" نظریههای شخصیت "
#قدرت_اساطیر 🍃می مدت چندین سال به تأثیرات قدرتمند اساطیر بر افراد و فرهنگها دلمشغول بود و دلبستگی او به اساطیر در کتاب وی با عنوان فریاد اساطیر (۱۹۹۱) به اوج خود رسید. 🍂 می معتقد بود که افراد تمدن غرب نیاز مبرم به اساطیر دارند. در صورتی که افراد، اساطیری…
🍃 انسانها از دوران باستان و در تمدن های گوناگون، به وسیلهٔ اسطورههایی که با افراد دیگر در فرهنگشان در آنها سهیم بودند، به زندگی خود معنی دادهاند.
🍂 اساطیر داستانهایی
هستند که جامعه را متحد میکنند؛ «آنها برای
شاداب نگهداشتن روح ما و معنی تازه دادن به ما در دنیای پر دردسر و اغلب بیمعنی،
ضروری هستند» (می، ۱۹۹۱، ص ۲۵).
🍃 می معتقد بود که افراد در دو سطح با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
سطح اول، زبان واقعگرایانه است، و در این سطح، واقعیت بر افرادی که ارتباط برقرار میکنند، تقدم دارد.
ارتباط در سطح دوم از طریق اساطیر صورت میگیرد و در این سطح، کل تجربه انسان از دقت تجربی ارتباط مهم تر است.
🍂 افراد برای فرار رفتن از موقعیت عینی لحظهای، به منظور گسترش دادن خودآگاهی و جستجو کردن هویت، از اساطیر و نمادها استفاده میکنند.
#رولو_می
@Oidipous
🍂 اساطیر داستانهایی
هستند که جامعه را متحد میکنند؛ «آنها برای
شاداب نگهداشتن روح ما و معنی تازه دادن به ما در دنیای پر دردسر و اغلب بیمعنی،
ضروری هستند» (می، ۱۹۹۱، ص ۲۵).
🍃 می معتقد بود که افراد در دو سطح با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
سطح اول، زبان واقعگرایانه است، و در این سطح، واقعیت بر افرادی که ارتباط برقرار میکنند، تقدم دارد.
ارتباط در سطح دوم از طریق اساطیر صورت میگیرد و در این سطح، کل تجربه انسان از دقت تجربی ارتباط مهم تر است.
🍂 افراد برای فرار رفتن از موقعیت عینی لحظهای، به منظور گسترش دادن خودآگاهی و جستجو کردن هویت، از اساطیر و نمادها استفاده میکنند.
#رولو_می
@Oidipous
👍7❤🔥3❤2
" نظریههای شخصیت "
🍃 انسانها از دوران باستان و در تمدن های گوناگون، به وسیلهٔ اسطورههایی که با افراد دیگر در فرهنگشان در آنها سهیم بودند، به زندگی خود معنی دادهاند. 🍂 اساطیر داستانهایی هستند که جامعه را متحد میکنند؛ «آنها برای شاداب نگهداشتن روح ما و معنی تازه دادن به…
🍃 می(۱۹۹۱، ۱۹۹۰) معتقد بود که ماجرای ادیپ به این علت در فرهنگ امروز قدرتمند است که عناصری از بحران های وجودی را در بر دارد که همه در آن سهیم هستند. این بحران ها عبارتند از:
🍂 (۱) تولد، (۲) جدایی یا عزلت گزینی از والدین و خانه، (۳) وحدت جنسی با یکی از والدین و خصومت نسبت به دیگری (۴) تأکید بر استقلال و جستجوی هویت و (۵) مرگ.
🍃 اسطوره ادیپ به این علت برای افراد معنی دارد که به هر یک از این بحرانها میپردازد.
🍂 افراد مانند ادیپ از پدر و مادر خود جدا می شوند و نیاز به خودآگاهی آنها را برانگیخته میکند. با این حال تلاش افراد برای کسب هویت آسان نیست و حتی امکان دارد به شوربختی منجر شود، همانگونه که وقتی ادیپ بر آگاهی از واقعیت دربارۀ اصل و نسب خود پافشاری کرد
گرفتار آن شد. بعد از اینکه به ادیپ گفته شد که پدرش را کشته و با مادرش ازدواج کرده است، چشمان خود را درآورد، خود را از توانایی دیدن، یعنی آگاه و هشیار بودن، محروم کرد.
🍃 اما سرگذشت ادیپ به دریغ شدن از هشیاری ختم نمی شود. در این قسمت از مثلث سوفوکلس ادیپ بار دیگر عزلت گزید، تجربهای که می آن را به صورت نماد انزوا و طردشدگی افراد در نظر داشت. ادیپ به هنگام پیری به عذاب مصیبت بار خود اندیشید و مسئولیت کشتن پدر و ازدواج با مادرش را پذیرفت. تأملات دوران پیری به او آرامش و شناخت و توانایی پذیرفتن مرگ را با آغوش باز را داد. مسایل اصلی زندگی ادیپ، یعنی تولد، عزلت گزینی و جدایی، هویت، زنا با محارم و پدرکشی، سرکوب گناه، و سرانجام، تأمل هشیار و مرگ، همه را متأثر کرده و این اسطوره را نیروی بالقوه شفابخش در زندگی افراد میکند.
#رولو_می
@Oidipous
🍂 (۱) تولد، (۲) جدایی یا عزلت گزینی از والدین و خانه، (۳) وحدت جنسی با یکی از والدین و خصومت نسبت به دیگری (۴) تأکید بر استقلال و جستجوی هویت و (۵) مرگ.
🍃 اسطوره ادیپ به این علت برای افراد معنی دارد که به هر یک از این بحرانها میپردازد.
🍂 افراد مانند ادیپ از پدر و مادر خود جدا می شوند و نیاز به خودآگاهی آنها را برانگیخته میکند. با این حال تلاش افراد برای کسب هویت آسان نیست و حتی امکان دارد به شوربختی منجر شود، همانگونه که وقتی ادیپ بر آگاهی از واقعیت دربارۀ اصل و نسب خود پافشاری کرد
گرفتار آن شد. بعد از اینکه به ادیپ گفته شد که پدرش را کشته و با مادرش ازدواج کرده است، چشمان خود را درآورد، خود را از توانایی دیدن، یعنی آگاه و هشیار بودن، محروم کرد.
🍃 اما سرگذشت ادیپ به دریغ شدن از هشیاری ختم نمی شود. در این قسمت از مثلث سوفوکلس ادیپ بار دیگر عزلت گزید، تجربهای که می آن را به صورت نماد انزوا و طردشدگی افراد در نظر داشت. ادیپ به هنگام پیری به عذاب مصیبت بار خود اندیشید و مسئولیت کشتن پدر و ازدواج با مادرش را پذیرفت. تأملات دوران پیری به او آرامش و شناخت و توانایی پذیرفتن مرگ را با آغوش باز را داد. مسایل اصلی زندگی ادیپ، یعنی تولد، عزلت گزینی و جدایی، هویت، زنا با محارم و پدرکشی، سرکوب گناه، و سرانجام، تأمل هشیار و مرگ، همه را متأثر کرده و این اسطوره را نیروی بالقوه شفابخش در زندگی افراد میکند.
#رولو_می
@Oidipous
❤4👍3💯2
" نظریههای شخصیت "
🍃 می(۱۹۹۱، ۱۹۹۰) معتقد بود که ماجرای ادیپ به این علت در فرهنگ امروز قدرتمند است که عناصری از بحران های وجودی را در بر دارد که همه در آن سهیم هستند. این بحران ها عبارتند از: 🍂 (۱) تولد، (۲) جدایی یا عزلت گزینی از والدین و خانه، (۳) وحدت جنسی با یکی از والدین…
🍃 مفهوم اساطير می از این نظر شبیه نظر یونگ دربارهٔ ناهشیار جمعی است که اساطير الگوهای کهن الگویی در تجربه انسان هستند؛ آنها راه هایی به تصاویر ذهنی همگانی هستند که خارج از تجربه فرد قرار دارند.
🍂 همچنین اساطیر مانند کهن الگوها، به رشد روانی کمک می کنند و این در صورتی است که انسانها از آنها استقبال کنند و به آنها اجازه دهند تا واقعیت تازهای را آشکار سازند.
🍃 متأسفانه خیلی از افراد اساطیر همگانی خود را نادیده میگیرند و بنابراین با خطر بیگانگی، بی تفاوتی و پوچی یعنی عناصر اساسی در آسیب روانی، روبه رو میشوند.
#رولو_می
@Oidipous
🍂 همچنین اساطیر مانند کهن الگوها، به رشد روانی کمک می کنند و این در صورتی است که انسانها از آنها استقبال کنند و به آنها اجازه دهند تا واقعیت تازهای را آشکار سازند.
🍃 متأسفانه خیلی از افراد اساطیر همگانی خود را نادیده میگیرند و بنابراین با خطر بیگانگی، بی تفاوتی و پوچی یعنی عناصر اساسی در آسیب روانی، روبه رو میشوند.
#رولو_می
@Oidipous
❤7
" نظریههای شخصیت "
🍃 مفهوم اساطير می از این نظر شبیه نظر یونگ دربارهٔ ناهشیار جمعی است که اساطير الگوهای کهن الگویی در تجربه انسان هستند؛ آنها راه هایی به تصاویر ذهنی همگانی هستند که خارج از تجربه فرد قرار دارند. 🍂 همچنین اساطیر مانند کهن الگوها، به رشد روانی کمک می کنند و…
#آسیب_روانی
🍃به عقیده می، بی تفاوتی و پوچی – نه اضطراب و گناه – ناخوشی عصر نوین است.
🍂 در صورتی که افراد سرنوشت خود را انکار کرده یا اساطیر خود را رها کنند، هدف از بودن خویش را از دست میدهند و بی مقصد میشوند. آنها بدون هدف یا مقصد، بیمار میشوند و به انواع رفتارهای نابودکننده خود و محکوم به شکست میپردازند.
🍃 خیلی از افراد در جوامع مدرن غرب، احساس میکنند با دنیا (Umwelt)، با دیگران (Mitwelt) و مخصوصا خودشان(Eigenwelt)بیگانه هستند.
🍂 آنها در پیشگیری از بلایای طبیعی، وارونه کردن صنعتی شدن، یا ارتباط داشتن با انسانهای دیگر احساس عجز میکنند.
🍃 آنها در دنیایی که به طور فزایندهای فرد را انسانیتزدا میکند، احساس بی معنایی میکنند.
احساس بی معنایی به بی تفاوتی و حالتی از کاهش هشیاری منجر میشود (می، ۱۹۶۷).
#رولو_می
@Oidipous
🍃
🍂 در صورتی که افراد سرنوشت خود را انکار کرده یا اساطیر خود را رها کنند، هدف از بودن خویش را از دست میدهند و بی مقصد میشوند. آنها بدون هدف یا مقصد، بیمار میشوند و به انواع رفتارهای نابودکننده خود و محکوم به شکست میپردازند.
🍃 خیلی از افراد در جوامع مدرن غرب، احساس میکنند با دنیا (Umwelt)، با دیگران (Mitwelt) و مخصوصا خودشان(Eigenwelt)بیگانه هستند.
🍂 آنها در پیشگیری از بلایای طبیعی، وارونه کردن صنعتی شدن، یا ارتباط داشتن با انسانهای دیگر احساس عجز میکنند.
🍃 آنها در دنیایی که به طور فزایندهای فرد را انسانیتزدا میکند، احساس بی معنایی میکنند.
احساس بی معنایی به بی تفاوتی و حالتی از کاهش هشیاری منجر میشود (می، ۱۹۶۷).
#رولو_می
@Oidipous
❤5👌3👍2❤🔥1
" نظریههای شخصیت "
#آسیب_روانی 🍃 به عقیده می، بی تفاوتی و پوچی – نه اضطراب و گناه – ناخوشی عصر نوین است. 🍂 در صورتی که افراد سرنوشت خود را انکار کرده یا اساطیر خود را رها کنند، هدف از بودن خویش را از دست میدهند و بی مقصد میشوند. آنها بدون هدف یا مقصد، بیمار میشوند و به…
🍃 به عقیده می، بی تفاوتی و پوچی – نه اضطراب و گناه – ناخوشی عصر نوین است. در صورتی که افراد سرنوشت خود را انکار کرده یا اساطیر خود را رها کنند، هدف از بودن خویش را از دست میدهند و بی مقصد میشوند.
🍂 آنها بدون هدف یا مقصد، بیمار میشوند و به انواع رفتارهای نابودکننده خود و محکوم به شکست میپردازند.
🍃 خیلی از افراد در جوامع مدرن غرب، احساس میکنند با دنیا (Umwelt)، با دیگران (Mitwelt) و مخصوصا خودشان (Eigenwelt) بیگانه هستند.
🍂 آنها در پیشگیری از بلایای طبیعی، وارونه کردن صنعتی شدن، یا ارتباط داشتن با انسانهای دیگر احساس عجز میکنند.
🍃 آنها در دنیایی که به طور فزایندهای فرد را انسانیتزدا میکند، احساس بی معنایی میکنند. احساس بی معنایی به بی تفاوتی و حالتی از کاهش هشیاری منجر میشود (می، ۱۹۶۷).
#رولو_می
@Oidipous
🍂 آنها بدون هدف یا مقصد، بیمار میشوند و به انواع رفتارهای نابودکننده خود و محکوم به شکست میپردازند.
🍃 خیلی از افراد در جوامع مدرن غرب، احساس میکنند با دنیا (Umwelt)، با دیگران (Mitwelt) و مخصوصا خودشان (Eigenwelt) بیگانه هستند.
🍂 آنها در پیشگیری از بلایای طبیعی، وارونه کردن صنعتی شدن، یا ارتباط داشتن با انسانهای دیگر احساس عجز میکنند.
🍃 آنها در دنیایی که به طور فزایندهای فرد را انسانیتزدا میکند، احساس بی معنایی میکنند. احساس بی معنایی به بی تفاوتی و حالتی از کاهش هشیاری منجر میشود (می، ۱۹۶۷).
#رولو_می
@Oidipous
❤5👍3💯1
" نظریههای شخصیت "
🍃 به عقیده می، بی تفاوتی و پوچی – نه اضطراب و گناه – ناخوشی عصر نوین است. در صورتی که افراد سرنوشت خود را انکار کرده یا اساطیر خود را رها کنند، هدف از بودن خویش را از دست میدهند و بی مقصد میشوند. 🍂 آنها بدون هدف یا مقصد، بیمار میشوند و به انواع رفتارهای…
🍃 می آسیب روانی را به صورت فقدان ارتباط، یعنی، ناتوانی در شناختن دیگران و سهیم کردن خود با آنها در نظر داشت.
🍂 افرادی که از لحاظ روانی پریشان هستند، سرنوشت خود را انکار میکنند و بنابراین، آزادی خود را از دست میدهند. آنها انواع نشانههای روانرنجوری را پرورش میدهند، نه برای اینکه آزادی خود را بازیابند، بلکه برای چشمپوشی از آن.
🍃 نشانههای بیماری، دنیای پدیداری فرد را تا حدی محدود میکنند که کنار آمدن را آسانتر کنند.
🍂 آدم وسواسی تشریفات خشکی را انجام میدهد و بدین ترتیب، انتخابهای تازه را غیرضروری
میکند.
#رولو_می
@Oidipous
🍂 افرادی که از لحاظ روانی پریشان هستند، سرنوشت خود را انکار میکنند و بنابراین، آزادی خود را از دست میدهند. آنها انواع نشانههای روانرنجوری را پرورش میدهند، نه برای اینکه آزادی خود را بازیابند، بلکه برای چشمپوشی از آن.
🍃 نشانههای بیماری، دنیای پدیداری فرد را تا حدی محدود میکنند که کنار آمدن را آسانتر کنند.
🍂 آدم وسواسی تشریفات خشکی را انجام میدهد و بدین ترتیب، انتخابهای تازه را غیرضروری
میکند.
#رولو_می
@Oidipous
❤3👍3
Forwarded from سِکانسِ رَوان🧠 (آرش طالب وند)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3👎1
" نظریههای شخصیت "
🍃 می آسیب روانی را به صورت فقدان ارتباط، یعنی، ناتوانی در شناختن دیگران و سهیم کردن خود با آنها در نظر داشت. 🍂 افرادی که از لحاظ روانی پریشان هستند، سرنوشت خود را انکار میکنند و بنابراین، آزادی خود را از دست میدهند. آنها انواع نشانههای روانرنجوری را پرورش…
🍃 امکان دارد نشانهها موقتی باشند، مثل زمانی که استرس موجب سردرد میشود، یا ممکن است نسبتاً دائمی باشند و از تجربیات اوایل کودکی ناشی شوند.
🍂 آسیب روانی فیلیپ با محیط اولیه او که مادر آشفته و خواهر اسکیزوفرنیک وی را شامل میشد، ارتباط داشت. این تجربیات به تنهایی موجب بیماری او نشدند، بلکه به او یاد دادند با جلوگیری از خشم، یا پرورش دادن احساس بیتفاوتی، و با سعی در «پسربچه خوب» بودن، با دنیای خود سازگار شود.
🍃 بنابراین، نشانههای رواننجوری، بیانگر ناکامی در سازگار شدن نیستند، بلکه نوعی سازگاری مناسب و ضروری هستند که Dasein فرد بتواند به وسیله آنها محافظت شود.
🍂 رفتار فیلیپ با دو همسرش
و نیکول، بیانگر انکار آزادی و تلاش محکوم به شکست برای گریختن از سرنوشت اوست.
#رولو_می
@Oidipous
🍂 آسیب روانی فیلیپ با محیط اولیه او که مادر آشفته و خواهر اسکیزوفرنیک وی را شامل میشد، ارتباط داشت. این تجربیات به تنهایی موجب بیماری او نشدند، بلکه به او یاد دادند با جلوگیری از خشم، یا پرورش دادن احساس بیتفاوتی، و با سعی در «پسربچه خوب» بودن، با دنیای خود سازگار شود.
🍃 بنابراین، نشانههای رواننجوری، بیانگر ناکامی در سازگار شدن نیستند، بلکه نوعی سازگاری مناسب و ضروری هستند که Dasein فرد بتواند به وسیله آنها محافظت شود.
🍂 رفتار فیلیپ با دو همسرش
و نیکول، بیانگر انکار آزادی و تلاش محکوم به شکست برای گریختن از سرنوشت اوست.
#رولو_می
@Oidipous
❤8👍4
در این روزهای سخت، از صمیم قلب برای همتون سلامتی و آرامش آرزو میکنم. مراقب خودتون و عزیزانتون باشید ❤️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8❤🔥3💔2
دکتر حسین شکرکن، از چهرههای برجسته و اثرگذار روانشناسی ایران و عضو هیئت علمی بازنشسته دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، پس از سالها فعالیت علمی و آموزشی درگذشت. او متولد ۱۳۱۸ بود و از بنیانگذاران شناختهشده روانشناسی نوین در ایران به شمار میرفت. دکتر شکرکن تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، تا مقطع دکتری در رشته روانشناسی صنعتی و سازمانی ادامه داد. نام او با سالها تدریس، پژوهش، ترجمه و تألیف در حوزههایی چون روانشناسی اجتماعی، پویایی گروهی و روانشناسی صنعتی و سازمانی گره خورده است.
یادش گرامی🖤
یادش گرامی🖤
💔16❤5
" نظریههای شخصیت "
🍃 امکان دارد نشانهها موقتی باشند، مثل زمانی که استرس موجب سردرد میشود، یا ممکن است نسبتاً دائمی باشند و از تجربیات اوایل کودکی ناشی شوند. 🍂 آسیب روانی فیلیپ با محیط اولیه او که مادر آشفته و خواهر اسکیزوفرنیک وی را شامل میشد، ارتباط داشت. این تجربیات به…
#رواندرمانی
🍃 برخلاف فروید، آدلر، راجرز و سایر نظریهپردازان شخصیت که گرایش بالینی داشتند، به وجود آوردن نوعی مکتب رواندرمانی که طرفداران مشتاق و روشهای مشخصی داشته باشد، نینجامید. با این حال:
🍂 می به طور مفصل درباره این موضوع نوشت و عقیده مبنی بر اینکه رواندرمانی باید اضطراب را کاهش دهد و احساس گناه را سبک کند، را رد کرد.
🍃 او در عوض اظهار داشت که رواندرمانی باید افراد را انسانیتر کند، یعنی به آنها کمک کند تا خودآگاهی خود را آنقدر بالا ببرند که در وضعیت بهتری برای انتخاب کردن قرار گیرند (چال، ۱۹۶۷). این انتخابها از آن پس به رشد همزمان آزادی و مسئولیت منجر میشود.
🍂 می معتقد بود که هدف رواندرمانی آزاد کردن افراد است. او باور داشت درمانگرانی که بر نشانههای بیماری تمرکز میکنند، از موضوع مهمتری غافل میشوند. نشانههای روانرنجوری صرفاً روشهایی برای فرار از آزادی هستند و نشان میدهند که بیماران از امکان درونی خود استفاده نمیکنند. وقتی بیماران آزادتر و انسانیتر میشوند، معمولاً نشانههای روانرنجوری آنها از بین میروند و اضطراب روانرنجور آنها به اضطراب بهنجار تبدیل میشود و گناه بهنجار جایگزین گناه روانرنجور آنها میشود.
🍃 اما این دستاوردها ثانویه هستند و هدف تأکید دارد که رواندرمانی باید به افراد کمک کند تا وجود خود را تجربه کنند؛ درمان اصلی نشانهها نیستند و تسکین یافتن نشانهها صرفاً پیامد این تجربه است. درمانگر چگونه میتواند به بیماران کمک کند که انسانهای آزاد و مسئول شوند؟ راهنماییهای خاصی را برای درمانگران ارائه نداد تا از آنها پیروی کنند.
🍂 درمانگران وجودی، فنون یا روشهای خاصی ندارند که بتوان آنها را در مورد همه بیماران اجرا کرد. در عوض، آنها فقط خودشان و انسانیت خودشان را برای ارائه دادن دارند. آنها باید نوعی رابطه تکبهتک (Mitwelt) برقرار کنند که بیماران را قادر سازد از خودشان آگاهتر شوند و در دنیای خودشان (Eigenwelt) به صورت کاملتر زندگی کنند. این روش میتواند به معنای به چالش طلبیدن بیماران برای روبرو شدن با سرنوشت و تجربه کردن ناامیدی، اضطراب و گناه آنها باشد. اما این همچنین به معنای برقرار کردن رویارویی من-تو است که در آن درمانگر و بیمار به جای عینها، به صورت ذهنها انگاشته میشوند. در رابطه من-تو، درمانگر با تجربه بیمار همدلی دارد و به روی دنیای ذهنی او گشوده است.
@Oidipous
🍃 برخلاف فروید، آدلر، راجرز و سایر نظریهپردازان شخصیت که گرایش بالینی داشتند، به وجود آوردن نوعی مکتب رواندرمانی که طرفداران مشتاق و روشهای مشخصی داشته باشد، نینجامید. با این حال:
🍂 می به طور مفصل درباره این موضوع نوشت و عقیده مبنی بر اینکه رواندرمانی باید اضطراب را کاهش دهد و احساس گناه را سبک کند، را رد کرد.
🍃 او در عوض اظهار داشت که رواندرمانی باید افراد را انسانیتر کند، یعنی به آنها کمک کند تا خودآگاهی خود را آنقدر بالا ببرند که در وضعیت بهتری برای انتخاب کردن قرار گیرند (چال، ۱۹۶۷). این انتخابها از آن پس به رشد همزمان آزادی و مسئولیت منجر میشود.
🍂 می معتقد بود که هدف رواندرمانی آزاد کردن افراد است. او باور داشت درمانگرانی که بر نشانههای بیماری تمرکز میکنند، از موضوع مهمتری غافل میشوند. نشانههای روانرنجوری صرفاً روشهایی برای فرار از آزادی هستند و نشان میدهند که بیماران از امکان درونی خود استفاده نمیکنند. وقتی بیماران آزادتر و انسانیتر میشوند، معمولاً نشانههای روانرنجوری آنها از بین میروند و اضطراب روانرنجور آنها به اضطراب بهنجار تبدیل میشود و گناه بهنجار جایگزین گناه روانرنجور آنها میشود.
🍃 اما این دستاوردها ثانویه هستند و هدف تأکید دارد که رواندرمانی باید به افراد کمک کند تا وجود خود را تجربه کنند؛ درمان اصلی نشانهها نیستند و تسکین یافتن نشانهها صرفاً پیامد این تجربه است. درمانگر چگونه میتواند به بیماران کمک کند که انسانهای آزاد و مسئول شوند؟ راهنماییهای خاصی را برای درمانگران ارائه نداد تا از آنها پیروی کنند.
🍂 درمانگران وجودی، فنون یا روشهای خاصی ندارند که بتوان آنها را در مورد همه بیماران اجرا کرد. در عوض، آنها فقط خودشان و انسانیت خودشان را برای ارائه دادن دارند. آنها باید نوعی رابطه تکبهتک (Mitwelt) برقرار کنند که بیماران را قادر سازد از خودشان آگاهتر شوند و در دنیای خودشان (Eigenwelt) به صورت کاملتر زندگی کنند. این روش میتواند به معنای به چالش طلبیدن بیماران برای روبرو شدن با سرنوشت و تجربه کردن ناامیدی، اضطراب و گناه آنها باشد. اما این همچنین به معنای برقرار کردن رویارویی من-تو است که در آن درمانگر و بیمار به جای عینها، به صورت ذهنها انگاشته میشوند. در رابطه من-تو، درمانگر با تجربه بیمار همدلی دارد و به روی دنیای ذهنی او گشوده است.
@Oidipous
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دنیایی که مرز میان واقعیت و نمایش محو شده؛ انسان مشغول ایفای نقشی است بیپایان!.
وقتی همه نگاهها و انتظارات دیگران، ما را شکل میدهند!، چطور میتوان اصالت خویش را باز یافت!؟ و از محو شدن در نقشها رهایی!.
✴️ شاید جواب این سوال رو بشه در تحلیل فیلمهایی مثل «شهرک» و «نمایش ترومن» پیدا کرد!
وقتی همه نگاهها و انتظارات دیگران، ما را شکل میدهند!، چطور میتوان اصالت خویش را باز یافت!؟ و از محو شدن در نقشها رهایی!.
✴️ شاید جواب این سوال رو بشه در تحلیل فیلمهایی مثل «شهرک» و «نمایش ترومن» پیدا کرد!
https://t.me/AZADBAKHTPSYCHOLOGY
❤2👍2
Forwarded from AZADPSYCHOLOGY
✨«کودکان در روزهای بحران»✨
🌟 کارگاه رایگان ویژه والدین
📢 در این کارگاه آنلاین یاد میگیرید:
✅ نشانههای خاموش اضطراب در کودکان
✅ هنر گفتوگوی صحیح درباره بحران
✅ مدیریت اخبار و فضای مجازی برایکودکان
✅ تمرینهای عملی برای کاهش تنش
✅ بازسازی حس امنیت
🔹 شرکت برای عموم آزاد و رایگان است.
🔹 فقط کافی است ثبت نام کنید!
📲 09364137407
🚧 کودکان امروز بیش از هر زمان به حضور آگاهانه و آرامش ما نیاز دارند.
این فرصت را از دست ندهید... 🌱
🌟 کارگاه رایگان ویژه والدین
📢 در این کارگاه آنلاین یاد میگیرید:
✅ نشانههای خاموش اضطراب در کودکان
✅ هنر گفتوگوی صحیح درباره بحران
✅ مدیریت اخبار و فضای مجازی برایکودکان
✅ تمرینهای عملی برای کاهش تنش
✅ بازسازی حس امنیت
🔹 شرکت برای عموم آزاد و رایگان است.
🔹 فقط کافی است ثبت نام کنید!
📲 09364137407
🚧 کودکان امروز بیش از هر زمان به حضور آگاهانه و آرامش ما نیاز دارند.
این فرصت را از دست ندهید... 🌱
👏3❤2
" نظریههای شخصیت "
#رواندرمانی 🍃 برخلاف فروید، آدلر، راجرز و سایر نظریهپردازان شخصیت که گرایش بالینی داشتند، به وجود آوردن نوعی مکتب رواندرمانی که طرفداران مشتاق و روشهای مشخصی داشته باشد، نینجامید. با این حال: 🍂 می به طور مفصل درباره این موضوع نوشت و عقیده مبنی بر اینکه…
🍃 می، درمان را تا اندازهای مذهب، تا اندازهای علم و تا اندازهای رفاقت میدانست. با این حال، این رفاقت رابطهای اجتماعیِ معمولی نیست؛ بلکه ایجاب میکند که درمانگر بیمار را مواجه سازد و او را به چالش بطلبد.
🍂 میگوید که این رابطه به خودی خود شفابخش است، و تأثیر دگرگونکننده آن از هر چیزی که درمانگران ممکن است بگویند یا هر گرایش نظری که امکان دارد داشته باشند، مستقل است.
🍂 تکلیف ما این است که راهنما، دوست و تعبیرکننده افراد در سفر آنها به اعماق دوزخ خصوصیشان باشیم. به بیان دقیقتر، تکلیف ما این است که به بیماران کمک کنیم به نقطهای برسند که بتوانند تصمیم بگیرند آیا میخواهند قربانی بمانند یا نه؛ یا اینکه آیا میخواهند این حالت قربانی را ترک کنند و در برزخ قرار بگیرند، به امید اینکه احساس بودن در بهشت کنند.
🍃 بیماران ما در نهایت، بهطور قابلفهمی، میترسند تصمیم بگیرند که آیا میتوانند از کامل کردن جستوجویی که دلیرانه شروع کردهاند، کمال استفاده را ببرند (می، ۱۹۹۱، ص. ۱۶۵).
@Oidipous
🍂 میگوید که این رابطه به خودی خود شفابخش است، و تأثیر دگرگونکننده آن از هر چیزی که درمانگران ممکن است بگویند یا هر گرایش نظری که امکان دارد داشته باشند، مستقل است.
🍂 تکلیف ما این است که راهنما، دوست و تعبیرکننده افراد در سفر آنها به اعماق دوزخ خصوصیشان باشیم. به بیان دقیقتر، تکلیف ما این است که به بیماران کمک کنیم به نقطهای برسند که بتوانند تصمیم بگیرند آیا میخواهند قربانی بمانند یا نه؛ یا اینکه آیا میخواهند این حالت قربانی را ترک کنند و در برزخ قرار بگیرند، به امید اینکه احساس بودن در بهشت کنند.
🍃 بیماران ما در نهایت، بهطور قابلفهمی، میترسند تصمیم بگیرند که آیا میتوانند از کامل کردن جستوجویی که دلیرانه شروع کردهاند، کمال استفاده را ببرند (می، ۱۹۹۱، ص. ۱۶۵).
@Oidipous
❤3
" نظریههای شخصیت "
🍃 می، درمان را تا اندازهای مذهب، تا اندازهای علم و تا اندازهای رفاقت میدانست. با این حال، این رفاقت رابطهای اجتماعیِ معمولی نیست؛ بلکه ایجاب میکند که درمانگر بیمار را مواجه سازد و او را به چالش بطلبد. 🍂 میگوید که این رابطه به خودی خود شفابخش است، و…
🍃 از نظر فلسفی، می با کارل راجرز (فصل ۱۰) عقاید مشترکی داشت. مبنا در هر دو رویکرد این عقیده است که درمان نوعی رویارویی انسانی است، یعنی رابطهی من-تو که از توان تسهیل کردن رشد در درمانگر و بیمار برخوردار است.
🍂 اما در عمل، او بیشتر سوال میپرسید. کودکی بیمار را میکاوید و به معانی احتمالی رفتار کنونی بیمار اشاره میکرد.
🍃 برای مثال، او برای فیلیپ توضیح داد که رابطهی او با نیکول تلاشی برای چسبیدن به مادرش بود. راجرز با این روش مخالفت کرد، زیرا این از چارچوب داوری بیرونی (یعنی چارچوب داوری درمانگر) سرچشمه میگیرد. با این حال، می معتقد بود که این نوع تعبیرها میتواند روش مؤثری برای مواجه کردن بیماران با اطلاعاتی باشد که آنها از خود پنهان کردهاند.
🍂 روش دیگری که می در مورد فیلیپ به کار برد این بود که او را توصیه کرد با مادر متوفی خود گفتگوی خیالی کند. فیلیپ در این گفتگو هم از زبان خود و هم از زبان مادرش حرف زد. وقتی او از زبان مادرش حرف میزد، برای اولین بار توانست با مادرش همدلی کند و خود را از نقطهی نظر او در نظر بگیرد. وقتی او از زبان مادرش حرف میزد، گفت که او به پسرش افتخار میکرد و او برایش عزیز بود. بعداً، وقتی او از زبان خودش حرف زد، به مادرش گفت که از جرات وی سپاسگزار است و واقعهای را به یاد آورد که جرات او بیناییاش (فیلیپ) را حفظ کرد. وقتی فیلیپ این گفتگوی خیالی را به پایان رساند، گفت: «هزار سال دیگر هم تصور نمیکردم این خاطرات به ذهنم برسند» (می، ۱۹۸۱، ص ۳۹).
🍃 می همچنین از فیلیپ درخواست کرد عکسی از دوران کودکی خودش بیاورد. بعد فیلیپ با «فیلیپ کوچولو» گفتگویی خیالی داشت. وقتی این گفتگو صورت میگرفت، «فیلیپ کوچولو» توضیح داد که او بر مشکلی که فیلیپ بزرگ را خیلی به دردسر انداخته بود، غلبه کرده است؛ یعنی ترس از ترک شدن. «فیلیپ کوچولو» مصاحب صمیمی فیلیپ شد و به او کمک کرد بر تنهاییهایش غلبه کند و حسادت نسبت به نیکول را کاهش دهد.
🍂 در پایان درمان، فیلیپ آدم تازهای نشد، بلکه بخشی از خودش که همیشه وجود داشت، آگاهتر شد. آگاهی از امکانات تازه به او کمک کرد تا در مسیر آزادی شخصی پیش برود. برای فیلیپ خاتمه درمان، سرآغاز متحد کردن خودش با آن خود قدیمی بود که مجبور بود آن را در سیاهچال حبس کند تا وقتی زندگی تهدیدکننده و ناخوشایند میشد، زنده بماند» (می، ۱۹۸۱، ص ۴).
@Oidipous
🍂 اما در عمل، او بیشتر سوال میپرسید. کودکی بیمار را میکاوید و به معانی احتمالی رفتار کنونی بیمار اشاره میکرد.
🍃 برای مثال، او برای فیلیپ توضیح داد که رابطهی او با نیکول تلاشی برای چسبیدن به مادرش بود. راجرز با این روش مخالفت کرد، زیرا این از چارچوب داوری بیرونی (یعنی چارچوب داوری درمانگر) سرچشمه میگیرد. با این حال، می معتقد بود که این نوع تعبیرها میتواند روش مؤثری برای مواجه کردن بیماران با اطلاعاتی باشد که آنها از خود پنهان کردهاند.
🍂 روش دیگری که می در مورد فیلیپ به کار برد این بود که او را توصیه کرد با مادر متوفی خود گفتگوی خیالی کند. فیلیپ در این گفتگو هم از زبان خود و هم از زبان مادرش حرف زد. وقتی او از زبان مادرش حرف میزد، برای اولین بار توانست با مادرش همدلی کند و خود را از نقطهی نظر او در نظر بگیرد. وقتی او از زبان مادرش حرف میزد، گفت که او به پسرش افتخار میکرد و او برایش عزیز بود. بعداً، وقتی او از زبان خودش حرف زد، به مادرش گفت که از جرات وی سپاسگزار است و واقعهای را به یاد آورد که جرات او بیناییاش (فیلیپ) را حفظ کرد. وقتی فیلیپ این گفتگوی خیالی را به پایان رساند، گفت: «هزار سال دیگر هم تصور نمیکردم این خاطرات به ذهنم برسند» (می، ۱۹۸۱، ص ۳۹).
🍃 می همچنین از فیلیپ درخواست کرد عکسی از دوران کودکی خودش بیاورد. بعد فیلیپ با «فیلیپ کوچولو» گفتگویی خیالی داشت. وقتی این گفتگو صورت میگرفت، «فیلیپ کوچولو» توضیح داد که او بر مشکلی که فیلیپ بزرگ را خیلی به دردسر انداخته بود، غلبه کرده است؛ یعنی ترس از ترک شدن. «فیلیپ کوچولو» مصاحب صمیمی فیلیپ شد و به او کمک کرد بر تنهاییهایش غلبه کند و حسادت نسبت به نیکول را کاهش دهد.
🍂 در پایان درمان، فیلیپ آدم تازهای نشد، بلکه بخشی از خودش که همیشه وجود داشت، آگاهتر شد. آگاهی از امکانات تازه به او کمک کرد تا در مسیر آزادی شخصی پیش برود. برای فیلیپ خاتمه درمان، سرآغاز متحد کردن خودش با آن خود قدیمی بود که مجبور بود آن را در سیاهچال حبس کند تا وقتی زندگی تهدیدکننده و ناخوشایند میشد، زنده بماند» (می، ۱۹۸۱، ص ۴).
@Oidipous
👍4❤2
🔖دکتر سالومه کارگر
دکترای روانکاوی یکپارچه نگر از سوئد
دارنده مدرک سکشوال مدیسن تحت لیسانس دانشگاه شفیلد انگلستان
☎️جهت مشاوره تلفنی به آیدی زیر پیام دهید.
@Arashtalebvand72
دکترای روانکاوی یکپارچه نگر از سوئد
دارنده مدرک سکشوال مدیسن تحت لیسانس دانشگاه شفیلد انگلستان
☎️جهت مشاوره تلفنی به آیدی زیر پیام دهید.
@Arashtalebvand72
🔥7❤4🤷♂1🙏1
Forwarded from SePehR
The_Trauma_Of_Birth_Otto_Rank_da99bd73394498873a46d909a378e739_Anna’s.pdf
2.3 MB
