📌 خبر مهم برای پالایشیها
طبق مصوبه منتشرشده، تخفیفات پالایشیها همچنان پابرجاست و این احتمال وجود داره که نمادهای این گروه پس از انتشار اطلاعیههای شفافسازی، در روزهای آینده بازگشایی بشن. (احتمالاً از فردا)
نکته قابلتأمل اینجاست که تاریخ نامه مربوط به ۵ روز پیشه، اما تازه منتشر شده!
حالا سؤال اینه: چرا مصوبهای به این مهمی با چنین تأخیری به اطلاع بازار رسیده؟!
@optionreference
طبق مصوبه منتشرشده، تخفیفات پالایشیها همچنان پابرجاست و این احتمال وجود داره که نمادهای این گروه پس از انتشار اطلاعیههای شفافسازی، در روزهای آینده بازگشایی بشن. (احتمالاً از فردا)
نکته قابلتأمل اینجاست که تاریخ نامه مربوط به ۵ روز پیشه، اما تازه منتشر شده!
حالا سؤال اینه: چرا مصوبهای به این مهمی با چنین تأخیری به اطلاع بازار رسیده؟!
@optionreference
👍10❤3👏1
@sena_news
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🤷♂3
امروز زمان تسویه نقدی قرارداد اختیار معامله وبملت و ذوب هست و تا ساعت ۱۵:۰۰ امروز فرصت دارید درخواست تسویه نقدی را در سامانه معاملاتی خود ثبت کنید.
👇 👇 👇
هرآنچه که باید در مورد تسویه نقدی اختیار معامله بدانید
هرآنچه که باید در مورد تسویه نقدی اختیار معامله بدانید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🙏2
اخلالگر واگذاری قبلی شفادارو دوباره تایید صلاحیت شد
نگرانی از تکرار وقفه در واگذاری یکی از مجموعههای مهم دارویی کشور
جمعی از شرکتکنندگان تأییدصلاحیتشده در مزایده شفادارو، در نامهای به محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، خواستار بازبینی فوری صلاحیت میترا فرزادنیا شدند.
در معامله اول دیماه ۱۴۰۴، قیمت بلوک مدیریتی شفادارو در پی پیشنهادهای خانم فرزادنیا از ۱۵.۳ همت به بیش از ۳۶ همت افزایش یافت؛ اما معامله به دلیل ناتوانی ایشان در پرداخت حصه نقدی و تامین ضمانتنامه بانکی اقساط در مهلت مقرر، ابطال شد. عرضه دوم هم در اسفندماه ۱۴۰۴ با دستور قضایی و به درخواست ایشان متوقف گردید.
اکنون تأیید صلاحیت مجدد این متقاضی برای عرضه مجدد شفادارو، نگرانیهایی درباره احتمال تکرار وقفه در واگذاری ایجاد کرده است.
معترضان خواستار شفافسازی درباره دلایل تأیید صلاحیت مجدد، بررسی توان مالی و اهلیت تخصصی متقاضی و جلوگیری از تکرار اختلال در فرایند واگذاری شدهاند.
نگرانی از تکرار وقفه در واگذاری یکی از مجموعههای مهم دارویی کشور
جمعی از شرکتکنندگان تأییدصلاحیتشده در مزایده شفادارو، در نامهای به محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، خواستار بازبینی فوری صلاحیت میترا فرزادنیا شدند.
در معامله اول دیماه ۱۴۰۴، قیمت بلوک مدیریتی شفادارو در پی پیشنهادهای خانم فرزادنیا از ۱۵.۳ همت به بیش از ۳۶ همت افزایش یافت؛ اما معامله به دلیل ناتوانی ایشان در پرداخت حصه نقدی و تامین ضمانتنامه بانکی اقساط در مهلت مقرر، ابطال شد. عرضه دوم هم در اسفندماه ۱۴۰۴ با دستور قضایی و به درخواست ایشان متوقف گردید.
اکنون تأیید صلاحیت مجدد این متقاضی برای عرضه مجدد شفادارو، نگرانیهایی درباره احتمال تکرار وقفه در واگذاری ایجاد کرده است.
معترضان خواستار شفافسازی درباره دلایل تأیید صلاحیت مجدد، بررسی توان مالی و اهلیت تخصصی متقاضی و جلوگیری از تکرار اختلال در فرایند واگذاری شدهاند.
👍5
🔥 سهم ریخت... اما اختیار فروشت ۲۷٪ ضرر کرد!
عجیب به نظر میرسه، نه؟
فرض کن دقیقاً ریزش سهم رو پیشبینی کردی؛
سهم در یک هفته ۴٪ منفی شده،
عه Put هم خریدی که از همین ریزش سود بگیری...
اما وقتی پرتفوت رو باز میکنی:
۲۷٪ توی ضرری! 📉
اینجاست که خیلی از معاملهگرها میپرسن:
«مگه Put برای سود گرفتن از ریزش نیست؟ پس چرا وقتی سهم ریخته، من ضرر کردم؟»
این سؤال دقیقاً تفاوت بین «درست پیشبینی کردن بازار» و «درست معامله کردن آپشن» رو نشون میده.
در مقاله جدید رُستا، با یک مثال عددی از اول تا آخر معامله پیش رفتیم تا ببینیم:
🔹 سهم چقدر باید بریزه تا Put واقعاً وارد سود بشه؟
🔹 نقطه سربهسر دقیقاً کجاست؟
🔹 چرا ممکنه جهت بازار رو درست بگی ولی باز هم پول از دست بدی؟
🔹 هIV، تتا، دلتا و وگا چطور سود و زیانت رو تغییر میدن؟
🔹 چرا یک Put ارزان ممکنه در نهایت انتخاب گرونتری برات باشه؟
🔹 و مهمتر از همه: قبل از خرید Put چطور بفهمی قراردادی که انتخاب کردی واقعاً با تحلیلت هماهنگه؟
اگر اختیار فروش معامله میکنی، این مقاله رو جزو مطالبی نذار که ذخیره میکنی و میگی «بعداً میخونم».
⏱ ۱۰ دقیقه وقت بذار و همین الان کامل بخونش.
چون ممکنه تحلیل بعدیات درباره ریزش سهم کاملاً درست باشه، اما Put اشتباهی بخری و با وجود درست بودن تحلیلت، ضرر کنی.
👇 برای مطالعه کامل مقاله، همین الان روی لینک زیر بزن:
🔗 راهنمای کاربردی تحلیل سود و زیان در اختیار فروش (Put Option)
📌 اگر Put میخری، پیشنهاد میکنم قبل از معامله بعدیات این مقاله رو کامل بخونی.
بعد از خوندنش، احتمالاً دیگه فقط از خودت نمیپرسی:
«سهم میریزه یا نه؟»
سه سؤال مهمتر هم وارد تصمیمگیریت میشه:
«چقدر باید بریزه؟»
«تا کِی باید بریزه؟»
«و من برای این انتظار، چقدر دارم پول میدم؟»
📌 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
عجیب به نظر میرسه، نه؟
فرض کن دقیقاً ریزش سهم رو پیشبینی کردی؛
سهم در یک هفته ۴٪ منفی شده،
عه Put هم خریدی که از همین ریزش سود بگیری...
اما وقتی پرتفوت رو باز میکنی:
۲۷٪ توی ضرری! 📉
اینجاست که خیلی از معاملهگرها میپرسن:
«مگه Put برای سود گرفتن از ریزش نیست؟ پس چرا وقتی سهم ریخته، من ضرر کردم؟»
این سؤال دقیقاً تفاوت بین «درست پیشبینی کردن بازار» و «درست معامله کردن آپشن» رو نشون میده.
در مقاله جدید رُستا، با یک مثال عددی از اول تا آخر معامله پیش رفتیم تا ببینیم:
🔹 سهم چقدر باید بریزه تا Put واقعاً وارد سود بشه؟
🔹 نقطه سربهسر دقیقاً کجاست؟
🔹 چرا ممکنه جهت بازار رو درست بگی ولی باز هم پول از دست بدی؟
🔹 هIV، تتا، دلتا و وگا چطور سود و زیانت رو تغییر میدن؟
🔹 چرا یک Put ارزان ممکنه در نهایت انتخاب گرونتری برات باشه؟
🔹 و مهمتر از همه: قبل از خرید Put چطور بفهمی قراردادی که انتخاب کردی واقعاً با تحلیلت هماهنگه؟
اگر اختیار فروش معامله میکنی، این مقاله رو جزو مطالبی نذار که ذخیره میکنی و میگی «بعداً میخونم».
⏱ ۱۰ دقیقه وقت بذار و همین الان کامل بخونش.
چون ممکنه تحلیل بعدیات درباره ریزش سهم کاملاً درست باشه، اما Put اشتباهی بخری و با وجود درست بودن تحلیلت، ضرر کنی.
👇 برای مطالعه کامل مقاله، همین الان روی لینک زیر بزن:
🔗 راهنمای کاربردی تحلیل سود و زیان در اختیار فروش (Put Option)
📌 اگر Put میخری، پیشنهاد میکنم قبل از معامله بعدیات این مقاله رو کامل بخونی.
بعد از خوندنش، احتمالاً دیگه فقط از خودت نمیپرسی:
«سهم میریزه یا نه؟»
سه سؤال مهمتر هم وارد تصمیمگیریت میشه:
«چقدر باید بریزه؟»
«تا کِی باید بریزه؟»
«و من برای این انتظار، چقدر دارم پول میدم؟»
📌 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
rosttaa.ir
راهنمای کاربردی تحلیل سود و زیان در اختیار فروش Put Option
آموزش جامع اختیار فروش در بورس ایران. یاد بگیرید چطور با درک «ارزش زمانی»، «نوسان ضمنی» و مفهوم «سربهسر»، قبل از ورود به معامله، ریسکهای پنهان قراردادهای Put را محاسبه و مدیریت کنید.
❤15👍6
Forwarded from گروه مالی کارآمد
▫️ تعلق سود به مانده وجه تضمین معاملات اختیار
▫️ دسترسی به ابزارهای متنوع معاملاتی
▫️ امکان اجرای استراتژیهایی که در برخی کارگزاریها پشتیبانی نمیشوند
▫️ پشتیبانی تخصصی در مراحل معامله
https://l.karamad.com/otf
🍃 سرمایهگذاری برای زندگی...
@karamadholding
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1🤨1
سهم بیگناه بود؛ زمان نه!
فرض کنید یک اختیار خرید رو ۳۵۸ ریال خریدید.
۶۰ روز میگذره. سهم پایه نه ریزش کرده، نه حتی یک ریال تغییر قیمت داشته؛ اما ارزش اختیار شما در یک مثال فرضی به ۱۸۵ ریال رسیده!
تقریباً نصف ارزش قراردادتون از بین رفته، بدون اینکه سهم افت کرده باشه!
این همون بخش از معاملات اختیار معاملهست که خیلیها تا وقتی ضررش رو تجربه نکنن، جدی نمیگیرنش.
واقعیت اینه که گاهی برای زیان کردن، لازم نیست جهت بازار رو اشتباه پیشبینی کنید؛ کافیه زمان رو اشتباه بخرید!
اما چرا بعضی اختیارها سریعتر ارزششون رو از دست میدن و بعضی کمتر؟ اصلاً از کجا بفهمیم چه مقدار از پرمیومی که میپردازیم، در معرض زوال زمانیه؟
در مقاله جدید رُستا، این موضوع رو با مثالهای عددی و از زاویه تصمیمهای واقعی معاملهگری بررسی کردیم.
قبل از معامله بعدی، بد نیست بدونید دقیقاً بابت چی پول میدید!
🔗 مطالعه مقاله در رُستا:
📖 هر آن چیزی که باید در مورد ارزش ذاتی و زمانی اختیار معامله؛ فرمول، مثال و زوال زمانی بدانیم
@optionreference
فرض کنید یک اختیار خرید رو ۳۵۸ ریال خریدید.
۶۰ روز میگذره. سهم پایه نه ریزش کرده، نه حتی یک ریال تغییر قیمت داشته؛ اما ارزش اختیار شما در یک مثال فرضی به ۱۸۵ ریال رسیده!
تقریباً نصف ارزش قراردادتون از بین رفته، بدون اینکه سهم افت کرده باشه!
این همون بخش از معاملات اختیار معاملهست که خیلیها تا وقتی ضررش رو تجربه نکنن، جدی نمیگیرنش.
واقعیت اینه که گاهی برای زیان کردن، لازم نیست جهت بازار رو اشتباه پیشبینی کنید؛ کافیه زمان رو اشتباه بخرید!
اما چرا بعضی اختیارها سریعتر ارزششون رو از دست میدن و بعضی کمتر؟ اصلاً از کجا بفهمیم چه مقدار از پرمیومی که میپردازیم، در معرض زوال زمانیه؟
در مقاله جدید رُستا، این موضوع رو با مثالهای عددی و از زاویه تصمیمهای واقعی معاملهگری بررسی کردیم.
قبل از معامله بعدی، بد نیست بدونید دقیقاً بابت چی پول میدید!
🔗 مطالعه مقاله در رُستا:
📖 هر آن چیزی که باید در مورد ارزش ذاتی و زمانی اختیار معامله؛ فرمول، مثال و زوال زمانی بدانیم
@optionreference
👏12❤6👍4
🤝 یک همکاری خوب، از یک ارتباط درست شروع میشه!
ما معتقدیم رشد واقعی زمانی اتفاق میافته که محتوای ارزشمند به دست مخاطب درستش برسه.
به همین دلیل، از همکاری و تبادل تبلیغات با کانالهایی که برای کیفیت محتوا و اعتماد مخاطبانشون ارزش قائلن، استقبال میکنیم.
قرار نیست حتماً در یک حوزه فعالیت کنیم! اگر فکر میکنید محتوای کانالتون میتونه برای مخاطبان ما جذاب و کاربردی باشه، خوشحال میشیم فرصت همکاری رو با هم بررسی کنیم.
📩 برای هماهنگی تبادل، از طریق آیدی زیر در ارتباط باشید:
@Hr68n
#تبادل
ما معتقدیم رشد واقعی زمانی اتفاق میافته که محتوای ارزشمند به دست مخاطب درستش برسه.
به همین دلیل، از همکاری و تبادل تبلیغات با کانالهایی که برای کیفیت محتوا و اعتماد مخاطبانشون ارزش قائلن، استقبال میکنیم.
قرار نیست حتماً در یک حوزه فعالیت کنیم! اگر فکر میکنید محتوای کانالتون میتونه برای مخاطبان ما جذاب و کاربردی باشه، خوشحال میشیم فرصت همکاری رو با هم بررسی کنیم.
📩 برای هماهنگی تبادل، از طریق آیدی زیر در ارتباط باشید:
@Hr68n
#تبادل
❤11🙏3
روی تابلو «در سود»؛ توی حساب شما ۴۰٪ زیان!
نه تابلو اشتباه میکنه، نه حسابوکتاب شما!
فرض کنید یک اختیار خرید با قیمت اعمال ۳۷۰۰ ریال رو به قیمت ۴۹۹ ریال خریدید.
قیمت سهم پایه ۴۰۰۰ ریاله؛ پس قرارداد شما در وضعیت «در سود» قرار داره.
حالا اگه سهم تا سررسید همین قیمت بمونه، با وجود اینکه قراردادتون همچنان «در سود» محسوب میشه، حدود ۴۰٪ سرمایهتون رو از دست دادید!
پس این «در سود» و «در زیان» که روی زنجیره اختیارها میبینیم، دقیقاً دارن چی بهمون میگن؟
و سؤال مهمتر:
چرا بعضی معاملهگرها آگاهانه سراغ قراردادهای «در زیان» میرن و بعضی حاضرن چند برابر پول بدن تا قرارداد «در سود» بخرن؟
جواب این سؤالها توی انتخاب قرارداد خیلی مهمتر از چیزیه که در نگاه اول به نظر میرسه.
در مقاله جدید رُستا، سه وضعیت ITM، ATM و OTM رو با مثالهای عددی بررسی کردیم و توضیح دادیم که هرکدوم چه تأثیری روی ریسک، بازده و انتخاب قرارداد دارن.
قبل از اینکه اختیار بعدی رو انتخاب کنید، بهتره بدونید این سه برچسب دقیقاً چه اطلاعاتی بهتون میدن.
🔗 مطالعه مقاله در رُستا:
📖 وضعیت مالی اختیار معامله؛ در سود، بیتفاوت و در زیان
نه تابلو اشتباه میکنه، نه حسابوکتاب شما!
فرض کنید یک اختیار خرید با قیمت اعمال ۳۷۰۰ ریال رو به قیمت ۴۹۹ ریال خریدید.
قیمت سهم پایه ۴۰۰۰ ریاله؛ پس قرارداد شما در وضعیت «در سود» قرار داره.
حالا اگه سهم تا سررسید همین قیمت بمونه، با وجود اینکه قراردادتون همچنان «در سود» محسوب میشه، حدود ۴۰٪ سرمایهتون رو از دست دادید!
پس این «در سود» و «در زیان» که روی زنجیره اختیارها میبینیم، دقیقاً دارن چی بهمون میگن؟
و سؤال مهمتر:
چرا بعضی معاملهگرها آگاهانه سراغ قراردادهای «در زیان» میرن و بعضی حاضرن چند برابر پول بدن تا قرارداد «در سود» بخرن؟
جواب این سؤالها توی انتخاب قرارداد خیلی مهمتر از چیزیه که در نگاه اول به نظر میرسه.
در مقاله جدید رُستا، سه وضعیت ITM، ATM و OTM رو با مثالهای عددی بررسی کردیم و توضیح دادیم که هرکدوم چه تأثیری روی ریسک، بازده و انتخاب قرارداد دارن.
قبل از اینکه اختیار بعدی رو انتخاب کنید، بهتره بدونید این سه برچسب دقیقاً چه اطلاعاتی بهتون میدن.
🔗 مطالعه مقاله در رُستا:
📖 وضعیت مالی اختیار معامله؛ در سود، بیتفاوت و در زیان
rosttaa.ir
وضعیت مالی اختیار معامله؛ در سود، بیتفاوت و در زیان
وضعیت مالی اختیار معامله یعنی چه؟ در سود، بیتفاوت و در زیان (ITM، ATM، OTM) را با مثال عددی، اثر بر سررسید و راه انتخاب قرارداد مناسب یاد بگیرید
❤14🙏5👏1
rosta-ep09
به وقت پنجشنبه☕️
میخوام از یه هزینه برات بگم که هر روز میدیمش، ولی هیچوقت تو صورتحساب نمیبینیمش: «هزینه فرصت».
مثل اون ون سهمی که ضرر داده و نگهش داشتی تا فقط برگرده سرِ قیمت خرید؟
اون کاری که فقط چون امنه، هنوز توشی؟
اون سه ساعتی که دیشب تو اینستا گذشت؟
همهشون یه قبض پنهان دارن…
تو اپیزود نهم با کتاب «رها کن!» اثر آنی دوک (همون پوکرباز حرفهای که بیش از ۴ میلیون دلار برده)، بخش 4 کتاب سراغ این مفهوم رفتیم
🌐 متن اپیزود رو تو سایت ببینید
@optionreference
میخوام از یه هزینه برات بگم که هر روز میدیمش، ولی هیچوقت تو صورتحساب نمیبینیمش: «هزینه فرصت».
مثل اون ون سهمی که ضرر داده و نگهش داشتی تا فقط برگرده سرِ قیمت خرید؟
اون کاری که فقط چون امنه، هنوز توشی؟
اون سه ساعتی که دیشب تو اینستا گذشت؟
همهشون یه قبض پنهان دارن…
تو اپیزود نهم با کتاب «رها کن!» اثر آنی دوک (همون پوکرباز حرفهای که بیش از ۴ میلیون دلار برده)، بخش 4 کتاب سراغ این مفهوم رفتیم
🌐 متن اپیزود رو تو سایت ببینید
@optionreference
❤25👍4👏1
🚘 یه عده مجبور شدن سهمی رو که ۲۱۱ یورو بود، به قیمت ۱۰۰۰ یورو بخرن!
نه اینکه عاشق شرکت شده باشن یا فکر کنن قراره قیمتش باز هم بالاتر بره؛ اتفاقاً معتقد بودن سهم زیادی گرونه و باید سقوط کنه!
ولی وقتی کار به اونجا رسید، دیگه قیمت براشون مسئله اصلی نبود. فقط میخواستن سهم گیرشون بیاد!
ماجرا برمیگرده به اکتبر سال ۲۰۰۸، وسط بحران مالی جهانی.
اون موقع یه عده از صندوقهای سرمایهگذاری روی ریزش سهام فولکسواگن حساب کرده بودن.
روش کارشون هم این بود که سهم رو قرض میگرفتن، توی بازار میفروختن و امیدوار بودن بعداً ارزونتر بخرن و به صاحبش پس بدن.
همون فروش استقراضی خودمون.
مثلاً سهم رو ۲۰۰ یورو میفروختن و اگه قیمتش میرسید به ۱۵۰ یورو، میخریدن و ۵۰ یورو سود ناخالص میکردن.
فقط یه نکته وجود داشت؛ این افراد بالاخره باید سهم قرضگرفتهشده رو پس میدادن، چه قیمتش ۱۵۰ یورو میشد، چه ۱۵۰۰ یورو!
حالا بریم سراغ پورشه.
پورشه که خودش یه خودروساز کوچکتر از فولکسواگن بود، مدتها داشت برای تصاحب این شرکت برنامه میریخت.
بخشی از سهام رو مستقیم خریده بود و برای بخش دیگه، از قراردادهای اختیار معامله استفاده میکرد.
تا اینکه یکشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸، یه اطلاعیه منتشر کرد که حسابی برنامه فروشندههای استقراضی رو به هم ریخت.
پورشه اعلام کرد ۴۲.۶ درصد سهام فولکسواگن رو داره و علاوه بر اون، روی معادل ۳۱.۵ درصد دیگه هم اختیار معامله با تسویه نقدی گرفته!
اون قراردادها مالکیت مستقیم سهم نبودن، اما بانکهای طرف قرارداد برای پوشش ریسکشون مقدار زیادی از سهام واقعی فولکسواگن رو نگه داشته بودن.
حدود ۲۰ درصد سهام هم دست ایالت نیدرزاکسن آلمان بود.
یعنی مجموعاً حدود ۹۴ درصد سهام یا در اختیار سهامدارهای عمده بود یا عملاً درگیر پوشش موقعیتهای مشتقه شده بود!
پس چیزی نزدیک به ۶ درصد سهم برای خریدوفروش در دسترس میموند.
حالا قسمت عجیب قضیه این بود که حجم فروشهای استقراضی رو حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد کل سهام تخمین میزدن!
یعنی یه عالمه معاملهگر باید سهم قرضگرفتهشده رو پس میدادن، ولی سهمی که عملاً برای خرید در دسترس بود، حتی به اندازه نصف اون موقعیتها هم نمیرسید!
البته نه اینکه بستن همه موقعیتها از نظر ریاضی غیرممکن باشه؛ ولی وقتی همه تقریباً همزمان دنبال خرید میافتادن، فروشنده بهاندازه کافی پیدا نمیشد.
و اینجا بود که بازار یه شوخی نسبتاً پرهزینه با فروشندههای استقراضی کرد!
این افراد که منتظر بودن سهم ارزون بشه تا بخرنش، حالا داشتن برای خرید همون سهم با هم رقابت میکردن.
یکی برای بستن موقعیتش حاضر میشد گرونتر بخره.
خریدش قیمت رو بالاتر میبرد.
قیمت بالاتر هم زیان بقیه رو بیشتر میکرد و اونها رو برای بستن موقعیت تحت فشار میذاشت.
خلاصه هر خریدی که قرار بود یه نفر رو نجات بده، یه عده دیگه رو بیشتر گرفتار میکرد!
نتیجه؟
قیمت سهام فولکسواگن که جمعه حدود ۲۱۱ یورو بود، سهشنبه تا ۱۰۰۵ یورو بالا رفت!
وسط بحران مالی، شرکتی که قرار بود سهامش سقوط کنه، برای مدت کوتاهی باارزشترین شرکت بورسی دنیا شد!
بدون اینکه توی این دو روز فروش خودروهاش پنج برابر شده باشه یا سود خارقالعادهای ساخته باشه.
صرفاً به این خاطر که یه عده مجبور بودن خریدار باشن، اون هم توی بازاری که فروشنده زیادی نداشت!
به این وضعیت میگن Short Squeeze.
اما داستان پورشه هم پایان عجیبی داشت.
پورشه که برای تصاحب فولکسواگن بدهی سنگینی بالا آورده بود، خودش گرفتار مشکلات مالی شد و نتونست برنامه اولیهاش رو به سرانجام برسونه.
در نهایت سال ۲۰۱۲، بخش خودروسازی پورشه به گروه فولکسواگن ملحق شد؛ هرچند هلدینگ پورشه همچنان سهامدار عمده فولکسواگن باقی موند.
یعنی پورشه رفت فولکسواگن رو تصاحب کنه، ولی آخرش ساختار مالکیت طوری تغییر کرد که خودِ کارخانه خودروسازی پورشه رفت زیرمجموعه فولکسواگن!
حالا برگردیم به اون معاملهگرهایی که روی ریزش سهم حساب کرده بودن.
قیمت فولکسواگن بعد از اون اتفاق واقعاً سقوط کرد.
پس ممکنه بعضی از اونها درباره گرون بودن سهم درست فکر کرده باشن.
ولی چه فایده؟
برای کسی که مجبور شده بود سهم ۱۰۰۰ یورویی رو بخره و بدهی سهمش رو تسویه کنه، اینکه چند هفته بعد قیمت سقوط کنه دیگه اهمیتی نداشت.
اون معامله بسته شده بود و زیانش هم ثبت شده بود.
این ماجرا یه تفاوت مهم رو نشون میده:
اینکه بدونی یه دارایی چقدر میارزه، یه بحثه؛ اینکه بتونی از اختلاف قیمتش با ارزش واقعی سود بگیری، یه بحث کاملاً جداست.
فروشندههای استقراضی فولکسواگن احتمالاً اون روز بیشتر از هر زمان دیگهای به سقوط سهم اعتقاد داشتن.
فقط مشکل این بود که دیگه نمیتونستن منتظر سقوطش بمونن!
@OptionReference
نه اینکه عاشق شرکت شده باشن یا فکر کنن قراره قیمتش باز هم بالاتر بره؛ اتفاقاً معتقد بودن سهم زیادی گرونه و باید سقوط کنه!
ولی وقتی کار به اونجا رسید، دیگه قیمت براشون مسئله اصلی نبود. فقط میخواستن سهم گیرشون بیاد!
ماجرا برمیگرده به اکتبر سال ۲۰۰۸، وسط بحران مالی جهانی.
اون موقع یه عده از صندوقهای سرمایهگذاری روی ریزش سهام فولکسواگن حساب کرده بودن.
روش کارشون هم این بود که سهم رو قرض میگرفتن، توی بازار میفروختن و امیدوار بودن بعداً ارزونتر بخرن و به صاحبش پس بدن.
همون فروش استقراضی خودمون.
مثلاً سهم رو ۲۰۰ یورو میفروختن و اگه قیمتش میرسید به ۱۵۰ یورو، میخریدن و ۵۰ یورو سود ناخالص میکردن.
فقط یه نکته وجود داشت؛ این افراد بالاخره باید سهم قرضگرفتهشده رو پس میدادن، چه قیمتش ۱۵۰ یورو میشد، چه ۱۵۰۰ یورو!
حالا بریم سراغ پورشه.
پورشه که خودش یه خودروساز کوچکتر از فولکسواگن بود، مدتها داشت برای تصاحب این شرکت برنامه میریخت.
بخشی از سهام رو مستقیم خریده بود و برای بخش دیگه، از قراردادهای اختیار معامله استفاده میکرد.
تا اینکه یکشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸، یه اطلاعیه منتشر کرد که حسابی برنامه فروشندههای استقراضی رو به هم ریخت.
پورشه اعلام کرد ۴۲.۶ درصد سهام فولکسواگن رو داره و علاوه بر اون، روی معادل ۳۱.۵ درصد دیگه هم اختیار معامله با تسویه نقدی گرفته!
اون قراردادها مالکیت مستقیم سهم نبودن، اما بانکهای طرف قرارداد برای پوشش ریسکشون مقدار زیادی از سهام واقعی فولکسواگن رو نگه داشته بودن.
حدود ۲۰ درصد سهام هم دست ایالت نیدرزاکسن آلمان بود.
یعنی مجموعاً حدود ۹۴ درصد سهام یا در اختیار سهامدارهای عمده بود یا عملاً درگیر پوشش موقعیتهای مشتقه شده بود!
پس چیزی نزدیک به ۶ درصد سهم برای خریدوفروش در دسترس میموند.
حالا قسمت عجیب قضیه این بود که حجم فروشهای استقراضی رو حدود ۱۲ تا ۱۳ درصد کل سهام تخمین میزدن!
یعنی یه عالمه معاملهگر باید سهم قرضگرفتهشده رو پس میدادن، ولی سهمی که عملاً برای خرید در دسترس بود، حتی به اندازه نصف اون موقعیتها هم نمیرسید!
البته نه اینکه بستن همه موقعیتها از نظر ریاضی غیرممکن باشه؛ ولی وقتی همه تقریباً همزمان دنبال خرید میافتادن، فروشنده بهاندازه کافی پیدا نمیشد.
و اینجا بود که بازار یه شوخی نسبتاً پرهزینه با فروشندههای استقراضی کرد!
این افراد که منتظر بودن سهم ارزون بشه تا بخرنش، حالا داشتن برای خرید همون سهم با هم رقابت میکردن.
یکی برای بستن موقعیتش حاضر میشد گرونتر بخره.
خریدش قیمت رو بالاتر میبرد.
قیمت بالاتر هم زیان بقیه رو بیشتر میکرد و اونها رو برای بستن موقعیت تحت فشار میذاشت.
خلاصه هر خریدی که قرار بود یه نفر رو نجات بده، یه عده دیگه رو بیشتر گرفتار میکرد!
نتیجه؟
قیمت سهام فولکسواگن که جمعه حدود ۲۱۱ یورو بود، سهشنبه تا ۱۰۰۵ یورو بالا رفت!
وسط بحران مالی، شرکتی که قرار بود سهامش سقوط کنه، برای مدت کوتاهی باارزشترین شرکت بورسی دنیا شد!
بدون اینکه توی این دو روز فروش خودروهاش پنج برابر شده باشه یا سود خارقالعادهای ساخته باشه.
صرفاً به این خاطر که یه عده مجبور بودن خریدار باشن، اون هم توی بازاری که فروشنده زیادی نداشت!
به این وضعیت میگن Short Squeeze.
اما داستان پورشه هم پایان عجیبی داشت.
پورشه که برای تصاحب فولکسواگن بدهی سنگینی بالا آورده بود، خودش گرفتار مشکلات مالی شد و نتونست برنامه اولیهاش رو به سرانجام برسونه.
در نهایت سال ۲۰۱۲، بخش خودروسازی پورشه به گروه فولکسواگن ملحق شد؛ هرچند هلدینگ پورشه همچنان سهامدار عمده فولکسواگن باقی موند.
یعنی پورشه رفت فولکسواگن رو تصاحب کنه، ولی آخرش ساختار مالکیت طوری تغییر کرد که خودِ کارخانه خودروسازی پورشه رفت زیرمجموعه فولکسواگن!
حالا برگردیم به اون معاملهگرهایی که روی ریزش سهم حساب کرده بودن.
قیمت فولکسواگن بعد از اون اتفاق واقعاً سقوط کرد.
پس ممکنه بعضی از اونها درباره گرون بودن سهم درست فکر کرده باشن.
ولی چه فایده؟
برای کسی که مجبور شده بود سهم ۱۰۰۰ یورویی رو بخره و بدهی سهمش رو تسویه کنه، اینکه چند هفته بعد قیمت سقوط کنه دیگه اهمیتی نداشت.
اون معامله بسته شده بود و زیانش هم ثبت شده بود.
این ماجرا یه تفاوت مهم رو نشون میده:
اینکه بدونی یه دارایی چقدر میارزه، یه بحثه؛ اینکه بتونی از اختلاف قیمتش با ارزش واقعی سود بگیری، یه بحث کاملاً جداست.
فروشندههای استقراضی فولکسواگن احتمالاً اون روز بیشتر از هر زمان دیگهای به سقوط سهم اعتقاد داشتن.
فقط مشکل این بود که دیگه نمیتونستن منتظر سقوطش بمونن!
@OptionReference
👏23❤14👍13
Forwarded from اختیارمعامله 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
اگر بورس بسته شد، ساعت آپشنها هم باید بایستد؟
فرض کنید یک قرارداد اختیار معامله ۳۰ روز تا سررسید دارد.
بازار بهدلیل شرایط جنگی ۲۰ روز تعطیل میشود.
در این ۲۰ روز شما نه میتوانید خارج شوید، نه هج کنید، نه موقعیت را رول کنید و نه استراتژیتان را تغییر دهید.
اما یک چیز همچنان جلو میرود:
زمان قرارداد.
اینجاست که مسئله بازار مشتقه با بازار سهام فرق میکند.
در اختیار معامله، زمان فقط یک عدد روی تقویم نیست؛ بخشی از ارزش خود قرارداد است.
پس سؤال مهم اینجاست:
وقتی امکان معامله متوقف شده، چرا باید عمر قرارداد بدون هیچ قاعده مشخصی ادامه پیدا کند؟
این موضوع در بازارهای دیگر هم سابقه داشته است.
در بحران ۲۰۲۲ روسیه، معاملات مشتقه متوقف شد و برای برخی قراردادهایی که دارایی پایهشان در سررسید قابل معامله نبود، تاریخ سررسید جابهجا شد.
در بازارهایی مثل CME و Eurex هم برای شرایطی مثل توقف معاملات، اختلال بازار، مارجین و تسویه، از قبل قواعد اضطراری تعریف شده است.
یعنی قرار نیست وسط بحران تازه تصمیم گرفته شود که با قراردادها چه کنیم.
بحث اصلاً این نیست که ایران دقیقاً مدل یک کشور دیگر را اجرا کند.
بحث این است که قبل از بحران، تکلیف بحران روشن باشد.
فعال بازار باید از قبل بداند اگر بورس ۱۰، ۳۰ یا ۶۰ روز بسته شد:
▪️ سررسید چه میشود؟
▪️ اگر دارایی پایه در روز سررسید معامله نشد، قیمت تسویه چگونه تعیین میشود؟
▪️ قراردادهایی که وسط تعطیلی سررسید میشوند چه سرنوشتی دارند؟
▪️ وجه تضمین و مهلت تأمین آن بعد از بازگشایی چگونه مدیریت میشود؟
حتی تمدید سررسید هم لزوماً راهحل کامل نیست؛ چون میتواند شرایط قرارداد را به نفع یک طرف و به ضرر طرف دیگر تغییر دهد.
پس مطالبه اصلی «تمدید سررسید» نیست.
مطالبه این است:
بازار مشتقه باید یک قاعده شفاف و از قبل اعلامشده برای شرایط اضطراری داشته باشد.
قاعدهای که هم خریدار بداند چه حقی دارد، هم فروشنده بداند چه تعهدی دارد و هم نهاد ناظر مجبور نباشد وسط بحران برای هزاران موقعیت باز تصمیم موردی بگیرد.
بازار اختیار برای مدیریت ریسک ساخته شده است.
اما اگر در روز بحران، خودِ قرارداد تبدیل به یک علامت سؤال شود، یک ریسک تازه وارد معامله کردهایم؛
ریسکی که نه دلتا نشانش میدهد،
نه تتا،
نه وگا.
ریسکِ قانونی که هنوز نوشته نشده است.
📌 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
فرض کنید یک قرارداد اختیار معامله ۳۰ روز تا سررسید دارد.
بازار بهدلیل شرایط جنگی ۲۰ روز تعطیل میشود.
در این ۲۰ روز شما نه میتوانید خارج شوید، نه هج کنید، نه موقعیت را رول کنید و نه استراتژیتان را تغییر دهید.
اما یک چیز همچنان جلو میرود:
زمان قرارداد.
اینجاست که مسئله بازار مشتقه با بازار سهام فرق میکند.
در اختیار معامله، زمان فقط یک عدد روی تقویم نیست؛ بخشی از ارزش خود قرارداد است.
پس سؤال مهم اینجاست:
وقتی امکان معامله متوقف شده، چرا باید عمر قرارداد بدون هیچ قاعده مشخصی ادامه پیدا کند؟
این موضوع در بازارهای دیگر هم سابقه داشته است.
در بحران ۲۰۲۲ روسیه، معاملات مشتقه متوقف شد و برای برخی قراردادهایی که دارایی پایهشان در سررسید قابل معامله نبود، تاریخ سررسید جابهجا شد.
در بازارهایی مثل CME و Eurex هم برای شرایطی مثل توقف معاملات، اختلال بازار، مارجین و تسویه، از قبل قواعد اضطراری تعریف شده است.
یعنی قرار نیست وسط بحران تازه تصمیم گرفته شود که با قراردادها چه کنیم.
بحث اصلاً این نیست که ایران دقیقاً مدل یک کشور دیگر را اجرا کند.
بحث این است که قبل از بحران، تکلیف بحران روشن باشد.
فعال بازار باید از قبل بداند اگر بورس ۱۰، ۳۰ یا ۶۰ روز بسته شد:
▪️ سررسید چه میشود؟
▪️ اگر دارایی پایه در روز سررسید معامله نشد، قیمت تسویه چگونه تعیین میشود؟
▪️ قراردادهایی که وسط تعطیلی سررسید میشوند چه سرنوشتی دارند؟
▪️ وجه تضمین و مهلت تأمین آن بعد از بازگشایی چگونه مدیریت میشود؟
حتی تمدید سررسید هم لزوماً راهحل کامل نیست؛ چون میتواند شرایط قرارداد را به نفع یک طرف و به ضرر طرف دیگر تغییر دهد.
پس مطالبه اصلی «تمدید سررسید» نیست.
مطالبه این است:
بازار مشتقه باید یک قاعده شفاف و از قبل اعلامشده برای شرایط اضطراری داشته باشد.
قاعدهای که هم خریدار بداند چه حقی دارد، هم فروشنده بداند چه تعهدی دارد و هم نهاد ناظر مجبور نباشد وسط بحران برای هزاران موقعیت باز تصمیم موردی بگیرد.
بازار اختیار برای مدیریت ریسک ساخته شده است.
اما اگر در روز بحران، خودِ قرارداد تبدیل به یک علامت سؤال شود، یک ریسک تازه وارد معامله کردهایم؛
ریسکی که نه دلتا نشانش میدهد،
نه تتا،
نه وگا.
ریسکِ قانونی که هنوز نوشته نشده است.
📌 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
👍28❤9
آپشنت بازه، ولی کی ازت میخره؟!
فرض کن یه قرارداد اختیار معامله خریدی و هنوز چند هفته تا سررسیدش مونده.
یه اتفاقی میافته، سهم پایه بسته میشه و روزها میگذره، اما خبری از بازگشایی نیست.
حالا رسیدیم به روز سررسید!
اینجا یه نکته جالب وجود داره که شاید خیلیها ندونن.
طبق مقرراتی که از مرداد ۱۴۰۴ اجرا شده، در شرایط مشخص، حتی اگه سهم پایه متوقف باشه، قراردادهای آپشن اون میتونن توی ۶۰ دقیقه آخر جلسه معاملاتی باز بشن.
البته فقط برای بستن موقعیتهای قبلی.
تا اینجا که عالیه! حداقل یه فرصت برای خروج داریم.
ولی یه لحظه... خروج به چه قیمتی؟!
سهمی که چند هفته معامله نشده، قیمت واقعیش الان چنده؟
فرض کن آخرین قیمت مبنای سهم ۱۰۰۰ تومن بوده.
توی این چند هفته هم کلی اتفاق افتاده که میتونه روی قیمتش تأثیر بذاره.
حالا تو میخوای آپشنت رو بفروشی.
خریدار از کجا بدونه این قرارداد واقعاً چقدر میارزه؟
تازه ماجرا جالبتر هم میشه!
وقتی فقط اجازه بستن موقعیتها وجود داره، قرار نیست هر کسی از راه برسه و یه موقعیت جدید بگیره.
یعنی برای خروج تو، باید طرف مقابلی هم وجود داشته باشه که بخواد موقعیت قبلی خودش رو ببنده.
پس ممکنه دکمه فروش جلوت باشه، ولی خریداری با قیمت مناسب پیدا نشه!
از اون طرف، برای قراردادهایی که به سررسید رسیدن و سهم پایهشون متوقفه، مقررات تسویه هم وجود داره که در بعضی شرایط، آخرین قیمت مبنای سهم توی اون نقش داره.
ولی آخرین قیمت یه سهم متوقف، لزوماً همون قیمتی نیست که امروز حاضرن بابتش پول بدن.
و این دقیقاً همون چیزیه که بحث رو پیچیده میکنه.
یه طرف ممکنه احساس کنه فرصت خروجش از دست رفته، طرف دیگه هم شاید حاضر نباشه با قیمتی که معلوم نیست پشتش چیه معامله کنه.
نه میشه گفت خریدار حتماً ضرر میکنه، نه فروشنده حتماً سود میبره.
جالب اینجاست که ممکنه قانون بهت اجازه خروج بده، ولی بازار نتونه این فرصت رو واقعاً در اختیارت بذاره.
توی پست قبلی پرسیدیم وقتی بورس بسته میشه، چرا ساعت آپشن همچنان جلو میره؟
حالا یه سؤال دیگه داریم:
وقتی خود سهم معامله نمیشه، قراره قیمت آپشنش رو چطوری پیدا کنیم؟
بهنظرت توی چنین شرایطی، ۶۰ دقیقه فرصت خروج واقعاً مشکلی رو حل میکنه یا فقط روی کاغذ قشنگه؟
📌 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
فرض کن یه قرارداد اختیار معامله خریدی و هنوز چند هفته تا سررسیدش مونده.
یه اتفاقی میافته، سهم پایه بسته میشه و روزها میگذره، اما خبری از بازگشایی نیست.
حالا رسیدیم به روز سررسید!
اینجا یه نکته جالب وجود داره که شاید خیلیها ندونن.
طبق مقرراتی که از مرداد ۱۴۰۴ اجرا شده، در شرایط مشخص، حتی اگه سهم پایه متوقف باشه، قراردادهای آپشن اون میتونن توی ۶۰ دقیقه آخر جلسه معاملاتی باز بشن.
البته فقط برای بستن موقعیتهای قبلی.
تا اینجا که عالیه! حداقل یه فرصت برای خروج داریم.
ولی یه لحظه... خروج به چه قیمتی؟!
سهمی که چند هفته معامله نشده، قیمت واقعیش الان چنده؟
فرض کن آخرین قیمت مبنای سهم ۱۰۰۰ تومن بوده.
توی این چند هفته هم کلی اتفاق افتاده که میتونه روی قیمتش تأثیر بذاره.
حالا تو میخوای آپشنت رو بفروشی.
خریدار از کجا بدونه این قرارداد واقعاً چقدر میارزه؟
تازه ماجرا جالبتر هم میشه!
وقتی فقط اجازه بستن موقعیتها وجود داره، قرار نیست هر کسی از راه برسه و یه موقعیت جدید بگیره.
یعنی برای خروج تو، باید طرف مقابلی هم وجود داشته باشه که بخواد موقعیت قبلی خودش رو ببنده.
پس ممکنه دکمه فروش جلوت باشه، ولی خریداری با قیمت مناسب پیدا نشه!
از اون طرف، برای قراردادهایی که به سررسید رسیدن و سهم پایهشون متوقفه، مقررات تسویه هم وجود داره که در بعضی شرایط، آخرین قیمت مبنای سهم توی اون نقش داره.
ولی آخرین قیمت یه سهم متوقف، لزوماً همون قیمتی نیست که امروز حاضرن بابتش پول بدن.
و این دقیقاً همون چیزیه که بحث رو پیچیده میکنه.
یه طرف ممکنه احساس کنه فرصت خروجش از دست رفته، طرف دیگه هم شاید حاضر نباشه با قیمتی که معلوم نیست پشتش چیه معامله کنه.
نه میشه گفت خریدار حتماً ضرر میکنه، نه فروشنده حتماً سود میبره.
جالب اینجاست که ممکنه قانون بهت اجازه خروج بده، ولی بازار نتونه این فرصت رو واقعاً در اختیارت بذاره.
توی پست قبلی پرسیدیم وقتی بورس بسته میشه، چرا ساعت آپشن همچنان جلو میره؟
حالا یه سؤال دیگه داریم:
وقتی خود سهم معامله نمیشه، قراره قیمت آپشنش رو چطوری پیدا کنیم؟
بهنظرت توی چنین شرایطی، ۶۰ دقیقه فرصت خروج واقعاً مشکلی رو حل میکنه یا فقط روی کاغذ قشنگه؟
📌 𝑶𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑹𝒆𝒇𝒆𝒓𝒆𝒏𝒄𝒆
👍13❤12👏3😨3🤷♂2
امروز زمان تسویه نقدی قرارداد اختیار معامله #فزر هست و تا ساعت ۱۵:۰۰ امروز فرصت دارید درخواست تسویه نقدی را در سامانه معاملاتی خود ثبت کنید.
👇 👇 👇
هرآنچه که باید در مورد تسویه نقدی اختیار معامله بدانید
هرآنچه که باید در مورد تسویه نقدی اختیار معامله بدانید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍2🙏1🫡1
اهرم فقط ۲۳۰۰ موقعیت تا رفع محدودیت فاصله داره!
آمار جدید سررسید مهر اهرم نشون میده که تخلیه موقعیتهای باز همچنان ادامه داره.
از گزارش قبلی تا الان، ۵۸٬۰۴۳ موقعیت از عدد مبنای محاسبه سقف کم شده و این عدد از ۲٬۲۶۰٬۳۳۶ به ۲٬۲۰۲٬۲۹۳ رسیده.
یعنی زنجیره مهر اهرم حالا فقط ۲٬۲۹۴ موقعیت کاهش دیگه نیاز داره تا به زیر کف تعیینشده، یعنی ۲.۲ میلیون برسه.
البته مجموع قراردادهای باز خرید و فروش همچنان حدود ۳.۲۷ میلیون قرارداده؛ اما ملاک کنترل سقف، مجموع بزرگترین موقعیت باز Call یا Put در هر قیمت اعماله.
نکته جالب اینجاست که سامانه الان ۸۰٪ ظرفیت رو نشون میده، اما معاملات فزاینده هنوز بستهست!
دلیلش هم مشخصه؛ نسبت واقعی هنوز کمی بالاتر از ۸۰ درصده و باید به زیر این محدوده برسه.
با این سرعت تخلیه موقعیتها، احتمال فراهم شدن شرایط رفع محدودیت بیشتر شده؛ البته بازگشایی به بررسی وضعیت پایان جلسه معاملاتی بستگی داره.
فقط ۴ روز تا سررسید باقی مونده و حالا فاصله تا آستانه بازگشایی، به کمتر از ۲۳۰۰ موقعیت رسیده.
https://t.me/optionreference
آمار جدید سررسید مهر اهرم نشون میده که تخلیه موقعیتهای باز همچنان ادامه داره.
از گزارش قبلی تا الان، ۵۸٬۰۴۳ موقعیت از عدد مبنای محاسبه سقف کم شده و این عدد از ۲٬۲۶۰٬۳۳۶ به ۲٬۲۰۲٬۲۹۳ رسیده.
یعنی زنجیره مهر اهرم حالا فقط ۲٬۲۹۴ موقعیت کاهش دیگه نیاز داره تا به زیر کف تعیینشده، یعنی ۲.۲ میلیون برسه.
البته مجموع قراردادهای باز خرید و فروش همچنان حدود ۳.۲۷ میلیون قرارداده؛ اما ملاک کنترل سقف، مجموع بزرگترین موقعیت باز Call یا Put در هر قیمت اعماله.
نکته جالب اینجاست که سامانه الان ۸۰٪ ظرفیت رو نشون میده، اما معاملات فزاینده هنوز بستهست!
دلیلش هم مشخصه؛ نسبت واقعی هنوز کمی بالاتر از ۸۰ درصده و باید به زیر این محدوده برسه.
با این سرعت تخلیه موقعیتها، احتمال فراهم شدن شرایط رفع محدودیت بیشتر شده؛ البته بازگشایی به بررسی وضعیت پایان جلسه معاملاتی بستگی داره.
فقط ۴ روز تا سررسید باقی مونده و حالا فاصله تا آستانه بازگشایی، به کمتر از ۲۳۰۰ موقعیت رسیده.
https://t.me/optionreference
❤4👍2👏1