Forwarded from my badlands (Jasmine)
هیچوقت از خوردن سیبزمینی داغ و سوختن دهنم درس نمیگیرم.
کاش مامان باباها میدونستن هر بار که قدرت ارادهی ماهایی که دیگه خردسال نیستیمو میگیرن چقدر باعث میشن از خودمون متنفر بشیم.
واقعا چرا هر بار روز خوبی دارم تعجب نمیکنم؟ باید تعجب کنم چون قطعاً یه روز خوب باید توسط مامان باباها بهش ریده بشه.
اینکه ده قسمت گذشته و هنوز نمیدونم توی سر هنیبال چی میگذره و هدفش از هر کنشش چیه خیلی هیجان زدم میکنه.