سرای شعر
9.38K subscribers
9.74K photos
1.75K videos
41 files
124 links
ارتباط بامدیر درتلگرام t.me/HOS_SE_IN

سرای شعر (شوریده دلان)
گلچینی ازبرترین ونابترین اشعارکهن ومعاصربا زیباترین اهنگهای خاطره انگیز و موزیک ویدیوهای جذاب
Download Telegram
بیا ای یار کامروز آن مایی
چو گل باید که با ما خوش برآیی


خدایا چشم بد را دور گردان
خداوندا نگه دار از جدایی

#مولانا
3👍1
ای باد از آن باده نسیمی به من آور
کان بویِ شفابخش بُوَد دفعِ خُمارم

حافظ لبِ لَعلَش چو مرا جانِ عزیز است
عمری بُوَد آن لحظه که جان را به لب آرم


#حافظ
4
نخواهے دید جز من در کسے این سربه‌راهے را
براے بردن دریا بیاور تُنگِ ماهے را

جدا کردے مسیر خویش را از من،ولے دستی
به هم پیوند داده انتهاے این دوراهے را

مرا می‌خواهے اما در مقابل شرط هم داری!
دوباره زنده کردے دوره‌ے مشروطه‌خواهے را

براے دیدنت فرقے ندارد راه و بیراهه
به مقصد می‌رسانم هر مسیر اشتباهے را...

#سورنا_جوکار
@onlyshear
👌4
مه من هنوز عشقت دل من فڪار دارد
تو یڪے بپرس از این غم ڪه به من چه ڪار دارد

تو ڪه از مے جوانے همه سرخوشے چه دانی
ڪه شراب ناامیدے چقدر خمار دارد

دل چون شڪسته سازم ز گذشته‌هاے شیرین
چه ترانه هاے محزون ڪه به یادگار دارد

غم روزگار گو رو پے ڪار خود ڪه ما را
غم یار بے خیال غم روزگار دارد

#شهریار
@onlyshear
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استادشجریان
از غم عشقت
دل شیدا شکست
شیشۀ می در شیشۀ می
در شب یلدا شکست
از بس که زدم
ریگ بیابان به کف
خار مغیلان، خار مغیلان
همه در پا شکست

پیشاپیش یلداتون مبارک🌹
8
آرزوے من از جهان دیدن روے توست و بس
رو بنما، ڪہ سوختم از آرزوے لقاے تو

ڪام دلم ز لب بدہ، وعدهٔ بیشتر مده
زان ڪہ وفا نمی‌ڪند عمر من و وفاے تو

#عراقے
5
تا ڪہ ما از نظر و خـــــوبے تو باخبریم
از بد و نیڪ جهان همچو جهان بی‌خبریم

دین ما مـــــهر تو و مذهب ما خدمت تو
تا نگویے ڪہ در این عشق تو ما مختصریم

#مولانا

4


عشق یعنی نفستــ بند یڪی باشد و بس


نڪَهتــ جز بہ یڪی ماتــ بہ هرجا نشود



#سمیرا_بیگی
4👍1


لبــ بر لبم بنہ بہ نوازش دمی چو نی



تا بشنوے نواے غزل‌هاے دلڪشم !



#شهریار
4
گفته‌ای جانت به کام دل رسانم یا به لب


آن نخواهی کرد هرگز دانم اما این کنی...



#کمال_خجندی
4👍1👌1
گفته بودی که دهی بوس و دهم جان به عوض


عهد بشکستی و من بر سر میثاقِ توام...


#افسر کرمانی
💔3👌2
بوسہ اے از روے لبهایت هوس ڪردم بیا

جاے دنجے ،گوشہ اے ،
مشڪل گشایے میڪنی؟

#سوسن_درفش
5🥰1
امروز
خوش است هر که او جان دارد
رو بر کــــــــــف پای میر خوبان دارد
چون بلبل مست داغ هجران دارد
مسکن شب و روز در
گلستان دارد.





#مولانا
7
جمعه ها ؛
باید که فارغ شد از این شهرِ شلوغ
دور شد از قیل و قال ...
جمعه یعنی حالِ خوش ؛
جمعه یعنی ؛ بیخیال ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
5
این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
یک لحظه پری شکلم یک لحظه پری خوانم

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم
هم دودم و هم نورم هم جمع و پریشانم

جز گوش رباب دل از خشم نمالم من
جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم

چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرم
طبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانم

ای خواجه چه مرغم من نی کبکم و نی بازم
نی خوبم و نی زشتم نی اینم و نی آنم

نی خواجه بازارم نی بلبل گلزارم
ای خواجه تو نامم نه تا خویش بدان خوانم

نی بنده نی آزادم نی موم نه پولادم
نی دل به کسی دادم نی دلبر ایشانم

گر در شرم و خیرم از خود نه‌ام از غیرم
آن سو که کشد آن کس ناچار چنان رانم

#مولوی
6
درقمارِ عشق عاقل بی درایت می شود
دل سپردن حکمِ پنهان شریعت می شود

گرچه بایر مانده دشتِ عشق ورزیدن ولی
فصلِ کشتِ مهر باشد شاه رعیت می شود

اشتیاقِ رود پیوستن به دریا بود و بس
نذرِ ما وصل و جدایی ها اجابت می شود

در پیِ اعجازِ لا اِمکان به هر جا رفته ایم
آه از آن رنجِ فراوانی که عادت می شود

رشته یِ تسبیحمان بعد از نگاهی پاره شد
ای بسا زاهد که محروم از سعادت می شود

در جوابِ خیلِ امّا و چرا باید نوشت
علّت و معلول هم مغلوبِ قسمت می شود‌

عاقبت می آید آن روزی که مشتاقم شوی
آرزویم سویِ " تا هرگز..."هدایت می شود


سیدشهرام_علیزاده
4👍1
با عشق روان شد از عدم مرکب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما

زان می که حرام نیست در مذهب ما
تا صبح عدم خشک نیابی لب ما

#حضرت_مولانا
5👌2
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود

دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشت
باز مشتاقِ کمان‌خانهٔ ابرویِ تو بود

هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی می‌داد
ور نه در کس نرسیدیم که از کویِ تو بود

عالَم از شور و شرِ عشق خبر هیچ نداشت
فتنه‌انگیزِ جهان غمزهٔ جادویِ تو بود

منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم
دامِ راهم شِکَنِ طُرِّهٔ هندویِ تو بود

بگشا بندِ قبا تا بگشاید دلِ من
که گشادی که مرا بود ز پهلویِ تو بود

به وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بگذر
کز جهان می‌شد و در آرزویِ رویِ تو بود



#حافظ
10👌1
گرچه چون موج مرا شوق زخود رستن بود
موج‌موج دل من تشنه‌ی پیوستن بود

یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر
بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود

خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما
خواستن‌ها همه موقوف توانستن بود

کاش از روز ازل هیچ نمی‌دانستم
که هبوط ابدم در پی دانستن بود

چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
همه‌ی طول سفر یک چمدان بستن بود

# قیصر_امین‌پور
10