anecdoche
Taylor Swift – Nothing New (Taylor's Version) (From The Vault) (Ft Phoebe Bridgers)
I know someday I'm gonna meet her, it's a fever dream
The kind of radiance you only have at 17
She'll know the way, and then she'll say she got the map from me
I'll say I'm happy for her, then I'll cry myself to sleep
I've had too much to drink tonight
But I wonder if they'll miss me once they drive me out
I wake up in the middle of the night
And I can feel time moving
How can a person know everything at 18 but nothing at 22?
The kind of radiance you only have at 17
She'll know the way, and then she'll say she got the map from me
I'll say I'm happy for her, then I'll cry myself to sleep
I've had too much to drink tonight
But I wonder if they'll miss me once they drive me out
I wake up in the middle of the night
And I can feel time moving
How can a person know everything at 18 but nothing at 22?
I could feel his eyes as I returned to my bike. And I wanted it, for his gaze to fix me to the world I felt only halfway inside of.
- Ocean Vuong, On Earth We're Briefly Gorgeous
- Ocean Vuong, On Earth We're Briefly Gorgeous
از کپیتالیسم متنفرم چون امروز یکسره داشتم کار میکردم و درس میخوندم در حالیکه من برای زندگی در طبیعت و گیلاس از درخت خوردن آفریده شدم.
Forwarded from my hair is green.
«جعبهی پاندورا در واقع یه جعبه نیست، یه شیشهست. پاندورا هدیهی خدایان به اپیمتئوس بود، به عنوان همسرش. به پاندورا گفته شده بود که تحت هیچ شرایطی در این شیشه رو باز نکنه. اما یه روز از سر کنجکاوی، شیشه رو میشکنه. با شکستن شیشه، تمام بدیها و مصیبتهای ممکن از توی ظرف خارج میشن. بعد از اینکه تمام این بدیها راهشونو به دنیا پیدا کردن، آخرین چیزی که ته ظرف میمونه، امیده.
من هیچوقت نفهمیدم باید چه برداشتی از این قضیه داشته باشم. میتونی به امید به عنوان تنها باقیمونده از چیزهای فوقالعاده، خالص و مایهی خوشحالی توی این دنیا نگاه کنی، همزمان هم میتونی به چشم آخرین ظلم خدایان به انسان ببینیش. بعد از اینکه هر بلای ممکنی رو سر ما آوردن، فقط برای اینکه اوضاع رو یه کمی بدتر کنن، بهمون امید رو هم دادن.»
—نیل گیمن، از یک مصاحبه در یوتوب که یادم نمیاد چی بود.
من هیچوقت نفهمیدم باید چه برداشتی از این قضیه داشته باشم. میتونی به امید به عنوان تنها باقیمونده از چیزهای فوقالعاده، خالص و مایهی خوشحالی توی این دنیا نگاه کنی، همزمان هم میتونی به چشم آخرین ظلم خدایان به انسان ببینیش. بعد از اینکه هر بلای ممکنی رو سر ما آوردن، فقط برای اینکه اوضاع رو یه کمی بدتر کنن، بهمون امید رو هم دادن.»
—نیل گیمن، از یک مصاحبه در یوتوب که یادم نمیاد چی بود.
anecdoche
OliviaRodrigoVEVO – Can’t Catch Me Now (from The Hunger Games: The Ballad of Songbirds…
But I'm in the trees, I'm in the breeze
My footsteps on the ground
You'll see my face in every place
But you can't catch me now
My footsteps on the ground
You'll see my face in every place
But you can't catch me now
Forwarded from pathétique
“آبان دامن سیاهش را روی برگهای مردهی درختان باغ میکشد و سراغم میآید. کنارم مینشیند و به هم خیره میشویم. نباید فراموش کنی، آبان میگوید. فراموش نکن. هرکاری میکنی فراموش نکن. آبان دستهای عرق کردهاش را دور گردنم حلقه کرده و ول نمیکند. انگشتانش با آن خونِ خشک شدهی زیر هر ناخن چنان محکم میفشرد که چشمهایم سیاهی میرود. آبان مرا ول نمیکند. آبان فراموش نمیکند.”