آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
72%
آری
24%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
Forwarded from کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
فلسفهی روزه.pdf
396.5 KB
🔶 فلسفهی روزه
🔍 دربارهی روزهداری مسلمانان
📊 شمار ساتها : 9
📣 بازپسین پراکنش : اردیبهشت 1399
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این دفترچه از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
⭐️ متن این دفترچه را نیز میتوانید در تلگراف از اینجا بخوانید.
🌸💐🌹🌷
🔍 دربارهی روزهداری مسلمانان
📊 شمار ساتها : 9
📣 بازپسین پراکنش : اردیبهشت 1399
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این دفترچه از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
⭐️ متن این دفترچه را نیز میتوانید در تلگراف از اینجا بخوانید.
🌸💐🌹🌷
📖 کتاب «سرمایهی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»
🔸 9ـ علت درماندگی این توده (یک از یک)
ما مردم پراکندهای هستیم که تا چنینیم هیچگاه بر سر یک مقصود یا آرمان مشترکی همدست نخواهیم بود. نتیجه آنکه نیرویی نیز نداریم.
پراکندگی بزرگترین درد یک توده است. احمد کسروی همیشه به شایندگی (=لیاقت) و نیروی توده و پایداری آن توجه ویژه داشته و اینست به موضوع پراکندگی نیز که از نیروی توده میکاهد بسیار پرداخته :
شاید کسانی این گونه خردهگیریها از مردم را دلیل آن گیرند که کسروی «گناه» عقبماندگی کشور را از مردم میداند. لیکن این پندار اشتباه است. چون سخن او بیش از همه از «چاره»ی عقبماندگیست ، با آنکه خودِ فرمانروایان را مقصر اصلی و مانع آگاهی و رشد مردم میداند [2] ، اینست تنها راه چارهی بازمانده ، پرداختن به مردم میباشد (چنانکه این نکته پیشتر یاد شد). اینکه بارها به وزیران و نخستوزیران ، روزنامهها ، وزارت فرهنگ ، ملایان و دیگر پیشوایان کیشها نکوهش میکند ، اینکه پرده از خواستهای پلید و نقشههای شوم «کمپانی خیانت» برمیدارد ، همه به آن معنیست که رشتهی اندیشههای مردم را در دست آنان نشان میدهد. و در نتیجه آنان را مسئول عیبهای مردم میداند.
به آوردن چند نمونه بسنده میکنیم :
👇
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»
🔸 9ـ علت درماندگی این توده (یک از یک)
ما مردم پراکندهای هستیم که تا چنینیم هیچگاه بر سر یک مقصود یا آرمان مشترکی همدست نخواهیم بود. نتیجه آنکه نیرویی نیز نداریم.
پراکندگی بزرگترین درد یک توده است. احمد کسروی همیشه به شایندگی (=لیاقت) و نیروی توده و پایداری آن توجه ویژه داشته و اینست به موضوع پراکندگی نیز که از نیروی توده میکاهد بسیار پرداخته :
«یک توده که برای خود در زندگانی خواستی یا آرمانی ندارد از پیشرفت بیبهره گردد و خود باید گفت پیشرفت برای او معنایی ندارد». (601030 ، فروردین 1319)
«یک توده هنگامی دارای نیرو میگردند که همگی ایشان دارای یک راه و یک آرمان باشند تا بتوانند دست بهم داد. [1] یک مردمیکه دچار اندیشههای پراکنده میباشند دارای نیرو نتوانند بود. اینست در زیر پا مانند و لگدمال گردند ، و چون یک راهی یا آرمانی نیز ندارند پیشرفت نتوانند و از نیکیها بهره نیابند». (پرچم نیمهماهه ص332 ، نیمهی دوم تیر 1322)
«این توده راهِ زندگانی را گم کرده. یک توده برای آنکه در زندگانی آسوده باشد بچیزهای بسیاری نیازمندست : باید همگی یک آرمانی را دنبال کنند ، باید همگی در یک راه باشند ، باید همگی نیکیها را بخواهند. با این شرطهاست که زندگانی تودهای با خوشی و خرسندی توأم تواند بود ، وگرنه از آن جز گرفتاری پدید نتواند آمد ، بدانسان که در ایران پدید میآید و بیشتر مردم از آزار و زیانِ دیگران لذت میبرند و بجای همدستی از پای یکدیگر میکشند». (پرچم نیمهماهه ص266 ، نیمهی دوم خرداد 1322)
شاید کسانی این گونه خردهگیریها از مردم را دلیل آن گیرند که کسروی «گناه» عقبماندگی کشور را از مردم میداند. لیکن این پندار اشتباه است. چون سخن او بیش از همه از «چاره»ی عقبماندگیست ، با آنکه خودِ فرمانروایان را مقصر اصلی و مانع آگاهی و رشد مردم میداند [2] ، اینست تنها راه چارهی بازمانده ، پرداختن به مردم میباشد (چنانکه این نکته پیشتر یاد شد). اینکه بارها به وزیران و نخستوزیران ، روزنامهها ، وزارت فرهنگ ، ملایان و دیگر پیشوایان کیشها نکوهش میکند ، اینکه پرده از خواستهای پلید و نقشههای شوم «کمپانی خیانت» برمیدارد ، همه به آن معنیست که رشتهی اندیشههای مردم را در دست آنان نشان میدهد. و در نتیجه آنان را مسئول عیبهای مردم میداند.
به آوردن چند نمونه بسنده میکنیم :
«گناه گمراهی و بتپرستی مردمان بگردن شما ملایان است». (دفتر بهمن و اسفند 1324 ، گفتار راز واعظی)
«کار پستی تا باینجا کشیده که دستههای انبوهی زندگانی را جز پول درآوردن و خوش خوردن و خوش خوابیدن و روز گزاردن نمیشناسند و پروای غیرت و مردانگی را ندارند. آری کار پستی تا باینجا کشیده.
اینها نتیجهی آن تعلیمات بیهوده و پستیست که از پیشوایان و آموزگاران خود گرفتهاند. نتیجهی آنست که معنی زندگی را نمیدانند». (پرچم روزانه 19/1/1321)
«انبوهی از ایرانیان این را عادت خود قرار داده که از حال و پیشامد گله کنند و بنالند ولی هیچگاه در اندیشهی کوشش و چاره نباشند.
این نتیجهی درسیست که در سی سال گذشته از روزنامهها آموختهاند. میآیند مینشینند و سر گفتگو را باز میکنند ، و دردها و گرفتاریها را بتقریر میآورند. ولی همینکه گفته میشود که باید دست بهم داد و چارهای کرد در آنجاست که صد سستی از خود نشان میدهند. در آنجاست که آدم میبیند این بدبختها گله و ناله را میخواهند و بهیچ گونه کوششی تن درنخواهند داد». (پرچم روزانه 10/5/1321)
(در بازنمودن نقص جوانان) :
1) «جوانی که از آغاز عمر باینگونه سرسامها آشنا شود و شب و روز خود را با آنها بسر دهد آیا چه سودی بخاندان خود و بکشور خود خواهد داشت؟!
ولی دیدم گناه او نیست. گناه آن کسانیست که پیش ازو این درها را بروی ایرانیان باز کردهاند. گناه این روزنامههاییست که اینگونه اشعار را چاپ کرده گمراه را گمراهتر میسازند». (202120 ، بهمن 1313)
2) «در بیست سال گذشته ، یکی از سیاستها این بوده که جوانان را در دبیرستانها و دانشکدهها گیج گردانند و مغزهای آنان را با تاریخچهی فلان شاعر ، و یا یادگرفتن فلان قصیده ، و با خواندن فلان فلسفه و مانند اینها فرسوده ساخته از کار اندازند. این را بقصد کرده و از روی یک نقشهای پیش بردهاند.
👇
در اینجا از آن زمینه گفتگو نخواهم کرد. در اینجا میخواهم بگویم : جوانان بیآنکه خود بدانند و بیآنکه مقصر باشند گرفتار این نقیصهاند و ما باید بجای ستایش از آنها برفع این نقیصه پردازیم ... اینها گناه آنان نیست. گناه آن كسانیست كه در بیست و چند سال گذشته به گیج گردانیدن جوانان كوشیدهاند ، گناه آن كسانیست كه روانهای اینان را فرسوده گردانیده ، و از آنسوی با یاد دادن یك رشته تعلیمات پراكنده و بیهوده مغرورشان ساخته با این حال بمیان توده فرستادهاند». (پرچم روزانه 21/12/1320)
کسروی همچون آموزگار دلسوزی که چون تنبلی و بیتوجهی شاگردانش را ببیند از نکوهشهای (انتقاد) سخت بازنمیایستد ، در میان گفتارهایش بارها از خصلتهای زیانمند ایرانیان که مانع نیک گردیدن است با زبان تندی نکوهش میکند. بدینسان میکوشد ایرانیان را از سستی و بیاعتنایی بیرون آورد و ایشان را به تحصیل آزادگی و سرفرازی وادارد.
«اینان چون سخنی را از کسی شنیدند اگر نپسندیدند در برابرش ریشخند و بیفرهنگی مینمایند و اگر پسندیدند آن را گفتاری بنام خود میسازند. اینست حال ایشان و اگر درست نگرید جز زیان سودی بتوده و کشور خود نخواهند داشت. این نه گناه آنان ، گناه آن فرهیختی[تربیت] است که دیدهاند. نتیجهی آن دامیست که برایشان گسترده گردیده». [3] (705330 ، آبان 1320)
«این نومیدیها و بیعلاقگیها علتهای گوناگونی دارد که ما در اینجا مجال گفتگو از آنها نداریم. اینها یک رشته دردهای کهنهایست که از بس درمان نشده و مانده جایگیر گردیده. کسانی سرچشمهی بداخلاقیها و آلودگیهای مردم را در بیست سال گذشته[دورهی رضاشاه] جستجو میکنند. ولی این خود لغزشیست و این آلودگیها بسیار کهنست و در بیست سال گذشته یک چیزهای کمی بآنها افزوده گردیده». [4] (پرچم روزانه 9/12/1320)
🔹 پانوشتها :
1ـ دست بهم داد = (سبک شدهی) دست بهم دادن ـ همچون نشاید گفت = نشاید گفتن ، باید خواند = باید خواندن و مانند آنها.
2ـ آگاهیهای بیشتر در این باره در کتابهای دادگاه ، افسران ما ، در پیرامون «ادبیات» ، دولت بما پاسخ دهد ، یکم دیماه و داستانش ، فرهنگ چیست؟ و فرهنگ است یا نیرنگ؟ یافت میشود.
3ـ برای آگاهی بیشتر از این «دام» بنگرید به دفتر «فرهنگ چیست؟».
4ـ در نوشتههای کسروی تاریخچهی این آلودگیها و گمراهیها نوشته شده. خواننده برای نمونه میتواند کتاب «ما چه میخواهیم؟» را بخواند.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
86%
آری
10%
نه
5%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «سرمایهی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»
🔸 10ـ پراکندگی بیماری بیمناک بلکه ترسناکیست (یک از یک)
کسروی دهها بار از بیماریها و نادانیهای توده در نوشتههایش سخن رانده. ما در اینجا بیشتر آنها را فروگذاردیم تا رشتهی سخن از دست نرود. آنها درخور آنست که خوانده شود تا علت ناچیز بودن سرمایهی اجتماعی در این کشور دانسته گردد.
در میان دانشورانی که به موضوع عقبماندگی ایرانیان پرداختهاند کسانی به پراکندگی (تفرقه) توجه داشته و در نوشتههاشان یاد کردهاند. ولی کسروی آن را بزرگترین علت بدبختی ایرانیان میشمارَد و نه تنها این زمینه را نیک میشکافد و مردم را با حقیقت آن آشنا مینماید بلکه تا پای جان به چارهی آن نیز میکوشد.
ترسناک و ریشهبرانداز بودن پراکندگی موضوع چندان آشکاری نیست. اگر بود دهها ایرانخواه و دانشور پیش از او میبایست آن را درمییافتند و به چارهاش میکوشیدند.
در این زمینه راهنماییهای کسروی بیهمتاست. چون گام نخست کوششهای او برداشتن پراکندگی از میان ایرانیان بوده ، اینست به هیچ جُستاری به این اندازه نپرداخته. خوانندگان خواهند دانست که این موضوعی دامنهدار میباشد و به زمینههای بسیاری از جمله کیشها و دین مربوط است. از اینرو مبارزه با پراکندگی نیز نیازمند مایهی دانشی فراوان است و کوششهای بسیاری را میطلبد. سخنان زیر نشان میدهد که او پراکندگی در میان ایرانیان را چیزی جز یک بدبختی ریشهبراندازی نمیداند. بدبختی ریشهبراندازی که باید هرچه زودتر به چارهی آن کوشید. [1]
گذشته از همهی اینها ، مردمی که اختلاف عقیده میانشان بیداد میکند چگونه میخواهند دست بهم دهند ـ دست بهم دهند و کاری کنند؟!..
👇
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»
🔸 10ـ پراکندگی بیماری بیمناک بلکه ترسناکیست (یک از یک)
کسروی دهها بار از بیماریها و نادانیهای توده در نوشتههایش سخن رانده. ما در اینجا بیشتر آنها را فروگذاردیم تا رشتهی سخن از دست نرود. آنها درخور آنست که خوانده شود تا علت ناچیز بودن سرمایهی اجتماعی در این کشور دانسته گردد.
در میان دانشورانی که به موضوع عقبماندگی ایرانیان پرداختهاند کسانی به پراکندگی (تفرقه) توجه داشته و در نوشتههاشان یاد کردهاند. ولی کسروی آن را بزرگترین علت بدبختی ایرانیان میشمارَد و نه تنها این زمینه را نیک میشکافد و مردم را با حقیقت آن آشنا مینماید بلکه تا پای جان به چارهی آن نیز میکوشد.
ترسناک و ریشهبرانداز بودن پراکندگی موضوع چندان آشکاری نیست. اگر بود دهها ایرانخواه و دانشور پیش از او میبایست آن را درمییافتند و به چارهاش میکوشیدند.
در این زمینه راهنماییهای کسروی بیهمتاست. چون گام نخست کوششهای او برداشتن پراکندگی از میان ایرانیان بوده ، اینست به هیچ جُستاری به این اندازه نپرداخته. خوانندگان خواهند دانست که این موضوعی دامنهدار میباشد و به زمینههای بسیاری از جمله کیشها و دین مربوط است. از اینرو مبارزه با پراکندگی نیز نیازمند مایهی دانشی فراوان است و کوششهای بسیاری را میطلبد. سخنان زیر نشان میدهد که او پراکندگی در میان ایرانیان را چیزی جز یک بدبختی ریشهبراندازی نمیداند. بدبختی ریشهبراندازی که باید هرچه زودتر به چارهی آن کوشید. [1]
«پراکندگی برای یک توده مرگست». (608486 ، آبان 1319)
«بدانید ای ایرانیان! شما را پراکندگی بیچاره و درمانده گردانیده». (پرچم روزانه 8/5/1321)
«هلا ای مردم ایران! گوش باز کنید و بشنوید : چنین تودهای شایای زندگی نیست. گوش باز کنید و بشنوید : بدانسان که زهر آدمی را کشد ، گلوله مغز را درهم شکند ، بمب سراها را از بیخ کند ؛ این پراکندگی و چند تیرگی ، و این بیراهی و بیآرمانی نیز یک توده را خوار و زبون گرداند. گوش باز کنید و بشنوید : مایهی بدبختی شما این پراکندگی و بیراهیست. شما خودتان خود را بدبخت گردانیدهاید». (703225 ، شهریور 1320)
«شما اگر میخواهید علت زبونی و بدبختی خود را بدانید من آن را شرح میدهم. شما آیا میدانید که در این کشورتان در میان بیستملیون مردم چند گونه پراکندگی و دستهبندی هست؟!. از یکسو دستهبندی کیشها ، از یکسو دستهبندی زبانها و نژادها ، از یکسو دستهبندی ایلها. در یک کشور کوچکی چهارده یا پانزده کیش هست. پنج یا شش زبان و نژاد هست [2] ، هفت یا هشت ایل بزرگ هست [3] ، و هر یکی از اینها برای خود آرمان جدایی و سیاست جدایی میدارند و هیچگاه دل با دیگران پاک نمیدارند.
سنی ، شیخی ، متشرع ، بهائی ، علیاللهی ، کریمخانی ، صوفی ، جهود ، مسیحی ، زردشتی ، اسماعیلی ، کرد ، آسوری ، ارمنی ، ترکمن ، بختیاری ، قشقایی ، عرب ، لر ، بوئراحمدی ، شاهسون ، هزاره هر یکی نامیست که زیر آن یک سیاست و یک آرمان جدایی خوابیده است.
شما اگر اینها را نمیدانید که باید گفت از حال تودهی خود ناآگاهید ، و اگر میدانید باید دریابید که یک علت بزرگ زبونی و بدبختی شما همین میباشد. یک تودهی پراکندهی اینچنانی ناگزیر است که زبون و لگدمال باشد. بیگانگان این دریافتهاند که شما یک مردم پراکندهای میباشید و هیچگاه نخواهید توانست دست بهم داده یک نیرویی پدید آورید اینست پروایی از شما نمینمایند و در زیر پا لگدمالتان میگردانند». (پرچم روزانه 28/8/1321)
گذشته از همهی اینها ، مردمی که اختلاف عقیده میانشان بیداد میکند چگونه میخواهند دست بهم دهند ـ دست بهم دهند و کاری کنند؟!..
👇
🔹 پانوشتها :
1ـ جای افسوس و تعجب بسیار است که کسانی پراکندگی میان ایرانیان را نه یک بدبختی بلکه یک نیکی بشمار آوردهاند. به پندار (تصور) اینان هرچه در یک توده اندیشهها پراکندهتر و گوناگونیش بیشتر ، آن توده بهتر و شایستهتر. شاید شما هم اصطلاحهای «تکثر» و «چندصدایی» را که در سالهای دههی هفتاد بزبانها افتاد شنیدهاید. مثلاً این سخن را به رنگهای گوناگون میشنیدید : «در یک جامعهی مدنی باید چندصدایی حاکم باشد». داستان اینست که چون از آغازِ حکومت ملایان ، دستهای همه چیز را در انحصار خود درآورده به رقیبان میدان نمیدادند ، اینبود رقیبان بجای آنکه بیپرده آنان را «خودکامه» بنامند ، رفتار آنان را «تکصدایی» میخواندند و در برابر آن بجای «آزادی گفتار» میگفتند «تکثر» و «چندصدایی». اینست این اصطلاحها که برخی از آنها معنی روشنی هم ندارد بزبانها افتاد و بسیاری بیآنکه علت رواج آنها را بدانند پس از آن با هر کوششی که به یکی گردانیدن اندیشهها و اتحاد مردم بپردازد مخالفت میکنند و با اندیشههای خام و نارسای خود این را گونهای از «استبداد» میپندارند.
متأسفانه چنین واژههای ناروشنی رواج گرفت و بدفهمیهایی پیش آمد و گمان میرود ناپاکانی هم به رواج آن پندار دامن میزدند. در هر حال باید این پندار پرزیان را نیز یکی از موانع پیشرفت دانست و به آن سادهدلان فهمانید که اندیشههای گوناگون در جایی مانند پارلمان نه تنها بد نیست نیک هم هست زیرا به روشنی موضوعات میانجامد ولی به بهانهی «چندصدایی» سر پیچیدن از حقایق ارجمندی که اندیشههای مردم را بهم نزدیک میگرداند ، دور از خرد است. چنین پندار کجی برای مردمی که هنوز آرمان مشترکی ندارند و باید بر سر یک رشته حقایق گرد آمده همدست و متحد شوند از زیانمندترین پندارهاست.
2ـ اینجا زبانها و نژادهای مهم شمارده شده. وگرنه زبانها و نیمزبانها در ایران بسیار بیشترست.
3ـ ایلهای کوچک بیشمارند. برخی سازمانهای ایرانی و بیگانه فهرستهایی از آنها فراهم آوردهاند. یک فهرست میانگیر از آنها را در این نشانی میتوان دید : https://www.ashayer.ir/index.aspx?pageid=160
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
1ـ جای افسوس و تعجب بسیار است که کسانی پراکندگی میان ایرانیان را نه یک بدبختی بلکه یک نیکی بشمار آوردهاند. به پندار (تصور) اینان هرچه در یک توده اندیشهها پراکندهتر و گوناگونیش بیشتر ، آن توده بهتر و شایستهتر. شاید شما هم اصطلاحهای «تکثر» و «چندصدایی» را که در سالهای دههی هفتاد بزبانها افتاد شنیدهاید. مثلاً این سخن را به رنگهای گوناگون میشنیدید : «در یک جامعهی مدنی باید چندصدایی حاکم باشد». داستان اینست که چون از آغازِ حکومت ملایان ، دستهای همه چیز را در انحصار خود درآورده به رقیبان میدان نمیدادند ، اینبود رقیبان بجای آنکه بیپرده آنان را «خودکامه» بنامند ، رفتار آنان را «تکصدایی» میخواندند و در برابر آن بجای «آزادی گفتار» میگفتند «تکثر» و «چندصدایی». اینست این اصطلاحها که برخی از آنها معنی روشنی هم ندارد بزبانها افتاد و بسیاری بیآنکه علت رواج آنها را بدانند پس از آن با هر کوششی که به یکی گردانیدن اندیشهها و اتحاد مردم بپردازد مخالفت میکنند و با اندیشههای خام و نارسای خود این را گونهای از «استبداد» میپندارند.
متأسفانه چنین واژههای ناروشنی رواج گرفت و بدفهمیهایی پیش آمد و گمان میرود ناپاکانی هم به رواج آن پندار دامن میزدند. در هر حال باید این پندار پرزیان را نیز یکی از موانع پیشرفت دانست و به آن سادهدلان فهمانید که اندیشههای گوناگون در جایی مانند پارلمان نه تنها بد نیست نیک هم هست زیرا به روشنی موضوعات میانجامد ولی به بهانهی «چندصدایی» سر پیچیدن از حقایق ارجمندی که اندیشههای مردم را بهم نزدیک میگرداند ، دور از خرد است. چنین پندار کجی برای مردمی که هنوز آرمان مشترکی ندارند و باید بر سر یک رشته حقایق گرد آمده همدست و متحد شوند از زیانمندترین پندارهاست.
2ـ اینجا زبانها و نژادهای مهم شمارده شده. وگرنه زبانها و نیمزبانها در ایران بسیار بیشترست.
3ـ ایلهای کوچک بیشمارند. برخی سازمانهای ایرانی و بیگانه فهرستهایی از آنها فراهم آوردهاند. یک فهرست میانگیر از آنها را در این نشانی میتوان دید : https://www.ashayer.ir/index.aspx?pageid=160
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
92%
آری
0%
نه
8%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
🔶 « دربارهی روزه و احکام عبادی
🖌 یکی از خوانندگان
🔸یک از چهار
نوشتهی یکی از خوانندگان :
آنچه در دین به طور کلی واجب است دوری از بدیها و انجام و اشاعهی نیکیهاست. برای انجام نیکیها باید موانع آن را کنار زد و برای پرهیز از بدیها میبایست هوسها و مشوقهای آن را از خویش دور نمود. دلیل اصرار به گناه در افراد مختلف متفاوت است. مثلاً در یکی جاهطلبی است و چارهی آن بیشتر بخشش کردن و فهمیدن مفهوم آرامش در کنار آسایش میباشد. ریشهی بیشتر گناهان حس پلید خودپرستی است و درمان آن عشق به همنوع و دیگرخواهی میتواند باشد. در میان این همه ، عدهای هم به خاطر شکمپرستی دست به گناهانی میزنند ، مانند دروغ ، کمفروشی ، خوردن مال یتیم ، شهوتپرستی ، حرص و آز و ... شاید بتوان ادعا کرد گذشتن از شکم ، ابتداییترین مرحله برای دوری از خودخواهی و گرایش به دیگرخواهی است. روزه گرفتن برای این افراد ، در صورتی که اصولی و همراه با کنترل دائمی خوراک باشد ، چارهساز است. ضمن اینکه باید دائمی و نه موسمی باشد تا ملکهی ذهن گردد.
چه سادهاند کسانی که خودسازی را در همان مرحلهی ابتدایی ، نگهداری و کنترل شکم ، کافی دانسته و خود را بر تمام گناهان و هوسها واکسینه میدانند ، در حالی که این تنها یکی از دلایل گناه کردن و شرط لازم پاکی بود نه همگی آن!
مردانی که به پیروی از هوس به دنبال دختران و زنان به راه افتاده و با سوءاستفاده از نام عشق ، زندگی آنان را تباه میگردانند ، حاجی بازاریهایی که با دورویی کارهای پلید خود را در جامعه پیش میبرند و هزاران هزار گناهکار با گناهان رنگارنگ ، همه و همه عبادت را سرلوحهی کارهای خود قرار دادهاند هیچ اثری از پیشگیری گناه در آنها یافت نمیشود.
کسانی که میگویند : آنها که روزه نمیگیرند از سختی آن در هراسند و برای خود بهانه میتراشند حرف بسیار خامی میزنند. مبارزه با هوسهای رنگارنگ و گمراهیها ، به مراتب مشکلتر است از گرسنه و تشنه نگه داشتن تن. گرچه دشواری یک عمل دلالت بر نیکی آن ندارد ، همه میدانیم که مرتاض شدن به مراتب سختی بیشتری از یک ماه روزه دارد ولی از منظر تعالیم دینی مذموم دانسته شده است.
باز برای روزه خوب است میتوان دلایلی یاد کرد و به عدهای توصیه نمود ، موضوع نماز بسیار عجیبتر است. میگویند نماز انسان را از بدیها نگه داشته و به نیکیها دعوت میکند. اما هرچه اندیشه کنید ، ربطی بین این دو مورد نخواهید یافت. ادعا میکنند اعمالی که قبل از آن باید انجام داد تا نماز درست! باشد موجب دوری از گناه میگردد ، از قبیل غصبی نبودن حتا تکمههای پیراهن و طاهر بودن و ... باید گفت این اعمال همیشه باید مراعات گردد ولی این چه ربطی به حرکات و جملات نماز دارد؟ مثلاً اگر با رعایت آن کارها ، روزانه بیست بار دستان خود را بالا برده و آوازی هم سر دهیم آیا از گناهان حفظ میشویم؟
از دیدگاه کلی عبادات دینی از چند منظر مشکلزا میگردند :
پس از مدتی و در یک روال طبیعی جای وظایف اصلی دین را اشغال میکنند. درست مثل استادی که علاوه بر خواستن درس یک تکلیف روزانه به دانشجویان بدهد و برای آن نمره در نظر بگیرد. مطمئناً پس از مدتی که گذشت ، آن تکلیف در بین بیشتر دانشجویان جای خواندن درس را خواهد گرفت!
اگر قرآن را از دیده بگذرانید ، آنقدر که راجع به تفکر و نیکیها و ... در آن تأکید شده ، یک در صد آن هم به عبادات نپرداخته است. در حالی که اکنون کاملاً برعکس شده و آنقدر که دیندار را با عبادات وی میشناسند ، با نیکی کردن و از بدیها دوری جستن بجا نمیآورند. این مهمترین دلیل ریاکاری و جانماز آب کشیدن در دورهی ماست. زیرا هم آسان است هم پول و قدرتآور!
امروزه اگر برای یک مسلمان از نیک بودن شخصی گفتگو کنید ولی بگویید نماز نمیخواند بیگمان تمامی آن تمجیدها نقش بر آب خواهد شد. در حالی که ، آن کسانی که با نام دین دستشان به خون مردم رنگین و به مال آنان چرکین شده ، بدین خاطر که نماز خواندن آنها از رسانهی دولتی پخش میگردد ، قابل بخشش هستند.
عدهای هم میگویند : آیا شما از خدا بیشتر میدانید که به ما دستور عبادت داده؟ اینان از این واقعیت که برانگیختگان در تأثیر محیط و زمانهی خویش میباشند ناآگاه هستند. آنان کتابهای برانگیختگان را سراپا سخن خدا میدانند ، در حالی که چنین نیست و اشتباهاتی در آنها وجود دارد که ناشی از مرد زمانه بودن آنها دارد ، و اگر قبول کنیم آنها سخن خدا بوده ، زبان بدگویان را باز نمودهایم و نام پاک خدا را لکهدار.
👇
🖌 یکی از خوانندگان
🔸یک از چهار
نوشتهی یکی از خوانندگان :
آنچه در دین به طور کلی واجب است دوری از بدیها و انجام و اشاعهی نیکیهاست. برای انجام نیکیها باید موانع آن را کنار زد و برای پرهیز از بدیها میبایست هوسها و مشوقهای آن را از خویش دور نمود. دلیل اصرار به گناه در افراد مختلف متفاوت است. مثلاً در یکی جاهطلبی است و چارهی آن بیشتر بخشش کردن و فهمیدن مفهوم آرامش در کنار آسایش میباشد. ریشهی بیشتر گناهان حس پلید خودپرستی است و درمان آن عشق به همنوع و دیگرخواهی میتواند باشد. در میان این همه ، عدهای هم به خاطر شکمپرستی دست به گناهانی میزنند ، مانند دروغ ، کمفروشی ، خوردن مال یتیم ، شهوتپرستی ، حرص و آز و ... شاید بتوان ادعا کرد گذشتن از شکم ، ابتداییترین مرحله برای دوری از خودخواهی و گرایش به دیگرخواهی است. روزه گرفتن برای این افراد ، در صورتی که اصولی و همراه با کنترل دائمی خوراک باشد ، چارهساز است. ضمن اینکه باید دائمی و نه موسمی باشد تا ملکهی ذهن گردد.
چه سادهاند کسانی که خودسازی را در همان مرحلهی ابتدایی ، نگهداری و کنترل شکم ، کافی دانسته و خود را بر تمام گناهان و هوسها واکسینه میدانند ، در حالی که این تنها یکی از دلایل گناه کردن و شرط لازم پاکی بود نه همگی آن!
مردانی که به پیروی از هوس به دنبال دختران و زنان به راه افتاده و با سوءاستفاده از نام عشق ، زندگی آنان را تباه میگردانند ، حاجی بازاریهایی که با دورویی کارهای پلید خود را در جامعه پیش میبرند و هزاران هزار گناهکار با گناهان رنگارنگ ، همه و همه عبادت را سرلوحهی کارهای خود قرار دادهاند هیچ اثری از پیشگیری گناه در آنها یافت نمیشود.
کسانی که میگویند : آنها که روزه نمیگیرند از سختی آن در هراسند و برای خود بهانه میتراشند حرف بسیار خامی میزنند. مبارزه با هوسهای رنگارنگ و گمراهیها ، به مراتب مشکلتر است از گرسنه و تشنه نگه داشتن تن. گرچه دشواری یک عمل دلالت بر نیکی آن ندارد ، همه میدانیم که مرتاض شدن به مراتب سختی بیشتری از یک ماه روزه دارد ولی از منظر تعالیم دینی مذموم دانسته شده است.
باز برای روزه خوب است میتوان دلایلی یاد کرد و به عدهای توصیه نمود ، موضوع نماز بسیار عجیبتر است. میگویند نماز انسان را از بدیها نگه داشته و به نیکیها دعوت میکند. اما هرچه اندیشه کنید ، ربطی بین این دو مورد نخواهید یافت. ادعا میکنند اعمالی که قبل از آن باید انجام داد تا نماز درست! باشد موجب دوری از گناه میگردد ، از قبیل غصبی نبودن حتا تکمههای پیراهن و طاهر بودن و ... باید گفت این اعمال همیشه باید مراعات گردد ولی این چه ربطی به حرکات و جملات نماز دارد؟ مثلاً اگر با رعایت آن کارها ، روزانه بیست بار دستان خود را بالا برده و آوازی هم سر دهیم آیا از گناهان حفظ میشویم؟
از دیدگاه کلی عبادات دینی از چند منظر مشکلزا میگردند :
پس از مدتی و در یک روال طبیعی جای وظایف اصلی دین را اشغال میکنند. درست مثل استادی که علاوه بر خواستن درس یک تکلیف روزانه به دانشجویان بدهد و برای آن نمره در نظر بگیرد. مطمئناً پس از مدتی که گذشت ، آن تکلیف در بین بیشتر دانشجویان جای خواندن درس را خواهد گرفت!
اگر قرآن را از دیده بگذرانید ، آنقدر که راجع به تفکر و نیکیها و ... در آن تأکید شده ، یک در صد آن هم به عبادات نپرداخته است. در حالی که اکنون کاملاً برعکس شده و آنقدر که دیندار را با عبادات وی میشناسند ، با نیکی کردن و از بدیها دوری جستن بجا نمیآورند. این مهمترین دلیل ریاکاری و جانماز آب کشیدن در دورهی ماست. زیرا هم آسان است هم پول و قدرتآور!
امروزه اگر برای یک مسلمان از نیک بودن شخصی گفتگو کنید ولی بگویید نماز نمیخواند بیگمان تمامی آن تمجیدها نقش بر آب خواهد شد. در حالی که ، آن کسانی که با نام دین دستشان به خون مردم رنگین و به مال آنان چرکین شده ، بدین خاطر که نماز خواندن آنها از رسانهی دولتی پخش میگردد ، قابل بخشش هستند.
عدهای هم میگویند : آیا شما از خدا بیشتر میدانید که به ما دستور عبادت داده؟ اینان از این واقعیت که برانگیختگان در تأثیر محیط و زمانهی خویش میباشند ناآگاه هستند. آنان کتابهای برانگیختگان را سراپا سخن خدا میدانند ، در حالی که چنین نیست و اشتباهاتی در آنها وجود دارد که ناشی از مرد زمانه بودن آنها دارد ، و اگر قبول کنیم آنها سخن خدا بوده ، زبان بدگویان را باز نمودهایم و نام پاک خدا را لکهدار.
👇
ایدهی نهایی من :
نماز و به خصوص روزه برای سنین نوجوانی و برای کسانی که در آغاز راه خودسازی هستند ، عبادات خوبی است. در نوجوان مانند یک ترمز عمل میکنند و میتوان قالب آنها را به بهترین نحو ، شکل داد. در جوانی به بعد هوسهای مختلفی بروز میکنند که دیگر با نماز و روزه نمیتوان آنها را کنترل کرد. البته این پند را همیشه باید در نظر داشت که : هیچگاه نباید چیزی (نماز و روزه) را از کسی گرفت مگر آنکه بهتر آن را (خرد و پاک زیستن) به وی برای جایگزینی خلاء ایجاد شده ، هدیه دهیم.
در پایان گمان میکنم ، کنترل دائمی روی خوراک جسم و ذهن و گفتار ، پیروی نکردن از هوسها و احساسات زیانمند ، به طور متمادی و در همهی طول عمر ، بسیار در نزد خدای پاک بزرگ گرانقدرتر و مستوجب پاداش گرانبهاتری است.
تا اینجاست سخن آن خواننده.
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
نماز و به خصوص روزه برای سنین نوجوانی و برای کسانی که در آغاز راه خودسازی هستند ، عبادات خوبی است. در نوجوان مانند یک ترمز عمل میکنند و میتوان قالب آنها را به بهترین نحو ، شکل داد. در جوانی به بعد هوسهای مختلفی بروز میکنند که دیگر با نماز و روزه نمیتوان آنها را کنترل کرد. البته این پند را همیشه باید در نظر داشت که : هیچگاه نباید چیزی (نماز و روزه) را از کسی گرفت مگر آنکه بهتر آن را (خرد و پاک زیستن) به وی برای جایگزینی خلاء ایجاد شده ، هدیه دهیم.
در پایان گمان میکنم ، کنترل دائمی روی خوراک جسم و ذهن و گفتار ، پیروی نکردن از هوسها و احساسات زیانمند ، به طور متمادی و در همهی طول عمر ، بسیار در نزد خدای پاک بزرگ گرانقدرتر و مستوجب پاداش گرانبهاتری است.
تا اینجاست سخن آن خواننده.
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🔶 «گواهی پاکدلانه»
🖌 فرزانه
🔸 چگونه بآمیغها راه یافتم؟..
من از هنگام کودکی و زمان درس خواندن علاقهی زیادی بادبیات داشته و راستی را که عاشق آن بودم بهمین سبب اغلب کتابها و مجلات ادبی را حتیالامکان بدست آورده با لذت مطالعه میکردم اشعار زیادی از حفظ کرده بمناسبت میخواندم و خود نیز شعر میگفتم ـ منتها از غزلیات هر قدر هم خوب بود لذت نمیبردم ولی این را حمل بر نفهمی خود میکردم ـ اغلب اتفاق میافتاد در مجلسی غزلی خوانده میشد تمام تحسین میکردند منهم با آنان همراهی کرده آفرین آفرین و بهبه میگفتم ـ بخاطر دارم که وقتی در دیباچهی کتاب شعر العجم [را] خواندم که شبلی از خواندن این غزل حافظ
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
بطوری از خود بیخود شده و لذت برد تا مدتی حال خود را نمیفهمید و تعجب میکردم و با خود میگفتم چرا پس من از خواندن این اشعار تغییر حالت نمیدهم ـ اما باز حمل بر آگاه نبودن خویش از عالم عرفان و مطالب عرفانی میکردم.
این اواخر از مطالعهی روزنامجات مشمئز میشدم چون هیچ مطلبی غیر از لاطایلات در آنها نمیدیدم ـ هر روزنامه یا مجله را میدیدم بِهمان خواندن عنوانات و سطر اول مقالات کفایت کرده و تا آخر مطلب را پی نمیبردم ـ فقط مقالات آقای محمد قزوینی را بدقت خوانده و لذت میبردم.
اوایل سال 1312 در یکی از روزنامهها اعلان نشر مهنامهی پیمان را دیدم با خود گفتم باز هم مجله ـ باز هم مجله ـ چند روز بعد اولین شمارهی پیمان رسید خواندم و فوراً خواستار آن شدم سپس هرچه بیشتر با مطالب پیمان آشنا شدم ، زیادتر بهوش آمده خود را در عالم دیگری دیدم.
مطالبی را که از خواندن پیمان یاد گرفتم ـ نه از هیچ کس شنیده و نه در هیچ کتابی دیده بودم. پیمان بمن معنی (بزرگی) را فهمانید از آن هنگام تاکنون میدانم بزرگ کیست و بزرگی چیست ـ دیگر آنهایی را که باعث گمراهی من و امثال من شدهاند که زیر بار تأهل نرفته (و اکنون پشیمان و بیچارهام) و با سرودن این اشعار :
مرد آزاده بگیتی نکند میل دو کار
تا همه عمر ز آفت بسلامت باشد
زن نگیرد اگرش دختر قیصر بدهند
وام نستاند اگر وعدهی قیامت باشد
یا
آن کس که تجاوز کند از فرد بزوج
آسایش خود ز جفت بر طاق نهاد
صدها بیچارگان را بدبخت کردهاند ـ جزو بزرگان نشمارم.
من از کجا میتوانستم پی برم که مقصود شاعرک گردن شکسته آوردن طاق و جفت و فرد و زوج بوده و هیچ نظر دیگری غیر از صنعت شعری نداشته است؟ آری اینها را بزرگ دانسته و حکیم میشمردم و اطاعت فرمایشات آنها را بر خود لازم میدانستم.
کوتاهسخن مضرات رُمان را از خواندن پیمان فهمیدم ـ معنی حقیقی تمدن را پیمان بمن یاد داد ـ سرمایهی حقیقی را او بمن نشان داد.
معنی راستین دین و پیغمبری و جهان و زندگی و هزاران چیز دیگر را از پیمان یاد گرفتهام ـ پیمان بمن فهمانید بِهر آوازی نباید گوش دهم چهبسا آن آواز از حلقوم ناپاک برای بیچاره کردن ما بیرون آید.
از همه مهمتر دارندهی دانشمند پیمان با نشان دادن ترازوی سود و زیان جهان ، مادامالعمر مرا رهین منت خود گردانید ـ که آنچه را میبینم و یا میشنوم و یا میخواهم انجام دهم باید در ترازوی سود و زیان بسنجم.
آری من اینها را از مطالعهی مقالات پیمان فهمیده و تا آخر عمر سپاسگزار دارندهی ارجمند آن میباشم.
اکنون میل دارم آقایانی که با سایر جراید و مهنامهها سروکار داشته و با خواندن آنها عمر عزیز خود را میگذرانند بگویند بدانم چه مطالبی یاد گرفته و سودی را که از این راه برده یا معلوماتی را که اندوختهاند چیست ـ تا تفاوت پیمان و پرچم با سایر روزنامهها و مجلات معلوم گردد.
عجبا دارندهی پیمان با ایراد و دلیل و برهان حقایق را روشن کرده و ما را براه رستگاری میخواند ـ آیا بیانصافی نیست علاوه بر اینکه گوش بسخنانش ندهیم از اذیت و آزار هم نسبت باو مضایقه نکنیم.
بعقیدهی من لازم نیست اروپاییها برای تولید اختلاف در بین ما و در راه پیشرفت مقاصد خود زحمتی کشند ـ زیرا بدون زحمتِ آنها ، نادانی و بیچارگی طبعاً میان ما حکمفرما است.
آخر چه نادانی و بیچارگی از این بالاتر که یک نفر ایرانی خیرخواه و وطنپرست دست از آسایش و ترقی خود برداشته راه نجات توده را با قویترین دلیلها نشان میدهد ـ ما بجای اینکه زیر پرچمش گرد آمده و دست بدست وی دهیم یا اقلاً با پاسخ راست و با ذکر دلیل قانعش کنیم که راه رستگاری این نیست که تو میروی ـ با وی بدشمنی برخاسته از آزار و اذیتش فروگزار نکنیم.
شهر کرد ـ فرزانه
(پرچم نیمهماهه شمارهی نهم)
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🖌 فرزانه
🔸 چگونه بآمیغها راه یافتم؟..
من از هنگام کودکی و زمان درس خواندن علاقهی زیادی بادبیات داشته و راستی را که عاشق آن بودم بهمین سبب اغلب کتابها و مجلات ادبی را حتیالامکان بدست آورده با لذت مطالعه میکردم اشعار زیادی از حفظ کرده بمناسبت میخواندم و خود نیز شعر میگفتم ـ منتها از غزلیات هر قدر هم خوب بود لذت نمیبردم ولی این را حمل بر نفهمی خود میکردم ـ اغلب اتفاق میافتاد در مجلسی غزلی خوانده میشد تمام تحسین میکردند منهم با آنان همراهی کرده آفرین آفرین و بهبه میگفتم ـ بخاطر دارم که وقتی در دیباچهی کتاب شعر العجم [را] خواندم که شبلی از خواندن این غزل حافظ
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
بطوری از خود بیخود شده و لذت برد تا مدتی حال خود را نمیفهمید و تعجب میکردم و با خود میگفتم چرا پس من از خواندن این اشعار تغییر حالت نمیدهم ـ اما باز حمل بر آگاه نبودن خویش از عالم عرفان و مطالب عرفانی میکردم.
این اواخر از مطالعهی روزنامجات مشمئز میشدم چون هیچ مطلبی غیر از لاطایلات در آنها نمیدیدم ـ هر روزنامه یا مجله را میدیدم بِهمان خواندن عنوانات و سطر اول مقالات کفایت کرده و تا آخر مطلب را پی نمیبردم ـ فقط مقالات آقای محمد قزوینی را بدقت خوانده و لذت میبردم.
اوایل سال 1312 در یکی از روزنامهها اعلان نشر مهنامهی پیمان را دیدم با خود گفتم باز هم مجله ـ باز هم مجله ـ چند روز بعد اولین شمارهی پیمان رسید خواندم و فوراً خواستار آن شدم سپس هرچه بیشتر با مطالب پیمان آشنا شدم ، زیادتر بهوش آمده خود را در عالم دیگری دیدم.
مطالبی را که از خواندن پیمان یاد گرفتم ـ نه از هیچ کس شنیده و نه در هیچ کتابی دیده بودم. پیمان بمن معنی (بزرگی) را فهمانید از آن هنگام تاکنون میدانم بزرگ کیست و بزرگی چیست ـ دیگر آنهایی را که باعث گمراهی من و امثال من شدهاند که زیر بار تأهل نرفته (و اکنون پشیمان و بیچارهام) و با سرودن این اشعار :
مرد آزاده بگیتی نکند میل دو کار
تا همه عمر ز آفت بسلامت باشد
زن نگیرد اگرش دختر قیصر بدهند
وام نستاند اگر وعدهی قیامت باشد
یا
آن کس که تجاوز کند از فرد بزوج
آسایش خود ز جفت بر طاق نهاد
صدها بیچارگان را بدبخت کردهاند ـ جزو بزرگان نشمارم.
من از کجا میتوانستم پی برم که مقصود شاعرک گردن شکسته آوردن طاق و جفت و فرد و زوج بوده و هیچ نظر دیگری غیر از صنعت شعری نداشته است؟ آری اینها را بزرگ دانسته و حکیم میشمردم و اطاعت فرمایشات آنها را بر خود لازم میدانستم.
کوتاهسخن مضرات رُمان را از خواندن پیمان فهمیدم ـ معنی حقیقی تمدن را پیمان بمن یاد داد ـ سرمایهی حقیقی را او بمن نشان داد.
معنی راستین دین و پیغمبری و جهان و زندگی و هزاران چیز دیگر را از پیمان یاد گرفتهام ـ پیمان بمن فهمانید بِهر آوازی نباید گوش دهم چهبسا آن آواز از حلقوم ناپاک برای بیچاره کردن ما بیرون آید.
از همه مهمتر دارندهی دانشمند پیمان با نشان دادن ترازوی سود و زیان جهان ، مادامالعمر مرا رهین منت خود گردانید ـ که آنچه را میبینم و یا میشنوم و یا میخواهم انجام دهم باید در ترازوی سود و زیان بسنجم.
آری من اینها را از مطالعهی مقالات پیمان فهمیده و تا آخر عمر سپاسگزار دارندهی ارجمند آن میباشم.
اکنون میل دارم آقایانی که با سایر جراید و مهنامهها سروکار داشته و با خواندن آنها عمر عزیز خود را میگذرانند بگویند بدانم چه مطالبی یاد گرفته و سودی را که از این راه برده یا معلوماتی را که اندوختهاند چیست ـ تا تفاوت پیمان و پرچم با سایر روزنامهها و مجلات معلوم گردد.
عجبا دارندهی پیمان با ایراد و دلیل و برهان حقایق را روشن کرده و ما را براه رستگاری میخواند ـ آیا بیانصافی نیست علاوه بر اینکه گوش بسخنانش ندهیم از اذیت و آزار هم نسبت باو مضایقه نکنیم.
بعقیدهی من لازم نیست اروپاییها برای تولید اختلاف در بین ما و در راه پیشرفت مقاصد خود زحمتی کشند ـ زیرا بدون زحمتِ آنها ، نادانی و بیچارگی طبعاً میان ما حکمفرما است.
آخر چه نادانی و بیچارگی از این بالاتر که یک نفر ایرانی خیرخواه و وطنپرست دست از آسایش و ترقی خود برداشته راه نجات توده را با قویترین دلیلها نشان میدهد ـ ما بجای اینکه زیر پرچمش گرد آمده و دست بدست وی دهیم یا اقلاً با پاسخ راست و با ذکر دلیل قانعش کنیم که راه رستگاری این نیست که تو میروی ـ با وی بدشمنی برخاسته از آزار و اذیتش فروگزار نکنیم.
شهر کرد ـ فرزانه
(پرچم نیمهماهه شمارهی نهم)
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
📖 کتاب «سرمایهی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»
🔸 11ـ پراکندگی از چیست؟ (یک از یک)
در سالهایی که کسروی به روشنی اندیشهها میکوشید ، سرمایهی اجتماعی موضوع ناشناختهای بود که هنوز وارد درسها و کتابهای دانشگاهی نشده بود. با اینهمه دیده میشود که او با بینش بیمانندی به این زمینه پیشاپیش آگاه بوده. خوانندگان خواهند دانست که جستارهایی که ما از نوشتههای او در اینجا آوردهایم همگی به سرمایهی اجتماعی میپردازد. اینکه او یک دفتر یا کتابی جداگانه در این زمینه فراهم نیاورده از آن روست که نه در این زمینه بلکه در بسیاری زمینهها همهی سخنان را در یکجا نمیتوانسته بگوید.
ناگزیر ما این جستارها را از دهها نوشتهی او یافته اینجا گرد آوردهایم.
در مهنامهی پیمان و روزنامهی پرچم دهها بار سخن از پراکندگی رفته و آن بزرگترین علت بدبختی نشان داده شده است. ببینیم پراکندگی از چیست و چارهاش چه میباشد :
چون پیشامدهای شهریور 1320 رخ داد ، این به آشکار افتاد که مردم تنها در اندیشهی خود هستند و اعتنایی به دیگران نمیدارند. یک هرج و مرج و نابسامانی شگفتی پیش آمد که افسوس هر میهنخواهی را برانگیخت.
👇
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش سوم : «پراکندگی برای یک توده مرگست»
🔸 11ـ پراکندگی از چیست؟ (یک از یک)
در سالهایی که کسروی به روشنی اندیشهها میکوشید ، سرمایهی اجتماعی موضوع ناشناختهای بود که هنوز وارد درسها و کتابهای دانشگاهی نشده بود. با اینهمه دیده میشود که او با بینش بیمانندی به این زمینه پیشاپیش آگاه بوده. خوانندگان خواهند دانست که جستارهایی که ما از نوشتههای او در اینجا آوردهایم همگی به سرمایهی اجتماعی میپردازد. اینکه او یک دفتر یا کتابی جداگانه در این زمینه فراهم نیاورده از آن روست که نه در این زمینه بلکه در بسیاری زمینهها همهی سخنان را در یکجا نمیتوانسته بگوید.
«زمینههایی که دنبال میکنیم اگر از هم جدا مینماید همگی بهم پیوسته است و همگی از بهر یک مقصود میباشد. ... چیزی که هست در سخنرانی سامان (نظم) نگه نداشتهایم و این نکردهایم که از هر یکی از آنها یکباره سخن برانیم و خود این کار را نمیتوانستیم بکنیم. زیرا ما کنون در پیکاریم (مجادله) [با خردهگیران] و پیداست در پیکار کسی نمیتواند دربند سامان باشد. ما ناگزیر بودهایم هر سخنی که میرانیم چندین بار آن را تکرار کنیم تا در دلها جای گیرد و هر بار یک گوشهی آن را گرفته روشن گردانیم و به هر پرسشی که میشود پاسخ دهیم و چون یکی خرده میگیرد با او برآییم. چیزی که هست ما هیچگاه رشته را از دست نمیدهیم و از زمینه بکنار نمیرویم». (407409 ، آذر 1316)
ناگزیر ما این جستارها را از دهها نوشتهی او یافته اینجا گرد آوردهایم.
در مهنامهی پیمان و روزنامهی پرچم دهها بار سخن از پراکندگی رفته و آن بزرگترین علت بدبختی نشان داده شده است. ببینیم پراکندگی از چیست و چارهاش چه میباشد :
«یکی از آشنایان بنزد من آمده چنین میگوید : «شما اندیشههای پراکنده و گمراه را علت بدبختی ایرانیان میشمارید. بعقیدهی من اساس اخلاق است. اگر اخلاق توده را تصفیه کنیم بهمهی دردها چاره خواهد شد». گفتم : تفاوت در آنجاست که شما نافهمیده سخن میگویید و ما فهمیده. من از شما میپرسم : اخلاق را چگونه تصفیه خواهید کرد؟!.. آیا راه آن چیست؟!.. شما این نمیدانید که راه تصفیهی اخلاق نیز درست گردانیدن اندیشههاست. این اندیشههای پست و پراکنده ، این سخنان بیپا و بیخردانه که کتابها و مغزها را پر کرده یکی از نتیجههای آنها پستی خویها[=اخلاق]ست. ما بیهوده نمیگوییم : سرچشمهی بدیها اینهاست.
اخلاق نیک و بد هر دو در نهاد آدمی نهاده شده و اینست آدمی نیکخو و بدخو هردو تواند بود. باین معنی که اگر کسی دارای اندیشههای عالی بود و بحقایق زندگانی آشنا گردید ناگزیر اخلاق پست او ناتوان میگردد و از آنسوی خویهای نیکش نیرو گیرد ، و برعکس اگر کسی دچار اندیشههای پست و بدآموزیهای بیمغز گردید ناچار خویهای پستش نیرو یابد و خویهای ستودهاش سست و ناتوان میگردد. این چیزیست که با دلیل علمی نشان توان داد [1] ولی در اینجا فرصت چنان کاری نیست. اینکه ما تاکنون از اخلاق گفتگو نکردهایم برای همینست که نخواستهایم آهن سرد بکوبیم. برای آنست که دانستهایم تا اندیشهها اینست که میبینیم امیدی به نیکی خویها نتوان بست». (پرچم روزانه 10/5/1321)
چون پیشامدهای شهریور 1320 رخ داد ، این به آشکار افتاد که مردم تنها در اندیشهی خود هستند و اعتنایی به دیگران نمیدارند. یک هرج و مرج و نابسامانی شگفتی پیش آمد که افسوس هر میهنخواهی را برانگیخت.
«پیشامدهای شهریور ماه یک نمونهای بود که در این کشور چگونه بنیاد اجتماعی سستست ، و چگونه پایهی اخلاقی پست است. از آن پیشامدها باید عبرت گرفته و برای آینده بیباک و بیپروا ننشست.
در آن داستان ما دیدیم بسیاری از کارکنان عالیمقام دولت پابندی بوظیفهی خود ننموده و توگویی در یک کشور بیگانهای مأموریت داشتند که همینکه خطر نمودار شد مردم را گزاردند و خود بگریختند. افسران بزرگ و سران لشگر ، هم گریختند و هم نادرستی کردند و همه اسلحه و افزار بدست اشرار دادند.
اینها بماند. اینها را بارها گفتهایم. ما در تهران دیدیم همینکه خبری رسید که جنگی رخ داده در اندک زمانی نان کمیاب گردید. قند و شکر و نفت و ذغال و دیگر دربایستهای زندگی نایاب شد. دکانهای سَقَطفروشان[خردهفروش] و بقالان و قنادان تهی گردید. نرخها دو برابر بالا رفت. مردان و زنان در جلو دکانها ازدحام کردند و همدیگر را لگدمال ساختند ، اتوبوسها از کار افتاد و آمد و شد بریده گردید.
با آنکه در اینجا خطر کم بود بلکه خطری نبود خاندانها بکوچ پرداختند. توانگران سوار اتومبیلها (اتومبیلهای اداری یا شخصی) گردیده رو به اسپهان و شیراز نهادند. کجا میرفتند؟ و چرا میرفتند؟... خودشان نیز نمیدانستند. سراسیمهوار رو بگریز نهاده بودند». (پرچم روزانه 8/12/1320)
👇
«این رفتار دلیل سست بودن رابطهی ملیت است. این کسان تنها در اندیشهی خود هستند و دیگران را فراموش کردهاند و اینست مبادرت بذخیره [خوراک] میکنند و هیچ نمیگویند : گرفتم که من ذخیره کردم و خود را آسوده گردانیدم چارهی خاندانهای کمچیز چیست؟!.. تهیدستان چه کار باید کنند؟!.. اینان نمیدانند که زندگانی را باید بهمدستی و همراهی دیگران پیش برد. بخصوص در این هنگام آشفتگی جهان که سختیها و خطرهای بسیاری ما را تهدید میکند و این با نیروی همدستی و همراهیست که خواهیم توانست با آنها مقاومت نماییم و نیروهای فردی تاب مقاومت را ندارد». (پرچم روزانه 17/1/1321)
🔹 پانوشت :
1ـ او این جستار را در نوشتارهایی که در پیرامون خرد و روان نوشته بازمینماید. ما هم در این نوشتار (تکههای 30 و 31) اشارهی کوتاهی به آن کردهایم.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
🔹
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
🔶 « دربارهی روزه و احکام عبادی
🖌 کانال
🔸دو از چهار
دربارهی سودهای روزه بسیار گفته و نوشتهاند و اگر نوشتههایی که در این زمینه هست را از زبانبازیهایی که در آنها بکار رفته بزداییم ، آنچه بازمیماند جز این نیست که میگوید : روزه تقوا ، خویشتنداری ، شکیبایی ، همدردی با بیچیزان ، قناعت و ... را به روزهدار میآموزد.
از این ستایشها پرسشهای چندی پیش میآید ، مثلاً باید پرسید :
ـ آیا مسلمانان از دیگر تودههای جهان خویشتندارتر و قانعترند و با بیچیزان همدردی بیشتری میکنند؟!.
ـ آیا دست از خوردن و آشامیدن بازداشتن ؛ آز (حرص) ، بدزبانی ، دروغگویی ، چاپلوسی و خویهای ناستودهی دیگر را درمان میکند یا بدرمان آنها کمک میکند؟!.
پاسخ به این گونه پرسشها با آگاهی از حال تودههای دیگر و تجربیات روزانه دشوار نیست.
دربارهی سودهای روزه چندان گزافهگویی شده که همان گزافهها خود دلیلی علیه آن گردیده. زیرا یکی تواند پرسید : اگر روزه اینهمه سودهای تنی و روانی (طبی و معنوی) برای آدمی دارد چرا در یازده ماه دیگر سال آن را کنار گزارند؟!
شاید ملایان و آقایان علما بیدرنگ دست به «احکام» آویخته بگویند : «اگر لازم بود خدا حکم میکرد». ولی این پاسخ آن پرسش نیست همچنانکه در دفترچهی «فلسفهی روزه» به آن اشاره شده و نویسندهی گفتار بالا هم از دیدگاه دیگری بآن پرداخته.
اکنون به موضوع از دیدهی دیگری نگاه کنیم :
شاید شما هم از پزشکان یا از کارشناسان تغذیه شنیدهاید که آشامیدن شش تا هشت لیوان آب در روز برای تن آدمی بایسته است. همچنین از ایشان میشنویم که خوردن خوراک باندازهی کمتر ولی با وعدهی بیشتر (مثلاً چهار تا شش وعده با فاصلهی کمتر) بهتر است. اگر ما همان شیوهی عادی خوردن را که سه وعده است بدیده گیریم ، معمولاً میان دو تا از وعدهها بیش از هشت ساعت جدایی نمیافتد. پس شگفت نیست که روزهدار با ده تا چهارده ساعت نخوردن و (بویژه) نیاشامیدن از شرایط عادی خود خارج شود.
در اینجا سخن ما از آسیبهایی که روزهگیر به تندرستیاش میزند نیست. سخن ما از آنست که روزه از دیدگاههای گوناگون یک روال عادی نیست و از آنرو زیانهایی دارد. مثلاً روزهدار ممکنست از فرط ناآسودگی ناچار به گرفتن مرخصی از کار شود ، یا کمکاری کند ، یا آنکه اگر خواست همچون همیشه کار کند ، به آسانی از کوره دررود و چهبسا رنجشها و کشاکشها که از این رهگذر برخیزد و اگر روزه برای آنست که جلوی بدیها گرفته شود و نیکیها رواج گیرد این خود وارونهکاریست.
قانونهای اجتماع همه میکوشند که آدمی را در شرایط «استاندارد» نگه دارند. مثلاً در رانندگی ، راننده مجاز نیست بیش از 4 ساعت پیوسته و جمعاً 9 ساعت در شبانهروز رانندگی کند. علت این قانونگزاری چیست؟ جز آنست که میبینند راننده از حالت «استاندارد» درمیآید؟ ، و در آن حال ممکن است باعث تصادف شود که همهی این قانونها برای دوری جستن از چنین وضعیتی است؟! دیگر قانونها (شرعی و عرفی) هم چنینند. مثلاً این بار پوشش را بدیده گیریم. ما در زمانهایی از سال از دیدهی تنی میتوانیم بیجامه هم زندگی سر کنیم. ولی قانونها بما چنین اجازهای نمیدهد که «علتش» روشنست زیرا همچنانکه گفتهایم قانونها میکوشند ما را در همان حال استاندارد نگاه دارند تا سامان همیشگی بهم نخورد. تازه با همهی این کوششها ، میبینیم که آنها نمیتوانند صد در صد از خلافها جلو گیرند. با بدیده گرفتن اینها ، چه علت دارد که آدمی خود را با روزه یا یک کار سختی از شرایط عادی بیرون ببرد ـ آن هم برای یک ماه تمام؟!
اگر فلسفهی روزه «تمرین» برای روزها یا هنگامهای سخت است ـ همچنانکه در ارتشها ، سربازان را بدشواریها عادت میدهند ، باید توجه کرد که ایشان را بشرایطی عادت میدهند که به احتمال بسیار در کارهای روزانهشان با آن روبرو خواهند شد. اگر جز این باشد آن هم بیمعناست زیرا کارهای دشوار یا سختیکشی (ریاضت) مرزی ندارد و برای مثال همهی انواع شکنجه را میتوانند به سربازان بچشانند چرا که روزی (روزگاری) شاید با آن روبرو شوند. آیا این خردپذیر است؟!
اگر از روزه پرهیزکاری (تقوا) و از آن رواج نیکیها و جلوگیری از بدیها را انتظار داریم ، ما نخست باید کارهای سادهتری بکنیم تا سامان اجتماعی در حال «استاندارد» خود بماند (همچنانکه از قانونهای رانندگی مثال زدیم).
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
🖌 کانال
🔸دو از چهار
دربارهی سودهای روزه بسیار گفته و نوشتهاند و اگر نوشتههایی که در این زمینه هست را از زبانبازیهایی که در آنها بکار رفته بزداییم ، آنچه بازمیماند جز این نیست که میگوید : روزه تقوا ، خویشتنداری ، شکیبایی ، همدردی با بیچیزان ، قناعت و ... را به روزهدار میآموزد.
از این ستایشها پرسشهای چندی پیش میآید ، مثلاً باید پرسید :
ـ آیا مسلمانان از دیگر تودههای جهان خویشتندارتر و قانعترند و با بیچیزان همدردی بیشتری میکنند؟!.
ـ آیا دست از خوردن و آشامیدن بازداشتن ؛ آز (حرص) ، بدزبانی ، دروغگویی ، چاپلوسی و خویهای ناستودهی دیگر را درمان میکند یا بدرمان آنها کمک میکند؟!.
پاسخ به این گونه پرسشها با آگاهی از حال تودههای دیگر و تجربیات روزانه دشوار نیست.
دربارهی سودهای روزه چندان گزافهگویی شده که همان گزافهها خود دلیلی علیه آن گردیده. زیرا یکی تواند پرسید : اگر روزه اینهمه سودهای تنی و روانی (طبی و معنوی) برای آدمی دارد چرا در یازده ماه دیگر سال آن را کنار گزارند؟!
شاید ملایان و آقایان علما بیدرنگ دست به «احکام» آویخته بگویند : «اگر لازم بود خدا حکم میکرد». ولی این پاسخ آن پرسش نیست همچنانکه در دفترچهی «فلسفهی روزه» به آن اشاره شده و نویسندهی گفتار بالا هم از دیدگاه دیگری بآن پرداخته.
اکنون به موضوع از دیدهی دیگری نگاه کنیم :
شاید شما هم از پزشکان یا از کارشناسان تغذیه شنیدهاید که آشامیدن شش تا هشت لیوان آب در روز برای تن آدمی بایسته است. همچنین از ایشان میشنویم که خوردن خوراک باندازهی کمتر ولی با وعدهی بیشتر (مثلاً چهار تا شش وعده با فاصلهی کمتر) بهتر است. اگر ما همان شیوهی عادی خوردن را که سه وعده است بدیده گیریم ، معمولاً میان دو تا از وعدهها بیش از هشت ساعت جدایی نمیافتد. پس شگفت نیست که روزهدار با ده تا چهارده ساعت نخوردن و (بویژه) نیاشامیدن از شرایط عادی خود خارج شود.
در اینجا سخن ما از آسیبهایی که روزهگیر به تندرستیاش میزند نیست. سخن ما از آنست که روزه از دیدگاههای گوناگون یک روال عادی نیست و از آنرو زیانهایی دارد. مثلاً روزهدار ممکنست از فرط ناآسودگی ناچار به گرفتن مرخصی از کار شود ، یا کمکاری کند ، یا آنکه اگر خواست همچون همیشه کار کند ، به آسانی از کوره دررود و چهبسا رنجشها و کشاکشها که از این رهگذر برخیزد و اگر روزه برای آنست که جلوی بدیها گرفته شود و نیکیها رواج گیرد این خود وارونهکاریست.
قانونهای اجتماع همه میکوشند که آدمی را در شرایط «استاندارد» نگه دارند. مثلاً در رانندگی ، راننده مجاز نیست بیش از 4 ساعت پیوسته و جمعاً 9 ساعت در شبانهروز رانندگی کند. علت این قانونگزاری چیست؟ جز آنست که میبینند راننده از حالت «استاندارد» درمیآید؟ ، و در آن حال ممکن است باعث تصادف شود که همهی این قانونها برای دوری جستن از چنین وضعیتی است؟! دیگر قانونها (شرعی و عرفی) هم چنینند. مثلاً این بار پوشش را بدیده گیریم. ما در زمانهایی از سال از دیدهی تنی میتوانیم بیجامه هم زندگی سر کنیم. ولی قانونها بما چنین اجازهای نمیدهد که «علتش» روشنست زیرا همچنانکه گفتهایم قانونها میکوشند ما را در همان حال استاندارد نگاه دارند تا سامان همیشگی بهم نخورد. تازه با همهی این کوششها ، میبینیم که آنها نمیتوانند صد در صد از خلافها جلو گیرند. با بدیده گرفتن اینها ، چه علت دارد که آدمی خود را با روزه یا یک کار سختی از شرایط عادی بیرون ببرد ـ آن هم برای یک ماه تمام؟!
اگر فلسفهی روزه «تمرین» برای روزها یا هنگامهای سخت است ـ همچنانکه در ارتشها ، سربازان را بدشواریها عادت میدهند ، باید توجه کرد که ایشان را بشرایطی عادت میدهند که به احتمال بسیار در کارهای روزانهشان با آن روبرو خواهند شد. اگر جز این باشد آن هم بیمعناست زیرا کارهای دشوار یا سختیکشی (ریاضت) مرزی ندارد و برای مثال همهی انواع شکنجه را میتوانند به سربازان بچشانند چرا که روزی (روزگاری) شاید با آن روبرو شوند. آیا این خردپذیر است؟!
اگر از روزه پرهیزکاری (تقوا) و از آن رواج نیکیها و جلوگیری از بدیها را انتظار داریم ، ما نخست باید کارهای سادهتری بکنیم تا سامان اجتماعی در حال «استاندارد» خود بماند (همچنانکه از قانونهای رانندگی مثال زدیم).
———————————-
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🍃
🌸🍃
🍃🌸🍃
Telegram
کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
🔶 فلسفهی روزه
🔍 دربارهی روزهداری مسلمانان
📊 شمار ساتها : 9
📣 بازپسین پراکنش : اردیبهشت 1399
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این دفترچه از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
⭐️ متن این دفترچه را نیز میتوانید در تلگراف از اینجا…
🔍 دربارهی روزهداری مسلمانان
📊 شمار ساتها : 9
📣 بازپسین پراکنش : اردیبهشت 1399
🔷 کتابخانهی پاکدینی
🔸 این دفترچه از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
⭐️ متن این دفترچه را نیز میتوانید در تلگراف از اینجا…
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
96%
آری
0%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «سرمایهی اجتماعی ایرانیان» (شایندگی از چیست؟)
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند
🔸 12ـ رشتههای همبستگی گسیخته
ما آن روزگار را ندیده و تنها از راه نوشتهها از آن آگاه شدهایم. لیکن خود در زمانهای دیگری همچون موشکباران شهرهای ایران بدست عراق یا همهگیری کویدِ 19 رفتارهای خودخواهانهی مردم را دیدهایم. همینکه خطری حس میکردند به انبار کردن خوراک و دربایستهای (مایحتاج) دیگر میپرداختند یا خود را به جاهای امن میرسانیدند.
در گرماگرم کوید 19 ، دیده شد مردم عامی چون زیارتگاههای قم و مشهد را بستند بَنِرهای هشدار بهداشتی را پاره کرده درها را شکستند تا به آنجاها درآیند. بیپروا به آنکه با چنان رفتاری هممیهنان خود را دچار آن بیماری کشنده خواهند کرد.
مردم عامی بکنار ، در جایی که هر کسی میبایست از روی دستورهای بهداشتیِ اعلام شده رفتار کند ، دانشآموختگان را نیز دیدیم بسیار کم توجه دارند و نمیاندیشیدند که از بیتوجهی آنان هزاران کسان به خطر مرگ میافتند. بجای رفتار به دستورهای بهداشتی بهانههای کودکانه میآوردند از جمله «کرونا کجا بود؟!» یا «کرونا بزرگترین دروغ قرن است». یک دسته از همین دانشآموختگان میکوشیدند راهکار خود را که جز دعا و «انرژی مثبت» نبود والاتر از دستورهای بهداشتی نشان دهند. اینها نیز از راه دیگری به پروتکلهای بهداشتی بیپروایی نشان میدادند. بستن ماسک که یک رفتار بهداشتی بسیار ساده بود بسیاری دریغ میکردند و تنها هنگامی که شمار کشتگان افزایش چشمگیری کرد از ترس آنکه خودشان دچار نشوند ماسک بستند. بستن ماسک بماند ، حفظ فاصله که کار سادهتری بود به آن نیز پابندی نداشتند. هر جا مانعی نمیدیدند پروتکلهای بهداشتی ـ مثلاً منع سفرها و جشن عروسی ـ را پایمال میکردند. به چیزی که توجه نداشتند کسان بیدست و پایی بود که در این میان به چنگال آن بیماری خواهند افتاد.
در تلویزیون که یک رشته نمایشهای لوس «ما کرونا را شکست میدهیم» نشان میداد ، دیدنی بود از یکسو میخواست کرونا را شکست دهد و از سوی دیگر گزارش تصویری از وزیران و دیگر دولتیان نشان میداد که آشکاره پروتکلهای بهداشتی را زیر پا میگذاشتند (پنبه شدن رشتههای ستاد ملی مبارزه با کرونا).
در چنین روزهای بحرانی است که سستیِ همبستگی میان مردم و بیاعتناییشان به میهن و هممیهنان بهتر دانسته میشود. اینها همه نشان میدهد که سرمایهی اجتماعی در این توده کم است یا چنانکه کسروی میگوید «بنیاد اجتماعی» و «رابطهی ملیت» سست است.
عمده کوششهای کسروی برای برداشتن پراکندگی از میان تودهی ایرانی بوده است. او همیشه به این میکوشد که ایرانیان به یک «شاهراه» درآیند و در آن همدست و هماندیشه و در نتیجه متحد به سربلندی ایران بکوشند.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
🖌 احمد کسروی و کوشاد تلگرام
🔸 بخش چهارم : «یک مردمی ، پیش از هر چیز نیازمند «آرمان مشترک»اند
🔸 12ـ رشتههای همبستگی گسیخته
ما آن روزگار را ندیده و تنها از راه نوشتهها از آن آگاه شدهایم. لیکن خود در زمانهای دیگری همچون موشکباران شهرهای ایران بدست عراق یا همهگیری کویدِ 19 رفتارهای خودخواهانهی مردم را دیدهایم. همینکه خطری حس میکردند به انبار کردن خوراک و دربایستهای (مایحتاج) دیگر میپرداختند یا خود را به جاهای امن میرسانیدند.
در گرماگرم کوید 19 ، دیده شد مردم عامی چون زیارتگاههای قم و مشهد را بستند بَنِرهای هشدار بهداشتی را پاره کرده درها را شکستند تا به آنجاها درآیند. بیپروا به آنکه با چنان رفتاری هممیهنان خود را دچار آن بیماری کشنده خواهند کرد.
مردم عامی بکنار ، در جایی که هر کسی میبایست از روی دستورهای بهداشتیِ اعلام شده رفتار کند ، دانشآموختگان را نیز دیدیم بسیار کم توجه دارند و نمیاندیشیدند که از بیتوجهی آنان هزاران کسان به خطر مرگ میافتند. بجای رفتار به دستورهای بهداشتی بهانههای کودکانه میآوردند از جمله «کرونا کجا بود؟!» یا «کرونا بزرگترین دروغ قرن است». یک دسته از همین دانشآموختگان میکوشیدند راهکار خود را که جز دعا و «انرژی مثبت» نبود والاتر از دستورهای بهداشتی نشان دهند. اینها نیز از راه دیگری به پروتکلهای بهداشتی بیپروایی نشان میدادند. بستن ماسک که یک رفتار بهداشتی بسیار ساده بود بسیاری دریغ میکردند و تنها هنگامی که شمار کشتگان افزایش چشمگیری کرد از ترس آنکه خودشان دچار نشوند ماسک بستند. بستن ماسک بماند ، حفظ فاصله که کار سادهتری بود به آن نیز پابندی نداشتند. هر جا مانعی نمیدیدند پروتکلهای بهداشتی ـ مثلاً منع سفرها و جشن عروسی ـ را پایمال میکردند. به چیزی که توجه نداشتند کسان بیدست و پایی بود که در این میان به چنگال آن بیماری خواهند افتاد.
در تلویزیون که یک رشته نمایشهای لوس «ما کرونا را شکست میدهیم» نشان میداد ، دیدنی بود از یکسو میخواست کرونا را شکست دهد و از سوی دیگر گزارش تصویری از وزیران و دیگر دولتیان نشان میداد که آشکاره پروتکلهای بهداشتی را زیر پا میگذاشتند (پنبه شدن رشتههای ستاد ملی مبارزه با کرونا).
در چنین روزهای بحرانی است که سستیِ همبستگی میان مردم و بیاعتناییشان به میهن و هممیهنان بهتر دانسته میشود. اینها همه نشان میدهد که سرمایهی اجتماعی در این توده کم است یا چنانکه کسروی میگوید «بنیاد اجتماعی» و «رابطهی ملیت» سست است.
«در خود توده مرض نومیدی پیدا شده و هر یکی از راه دیگری نسبت بکشور و میهن خود بیعلاقگی نشان میدهند ، و هر کسی برآنست که جز در اندیشهی خود نباشد.
این بدترین دردیست که در یک توده پیدا میشود. چنین تودهای ، آن هم در چنین زمانی ، سرنوشتش جز لگدمالی و نابودی نتواند بود ...
امروز مردم بدو دستهاند : یکی آنان که بتوده و کشور بیکبار بیعلاقهاند و جز دربند نگهداری خود نیستند ، دیگری آنان که علاقه بکشور و توده دارند ولی پراکنده و بیراهند. اینان هر دو بیهودهاند و هر دو بیکارهاند.
آنچه بیعلاقگانند حالِ آنان گلهی گاوان و گوسفندانیست که در مرغزاری میچرند و کمترین علاقه بآن پیدا نمیکنند ، و هر زمان که یک گرگی یا شیری یا درندهی دیگری پدیدار گردید تنها درپی گریز باشند و هر یکی رو بسوی دیگری آورند و گریخته جان بدر برند.
این بیخردان نه معنی کشور را میدانند ، نه قدر آزادی را میشناسند. از همهی اینها ناآگاهند و زندگانی را تنها خوردن و خوابیدن و کامگزاردن میشمارند. آنچنان پستنهادند که کمترین علاقه بمیهن خود نشان نمیدهند و برآنند که اگر خطری پیش آمد با گریختن خود را رها گردانند و چندان گستاخند که مینشینند و آشکاره دم از بیعلاقگی میزنند و بکسان دیگری که علاقه دارند ریشخند دریغ نمیگویند.
اما علاقهمندان ، آنان نیز بیراه و پراکندهاند و با اینحال هرچه بکوشند نتیجهای در دست نخواهند داشت. تنها علاقه بکشور کافی نیست. از احساساتِ تنها نتیجه نتواند بود. باید نخست دست بهم داد و یکی بود و دوم راه کوشش را پیدا کرد». (پرچم روزانه 9/12/1320)
عمده کوششهای کسروی برای برداشتن پراکندگی از میان تودهی ایرانی بوده است. او همیشه به این میکوشد که ایرانیان به یک «شاهراه» درآیند و در آن همدست و هماندیشه و در نتیجه متحد به سربلندی ایران بکوشند.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
92%
آری
8%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.