یک ستاره در هفت آسمان
1.56K members
1.35K photos
355 videos
67 files
3.09K links
وبلاگ تخصصی نجوم و اخترفیزیک که از سال ۲۰۱۰ تاکنون بی‌وقفه به کار ترجمه‌ی مطالب متنوع و گوناگونِ این حوزه‌ی دانش، از معتبرترین سایت‌های بین‌المللی می‌پردازد:
http://www.1star7sky.com/
فیسبوک: https://www.facebook.com/1star7sky/
Download Telegram
to view and join the conversation
«مگنتاری که می‌تواند سرنخ‌هایی درباره FRBها به ما بدهد»
------------------------------------------------------------

اخترشناسان سرگرم بررسی یک فوران رادیویی از یک مگنتارند که سال گذشته پس از ۱۰ سال دوباره فعالیتش را آغاز کرد [خبرش را اینجا خواندید: 🔹 مگنتاری که از خواب ۱۰ ساله بیدار شد]. نتیجه‌ی این بررسی‌ها تا اینجا این بوده که فوران آن هم نیرومند و هم باریک است. به گمان اخترشناسان، بررسی بیشتر روی این فوران می‌تواند آگاهی‌های تازه‌ای درباره‌ی فوران‌های رادیویی زودگذر به آنها بدهد.

مگنتارها (ستارگان مغناطیسی) ستارگان نوترونی‌ای هستند که میدان مغناطیسی بی‌اندازه نیرومندی دارند- بیش از یک کوادریلیون بار نیرومنرتر از میدان مغناطیسی زمین. مگنتار مورد گفتگو که "ایکس‌تی‌ئی جی۱۸۱۰-۱۹۷" نام دارد در پی یک برون‌ریزی پرتو X از آن در سال ۲۰۰۳ یافته شد، و در سال ۲۰۰۴، پژوهشگران یک گسیلش (پرتوافشانی) رادیویی را هم از آن دیدند. این مگنتار نخستین نمونه‌ی گسیلش زودگذر رادیویی که تا آن زمان دیده شده بود را تولید کرد. ولی پس از چند سال که گسیلش‌های رادیویی نامنظم و ناپایداری انجام داد، سرانجام در سال ۲۰۰۸ به خواب فرو رفت.

ایکس‌تی‌ئی جی۱۸۱۰-۱۹۷ در دسامبر ۲۰۱۸ دوباره بیدار شد. پژوهشگران یک سیگنال رادیویی تپنده‌ی درخشانِ ۱.۵۲ گیگاهرتزی که از این مگنتار می‌آمد را دیدند. این دومین برون‌ریزی رادیویی بود که از این چشمه دیده می‌شد [نخستینش همان سال ۲۰۰۳ بود که گفتیم]. این پدیده‌ی شگرف و هیجان‌انگیزی بود که دانشمندان را واداشت تا آن را با بهره از "تلسکوپ رادیویی موج متری غول‌پیکر" (جی‌ام‌آرتی، GMRT) در بسامدهای رادیوییِ کم بررسی کنند.

این گروه از دانشمندان که رهبری آنها را یوگیش مان از بنیاد اخترشناسی رادیویی هلند بر عهده داشت پی بردند که فوران‌های رادیویی این مگنتار پهنایی میان ۱.۰ و ۴.۰ میلی ثانیه در بسامد ۶۵۰ مگاهرتز دارند. آنها همچنین دریافتند که این پهنا در ۱۳۶۰ مگاهرتز باریک می‌شود. این را هم فهمیدند که قدر روشنایی این مگنتار از زمان دیده شدن فوران آن در سال ۲۰۱۸، به سرعت کاهش یافته. پس این فوران آخری نه تنها باریک‌تر بود، بلکه شدیدتر (نیرومندتر) هم بود.

در پژوهشنامه‌ی این دانشمندان آمده: «این فوران‌ها دارای ساختارهای طیفی‌ای هستند که نمی‌توان آنها را با اثرهای پخش (انتشار) امواج در فضای میان‌ستاره‌ای توضیح داد.» در این گزارش که نسخه‌ی پیش‌چاپ آن روز ۱۲ اوت در تارنمای arXiv منتشر شده آمده که پخش شدنِ درخش‌های ایکس‌تی‌ئی جی۱۸۱۰-۱۹۷ در فضا آن گونه که انتظار می‌رفت نبوده.

با این که ساختارهای طیفی در نخستین گام‌های برون‌ریزی چشمگیر و دیدنی بودند، به نظر می‌رسد در گام‌های پایانی کمتر چشمگیر بودند و کم‌شمارتر شده بودند، که نشانگر یک دگرگونی در علت بنیادیِ این ساختارهای طیفی است.

اخترشناسان افزوده‌اند: «این ساختارها می‌توانند نشان‌دهنده‌ی یک پیوند پدیدارشناختی با "فوران‌های رادیویی زودگذرِ تکرارشونده"، که در آنها هم ساختارهای بسامندی شگفت‌انگیز و پرجزییات‌تر دیده می شود، باشند.»

این دانشمندان برنامه‌ای برای بررسیِ گسیلش‌های ایکس‌تی‌ئی جی۱۸۱۰-۱۹۷ در بسامدهای بالاتر دارند. آنها امیدوارند از این راه بفهمند که آیا این مگنتار هیچ ربطی به فوران‌های رادیویی زودگذر تکرارشونده دارد یا نه.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/XTEJ1810-197.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«ابر بزرگی که نام یک دریانورد را بر خود دارد»
-------------------------------------------------

فردیناند ماژلان، دریانورد پرتغالی سده‌ی ۱۶ میلادی و افرادش به هنگام سفر دریایی‌شان که نخستین گردش انسان به دور کره‌ی زمین بود، فرصت بسیاری برای تماشا و بررسی آسمان نیمکره‌ی جنوبی داشتند. از همین رو نام وی بر روی دو جرم ابر-مانندی گذاشته شد که آسمان‌دوستان نیمکره‌ی جنوبی به آسانی می‌توانند آنها را ببینند: ابرهای ماژلانی.

امروزه می‌دانیم که این ابرها کهکشان‌های ماهواره‌ایِ کهکشان بزرگ مارپیچی خودمان، راه شیری‌اند.

در این تصویر که به گونه‌ای چشمگیر، ژرف (با نوردهی بلند) و رنگین است، ابر ماژلانی بزرگ یا ال‌ام‌سی (LMC) را می‌بینید که با فاصله‌ی حدود ۱۶۰ هزار سال نوری از زمین، در صورت فلکی زرین‌ماهی جای دارد.

این ابر با پهنای نزدیک به ۱۵۰۰۰ سال نوری، بزرگ‌ترین ماهواره‌ی کهکشان راه شیری، و منزلگاه نزدیک‌ترین ابرنواختر روزگار نوین است: اس‌ان ۱۹۸۷ای.

لکه‌ی روشن و آشکاری که زیر مرکز ابر دیده می‌شود، "۳۰ زرین‌ماهی" نام دارد که به عنوان سحابی شکوهمند "رتیل" نیز شناخته می‌شود و یک منطقه‌ی غول‌پیکرِ ستاره‌زایی با پهنای حدود ۱۰۰۰ سال نوریست [بزرگ‌ترین منطقه‌ی ستاره‌زایی در سرتاسر گروه محلی-م].
#apod
---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/ap190905.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«ام۹۵، کهکشانی با ستاره‌زایی‌های آتشین»
------------------------------------------

ان‌جی‌سی ۳۳۵۱ که به نام مسیه ۹۵ (ام۹۵) هم شناخته می‌شود، نخستین بار در سال ۱۷۸۱ به دست پیر مشان، ستاره‌شناس و پویشگر فرانسوی یافته شد و همکارش، شارل مسیه ۴ روز بعد آن را وارد فهرست پرآوازه‌اش کرد.

ان‌جی‌سی ۳۳۵۱ کهکشانی از رده‌ی مارپیچی‌های میله‌ای است و با فاصله‌ی حدود ۳۳ میلیون سال نوری از زمین، در راستای صورت فلکی شیر دیده می‌شود.

رصدهای تازه‌ای که روی این جرم انجام شده نشانگر "بازخورد ستاره‌ای" است که دارد در آن انجام می‌شود. بازخورد ستاره‌ای (Stellar feedback) فرآیند بازپخشِ (توزیع دوباره‌ی) انرژی به درون فضای میان‌ستاره‌ای در کهکشان‌های ستاره‌زا است.

در کهکشان ام۹۵، ستاره‌‌زایی دارد در حلقه‌ای گرداگرد هسته‌ی کهکشان با نام حلقه‌ی پیراهسته‌ای انجام می‌شود، آن هم با چنان نرخ آتشینی که عملا می‌توان پرتاب شدن حباب‌های بزرگی از گاز داغ را مشاهده کرد. این گازهای بیرون زده سپس می‌توانند در فرآیندهای ستاره‌زایی که در کهکشان در دست انجام است شرکت کنند و روی آنها اثر بگذارند (هم اثر منفی و هم اثر مثبت).

این تصویر از پیوند داده‌های آرایه‌ی بزرگ میلیمتری/زیرمیلیمتری آتاکاما (آلما)، تلسکوپ فضایی هابل، و تلسکوپ بسیار بزرگ (وی‌ال‌تی) پدید آمده و یک بار دیگر نشان می‌دهد که همکاری علمی چندین دستگاه و تاسیسات می‌تواند دستاوردهایی شگفت‌آور داشته باشد.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/potw1935a.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«یک کارخانه بازیافت مواد ستاره‌ای»
------------------------------------

ستارگان بزرگ کهکشان راه شیری زندگی‌هایی تماشایی دارند.

آنها از رُمبش ابرهای بزرگ کیهانی درست شده و با روشن شدن کوره‌های هسته‌ایشان عنصرهای سنگین را در دل خود می‌سازند. پس از چند میلیون سال، با انفجار ستاره، این مواد پرمایه (غنی) شده هم دوباره وارد فضای میان‌ستاره‌ای شده و در ساختن ستارگانی تازه شرکت می‌کنند.

ابر آواریِ رو به گسترشی که اینجا می‌بینید پسماند ابرنواختر "ذات‌الکرسی ای" (Cassiopeia A) نام دارد و نمونه‌ای از این گام پایانی چرخه‌ی زندگی ستاره‌ای است.

نور انفجاری که این پسماند را به جا گذاشت پس از پیمودن ۱۱۰۰۰ سال نوری در فضا، سرانجام ۳۵۰ سال پیش به زمین رسید.

این تصویر رنگ‌ زیف (کاذب) از پیوند داده‌های تصویرِ پرتو X و نور دیدنی (مریی) که از رصدخانه‌ی پرتو X چاندرا و تلسکوپ فضایی هابل به دست آمده درست شده و رشته‌ها و گره‌های همچنان داغِ پسماند "ذات‌الکرسی ای" را نشان می‌دهد.

پهنای سرتاسری این تصویر در فاصله‌ی برآوردی ذات‌الکرسی ای حدود ۳۰ سال نوری است.

برای کمک به پژوهشگران در بررسی بازیافت مواد ستاره‌ای درون کهکشان، پرتوهای پرانرژی‌ X که از عنصرهای گوناگون می‌تابد به رنگ‌های گوناگون نمایانده شده‌اند.حلقه‌ی آبی بیرونی موج انفجار را نشان می‌دهد که همچنان دارد گسترش می‌یاید.

نقطه‌ی روشن نزدیک مرکز چارچوب هم یک ستاره‌ی نوترونی است، هسته‌ی رمبیده و بی‌اندازه چگالی که از این ستاره‌ی منفجرشده بر جای مانده [تصویر پست بعدی].
#apod
---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/ap190905.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
ستاره‌ی نوترونی به جا مانده از هسته‌ی رمبیده‌ی ستاره‌ای که با انفجارش، "ذات‌الکرسی ای" را پدید آورد.
@onestar_in_sevenskies
«بازگشت پدیده "استیو" به آسمان شمالگان»
------------------------------------------

آسمان‌دوستان هنوز سرگرم مرتب کردن و دسته‌بندی چیزهایی هستند که در توفان زمین‌مغناطیسی روز دوم سپتامبر دیده‌اند. بررسی‌های بیشتر نشان داده که همه‌ی آن چیزها شفق قطبی نبوده‌اند، بلکه "استیو" هم در میانشان بوده.

لوری کانگاس که نوار روشن بنفش استیو را در آسمان فورت فرانسیس اونتاریو به تصویر کشیده می‌گوید: «استیو نمایش خوبی داشت. این نمایش بیبش از ۹۰ دقیقه به درازا کشید.»

"تابش گرمایی نیرومند از افزایش سرعت" یا STEVE مانند شفق قطبی است ولی شفق قطبی نیست. این پدیده رودی یا نواری از گاز داغ با دمای ۳۰۰۰ درجه‌ی سانتیگراد است که با سرعت‌های بیش از ۶ کیلومتر بر ثانیه در مغناطیس‌سپهر (مگنتوسفر) زمین روان می‌شود. این نوار در زمانِ برخی از توفان‌های زمین‌مغناطیسی پدیدار می‌شود و خود را با تابش بنفش ملایمی نشان می‌دهد.

در اوایل امسال پژوهشگرانی به رهبری توشی نیشیمورا از دانشگاه بوستون مقاله‌ی مهمی درباره‌ی استیو منتشر کردند. آنها با بهره از داده‌های فضاپیمای تمیس ناسا (THEMIS) سرچشمه‌ی نیروی استیو را شناسایی کردند: انفجارهای مغناطیسی با نام "زیرتوفان" (۱) که در فرازای بیش از ۲۲۰۰۰ کیلومتری سطح زمین رخ می‌دهند، جریان‌هایی از پلاسمای داغ را به سوی زمین روانه می‌کنند. هنگامی که این مواد به فرازای حدود ۲۵۰ کیلومتری سطح زمین می‌رسند آغاز به تابش بنفش-ارغوانی می‌کنند.

باز هم هست! داده‌های تمیس نشان می‌دهند که این انفجارها می‌توانند الکترون‌های پرانرژی را هم به سوی زمین بفرستند. این الکترون‌ها از ۲۵۰ کیلومتر هم می‌توانند پایین‌تر بیایند و به فرازای ۱۰۰ کیلومتری سطح برسند. در آنجا، آنها گونه‌ای شفق سبزفام به نام "حصار چوبی" پدید می‌آورند. در حقیقت در هفته‌ی گذشته، بسیاری از بینندگانِ آسمان حصار چوبی را هم زیر استیو دیدند.

بروس اسمیت که عکس استیو و حصار چوبی را از تورهیلد آلبرتا گرفته می‌گوید: «حصارهای سبز زیرِ استیو کاملا آشکار بودند.»

پژوهش نیشیمورا نشان می‌دهد که استیو و حصارهای چوبیِ سبز پیوند ناگسستنی با هم دارند. او می‌گوید: «آنها دو جلوه‌ی (ابراز وجود) متفاوت از یک انفجار مغناطیسی در فرازای بسیار بالای زمینند. حصار چوبی شفق است ولی استیو نیست. با این وجود با هم پیوند دارند.»

رنگ‌های این پدیده‌ها به طور کامل شناخته نشده. حصارهای چوبی سبزند زیرا اکسیژنِ هوا در برخورد با الکترون‌های پرانرژی فوتون سبز می گسیلد. ولی رنگ بنفش استیو هنوز یک رازست. نیشیمورا می‌گوید: «ما با پژوهش‌های بیشتر این را بررسی دقیق‌تری خواهیم کرد. به گمان ما نیتروژن در آن نقش دارد ولی هنوز مطمئن نیستیم.»

اگر در پی دیدن استیو هستید اکنون فصلش است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که استیو بیشتر در بهار و پاییز رخ می‌دهد تا زمستان و تابستان.

--------------------------------------------
یادداشت:
۱] از ویکیپدیا: یک "زیرتوفان" (substorm) که گاهی به نام زیرتوفان مغناطکره‌ای و یا زیرتوفان شفقی هم خوانده می‌شود، یک آشفتگیِ زودگذر در مغناطکره‌ی زمین است که باعث می‌شود انرژی از "دم" مغناطکره آزاد شده و به یون‌سپهر جو در عرض‌های بالا تزرق شود. از نظر دیداری، یک زیرتوفان خود را به شکل یک درخشش ناگهانی و افزایش جنب و جوش در کمان‌های شفقی نشان می‌دهد.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/STEVE.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
دو پدیده‌ی "استیو" و شفق "حصار چوبی" که روز ۲ سپتامبر در آسمان کانادا دیده شدند.

توضیح بیشتر را در این پست بخوانید:
https://t.me/onestar_in_sevenskies/5345


@onestar_in_sevenskies
Forwarded from یک ستاره در هفت آسمان (یک ستاره در هفت آسمان)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدیده ی زیبا و رازگونه‌ی "استیو" در آسمان کانادا به همراه شفق‌های سبزفام "حصار چوبی" که در وز ۱۹ آوریل در آسمان کانادا دیده شد
@onestar_in_sevenskies
«درون غار گرگ»
-------------------

سحابی بازتابی رازگونه‌ای که با عنوان‌های "وی‌دی‌بی ۱۵۲" یا "سی‌ئی‌دی ۲۰۱" رده‌بندی شده جرمی بسیار کم‌نور است. این سحابی در نوک یک سحابی تاریکِ بلند به نام بارنارد ۱۷۵، که در یک مجموعه‌ی غبارآلود که همچنین با نام غار گرگ هم شناخته می‌شود جای دارد.

این شبح کیهانی که در مرکز این تصویر تلسکوپی میدان‌گسترده‌ جای دارد، با فاصله‌ی حدود ۱۴۰۰ سال نوری از ما، در شمال کهکشان راه شیری و در صورت فلکی شاهانه‌ی قیفاووس دیده می‌شود.

‌همه‌ی این ابرهای غبار میان‌ستاره‌ای در لبه‌ی یک ابر مولکولی بزرگ جای دارند و بخش‌هایی از آنها جلوی نور ستارگان پشتشان را گرفته و تیره دیده می‌شوند [سحابی تاریک]، و بخشی دیگر هم با بازتاب و پراکندن نور ستارگانِ درونشان، به رنگ آبی در آمده‌اند [سحابی بازتابی].

بخشی از غبار هم گویا از نور فرابنفش یک ستاره اندکی برافروخته و با سرخی کم‌جانی روشن شده است [سحابی گسیلشی]. اگرچه ستارگان در دل ابرهای مولکولی به دنیا می‌آیند، ولی این ستاره به نظر می‌رسد به گونه‌ای شانسی گذرش به این منطقه افتاده و وارد این ابرها شده، زیرا سرعتش با سرعت ابر یکسان نیست.

بالا، سمت راست چارچوب هم به سادگی می‌توانید یک سحابی تاریک فشرده‌ی دیگر به نام "ال‌دی‌ان ۱۲۲۱" را ببینید. درست زیر مرکز هم سحابی سیاره‌ایِ (سیاره‌نمای) "دنگل-هارتل ۵" که نمایی رنگارنگ‌تر دارد دیده می‌شود.

رد سرخ‌فام و کم‌جانی که از پسماندهای یک ابرنورختر کهن می‌آید را هم می‌توان در این چشم‌انداز، در برابر این مجموعه‌ی پرغبار دید (از پایین، سمت راست تا بالا، سمت چپ).
#apod
---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/ap190907.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگرچه رنگ‌های اجرام کیهانیِ شگفت‌انگیزی که به نام اختروش شناخته می‌شوند ساده و ابتدایی به نظر می‌رسد، ولی دلایل علمی پشت این رنگ‌ها تا اندازه‌ای پیچیده است...

توضیح بیشتر در این باره را در این پست بخوانید:
https://t.me/onestar_in_sevenskies/5350

@onestar_in_sevenskies
«تفاوت اختروش‌های آبی و اختروش‌های سرخ»
----------------------------------------------

اگرچه رنگ‌های اجرام کیهانیِ شگفت‌انگیزی که به نام اختروش شناخته می‌شوند ساده و ابتدایی به نظر می‌رسد، ولی دلایل علمی پشت این رنگ‌ها تا اندازه‌ای پیچیده است.

گروهی از دانشمندان دانشگاه دورام بریتانیا می‌گویند گامی را در فرگشت اختروش‌ها یافته‌اند که می‌تواند بینش بیشتری درباره‌ی این اجرام شگفت‌انگیز به ما بدهد. گفتنی‌ست اختروش‌‌ها کهکشان‌هایی هستند که یک ابرسیاهچاله‌ی بسیار فعال در مرکز خود دارند.

اختروش‌ها هم مانند کتاب‌های کودکانه‌ی دکتر زوس، نام‌های ساده‌ای دارند: اختروش سرخ و اختروش آبی.

در گزارش مقامات دانشگاه دورام آمده که بیشتر اختروش‌ها ته‌رنگ آبی دارند، ولی اینجا باید یک راز اخترشناسی را در نظر گرفت: بیشتر اخترو‌ش‌ها را اگر از پشت ابرهای کدر گاز و غبار به آنها نگاه کنیم سرخ‌تر به نظر می‌رسند. بر پایه‌ی این گزارش: «دیدگاه قراردادی برای اختروش‌های سرخ اینست که آنها در واقع آبی هستند ولی خط دید ما با آنها زاویه دارد.» ولی پژوهشگران به رهبری لیزلکه کلینت، دانشجوی دکترای دانشگاه دورام می‌گویند اینجا توضیح بسیار متفاوتی وجود دارد.

به گفته‌ی آنها، اختروش‌های سرخ "احتمالا دستاورد یک گام کوتاه ولی پرخشونت در فرگشت کهکشان‌ها هستند، زمانی که سیاهچاله‌شان دارد انرژی بسیار هنگفتی به گاز و غبار پیرامونش پس می‌زند." این گسیل انرژی هر گاز و غباری که در آن نزدیکی هست را می‌روبد و با خود می‌برد، و یک اختروش آبی پشت سرش به جا می‌گذارد.

این دانشمندان با بررسی ۱۰ هزار اختروش سرخ و آبی که در گام‌های گوناگون فرگشت بودند به این نتیجه‌ی تازه رسیدند. بر پایه‌ی این گزارش، یافته‌های آنها شاید بتواند درباره‌ی چگونگی ساخته شدن کهکشان‌ها در کل هم چیزهایی را روشن کند: «چشمداشت [ِ دانشمندان] اینست که گسیلش بسیار فراوانِ انرژی از سیاهچاله گازهایی که برای ساختن ستاره نیازست را پراکنده و نابود می‌کند. بدون گاز، کهکشان‌ها نمی‌توانند رشد کنند- بنابراین اختروش به گونه‌ی کارآمدی با نابود کردنِ همان چیزی که کهکشانش برای زیستن نیاز دارد، به زندگی آن پایان می‌دهد.»

پژوهشنامه‌ی این گروه در ماهنامه‌ی انجمن سلطنتی اخترشناسی منتشر شده است.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/quasar.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«دیدار یازدهم جونو با مشتری»
-------------------------------

فضاپیمای روباتیک جونوی ناسا همچنان مدارهای بسیار کشیده‌ی ۵۳ روزه‌ی خود به گرد بزرگ‌ترین سیاره‌ی سامانه‌ی خورشیدی را ادامه می‌دهد.

[جونو در هر دور مداری، به مشتری نزدیک می‌شود و از کنار آن می‌گذرد. این بخش از مسیر و این گذر، به نام "پیرامشتری" (perijove) خوانده می‌شود-م]

در این ویدیوی زمان‌گریز، پیرامشتریِ یازدهم را که در اوایل سال ۲۰۱۸ انجام شده بود می‌بینیم، یازدهمین باری که جونو از زمان جایگیری‌اش در مدار مشتری در نیمه‌های ۲۰۱۶ تاکنون از کنار این سیاره گذشته.

فیلم که بهبود رنگ‌ داده شده، از پیوند ۳۶ عکسی که جونو با دوربین جونوکم خود در زمانی حدود چهار ساعت گرفته بود به دست آمده.

در آغاز فیلم، مشتری بالا می‌آید و وارد میدان دیدِ جونو که از سمت شمال آمده می‌شود. با رسیدن جونو به نزدیک‌ترین دیدگاه -فاصله‌ی حدود ۳۵۰۰ کیلومتری قله‌ی ابرهای سیاره- نماهایی با جزییات خیره‌کننده از این سیاره‌ی بزرگ نمایان می‌شود.

در فیلم، جونو از فراز منطقه‌های روشن و کمربند‌ه تیره‌ی ابرهایی که به گرد سیاره حلقه زده‌اند، و همچنین توفان‌های چرخان پرشماری که بسیاری از آنها بزرگ‌تر از توفندهای زمینی‌اند می‌گذرد.

با پایان یافتن عملیات پیرامشتری، جونو از این سیاره دور می‌شود و در این هنگام ابرهای شگفت‌انگیزی که جنوب مشتری را پوشانده‌اند نمایان می‌شوند.

جونو برای دستیابی به داده‌های علمی موردنظر به اندازه‌ای به مشتری نزدیک می‌شود که دستگاه‌هایش زیر بمباران سطح بسیار بالایی از پرتو قرار می‌گیرند.
#apod
---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/ap190908.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«دنباله‌دارهایی که این هفته از کنار هم گذشتند»
----------------------------------------------

در این هفته دو دنباله‌دار مسیر یکدیگر را در صورت فلکی بره قطع کردند.

خوزه چمبو که این عکس را از پشت یک تلسکوپ کنترل از راه دور (آی‌تلسکوپ) در می‌هیل نیومکزیکو از آنها گرفته می‌گوید: «روز ۷ سپتامبر، دنباله‌دار سی/۲۰۱۸ ان۲ (ASASSN) و دنباله‌دار ۲۶۰پی/مک‌نات در این میدانِ پر از کهکشان‌های ریز دوردست با هم دیدار کردند.»

وی می‌افزاید: «در نزدیک‌ترین فاصله، جدایی دو دنباله‌دار از هم تنها ۱۰ دقیقه‌ی قوس بود. ولی نزدیکی آنها تنها ترفند چشم‌انداز بود. دنباله‌دار مک‌نات (پایینی) ۰.۶ ای‌یو از زمین فاصله داشت ولی فاصله‌ی ای‌ا‌س‌ای‌ا‌س‌ا‌‌س‌ان (بالایی) ۲.۶ ای‌یو بود. به بیان دیگر، آنها حدود ۳۰۰ میلیون کیلومتر، یعنی دو برابر فاصله‌ی زمین-خورشید از هم دور بودند.»

ای‌یو (AU) یا یکای اخترشناسی هم‌ارز فاصله‌ی میان زمین تا خورشید (۱۴۹ میلیون کیلومتر) است.

مک‌نات یک دنباله‌دار خانواده‌ی مشتری با دوره‌ی مداری ۷.۰۸ ساله است ولی ای‌اس‌ای‌اس‌ا‌س‌ان مداری هذلولی دارد و بنابراین دیگر هرگز به این سو بازنمی‌گردد.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/2Comets.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«همسایه غول‌پیکر ما»
----------------------
تا چقدر دور را می‌توانید ببینید؟

دورترین جرمی که چشم نامسلح انسان می‌تواند آن را به سادگی ببیند ام۳۱ است، کهکشان بزرگ زن در زنجیر یا آندرومدا در فاصله‌ی بیش از دو میلیون سال نوری زمین.

این کهکشان مارپیچی با همه‌ی بزرگی‌اش، بدون تلسکوپ تنها مانند تکه ابری کوچک و کم‌نور در صورت فلکی زن در زنجیر دیده می‌شود.

ولی در این تصویر خیره‌کننده‌ی تلسکوپی که از پیوند دیجیتالی داده‌هایی با نوردهی ۶-ساعته به دست آمده، به آسانی می‌توان هسته‌ی زرد درخشان، رگه‌های تیره‌ و تاب‌خورده‌ی غبار، بازوان مارپیچی روشن و آبی‌فام، و سحابی‌های گسیلشی سرخ‌فامِ این کهکشان را که نزدیک‌ترین کهکشان بزرگ به راه شیری است شناسایی کرد.

این روزها دیگر حتی کسانی که برای سرگرمی آسمان را رصد می‌کنند می‌دانند که کهکشان‌های بزرگی مانند ام۳۱ در کیهان بی‌شمارند، ولی در حقیقت ۱۰۰ سال بیشتر نیست که دانشمندان به طور جدی درباره‌ی این پنداشت بنیادی به بحث پرداخته‌اند: این که آیا این "سحابی‌‌های مارپیچی" تنها ابرهایی در کهکشان خودمانند یا این که "جزیره‌های کیهانی"اند- کهکشان‌هایی پر از ستاره همانند راه شیری؟

این موضوع در مناظره‌ی تاریخی شپلی-کرتیس در سال ۱۹۲۰ (Great Debate) به بحث و گفتگو گذاشته شد، و سرانجام رصدهای بعدی نقطه‌ی پایانی بر این گفتگو گذاشتند و نشان دادند که "زن در زنجیر" هم بیرون از راه شیری‌ست و کهکشانی مانند آنست، و این چیزی بود که نشان می‌داد جهان هستی بسیار گسترده‌تر از چیزیست که تا آن زمان پنداشته می‌شد.

عکاس این تصویر زیبا: امیرحسین ابولفتح
#apod
---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/ap190909.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«این تنهاترین کهکشان کیهان است»
-----------------------------------

تنها سه ستاره با تیزی‌های پراش که از ستارگان کهکشان خودمانند در این تصویر دیده می‌شود. به جز این سه، هر چیز دیگری در این چشم‌انداز کیهانی یک "کهکشان" است؛ کهکشان‌هایی که مانند میکروب‌هایی در یک قطره‌ی آب شناورند، ولی اینجا با یک میکروسکوپ آشکار نشده‌اند، بلکه تلسکوپ فضایی هابل با دوربین پیشرفته‌ی پیمایشی خود آنها را برای ما نمایان کرده است.

در میان چشم‌انداز، کهکشان MCG+01-02-015 را می‌بینیم که بازوان مارپیچی در هم پیچیده‌اش آن را مانند پیله‌ای در میان گرفته‌اند. شاید با دیدن این عکس گمان کنید که کهکشان‌های بسیاری MCG+01-02-015 را همراهی می‌کنند ولی این تنها ترفند بی‌رحمانه‌ی چشم‌انداز است. در واقع، نام سرد و بی‌احساسِ MCG+01-02-015 درخور جایگاهیست که در کیهان دارد: این یک کهکشان دورافتاده و منزوی است، تنهاترین کهکشان کیهان.

فاصله‌ی این کهکشان مارپیچی میله‌ای از زمین ۲۹۳ میلیون سال نوریست و در صورت فلکی ماهی جای دارد]

تقریبا همه‌ی کهکشان‌ها در اثر گرانش چندجانبه‌ای که بر هم وارد می‌کنند در رشته‌هایی جای گرفته‌اند که ساختار بزرگ-مقیاس کیهان را ساخته. این رشته‌های موجی که در فضا تنیده شده‌اند، مرزهای تُهیک‌های (نواحی پوچ) کیهان را می‌نمایانند، پهنه‌هایی غول‌پیکر از فضای کاملا تهی، زمین‌های بایر کیهان، جایی تقریبا بدون کهکشان که در هر متر مکعبش به سختی می‌توان حتی "یک اتم" پیدا کرد. [بخوانید: * در یک سال نوری چقدر "چیز" وجود دارد؟]

نمونه‌ای از چنین پهنه‌های تهی و پوچی از فضا همین بَرَهوتیست که MCG+01-02-015 آن را با اکراه "خانه" می‌نامد. این کهکشان به اندازه‌ای تنها و به اندازه‌ای از کهکشان‌های دیگر دور است که اگر کهکشان ما، راه شیری در جای آن بود، تا دهه‌ی ۱۹۶۰ به وجود هیچ کهکشانی بیرون از راه شیری پی نمی‌بردیم!

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2015/11/blog-post_65.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
قایم‌باشک ناهید (زهره) در آسمان غروب رو به پایان است و این ستاره‌ی شامگاهی کم کم دارد خود را نشان می‌دهد.

این عکس دو شب پیش از ریودوژانیروی برزیل گرفته شده و ناهید را نشان می‌دهد که به سختی دارد تلاش می‌کند بر آفتاب چیره شده و خود را بنماید [با دایره‌ی سفید نشان داده شده].

به گفته‌ی عکاس، قدر ناهید در آن زمان ۳.۹- و فاصله اش از خورشید ۷.۴ درجه بود. توضیح فنی وی را اینجا بخوانید. تصویر بزرگ‌تر

ناهید تا چند هفته‌ی دیگر با بالا آمدن در آسمان از یوغ تابش خورشید نجات خواهد یافت. در آن هنگام پرنورترین شبچراغ آسمانِ "غروب" خواهد شد، به جز ماه که هر از چندی با هلالش وارد چشم‌انداز غروب می‌شود.
@onestar_in_sevenskies
«پلوتو به رنگ واقعی»
-----------------------

پلوتو واقعا چه رنگی است؟ برای یافتن پاسخ، نیاز به کار و تلاش بود.

زمانی که در سال ۲۰۱۵، فضاپیمای روباتیک نیوهورایزنز ناسا از کنار پلوتو گذشت، عکس‌های بسیاری از آن روی زمین دریافت شد، ولی با این همه، پردازش این نماهای چندطیفی و پدید آوردن تصویری نزدیک به آنچه چشم انسان می‌بیند کاری دشوار و چالش‌برانگیز بود.

دستاورد این پردازش‌ها این عکس است که سه سال پس از دریافت داده‌های خام از نیوهورایزنز منتشر شد، و پروُضوح‌ترین تصویر با رنگ واقعی است که تاکنون از پلوتو به دست آمده.

در این تصویر بخش قلب-مانند و رنگ روشنِ پلوتو را می‌بینیم که به نام "منطقه‌ی تامبا" شناخته می‌شود [برگرفته از نام یابنده‌ی این سیاره‌ی کوتوله، کلاید تامبا- م]. لوب باختری این قلب (سمت چپ) را دشت یا فلاته‌ی اسپوتنیک تشکیل داده، دشتی پوشیده از یخ نیتروژن که به گونه‌ی نامنتظره‌ای هموار است

نیوهورایزنز به ما نشان داد که سطح پلوتو دارای پیچیدگی شگفت‌انگیزی است و از چندین منطقه با تفاوتِ آشکار در رنگ‌هایشان تشکیل شده.

ولی روی هم رفته پلوتو جرمی تقریبا قهوه‌ای‌رنگ است. بیشترِ این رنگ دستاورد فرآیندی‌ست که در چند گام انجام می‌شود:

۱) پرتو فرابنفش خورشید مولکول‌های متان را در بالای جو پلوتو می‌شکند.
۲) این به ساخته شدن هیدروکربن‌های پیچیده، مانند اتیلن و استیلن می‌انجامد.
۳) با سرد و چگالیده شدن این مولکول‌ها، ذرات یخ و درنتیجه ریزگرد پدید می‌آید.
۴) این ریزگردها با واکنش شیمیایی به تولین تبدیل می‌شوند و با رسیدن به سطح پلوتو، آن را تیره می‌کنند.
#apod
---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/ap190910.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«دریاچه‌های تیتان دستاورد انفجارهای زیرسطحی‌ هستند»
--------------------------------------------------------

اگر چندصدمیلیون سال پیش سری به تیتان، بزرگ‌ترین ماه سیاره‌ی کیوان می‌زدید، احتمالا با انفجارهایی روبرو می‌شدید که دهانه‌هایی غول‌پیکر به جا می‌گذاشتند. این دهانه‌ها به برخی از دریاچه‌های شگفت‌انگیزی از متان مایع تبدیل شدند که فضاپیمای کاسینی روی تیتان دیده، تنها دریاچه‌های شناخته شده در دنیایی بیرون از زمین.

تاکنون بیشتر مدل‌ها درباره‌ی چگونگی پدید آمدن حوضه‌های دریاچه‌های تیتان این بوده که متانِ مایع سنگ‌بسترِ تیتان را حل کرده و گودال‌هایی پدید آورده بوده. این فرآیندیست که می‌تواند برخی از دریاچه‌های تیتان که لبه‌ی صاف دارند را پدید آورده باشد- چیزی مانند آنچه دریاچه‌های گونه‌ی "کارست" روی زمین را پدید آورده. ولی فضاپیمای کاسینی ناسا پی برد که برخی از دریاچه‌های تیتان لبه‌هایی دارند که نمی‌توانند دستاورد این فرآیند باشند.

همچنین به باور جاناتان لونین و همکارانش در دانشگاه کرنل نیویورک، بعیدست این دریاچه‌ها دستاورد برخورد هم باشند زیرا به جای آن که گِرد و دایره‌ای باشند، پیکره‌ای بی‌نظم دارند. به گفته‌ی این دانشمندان، این دریاچه‌ها احتمالا بازمانده‌های انفجارهایی هستند که صدها میلیون سال پیش درست زیر سطح تیتان رخ داده بوده.

لونین می‌گوید: «آنها چندان دایره‌ای نیستند، چیزی که نشانگر ترکیدن‌هایی در چند جا است، و در دهانه‌های انفجاری زمین هم دیده می‌شود.» این گونه ترکیدن‌ها روی زمین هنگامی رخ می‌دهند که تفتال (ماگمای) داغ از زیر سطح به بالا نفوذ می‌کند و با برخورد به آب خنک، منفجر می‌شود.

در تیتان، محتمل‌ترین روش برای پدید آمدن چنین انفجاری، گرم شدن مایع‌های زیرسطحی -در اثر برخورد سیارک‌ها یا در اثر تغییر در همرفت هسته‌ی این ماهِ یخ‌زده- و تبدیل آن به بخار پرفشار است. لونین می‌گوید: «متان توانایی کافی برای این کار ندارد.» اگرچه متان اکنون مایع اصلی تیتان است، ولی نمی‌تواند برای ساختن چنین دهانه‌هایی منفجر شود.

نیتروژن اما می‌تواند، و دلیلی وجود دارد بر این که تیتان در گذشته احتمالا جَوی خنک‌تر و پُرنیتروژن‌تر، با نیتروژن‌هایی زیر سطح داشته. پژوهشگران محاسبه کردند که نیتروژن انفجاری می‌توانسته بسترهای دریاچه‌ایِ شگفت‌انگیزی که امروزه می‌بینیم را پدید بیاورد.

لونین می‌گوید: «فرآیندهای چندگانه به پیدایش دریاچه‌ها روی زمین می‌انجامند، پس چرا در تیتان اینگونه نباشد؟ تیتان با داشتن فرآیندهای زمین‌شناختی چندگانه‌ای که ساختارهای سطحی پدید می‌آورند بسیار همانند زمین است، برخلاف دیگر ماه‌های سامانه‌ی خورشیدی که تنها یکی یا دو فرآیند در پدید آمدن ویژگی‌های آنها نقش دارد.» این انفجارها یک گواه دیگر بر این واقعیتند که تیتان بیش از هر ماهِ شناخته شده‌ی دیگری همانند زمین است.

🔴*توضیح تصویر: برداشت هنری از دریاچه‌ای در قطب شمال تیتان که لبه‌هایی برجسته و ویژگی‌هایی بارو-مانند دارد؛ مانند چیزهایی که فضاپیمای کاسینی گرداگرد "دریاچه‌ی وینیپگ" روی این ماه دیده

پژوهشنامه‌ی این دانشمندان در نشریه‌ی نیچر جئوساینس منتشر شده.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/Titanlakes.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
«کشف نخستین سیاره بیگانه‌ای که هم آب دارد و هم دمای مناسب زندگی»
------------------------------------------------------------------------

دانشمندان کالج دانشگاهی لندن (یوسی‌ال) با بهره از داده‌های تلسکوپ فضایی هابل، برای نخستین بار بخار آب را در جو یک اَبَرزمین که درون منطقه‌ی زیست‌پذیر ستاره‌اش است شناسایی کرده‌اند. این فراسیاره با نام کی۲-۱۸بی (K2-18b)، هشت برابر زمین جرم دارد و اکنون تنها سیاره‌ی فراخورشیدی یا فراسیاره‌ایست که می‌دانیم هم آب دارد و هم دمایی که مناسب زندگی است.

این نخستین بارست که جو فراسیاره‌ای در منطقه‌ی زیست‌پذیر یک ستاره با موفقیت ردیابی می‌شود. منطقه‌ی زیست‌پذیر کمربندی پیرامون یک ستاره است که سیاره‌های درون آن می‌توانند دارای آب‌های مایع سطحی باشند. گزارش این دانشمندان در نشریه‌ی نیچر آسترونومی منتشر شده است.

نویسنده‌ی نخست این پژوهش، دکتر انگلوس سیاراس می‌گوید: «یافتن آب در فراسیاره‌ای با توان زیست‌پذیری بی‌اندازه هیجان‌انگیز است. کی۲-۱۸بی یک "زمین ۲.۰" نیست زیرا بسیار سنگین‌تر از آنست و همنهش جَوی متفاوتی دارد. ولی ما را به پاسخِ یک پرسش بنیادین نزدیک‌تر می کند: آیا زمین یگانه است؟»

این دانشمندان به کمک داده‌های بایگانی هابل از سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، و نیز الگوریتم‌های متن‌باز، نور ستاره‌ی میزبان این سیاره را هنگامی که سیاره از جلوی آن می‌گذشت و نور ستاره، توسط جو آن فیلتر می‌شد و به هابل می‌رسید بررسی کردند. داده‌ها نشانگر شناسه‌ی مولکولی بخار آب، و همچنین هیدروژن و هلیوم در جو سیاره بود.

به باور این دانشمندان، مولکول‌های دیگری از جمله نیتروژن و متان هم می‌توانند آنجا باشند ولی با رصدهای کنونی دیده نمی‌شوند. برای برآورد پوشش ابری و درصد آب جَوی هم نیاز به بررسی‌های بیشتر هست.

ستاره‌ی میزبان این سیاره یک کوتوله‌ی سرخ است که با فاصله‌ی ۱۱۰ سال نوری از زمین، در صورت فلکی شیر جای دارد. با توجه به سطح بالای فعالیت این کوتوله‌ی سرخ، کی۲-۱۸بی شاید محیطی خشن‌تر از زمین داشته باشد و به احتمال بسیار در معرض پرتوهای بیشتری است.

کی۲-۱۸بی در سال ۲۰۱۵ توسط فضاپیمای کپلر ناسا یافته شده بود و یکی از صدها ابرزمینی است که تاکنون شناخته شده (ابرزمین‌ها سیاره‌هایی با جرم میان زمین و نپتون هستند). انتظار می‌رود ماهواره‌ی تس ناسا در سال‌های آینده صدها ابرزمین دیگر پیدا کند.

---------------------------------------------------
برای دیدن پیوندها، می توانید این مطلب را در خود وبلاگ بخوانید:
http://www.1star7sky.com/2019/09/K2-18b.html
---------------------------------------------------
تلگرام و توییتر یک ستاره در هفت آسمان:
@onestar_in_sevenskies
twitter.com/1star_7sky
برداشت هنری از فراسیاره‌ی کی۲-۱۸بی و جو انبوه و پُر از بخار آبش که چه بسا ابرهایی بارانی هم در آن شناور باشند.

این فراسیاره هشت برابر زمین جرم دارد نخستین فراسیاره‌ی اَبَرزمین در منطقه‌ی زیست‌پذیر یک ستاره است که بخار آب در جو آن شناسایی شده.
بنابراین کی۲-۱۸بی را اکنون می‌توان تنها سیاره‌ی فراخورشیدی یا فراسیاره‌ای دانست که می‌دانیم هم آب دارد و هم دمایی که مناسب زندگی است.

درباره‌ی این فراسیاره (سیاره‌ی فراخورشیدی) اینجا بیشتر بخوانید:
https://t.me/onestar_in_sevenskies/5359


@onestar_in_sevenskies