فرقی نمیکند چه برایم نوشته دوست
گیرم که ناسزاست ولی دستخط اوست
آیینهوار خیره به تنهایی توام
آری ! سکوت سادهترین راه گفتوگوست
این درس را ز عشق تو آموختم که گاه
راه وصال دست کشیدن ز جستوجوست
هرکس به قدر وسع خریدار یوسف است
سرمایهی شکستهدلان چیست؟ آرزوست!
بیچاره ما که گرچه عزیزیم نزد خلق
چیزی که پیش دوست نداریم آبروست
#فاضل_نظری
فرقی نمیکند چه برایم نوشته دوست
گیرم که ناسزاست ولی دستخط اوست
آیینهوار خیره به تنهایی توام
آری ! سکوت سادهترین راه گفتوگوست
این درس را ز عشق تو آموختم که گاه
راه وصال دست کشیدن ز جستوجوست
هرکس به قدر وسع خریدار یوسف است
سرمایهی شکستهدلان چیست؟ آرزوست!
بیچاره ما که گرچه عزیزیم نزد خلق
چیزی که پیش دوست نداریم آبروست
#فاضل_نظری
❤9
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...
سیمین بهبهانی
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...
سیمین بهبهانی
❤8👌1
در امتداد کور سوی زندگی
در پیچ و تابی که دلم را میلرزاند،
تو باید باشی تا بیقراریهایم را ؛
تاب بیاورم ...
همسفرم باش
مقصدی بیانتها رو به خوشبختی
مرا دریاب ،
که جهانم خالیست ...!
در پیچ و تابی که دلم را میلرزاند،
تو باید باشی تا بیقراریهایم را ؛
تاب بیاورم ...
همسفرم باش
مقصدی بیانتها رو به خوشبختی
مرا دریاب ،
که جهانم خالیست ...!
❤6
❤4
یک نامه به نامم ننوشتی مگر آخر
کاغذ به سمرقندِ تو ای قند به چند است
نرخِ لبِ پُرآبِ تو و شعرِ ترِ من
در کشور زیبایی تو چند به چند است
#حسین_منزوی
کاغذ به سمرقندِ تو ای قند به چند است
نرخِ لبِ پُرآبِ تو و شعرِ ترِ من
در کشور زیبایی تو چند به چند است
#حسین_منزوی
❤4👌2
❤5
تردید ندارم که شدی راحت جانم
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم
از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه...
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم..
#حسین_منزوی
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم
از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه...
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم..
#حسین_منزوی
❤6🥰1
هر دلی نیست عزیز دل من ، لایقِ صید
باش همواره تو صیاد و گرفتار تو من
عماد خراسانی
باش همواره تو صیاد و گرفتار تو من
عماد خراسانی
❤4
.
بگذار لب به روی لبم تا ڪه هر نفس
با بوسههاےِ خیس لبت بندگی ڪنم
چشمی به چشمهاے خمارم بدوز تا
در ساغرِ دو دیدهےِ تو زندگی ڪنم
@onlyshear
#مجتبی_خوش_زبان
بگذار لب به روی لبم تا ڪه هر نفس
با بوسههاےِ خیس لبت بندگی ڪنم
چشمی به چشمهاے خمارم بدوز تا
در ساغرِ دو دیدهےِ تو زندگی ڪنم
@onlyshear
#مجتبی_خوش_زبان
❤3
شوالیه مـن بنواز
با فلـوت لبانت بر نرمی لبانم ،
دوستت دارمی سـر بنه
به آواز دشتی و بنـواز با شوق
به چهچه بلبل
به الهام از شکوفه های بهاری
خنده مستانه تو نغمه شادیست...
@onlyshear
با فلـوت لبانت بر نرمی لبانم ،
دوستت دارمی سـر بنه
به آواز دشتی و بنـواز با شوق
به چهچه بلبل
به الهام از شکوفه های بهاری
خنده مستانه تو نغمه شادیست...
@onlyshear
❤3
دایم دل ما بر در جانانه مقیم است
گر جان طلبد هان بسپاریم به دیده
این گفته ی مستانه ی ما از سر ذوق است
خود خوش تر از این قول که گفته که شنیده؟
بی عیب بود هرچه به ما می رسد از غیب
عیبش مکن ای دوست که از غیب رسیده
@onlyshear
#شاه_نعمت_الله_ولي
گر جان طلبد هان بسپاریم به دیده
این گفته ی مستانه ی ما از سر ذوق است
خود خوش تر از این قول که گفته که شنیده؟
بی عیب بود هرچه به ما می رسد از غیب
عیبش مکن ای دوست که از غیب رسیده
@onlyshear
#شاه_نعمت_الله_ولي
👌4❤1
من يكی
مرغ غزل خوان تو بودم،
چه فِتـاد
كه دگـر گـوش نـدادی
به نواخـوانی مـن ؟
گـنج خود خـوانديم و
رفـتی و بگذاشــتيم
ای عـجب بعد تـو با كيست نگهبـانی مـن ؟
@onlyshear
پروین_اعتصامی
مرغ غزل خوان تو بودم،
چه فِتـاد
كه دگـر گـوش نـدادی
به نواخـوانی مـن ؟
گـنج خود خـوانديم و
رفـتی و بگذاشــتيم
ای عـجب بعد تـو با كيست نگهبـانی مـن ؟
@onlyshear
پروین_اعتصامی
❤2
شرارِ شوقِ تو در دل نمیشود خاموش
هنوز یاد تو این یادِ مهربان با من
دلم گرفت از این لحظههای تنهایی
ترحّمی کن و بازآ بمان با من
چه سالها که گذشت و نرفتی از یادم
هنوز عشق تو این عشق جاودان با من
#حمید_مصدق
هنوز یاد تو این یادِ مهربان با من
دلم گرفت از این لحظههای تنهایی
ترحّمی کن و بازآ بمان با من
چه سالها که گذشت و نرفتی از یادم
هنوز عشق تو این عشق جاودان با من
#حمید_مصدق
❤5
ولی من هروقت بریدم و خسته شدم و فکر کردم که دیگه نمیتونم ادامه بدم؛
همین یه جملهاش منو نگه داشت که:
تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکنه
همین یه جملهاش منو نگه داشت که:
تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکنه
❤6👍3👎1
به خود گفتم دل از اندیشهٔ دیدار بردارم
تمامِ عمر «تنها» دست روی دست بگذارم
نباید مینوشتم پاسخ آن نامه را اما
نشد از دستخط دوست یکدم چشم بردارم
نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما
کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم
کسی از دور میآید به جنگِ عقل و میترسم
مبادا عشق باشد اینکه میآید به پیکارم
اگر شبهای دلتنگی نمیآیم به دیدارت
نمیخواهم تو را با گریههای خود بیازارم
#عطیهسادات_حجتی
تمامِ عمر «تنها» دست روی دست بگذارم
نباید مینوشتم پاسخ آن نامه را اما
نشد از دستخط دوست یکدم چشم بردارم
نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما
کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم
کسی از دور میآید به جنگِ عقل و میترسم
مبادا عشق باشد اینکه میآید به پیکارم
اگر شبهای دلتنگی نمیآیم به دیدارت
نمیخواهم تو را با گریههای خود بیازارم
#عطیهسادات_حجتی
❤5👌2