WonderLand
31 subscribers
1.9K photos
200 videos
65 files
89 links
مطالب کانال برای افراد اهل کتاب که دارای جنبه‌ی اجتماعی هستند میباشد؛ چراکه نظرات بعضی اشخاص از پرسه زدن در شبکهای اجتماعی سرچشمه میگیرند نه مطالعه کتابها، این تقلید از دانایی درواقع
الگوی جدید نادانی‌ست.
.
.
.
Admin: @omidradikal
Download Telegram
Forwarded from HoomanAzizi
ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ ۹۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر ۵۷ کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می‌شود ؟

ﺗﺮﺱ ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻣی‌شود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به پشت ﺳﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود ! تا جایی که شیر میتواند به او برسد

یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ طعمه ﺷﯿﺮ نمی‌شود!

ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﺷﯿﺮ نخواهد شد ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ؛

ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم
ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ…
هیچ دختری مسئول عقده‌های جنسی تو نیست
هیچ پسری مسئول کمبودهای مالی تو نیست
هیچ رابطه‌ای مسئول جبران آسیب‌های کودکی تو نیست
هیچ ازدواجی مسئول تربیت و اصلاح تو نیست
هیچ آدمی مسئول عقاید شخصیِ تو نیست

پس نه آسیب بزن نه آسیب ببین
همیشه یادت باشه :

جایی که تعداد پلیسش زیاده یعنی امنیتش کمه

جایی که مردم مدام بیمار میشوند یعنی پزشکانش برای پول کار می‌کنند

جایی که رسانه‌ها تحت اختیار حکومتند یعنی مسئولین دروغگو هستند
جایی که مردم بی‌دین شدند یعنی مبلغان دینیش فاسدند.

جایی که به مرده‌ها متوسل میشوند یعنی زنده ها برای هم کاری انجام نمی‌دهند

جایی که چاپلوسی زیاده یعنی احمق‌ ها مسئولند

جایی که پینه پیشانی نوعی ارزشه یعنی پینه دست بی‌ارزشه

جایی که کلاهبرداری زیاده یعنی مسئولین کلاهبردارند

جایی که مردم فقیرند یعنی مسئولین دزد زیاده

جایی که ثروت کشور رو صرف کشور دیگه می‌کنند یعنی مسئولین، وطنی نیستند!
در کتاب مظفرنامه چنین حکایت شده که

در ایران گوشت از قرار هر کیلو دو ریال بوده روزی قصابی های تهران سر از خود گوشت را یک ریال گران کردند. مردم چون چنین دیدند عصبانی شدند و به خیابانها ریخته و بر علیه قصاب ها شعاردادند!
این خبر به گوش مظفرشاه رسید و اعضاء دولت برای آرام کردن مردم از او کمک خواستند! سلطان صاحب قران فکری کرد و گفت: بروید و به قصاب ها بگویید گوشت را دو ریال گران تر از آنچه خود گران کرده اند به مردم بفروشند! یعنی هر کیلو گوشت شد از قراری پنج ریال!

مردم چون دیدند قیمت گوشت بالاتر رفته این بار به خیابانها ریخته و این بار مغازه ها را به آتش کشیدند
هیئت دولت نزد قبله عالم رفتند و به عرض همایونی رساندند که تدبیر شاه شاهان کارساز نشد و مردم این کردند و آن نمودند!

این دفعه مظفرالدین شاه گفت: حالا بروید و یک ریال گوشت را ارزانتر کنید! یعنی هر کیلو گوشت شد چهار ریال! و مردم هم پس از آن چون دیدند گوشت یک ریال ارزانتر شده برای سلامتی شاه دست به دعا شدند و در خیابان ها نماز شکرانه خواندند!

اقتصاد مظفری
کتاب مظفرنامه
دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد.

ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد:

«توی یکی از ادارات دولتی».
هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد !!!
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
شیر دوم پاسخ می‌دهد:
«اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که در آن اداره کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند

#پیتر_اوانز
آلکاتراز اولین زندان آمریکا بود که اجازه حمام آب گرم را به زندانیان داد
چون اطراف آن را آب های سرد تشکیل داده و اگر به آب سرد عادت کنند
برای فرار و شنا در آن آبها آماده میشوند.


شاید همیشه لطفی که به شما میشه در جهت منافعتون نباشه
ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ
ﻧﺸﺴﺖ .
ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺶ ﺭﻓﺖ. ﭘﺴﺮ
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺷﮑﻼﺗﯽ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ؟
ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﮔﻔﺖ 50 ﺳﻨﺖ .ﭘﺴﺮﮎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺩﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ
ﺷﻤﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺑﺴﺘﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ؟
ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯿﺰﻫﺎ ﭘﺮﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺑﯽ
ﺣﻮﺻﻠﮕﯽ ﮔﻔﺖ 35: ﺳﻨﺖ
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ .
ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﯾﮏ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﭘﺴﺮﮎ ﺩﺍﺩﻭ ﺭﻓﺖ،ﭘﺴﺮ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﺻﻮﺭﺗﺤﺴﺎﺏ
ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩ و
ﺭﻓﺖ ..
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﯿﺰ ﺭﻓﺖ ﮔﺮﯾﻪ
ﺍﺵ ﮔﺮﻓﺖ ،ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺩﺭﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﺧﺎﻟﯽ
15 ﺳﻨﺖ ﺍﻧﻌﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ
ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺷﮑﻼﺗﯽ ﺑﺨﺮﺩ .
.
.
.

ﺁﺭﯼ ﺷﮑﺴﭙﯿﺮ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺯﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ،ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﺍ
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ!!!!!
جهان هرکس به اندازه‌ی وسعت فکر اوست …
.
.
.
پادشاهی را سه زن بود: پارسی و تازی و قبطی.

شبی در نزد پارسی خفته بود. از وی پرسید که چه هنگام است؟

زن پارسی گفت: هنگام سحر.

گفت: از کجا می گویی؟

گفت: از بهر آن که بوی گل ریحان برخاسته و مرغان به ترنم در آمدند.

شبی دیگر نزد زن تازی بود. از وی همین سوال کرد. او جواب گفت که هنگام سحر است، از بهر آنکه مهره های گردن بندم سینه ام را سرد می سازد.

شبی دیگر در نزد قبطی بود. از وی پرسید. قبطی در جواب گفت: که هنگام سحر است، از بهر آنکه مرا ریدن گرفته است!
تا حالا به رهبر ارکستر دقت کردی ؟
به همه پشت میکنه و با تمام وجودش کارشو انجام میده ...
ی وقتائی تو زندگی باید به همه پشت کنی و با تمام وجودت کاریکه درسته رو انجام بدی ...
مطمئن باش اخرش همه به احترامت بلند میشن و تشویقت میکنن .
یک قبیله آفریقایی رسم جالبی دارد. وقتی کسی کار بدی میکند، توسط جمعیتی محاصره شده و به مدت دو روز فقط کارهای خوبی که انجام داده به خاطرش می آورند و ازش تشکر میکنند.
آنها معتقدند هر شخصی خوب به دنیا می آید اما گاهی اشتباه می کند، قبیله با هم متحد میشوند تا او را به ماهیت واقعی خود برگردانند.

اما توی ایران برعکسه، یه کار بد کنی خونواده تمام خوبیاتو فراموش میکنه و تا آخر عمر اون کار بدتو میزنن تو سرت!
Harshab
Shahin Najafi
Asemon Abi
Simin
از مردم جهان خواستند که در مورد "کمبود غذا در سایر کشور ها " نظر بدهند ..؟!

ولی کسی نظر نداد

چون مردم آفریقا نمیدانستند " غذا " چیست !
مردم آسیا نمیدانستند "نظر" چیست !
مردم اروپا نمیدانستند "کمبود" چیست !
و مردم آمریکا نمیدانستند "سایر
کشورها" چیست !
بخونید جالبه


نتايج تحقيق دكتر حسين عسگری و خانم دكتر شهرزاد رحمان از اساتيد دانشكده علوم تهران با عنوان "كشورهای اسلامی چقدر اسلامی هستند؟ " خيلی جالب است متغير های بكار رفته در اين تحقيق در ابعاد حقوق سياسى، اقتصادی و زيست محيطی بر اساس قرآن و سنت پيامبر اسلام بوده است و جمعا ١١٣ شاخص مورد بررسى قرار گرفتند. مثلا در بعد اقتصاد، شاخص سلامت و عدم فساد و ربا و بهره پول و در بعد اجتماعى، شاخص آزادى مدنى، امر به معروف و نهی از منكر، صاحبان قدرت و رعايت حقوق زنان و در بعد زیست محیطی شاخص میزان آلوده کردن محیط زیست، توجه به بهبود کیفیت زندگی و غیره
نتیجه
اسلامی ترين كشور دنيا:رتبه اول"نيوزيلند" رتبه دوم لوكزامبورگ، رتبه سوم کشورهای شبه جزیره اسكانديناوی (دانمارک-سوئد-نروژ-فنلاند) جالب اينكه تا رتبه ٣٧ هيچ كشور اسلامى وجود نداره!! بعد از اون رتبه ٣٨ مالزی اولین کشور اسلامی در این پژوهش است, و جالب تر از همه اینجاست که کشور ايران از اين جهت دارای رتبه ١٦٣ است!!!! یعنی مسلمانان در عمل نتوانستند به چیزهایی که ادعا کردند برسند، اما کشورهای غیرمذهبی که براساس حاکمیت قانون و اخلاق اداره می شوند، به نتایج خوبی رسیدند…
چهل سال پیش ﻣﺮﺩﻡ ایران کشورشان ﺭﺍ ﺑﺎ سوئیس مقایسه میکردند ﻭ ﺍﺯ اینکه میدیدند ایران سوئیس نیست ناراضی ﺑﻮﺩﻧﺪ
۲۵ ﺳﺎﻝ پیش ﻣﺮﺩﻡ ایران ﺍﺯ این
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ که ﭼﺮﺍ، کشورشان ﺍﺯ
کره ﺟﻨﻮﺑی ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ! ۱۵ ﺳﺎﻝ پیش ﻣﺮﺩﻡ ایران ﺍﺯ این ناراضی
ﺑﻮﺩﻧﺪ که ﭼﺮﺍ کشورهایی ﻣﺎﻧﻨﺪ ترکیه ﻭ
ﻣﺎﻟﺰی ﺍﺯ ایران ﺟﻠﻮ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟!
۵ ﺳﺎﻝ پیش ایرانیان ﺍﺯ این ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ
که ﭼﺮﺍ ایران ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻈﺮ، ﺑﻪ ویژه ﺍﺯ ﻧﻈﺮ
اخلاقی، ﺳﻘﻮﻁ کرده ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ شگفتی بسیار میبینیم که
بسیاری از ایرانیان ﺍﺯ وضعیت کنونی
بسیار ﺧﺸﻨﻮﺩﻧﺪ و خدا را شاکرند که
مثل عراق و سوریه نیستند! ﺁﻧﻬﺎ کشورشان را این ﺑﺎﺭ ﻧﻪ ﺑﺎ سوئیس و کره،
بلکه با گروه های تروریستی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﻋﺶ
ﻭ ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ ﻭ ﻃﺎﻟﺒﺎﻥ مقایسه میکنند ﻭ ﺍﺯ
این مقایسه ﺍﺣﺴﺎﺱ رضایت ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ
خاصی میکنند!

این دگردیسی حکایت ﻫﻤﺎﻥ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪﺍی ﺍﺳﺖ که ﺍﮔﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺭ
ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ
بیرون میجهد، ولی ﺍﮔﺮ ﺁﺏ ﺭﺍ کم کم ﮔﺮﻡ
کنند، زمانیکه ﺁﺏ ﺑﺠﻮﺵ آید، ﺑﺎ اینکه
ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺭﻧﺞ ﺁﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺣﺲ میکند، ولی ﺗﻮﺍﻥ بیرون جهیدﻥ
ﺍﺯ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢﻫﺎی
ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎی تباهی ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩی
خویش می نشیند.
گویند:مردی در امامزاده ای اختیار ادرارش را از کف داد ودر صحن امامزاده ادرار کرد...
مردم خشمگین شدند وبه سمت او هجوم بردند وخواستند که اورا بکشند...
مرد که هوش وفراستی بسیار داشت گفت:
ایهاالناس!
من قادر به ادرارکردن نبودم. امامزاده مرا شفا داد...
به یکباره مردم ادرار او را به عنوان تبرک به سر و صورت خود مالیدند....
مردم ما اینگونه اند وبس...


📚دهخدا
کسی به برنامه سازی یا بازی سازی مسلط هست بیاد پی
گواهی بکارت یعنی توهین به دختری که در شُرُف ازدواجه،
یعنی دختر رو به عنوان یک کالای خریدنی میبینیم،
یعنی بزرگترین تندی علیه زنان، یعنی تنها ملاک انتخاب یک دختر برای شریک زندگی، نه اخلاق و رفتار او!
گواهی بکارت یعنی
احترام نگذاشتن به انتخاب ها و اختیار یک دختر بعنوان یک انسان، یعنی احساس خجالت دختری که دوست نداره بدنش مورد تعرض قرار بگیره
گواهی بکارت یعنی
گواهی افسردگی دختری که مورد تجاوز قرار گرفته و اون رو مخفی نگهداشته، یعنی تجاوز به حریم شخصی یک دختر…
کاش به زنان بیشتر بعنوان انسان احترام بذاریم… ارزش اونارو با یه تیکه کاغذ پایین نیاریم و نشون بدیم برای ما ملاک های مهمتری وجود داره…
گاهی برای رها شدن از زخم‌های
زندگی باید بخشید و گذشت
میدانم که بخشیدن کسانی که
از آنها زخم خورده ایم،
سخت ترین کار دنیاست....
ولی تا زمانی‌که هر صبح
چشمان خود را با کینه باز کنیم و
آدمهای،خاطرات تلخ را زنده نگهداریم
و در ذهن خود هر روز محاکمه‌شان کنیم
رنگ آرامش را نخواهیم دید
گاه چشم ها را باید بست و
از کنار تمام بد بودن‌ها گذشت