانال
🔸چهار از چهار
آیین زندگانی در این باره به راهبری (مدیریت) میماند : یک راهبر باید رفتار و گفتارش با خرد و دانش سازگار باشد ، باید بتواند جلوی بیراهیها را در سازمان خود بگیرد و با همچشمان(رقیبان) شانه به شانه بساید و زبون ایشان نگردد وگرنه خود و سازمانش نابود خواهند گردید. همچنین در سازمانِ او باید کارها با رای و نظر او راهبری شود و دستورهایش را دیگران نتوانند نقض کنند.
در یک توده دستگاههای اجتماعی ، سیاسی و آموزشی باید همه همسو با «آیین زندگانی» باشند. اگر برای مثال تلویزیون برنامههایی پخش کند که دستورهای او را نقض کند دستورهای آن آیین از نیرو و اثر خواهد افتاد و مردم نیز سرگشته و گیجسر خواهند گردید. این یکی از علتهاست که آشکار میسازد چرا نیکوکاریها کم شده است. (1)
دربارهی اینکه چگونه آدمیان به یک رشته «هنجار»ها پابند میگردند و آنها درونی یا
«نهادینه» میشود ، دانشمندان جامعهشناسی بررسیهایی کرده و به نکتههای ارجمندی نیز رسیدهاند. ایشان نام این فرایند را «جامعهپذیری» گزاردهاند.
برای سامانپذیری یک جامعه نخست نهادینه کردن «بایدها و نبایدها» را بایسته دانستهاند که شیوههای گوناگونی از جمله «پاداش» دارد (که این بگردن خانواده و دستگاه آموزش و پرورش و سازمانهایی همچون صدا و سیماست) و دوم گزاردن «کیفر»هایی برای متخلفین را (که این وظیفهی دستگاه قانونگزاری و انجامش به عهدهی قوهی قضاییه و مجریه است).
به سخن دیگر هر چیزی که توانست اندیشهها را «قانع» کند ، پذیرفته شده و جامعه خواستار پیروی از آن خواهد گردید ، سپس رفته رفته جزو عادتها درآمده و درونی شده
«جامعهپذیر» و جزو «هنجار»ها میگردد. خانوادهها و دستگاه آموزشی آن را پذیرفته در آموزشها دخالت خواهند داد. سپس مردمان همچنانکه برای پاکیزه ماندن خود را میشویند یا هر روز پیش از درآمدن از خانه بسر و روی خود در آینه نگاه میکنند و اینها را ناخودآگاه و بیاجبار میکنند ، با آن هنجارها نیز بدانسان خو گرفته رفتار مناسب خواهند کرد.
اینها همه درست است و آنچه نام هنجار بآن دادهاند ، نیکها نیز همانست و به همان روش جاگیر میشود و رواج مییابد. همچنین بدها با «کیفر» جلوگیری میشود یا از آن کاسته میگردد. ما هم این فرآیند را راه درونی شدن نیکیها و دوری از بدیها میدانیم نه کارهایی همچون روزه یا حج را.
ولی آنچه باید باین افزود نخست آنست که در یک تودهای ، دستگاههایی که آن آموزشها را نقض کند یا جلوی کیفرها را بگیرد نباید پا گیرد. آیا امروز با آن مثالهایی که از مادّیگری ، شیعیگری و صوفیگری زدیم و دربارهی دیگر کیشها نیز توان گفت این شرط برقرار است؟! مادّیگری و کیشها که خود دستگاههایی هستند و هر یک راه خود را میپوید آیا به سود توده دست از آموزاکهای خود خواهند برداشت؟! تا اینها هستند از آن آموزشهای «جامعهی مدنی» جز نتیجهی اندکی بدست نخواهد آمد.
دوم ، در همهجا که دستگاهی بنام پلیس و دادگاه نیست و نتواند بود تا کیفر دهد. یکی از مؤثرترین کیفرها را مردم خود توانند داد. همان دستور اجتماعی رفتار با بدان که یادش کردیم خود از بهترین کیفرهاست. رویهمرفته مردمی که خواهان دمکراسیند باید به نیروی توده باور استوار داشته و خود را توانای انجام بسیار کارها بدانند. از سستی درآیند و همهی کارها را از دولت یا از دستگاههای انتظامی انتظار نداشته باشند.
همچنین باید دانست که دمکراسی بیآنکه توده نیک گردد دستیافتنی نیست. در این باره خوانندگان میتوانند دو دفتر «معنی دمکراسی» و «موانع دمکراسی در ایران» را بخوانند.
🔹پانوشت :
1ـ در این زمینه نوشتههای بسیاری هست که خواننده ميتواند بخواند : کتابهای «ورجاوندبنياد» ، «راه رستگاری» ، «ما چه میخواهيم؟» ، «در پاسخ حقيقتگو» ، «دردها و درمانها».
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🖌 کانال
🔸چهار از چهار
آیین زندگانی در این باره به راهبری (مدیریت) میماند : یک راهبر باید رفتار و گفتارش با خرد و دانش سازگار باشد ، باید بتواند جلوی بیراهیها را در سازمان خود بگیرد و با همچشمان(رقیبان) شانه به شانه بساید و زبون ایشان نگردد وگرنه خود و سازمانش نابود خواهند گردید. همچنین در سازمانِ او باید کارها با رای و نظر او راهبری شود و دستورهایش را دیگران نتوانند نقض کنند.
در یک توده دستگاههای اجتماعی ، سیاسی و آموزشی باید همه همسو با «آیین زندگانی» باشند. اگر برای مثال تلویزیون برنامههایی پخش کند که دستورهای او را نقض کند دستورهای آن آیین از نیرو و اثر خواهد افتاد و مردم نیز سرگشته و گیجسر خواهند گردید. این یکی از علتهاست که آشکار میسازد چرا نیکوکاریها کم شده است. (1)
دربارهی اینکه چگونه آدمیان به یک رشته «هنجار»ها پابند میگردند و آنها درونی یا
«نهادینه» میشود ، دانشمندان جامعهشناسی بررسیهایی کرده و به نکتههای ارجمندی نیز رسیدهاند. ایشان نام این فرایند را «جامعهپذیری» گزاردهاند.
برای سامانپذیری یک جامعه نخست نهادینه کردن «بایدها و نبایدها» را بایسته دانستهاند که شیوههای گوناگونی از جمله «پاداش» دارد (که این بگردن خانواده و دستگاه آموزش و پرورش و سازمانهایی همچون صدا و سیماست) و دوم گزاردن «کیفر»هایی برای متخلفین را (که این وظیفهی دستگاه قانونگزاری و انجامش به عهدهی قوهی قضاییه و مجریه است).
به سخن دیگر هر چیزی که توانست اندیشهها را «قانع» کند ، پذیرفته شده و جامعه خواستار پیروی از آن خواهد گردید ، سپس رفته رفته جزو عادتها درآمده و درونی شده
«جامعهپذیر» و جزو «هنجار»ها میگردد. خانوادهها و دستگاه آموزشی آن را پذیرفته در آموزشها دخالت خواهند داد. سپس مردمان همچنانکه برای پاکیزه ماندن خود را میشویند یا هر روز پیش از درآمدن از خانه بسر و روی خود در آینه نگاه میکنند و اینها را ناخودآگاه و بیاجبار میکنند ، با آن هنجارها نیز بدانسان خو گرفته رفتار مناسب خواهند کرد.
اینها همه درست است و آنچه نام هنجار بآن دادهاند ، نیکها نیز همانست و به همان روش جاگیر میشود و رواج مییابد. همچنین بدها با «کیفر» جلوگیری میشود یا از آن کاسته میگردد. ما هم این فرآیند را راه درونی شدن نیکیها و دوری از بدیها میدانیم نه کارهایی همچون روزه یا حج را.
ولی آنچه باید باین افزود نخست آنست که در یک تودهای ، دستگاههایی که آن آموزشها را نقض کند یا جلوی کیفرها را بگیرد نباید پا گیرد. آیا امروز با آن مثالهایی که از مادّیگری ، شیعیگری و صوفیگری زدیم و دربارهی دیگر کیشها نیز توان گفت این شرط برقرار است؟! مادّیگری و کیشها که خود دستگاههایی هستند و هر یک راه خود را میپوید آیا به سود توده دست از آموزاکهای خود خواهند برداشت؟! تا اینها هستند از آن آموزشهای «جامعهی مدنی» جز نتیجهی اندکی بدست نخواهد آمد.
دوم ، در همهجا که دستگاهی بنام پلیس و دادگاه نیست و نتواند بود تا کیفر دهد. یکی از مؤثرترین کیفرها را مردم خود توانند داد. همان دستور اجتماعی رفتار با بدان که یادش کردیم خود از بهترین کیفرهاست. رویهمرفته مردمی که خواهان دمکراسیند باید به نیروی توده باور استوار داشته و خود را توانای انجام بسیار کارها بدانند. از سستی درآیند و همهی کارها را از دولت یا از دستگاههای انتظامی انتظار نداشته باشند.
همچنین باید دانست که دمکراسی بیآنکه توده نیک گردد دستیافتنی نیست. در این باره خوانندگان میتوانند دو دفتر «معنی دمکراسی» و «موانع دمکراسی در ایران» را بخوانند.
🔹پانوشت :
1ـ در این زمینه نوشتههای بسیاری هست که خواننده ميتواند بخواند : کتابهای «ورجاوندبنياد» ، «راه رستگاری» ، «ما چه میخواهيم؟» ، «در پاسخ حقيقتگو» ، «دردها و درمانها».
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.