نمیدونم چطور بگم ولی، لزوما آزادی با آرامش نیست. گاهی خلاف هماند. شاید هم گاهی، بیشتر از گاهی.
❤7👍1
اونقدری که از غروب جمعه گفتن از صبح جمعه نگفتن. اصلا کل هفته یه سمت، صبح جمعه یه سمت. فقط خدا میدونه هیچ کاری نکردن چقدر کیف میده.
❤9👍2
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
- فروغی بسطامی
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
- فروغی بسطامی
❤5🌚1
چرا آدما ناشناس رو همیشه به شناس ترجیح میدن؟ "سلام، خوبی؟" چیه که شناس نمیشه گفت خب ((:
👍5😁2🐳1
غذای داغ رو که میذاری یه گوشه سرد شه.
تازه طعمش دستت میاد. نمک، فلفلش مشخص میشه؛ و بعضی فکرها هم، و بعضی آدمها هم.
تازه طعمش دستت میاد. نمک، فلفلش مشخص میشه؛ و بعضی فکرها هم، و بعضی آدمها هم.
❤7👍3
گلادیاتورها کلاهخود نمیزدن که ضربه نخورن. کلاهخود میزدن که کسی صورت خیسشون رو نبینه.
❤5
بابا دو بیت شعرو خیلی دوست داشت. همیشه میخوند. فکر کنم لازمه منم هی زیر لب بگمش. میگه:
بازآ بازآ، هر آنچه هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد توبه اگر شکستی بازآ
بازآ بازآ، هر آنچه هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد توبه اگر شکستی بازآ
❤8👍3
روزهای سادهیِ کم کارِ کم چالش برای من نیست. من باید یه سر داشته باشم. هزار سودا تا تازه عملکردم برگرده.
❤5🌚1