ما از همه چیز آگاهیم. تاریخچهی آن عبارت عربی (یا حدیث) اینست : چنانکه گفتیم ملایان همیشه در منبر و در پایین از «دنیا» نکوهش مینمودند و صد حدیث در بدی «دنیا» ازبر میداشتند : «الدنیا جیفة و طلابها کلاب» [2] ، «حب الدنیا رأس کل خطیئه» [3] و مانند اینها. سپس چون در ایران جنبش مشروطه برخاست یکی از ایرادها بملایان همین را میگرفتند و میگفتند : ما اگر بدنیا نپردازیم چگونه میتوانیم آزادی و استقلال خود را نگه داریم. چگونه میتوانیم کارخانهها بیاوریم و صنعت را رواج دهیم. در برابر این ایراد بود که کسانی از ملایان رفتند و آن عبارت عربی را پیدا کردند و به رخ آزادیخواهان کشیدند که ما نیز بآبادی دنیا علاقهمندیم و با یک عبارتی خواستند بخطاهای هزارسالهی خود پرده کشند. این کاری بود که ملایان کردند. اکنون نوبت رسیده که صوفیها آن کار را کنند. آقای سلطانی[ضیائی درست است] این عبارت را به رخ ما کشیده و میخواهد بگوید صوفیان هم آبادی این جهان را میخواهند ولی یک رفتار بیجاییست زیرا ما نیک میدانیم که صوفیان که بودهاند و هستند و در چه گمراهیهایی غرقند و چه آتشی باین کشور زدهاند. دیروز زبانزد همگیشان بود :
اهل دنیا از کهین و از مهین
لعنتالله علیهم اجمعین
امروز میخواهند «متجدد» بشوند و آنان نیز هوادار آبادی کشور شناخته گردند. اینست مقصود از یاد کردن آن جملههای عربی (یا ترجمهی آنها). اینها میخواهند هر زمان خود را برنگ آن زمان اندازند.
اما عنوان اینکه صوفیها در زمان صفویان ایران را نگه داشتهاند پاسخش را در جای دیگری دادهایم. ایران را ایلهای ترک نگاه داشتند. در آن زمان در آذربایجان هفت ایل ترک مینشستند که مرید خاندان صفوی ، ولی صوفی نبودند و هیچ اثری از صوفیگری درمیان ایشان نبود. بلکه معنی آن را نیز نمیدانستند. اینان بودند که خاندان صفوی را بپادشاهی رسانیدند نه درویشان. از آنسوی اگر یک مرشدی چون آرزوی پادشاهی میداشته مریدان خود را جنگجو بار آورده آیا این دلیل است که ما کارهای کشورـ برباد ـ ده و آموزاکهای غیرتکش صدها و هزارها مرشد دیگر را فراموش کنیم؟!.. [4] اینکه کتاب پند صالح را فرستادهاید بسیار نابجاست. یک دفترچهای که برای فریب مردم نوشته شده و مقصود آنست که یک رنگ تجددی به مریدبازی و درویشپروری داده شود من از دیدن آن فریب نخواهم خورد. ما کتابهای صوفیان را در دست داریم و میدانیم که پایه و بنیاد صوفیگری چیست.
اینکه خواستهاید من تحقیقات کاملتری کنم ، من تحقیقاتم را کردهام و از روی بینش مینویسم. شما تحقیقات کاملتری کنید که «وحدت وجود» چیست؟!.. چلهنشینی چه سودی تواند داشت؟!.. از ذکر خفی یا جلی چه نتیجه تواند بود؟!.. اگر اینها سودی توانستی داشت پس چرا خود پیران و پیشروان صوفیگری بیسودترین مردم بودهاند؟!. چرا در داستان مغول از صدها پیر و مرشد که زنده بودند یکی کمترین دستگیری از مردم نتوانست؟!.. چرا ابوبکر رازی با صد بیغیرتی زنان و فرزندان خود را گزاشت و بگریخت؟!.. چرا پیران صوفیگری بدروغگویی آن اندازه گستاخ بودهاند؟!. چرا شیخ عطار در تذکرةالاولیاء و جامی در نفحات و درویش توکلی در صفوةالصفا آنهمه داستانهای سراپا دروغ را برشته کشیدهاند؟!.. چرا چند تن از سرشناسان صوفیگری همچون اوحدی کرمانی و عراقی و مؤلف بستانالسیاحة آشکاره دم از بچهبازی زدهاند و بیشرمانه و خیرهرویانه باین کار ناپاک خود رخت خداپرستی پوشانیده «المجاز قنطرةالحقیقه» [5] سرودهاند؟!.. اینها را بیندیشید تا مگر از گمراهی بیرون آیید.
(پرچم روزانه شمارهی 215)
🔹 پانوشتها :
1ـ این همانست که پاسخدهنده معنیش را درون ناخنکها آورده : (بکوش برای دنیای خود ...). برخی نیز آن را به امام حسنبنعلی نسبت دادهاند.
2ـ معنی : دنیا مردار و خواهندگان آن ، سگانند.
3ـ معنی : دنیا دوستی سرآغاز همهی گناهان است.
4ـ این هم بهانهای شده که کسانی دهها کتاب را جستجو کنند و یکی دو صوفی را بیابند که گدایی نمیکرده یا زن و پیشهای داشته و بگویند همگی چنان نبودهاند و این را رخنهای در ایرادهای ما به صوفیان نشان دهند. اینها چشمداشت خامی دارند : ما باید تأثیری را که صوفیگری بر غیرت و ارادهی ایرانیان در گذشته (بویژه در رخداد مغول) داشته و اکنون دارد نادیده گیریم و از نبرد با این «سرطان توده» چشم پوشیم چرا که یک عده نمیخواهند دست از صوفیبازی بردارند ، نمیخواهند این مردم همدوش تودههای پیشرفتهی جهان باشند. زهی خامی و کوتاهبینی! در نزد این تیرهمغزان هوسها بر سود توده پیشی دارد ، بهتر گوییم به چیزی که نمیاندیشند سرفرازی مردمان و رستگاری ایشان است.
5ـ معنی : مجاز پل حقیقت است.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
اهل دنیا از کهین و از مهین
لعنتالله علیهم اجمعین
امروز میخواهند «متجدد» بشوند و آنان نیز هوادار آبادی کشور شناخته گردند. اینست مقصود از یاد کردن آن جملههای عربی (یا ترجمهی آنها). اینها میخواهند هر زمان خود را برنگ آن زمان اندازند.
اما عنوان اینکه صوفیها در زمان صفویان ایران را نگه داشتهاند پاسخش را در جای دیگری دادهایم. ایران را ایلهای ترک نگاه داشتند. در آن زمان در آذربایجان هفت ایل ترک مینشستند که مرید خاندان صفوی ، ولی صوفی نبودند و هیچ اثری از صوفیگری درمیان ایشان نبود. بلکه معنی آن را نیز نمیدانستند. اینان بودند که خاندان صفوی را بپادشاهی رسانیدند نه درویشان. از آنسوی اگر یک مرشدی چون آرزوی پادشاهی میداشته مریدان خود را جنگجو بار آورده آیا این دلیل است که ما کارهای کشورـ برباد ـ ده و آموزاکهای غیرتکش صدها و هزارها مرشد دیگر را فراموش کنیم؟!.. [4] اینکه کتاب پند صالح را فرستادهاید بسیار نابجاست. یک دفترچهای که برای فریب مردم نوشته شده و مقصود آنست که یک رنگ تجددی به مریدبازی و درویشپروری داده شود من از دیدن آن فریب نخواهم خورد. ما کتابهای صوفیان را در دست داریم و میدانیم که پایه و بنیاد صوفیگری چیست.
اینکه خواستهاید من تحقیقات کاملتری کنم ، من تحقیقاتم را کردهام و از روی بینش مینویسم. شما تحقیقات کاملتری کنید که «وحدت وجود» چیست؟!.. چلهنشینی چه سودی تواند داشت؟!.. از ذکر خفی یا جلی چه نتیجه تواند بود؟!.. اگر اینها سودی توانستی داشت پس چرا خود پیران و پیشروان صوفیگری بیسودترین مردم بودهاند؟!. چرا در داستان مغول از صدها پیر و مرشد که زنده بودند یکی کمترین دستگیری از مردم نتوانست؟!.. چرا ابوبکر رازی با صد بیغیرتی زنان و فرزندان خود را گزاشت و بگریخت؟!.. چرا پیران صوفیگری بدروغگویی آن اندازه گستاخ بودهاند؟!. چرا شیخ عطار در تذکرةالاولیاء و جامی در نفحات و درویش توکلی در صفوةالصفا آنهمه داستانهای سراپا دروغ را برشته کشیدهاند؟!.. چرا چند تن از سرشناسان صوفیگری همچون اوحدی کرمانی و عراقی و مؤلف بستانالسیاحة آشکاره دم از بچهبازی زدهاند و بیشرمانه و خیرهرویانه باین کار ناپاک خود رخت خداپرستی پوشانیده «المجاز قنطرةالحقیقه» [5] سرودهاند؟!.. اینها را بیندیشید تا مگر از گمراهی بیرون آیید.
(پرچم روزانه شمارهی 215)
🔹 پانوشتها :
1ـ این همانست که پاسخدهنده معنیش را درون ناخنکها آورده : (بکوش برای دنیای خود ...). برخی نیز آن را به امام حسنبنعلی نسبت دادهاند.
2ـ معنی : دنیا مردار و خواهندگان آن ، سگانند.
3ـ معنی : دنیا دوستی سرآغاز همهی گناهان است.
4ـ این هم بهانهای شده که کسانی دهها کتاب را جستجو کنند و یکی دو صوفی را بیابند که گدایی نمیکرده یا زن و پیشهای داشته و بگویند همگی چنان نبودهاند و این را رخنهای در ایرادهای ما به صوفیان نشان دهند. اینها چشمداشت خامی دارند : ما باید تأثیری را که صوفیگری بر غیرت و ارادهی ایرانیان در گذشته (بویژه در رخداد مغول) داشته و اکنون دارد نادیده گیریم و از نبرد با این «سرطان توده» چشم پوشیم چرا که یک عده نمیخواهند دست از صوفیبازی بردارند ، نمیخواهند این مردم همدوش تودههای پیشرفتهی جهان باشند. زهی خامی و کوتاهبینی! در نزد این تیرهمغزان هوسها بر سود توده پیشی دارد ، بهتر گوییم به چیزی که نمیاندیشند سرفرازی مردمان و رستگاری ایشان است.
5ـ معنی : مجاز پل حقیقت است.
——————————
📣 خوانندگان توانند با نواختن بر 💬 پیام خود را در این زمینه بنویسند. بکوشند نوشتهشان تا تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده ، خواست از آن روشنی مطلب و حقیقت باشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
✴️حافظ را چگونه در دیدگان ما بزرگ نمودهاند؟! :
ـ بر سر گورش گنبدی زیبا برافراشتن
ـ تصحیح پیاپی دیوانش
ـ چاپ دهها شکل از دیوان او با بهترین کاغذها
ـ نمونههایی از شعرش را با تفسیر و تجلیل در کتابهای درسی آوردن
ـ تشویق مردم به «تفاّل» از حافظ ، چاپهای پیاپی فال حافظ و فروش آنها
ـ او را «حضرت» و «لسان الغیب» خواندن و از پندارپرستی مردم سودجویی نابجا کرده او را غیبگو و آیندهبین نشان دادن.
ـ دهها کنگرهی حافظ شناسی و حافظپژوهی راه انداختن
ـ پایاننامههای دانشگاهی را به راه جستجو در زندگی و احوال حافظ و شعرهایش انداختن
ـ سود جستن از سرشناسان ایران که حافظپرست یا هوادار او بودهاند ، در چارچوب سخنرانیها یا نوشتارهای رسانهها. (مکارم شیرازی ، خامنهای ، روحانی ، رئیسی ، جهانگیری ...)
ـ روزی بنام روز بزرگداشت یا «نکوداشت» حافظ را در گاهشمارها جا دادن
ـ دلیل آوردن از بیگانگان ، از شرقشناس و خبر(!)گزاریهای بیگانه (که جز دست بردن در خبرها بایاهای شوم دیگری بگردن دارند) تا دیگر فریبکاران برای حافظ و آوازهاش در میان جهانیان (مثال : سفیر تاجیکستان و آلمان ، ژاپن ، سوئیس ، باراک اوباما ... فلان استاد زبان فارسی دانشگاه در بنگلادش ، پاکستان یا هندوستان ...) پیکرهی[عکس] حافظستایی سفیر آلمان
ـ پیاپی راه انداختن همایش و بزرگداشت حافظ در این شهر و آن شهر ، در این دانشگاه و آن اندیشکده و فلان فرهنگسرا
ـ جوانان را به ازبر کردن شعرها و سرودن شعر به سبک او تشویق کردن
ـ تبلیغ کلاسهای حافظخوانی و در رسانهها نشان دادن چنین انجمنهایی را
✴️ شُوَندهای[سبب] رواج بیشتر شعرهای حافظ از راههای زیر بوده :
ـ نیش و ریشخندهای حافظ به زاهدان و پیامبر و آفریدگار را ، نشانهی باور نداشتن او به دین و در نتیجه شعرهایش را در راه مبارزه با خرافات و سختگیریهای بیجای دینداران نشان دادن. از این زمینه هم بهائی سود برده ، هم بیدین و خداناشناس و بادهپرست.
ـ به جهت آنکه شعر حافظ پر است از یاد یار و می و مستی و بیپروایی به زندگی ، و این بیدردان و بیغیرتان را خوش میافتد ، یک لشکر هوادار حافظ از آنها پدید آمده.
ـ ناشران سودجوی دیوان حافظ و فالهای او
ـ این گرفتاری که در ایران زشتترین و زیانمندترین سخنان همینکه به شعر درآید و به شعر گفته شود ، مردم بیشترشان تسلیم میشوند و گمان میکنند لابد یک فلسفهای در پشت آن خوابیده که شاعر فیلسوف در آن باره شعر سروده.
(همبسته با نوشتار بالا)
ـ بر سر گورش گنبدی زیبا برافراشتن
ـ تصحیح پیاپی دیوانش
ـ چاپ دهها شکل از دیوان او با بهترین کاغذها
ـ نمونههایی از شعرش را با تفسیر و تجلیل در کتابهای درسی آوردن
ـ تشویق مردم به «تفاّل» از حافظ ، چاپهای پیاپی فال حافظ و فروش آنها
ـ او را «حضرت» و «لسان الغیب» خواندن و از پندارپرستی مردم سودجویی نابجا کرده او را غیبگو و آیندهبین نشان دادن.
ـ دهها کنگرهی حافظ شناسی و حافظپژوهی راه انداختن
ـ پایاننامههای دانشگاهی را به راه جستجو در زندگی و احوال حافظ و شعرهایش انداختن
ـ سود جستن از سرشناسان ایران که حافظپرست یا هوادار او بودهاند ، در چارچوب سخنرانیها یا نوشتارهای رسانهها. (مکارم شیرازی ، خامنهای ، روحانی ، رئیسی ، جهانگیری ...)
ـ روزی بنام روز بزرگداشت یا «نکوداشت» حافظ را در گاهشمارها جا دادن
ـ دلیل آوردن از بیگانگان ، از شرقشناس و خبر(!)گزاریهای بیگانه (که جز دست بردن در خبرها بایاهای شوم دیگری بگردن دارند) تا دیگر فریبکاران برای حافظ و آوازهاش در میان جهانیان (مثال : سفیر تاجیکستان و آلمان ، ژاپن ، سوئیس ، باراک اوباما ... فلان استاد زبان فارسی دانشگاه در بنگلادش ، پاکستان یا هندوستان ...) پیکرهی[عکس] حافظستایی سفیر آلمان
ـ پیاپی راه انداختن همایش و بزرگداشت حافظ در این شهر و آن شهر ، در این دانشگاه و آن اندیشکده و فلان فرهنگسرا
ـ جوانان را به ازبر کردن شعرها و سرودن شعر به سبک او تشویق کردن
ـ تبلیغ کلاسهای حافظخوانی و در رسانهها نشان دادن چنین انجمنهایی را
✴️ شُوَندهای[سبب] رواج بیشتر شعرهای حافظ از راههای زیر بوده :
ـ نیش و ریشخندهای حافظ به زاهدان و پیامبر و آفریدگار را ، نشانهی باور نداشتن او به دین و در نتیجه شعرهایش را در راه مبارزه با خرافات و سختگیریهای بیجای دینداران نشان دادن. از این زمینه هم بهائی سود برده ، هم بیدین و خداناشناس و بادهپرست.
ـ به جهت آنکه شعر حافظ پر است از یاد یار و می و مستی و بیپروایی به زندگی ، و این بیدردان و بیغیرتان را خوش میافتد ، یک لشکر هوادار حافظ از آنها پدید آمده.
ـ ناشران سودجوی دیوان حافظ و فالهای او
ـ این گرفتاری که در ایران زشتترین و زیانمندترین سخنان همینکه به شعر درآید و به شعر گفته شود ، مردم بیشترشان تسلیم میشوند و گمان میکنند لابد یک فلسفهای در پشت آن خوابیده که شاعر فیلسوف در آن باره شعر سروده.
(همبسته با نوشتار بالا)
Telegram
پاکدینی ـ احمد کسروی
✴️ نامهی یکی از خوانندگان دربارهی کتابسوزان ـ 1
یکی از خوانندگان ما بنام S.K نامهای در چند بخش نوشتهاند که ما بخش یکم آن را در زیر آورده پاسخ میدهیم. به بخشهای دیگر نیز در روزهای آینده خواهیم پرداخت. ایشان چنین نوشتهاند :
«در آغاز ، اینکه سرچشمه…
یکی از خوانندگان ما بنام S.K نامهای در چند بخش نوشتهاند که ما بخش یکم آن را در زیر آورده پاسخ میدهیم. به بخشهای دیگر نیز در روزهای آینده خواهیم پرداخت. ایشان چنین نوشتهاند :
«در آغاز ، اینکه سرچشمه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظخوانی خامنهای در کنگرهی جهانی حافظ در سال 1395
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خامنهای در کنگرهی بین المللی حافظ 1367
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظستایی سفیر آلمان