پیام سپیده فرهان از وضعیت وخیم در بند زنان زندان اوین
سپیده_فرهان که دیروز دوشنبه 18 فروردین از ندان اوین به مرخصی آمد، در صفحه اینستاگرامی خود از وضعیت زنان در زندان اوین در این موقعیت خطرناک کرونائی چنین می نویسد:
"در این روزهای پر خطر همچنان نوزده نفر از بند زنان اوین از حق مرخصی محرومند.
محرومیت از مرخصی تنها یکی از محدودیت های اعمال شده بر آنهاست. از آغاز شیوع کرونا تمام ملاقات های حضوری لغو شده،دیدار زندانیان با خانواده هایشان به ملاقات کابینی محدود شده که زمان آن هم به سی دقیقه کاهش یافته و گاه میان مکالمه ی زندانیان با خانواده هایشان تلفن های کابین قطع میشوند.
همچنین مریم اکبری منفرد بدلیل گزارش مغرضانه یکی از زندانبانان قبل از شیوع کرونا سه جلسه از ملاقات محروم شده بود و آتنا دائمی قریب به یک سال است که خانواده ی خود را جز از پشت شیشه های کابین ملاقات نکرده. پذیرش ریسک بالای ملاقات در شرایط فعلی از جانب خانواده ها و زندانیان نه تنها توجه مسوولان زندان اوین را برنمی انگیزد بلکه آنها را به کاهش فشار ها حداقل از بابت تلفن هم ترغیب نمیکند.
تلفن زندانیان سه نوبت ده دقیقه ای در روزهای زوج است که نیمی از آن هم بدلیل پیغام گیر تلفن اتلاف میشود.علی رغم خواسته ی بند که بارها مطالبه شده بود تا دست کم زمان تماس ها افزایش پیدا کند یا هرروز اجازه ی تماس داده باشیم این حق را هم از ما دریغ کردند.
یکی دیگر از مشکلات نگران کننده تاخیر در ارسال مواد ضدعفونی کننده به بند و وضعیت نامطلوب بهداری ست که به هیچ عنوان اجازه ی ورود پزشک به بند داده نمیشود.زندانیان در شرایط بحرانی مجبورند خطر ابتلا به کرونا را به جان بخرند و به بهداری مراجعه کنند (خبرها حاکی از آن بود که چند زندانی مبتلا از بند آقایان از طریق بهداری به بیمارستان منتقل شده بودند)و در بیشتر موارد بدلیل خطراتی که کل بند را تهدید میکند زندانیان از مراجعه سر باز میزنند.
مسئله ی دیگر قرنطینه ی بند است که فاقد استانداردهای لازم است. پرسنل زندان از ارائه کوچکترین خدمات به زندانیانی که قرنطینه هستند سر باز میزنند.به عنوان نمونه تامین آب جوش، ظرف و ظروف زندانیان و حتی شارژ کارت تلفن آنها را به بند تحمیل میکنند و اگر بند متقبل این هزینه ها نشود این زندانیان حتی از کوچکترین امکانات هم محرومند.
در میان زنان بند دو نفر حکم زیر پنج سال دارند که بر اساس بخش نامه ی قوه قضاییه مشمول مرخصی میشدند اما با اعزام آنها به مرخصی مخالفت شده، راحله احمدی با حکم زیر پنج سال و نگین قدمیان با حکم پنج سال که بیش از یک سوم دوران محکومیت خود را نیز سپری کرده است.
اعزام تمامی زندانیان به مرخصی در زمان اوج گیری بیماری کرونا الزامی ست و این ویروس مهلک به میزان محکومیت افراد توجهی ندارد.کما اینکه شبنم نعمت زاده با ۲۰ سال حکم در اولویت قرار گرفت!
در میان شورش های به حق زندان های دیگر و کشته شدن نا حق زندانیان زنان بند اوین را از یاد نبریم:
مریم اکبری منفرد
ارس امیری
یاسمن اریانی
راحله احمدی
نیلوفر بیانی
الهام برمکی
رضوانه خان بیگی
آتنا دائمی
زهرا زهتابچی
نسرین ستوده
منیره عرب شاهی
فریبا عادل خواه
نگین قدمیان
سپیده کاشانی
صبا کرد افشاری
مژگان کشاورز
سمانه نوروز مرادی
و دو زندانی دیگر که به تازگی از قرنطینه به بند منتقل شده اند."
جان زندانیان در خطر است
سرنگون باد جمهوری اسلامی
سپیده_فرهان که دیروز دوشنبه 18 فروردین از ندان اوین به مرخصی آمد، در صفحه اینستاگرامی خود از وضعیت زنان در زندان اوین در این موقعیت خطرناک کرونائی چنین می نویسد:
"در این روزهای پر خطر همچنان نوزده نفر از بند زنان اوین از حق مرخصی محرومند.
محرومیت از مرخصی تنها یکی از محدودیت های اعمال شده بر آنهاست. از آغاز شیوع کرونا تمام ملاقات های حضوری لغو شده،دیدار زندانیان با خانواده هایشان به ملاقات کابینی محدود شده که زمان آن هم به سی دقیقه کاهش یافته و گاه میان مکالمه ی زندانیان با خانواده هایشان تلفن های کابین قطع میشوند.
همچنین مریم اکبری منفرد بدلیل گزارش مغرضانه یکی از زندانبانان قبل از شیوع کرونا سه جلسه از ملاقات محروم شده بود و آتنا دائمی قریب به یک سال است که خانواده ی خود را جز از پشت شیشه های کابین ملاقات نکرده. پذیرش ریسک بالای ملاقات در شرایط فعلی از جانب خانواده ها و زندانیان نه تنها توجه مسوولان زندان اوین را برنمی انگیزد بلکه آنها را به کاهش فشار ها حداقل از بابت تلفن هم ترغیب نمیکند.
تلفن زندانیان سه نوبت ده دقیقه ای در روزهای زوج است که نیمی از آن هم بدلیل پیغام گیر تلفن اتلاف میشود.علی رغم خواسته ی بند که بارها مطالبه شده بود تا دست کم زمان تماس ها افزایش پیدا کند یا هرروز اجازه ی تماس داده باشیم این حق را هم از ما دریغ کردند.
یکی دیگر از مشکلات نگران کننده تاخیر در ارسال مواد ضدعفونی کننده به بند و وضعیت نامطلوب بهداری ست که به هیچ عنوان اجازه ی ورود پزشک به بند داده نمیشود.زندانیان در شرایط بحرانی مجبورند خطر ابتلا به کرونا را به جان بخرند و به بهداری مراجعه کنند (خبرها حاکی از آن بود که چند زندانی مبتلا از بند آقایان از طریق بهداری به بیمارستان منتقل شده بودند)و در بیشتر موارد بدلیل خطراتی که کل بند را تهدید میکند زندانیان از مراجعه سر باز میزنند.
مسئله ی دیگر قرنطینه ی بند است که فاقد استانداردهای لازم است. پرسنل زندان از ارائه کوچکترین خدمات به زندانیانی که قرنطینه هستند سر باز میزنند.به عنوان نمونه تامین آب جوش، ظرف و ظروف زندانیان و حتی شارژ کارت تلفن آنها را به بند تحمیل میکنند و اگر بند متقبل این هزینه ها نشود این زندانیان حتی از کوچکترین امکانات هم محرومند.
در میان زنان بند دو نفر حکم زیر پنج سال دارند که بر اساس بخش نامه ی قوه قضاییه مشمول مرخصی میشدند اما با اعزام آنها به مرخصی مخالفت شده، راحله احمدی با حکم زیر پنج سال و نگین قدمیان با حکم پنج سال که بیش از یک سوم دوران محکومیت خود را نیز سپری کرده است.
اعزام تمامی زندانیان به مرخصی در زمان اوج گیری بیماری کرونا الزامی ست و این ویروس مهلک به میزان محکومیت افراد توجهی ندارد.کما اینکه شبنم نعمت زاده با ۲۰ سال حکم در اولویت قرار گرفت!
در میان شورش های به حق زندان های دیگر و کشته شدن نا حق زندانیان زنان بند اوین را از یاد نبریم:
مریم اکبری منفرد
ارس امیری
یاسمن اریانی
راحله احمدی
نیلوفر بیانی
الهام برمکی
رضوانه خان بیگی
آتنا دائمی
زهرا زهتابچی
نسرین ستوده
منیره عرب شاهی
فریبا عادل خواه
نگین قدمیان
سپیده کاشانی
صبا کرد افشاری
مژگان کشاورز
سمانه نوروز مرادی
و دو زندانی دیگر که به تازگی از قرنطینه به بند منتقل شده اند."
جان زندانیان در خطر است
سرنگون باد جمهوری اسلامی
🔴کامران عبدی پور در شهر سقز بازداشت شد
۳۱ فروردین ۹۹، کامران عبدی پور، در حالی که خواب بود، توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد و به مکان نامعلومی انتقال یافت. در ضمن تا لحظه ارسال این خبر، پیگیری های خانواده از محل نگهداری اش نتیجه نداده و آنها در نگرانی و بلاتکلیفی بسر می برند.
به گفته خانواده کامران عبدی پور، مامورین امنیتی به هنگام دستگیری او، اعلام کرده اند که اتهام فرزندشان، همکاری با زندانیان فراری زندان سقز است.
لکامران عبدی پور پنج ماه پیش از قصاص و طناب اعدام رهایی یافت و پس از چندین سال، از زندان آزاد شد
۳۱ فروردین ۹۹، کامران عبدی پور، در حالی که خواب بود، توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد و به مکان نامعلومی انتقال یافت. در ضمن تا لحظه ارسال این خبر، پیگیری های خانواده از محل نگهداری اش نتیجه نداده و آنها در نگرانی و بلاتکلیفی بسر می برند.
به گفته خانواده کامران عبدی پور، مامورین امنیتی به هنگام دستگیری او، اعلام کرده اند که اتهام فرزندشان، همکاری با زندانیان فراری زندان سقز است.
لکامران عبدی پور پنج ماه پیش از قصاص و طناب اعدام رهایی یافت و پس از چندین سال، از زندان آزاد شد
🔴 "در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری باید مطابق ماده 109 ، منافع و حقوق بازنشستگان لحاظ گردد هرنوع اجرای قانون که موجب گردد فاصله حقوق بازنشستگان با حقوق شاغلان افزایش یابد اجرای نادرست قانون است. در این مورد دولت حق ندارد حقوق شاغلان را کاهش دهد بلکه باید حقوق بازنشستگان را افزایش دهد."
#سخنگوی_شورای_هماهنگی
#اسکندر_لطفی
@Shbazneshasteganir
#سخنگوی_شورای_هماهنگی
#اسکندر_لطفی
@Shbazneshasteganir
Forwarded from اتچ بات
🔴🔴اعتصاب غذای زندانیان سیاسی اهواز و شکنجه و تشكيل پرونده برای آنان در پی اعتراضات
منابع محلی اهواز گزارش دادند که تعدادی از زندانیان سیاسی در بند ۵ زندان شیبان اهواز ، از جمله سید جابر آلبوشوکه و برادرش سید مختار ، در اعتراض به تشکیل پروندههای جدید علیه آنان توسط اداره اطلاعات اهواز به اتهام تحریک اعتراضات زندان در فروردین گذشته ، دست به اعتصاب غذا زدهاند.
طبق خبرهای دریافتی ، اعتراضات زندانیان در پی شیوع بیماری کرونا در دو زندان سپیدار و شیبان اهواز ، پیامدهای ناگواری برای زندانیان و بالاخص زندانیان سیاسی داشته و هم اکنون اکثر آنان از آثار شکنجه و کتک توسط نیروهای امنیتی و نیز سوختگی و خفگی ناشی از آتشسوزی رنج میبرند.
تعدادی از زندانیان سیاسی زندان شيبان اهواز
محمد علی عموری،
زهیر (عبدالزهرا) هلیچی ،
عبدالامام زایری ،
سجاد دیلمی
و علی کعب عمیر ،
سید یابر آلبوشوکه
و سید مختار آلبوشوکه ،
كه در پی اعتراضات زندانیان در مورخ روز ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ به اداره اطلاعات اهواز منتقل شده بودند ،
پس از دو هفته بازجویی و شکنجه در بازداشتگاههای مخوف و سری ، در ۲۵ فروردین به زندان بازگردانده شدند اما وضعیت آنان در نتیجه دردها و جراحات ناشی از شکنجه وخیم گزارش شده است و هنوز در بخش قرنطينه زندان نگهداری میشوند.
در نتیجه کشتار زندانیان معترض در دو زندان سپیدار و مرکزی اهواز علیه نبود امکانات بهداشتی در پی شیوع کرونا و عدم اعطای مرخصی یا عفو به زندانیان، حداقل ۳۵ زندانی توسط نیروهای امنیتی کشته یا در اثر سوختگی و خفگی جان خود را از دست دادند.
🔴درخواست زندانیان در اعتراضات ، استفاده از حق قانونی برای اعزام به مرخصی و آزادی مشروط بود اما جواب درخواستهای زندانیان گلوله و شکنجه و تشکیل پرونده داده اند
مسئولین زندان مرکزی اهواز از جمله صخراوی ، آزاده و غلام نژاد بعد از کنترل شورش در زندان مرکزی اهواز با تهدید سلاح کلاشینکف تمام زندانیان را به محوطه مرکزی زندان منتقل و به سربازان دستور دادند که در دو صف رو در روی هم قرار بگیرند و به اصطلاح تونل شکنجه و یا مرگ برای زندانیان آماده کنند.
این مسئولان طول مسیر تونل سربازان را با خرده شیشه پر کردند و زندانیان را پا برهنه مجبور به عبور از آن مسیر میکردند و روی آنها مواد شوینده میریختند تا باعث ايجاد سوزش و درد براى زندانيان اسيب ديده زمان عبور از خرده شيشه ها شوند و همزمان سربازان را مجبور به کتک زدن زندانیان با باتوم و کابل میکردند.
این وضعیت از ساعت ۴ عصر تا ۶ صبح روز بعد از کنترل شورش زندان ادامه داشت.
شلیک فشنگهای ساچمهای باعث مصدومیت بیشماری از زندانیان گشت از جمله عبدالرضا عبیداوی که بر اثر اصابت ساچمه یکی از چشمانش را از دست داده و بر اثر جراحات متعدد رودههایش از کار افتادهاند.
مهندس محمد علی عموری تحت شکنجه شدید در اداره اطلاعات اهواز قرار گرفته که وضعیت سلامتی وی مخصوصا از ناحیه سر و سینه وخیم گزارش شده است.
همچنین زهیر هلیچی ، عبدالامام زایری ، سید یابر آلبوشوکه و سید مختار آلبوشوکه در اثر شکنجه زخمی و دچار عفونت شده اند.
سجاد دیلمی و علی کعب عمیر چندین جراحت بر اثر اصابت ساچمه های شلیک شده به صورتشان وارد شده و دچار عفونت شده اند.
اين زندانیان سیاسی برای مداوای جراحتهای وارده به بهداری اعزام نشده و اکثر آنان با خطر تشکیل پرونده های جدید در دادگاه علیه آنها از طرف سازمان زندانها و وزارت اطلاعات قرار دارند و به این دلیل دست به اعتصاب غذا زده و وضعیت جسمی و روحی آنان بسیار وخیم گزارش شده است
جان زندانیان در سیاهچالهای جمهوری اسلامی در خطر است
منابع محلی اهواز گزارش دادند که تعدادی از زندانیان سیاسی در بند ۵ زندان شیبان اهواز ، از جمله سید جابر آلبوشوکه و برادرش سید مختار ، در اعتراض به تشکیل پروندههای جدید علیه آنان توسط اداره اطلاعات اهواز به اتهام تحریک اعتراضات زندان در فروردین گذشته ، دست به اعتصاب غذا زدهاند.
طبق خبرهای دریافتی ، اعتراضات زندانیان در پی شیوع بیماری کرونا در دو زندان سپیدار و شیبان اهواز ، پیامدهای ناگواری برای زندانیان و بالاخص زندانیان سیاسی داشته و هم اکنون اکثر آنان از آثار شکنجه و کتک توسط نیروهای امنیتی و نیز سوختگی و خفگی ناشی از آتشسوزی رنج میبرند.
تعدادی از زندانیان سیاسی زندان شيبان اهواز
محمد علی عموری،
زهیر (عبدالزهرا) هلیچی ،
عبدالامام زایری ،
سجاد دیلمی
و علی کعب عمیر ،
سید یابر آلبوشوکه
و سید مختار آلبوشوکه ،
كه در پی اعتراضات زندانیان در مورخ روز ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ به اداره اطلاعات اهواز منتقل شده بودند ،
پس از دو هفته بازجویی و شکنجه در بازداشتگاههای مخوف و سری ، در ۲۵ فروردین به زندان بازگردانده شدند اما وضعیت آنان در نتیجه دردها و جراحات ناشی از شکنجه وخیم گزارش شده است و هنوز در بخش قرنطينه زندان نگهداری میشوند.
در نتیجه کشتار زندانیان معترض در دو زندان سپیدار و مرکزی اهواز علیه نبود امکانات بهداشتی در پی شیوع کرونا و عدم اعطای مرخصی یا عفو به زندانیان، حداقل ۳۵ زندانی توسط نیروهای امنیتی کشته یا در اثر سوختگی و خفگی جان خود را از دست دادند.
🔴درخواست زندانیان در اعتراضات ، استفاده از حق قانونی برای اعزام به مرخصی و آزادی مشروط بود اما جواب درخواستهای زندانیان گلوله و شکنجه و تشکیل پرونده داده اند
مسئولین زندان مرکزی اهواز از جمله صخراوی ، آزاده و غلام نژاد بعد از کنترل شورش در زندان مرکزی اهواز با تهدید سلاح کلاشینکف تمام زندانیان را به محوطه مرکزی زندان منتقل و به سربازان دستور دادند که در دو صف رو در روی هم قرار بگیرند و به اصطلاح تونل شکنجه و یا مرگ برای زندانیان آماده کنند.
این مسئولان طول مسیر تونل سربازان را با خرده شیشه پر کردند و زندانیان را پا برهنه مجبور به عبور از آن مسیر میکردند و روی آنها مواد شوینده میریختند تا باعث ايجاد سوزش و درد براى زندانيان اسيب ديده زمان عبور از خرده شيشه ها شوند و همزمان سربازان را مجبور به کتک زدن زندانیان با باتوم و کابل میکردند.
این وضعیت از ساعت ۴ عصر تا ۶ صبح روز بعد از کنترل شورش زندان ادامه داشت.
شلیک فشنگهای ساچمهای باعث مصدومیت بیشماری از زندانیان گشت از جمله عبدالرضا عبیداوی که بر اثر اصابت ساچمه یکی از چشمانش را از دست داده و بر اثر جراحات متعدد رودههایش از کار افتادهاند.
مهندس محمد علی عموری تحت شکنجه شدید در اداره اطلاعات اهواز قرار گرفته که وضعیت سلامتی وی مخصوصا از ناحیه سر و سینه وخیم گزارش شده است.
همچنین زهیر هلیچی ، عبدالامام زایری ، سید یابر آلبوشوکه و سید مختار آلبوشوکه در اثر شکنجه زخمی و دچار عفونت شده اند.
سجاد دیلمی و علی کعب عمیر چندین جراحت بر اثر اصابت ساچمه های شلیک شده به صورتشان وارد شده و دچار عفونت شده اند.
اين زندانیان سیاسی برای مداوای جراحتهای وارده به بهداری اعزام نشده و اکثر آنان با خطر تشکیل پرونده های جدید در دادگاه علیه آنها از طرف سازمان زندانها و وزارت اطلاعات قرار دارند و به این دلیل دست به اعتصاب غذا زده و وضعیت جسمی و روحی آنان بسیار وخیم گزارش شده است
جان زندانیان در سیاهچالهای جمهوری اسلامی در خطر است
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخورد وحشیانه مزدوران فاسد و جنایتکار نیروی انتظامی با یک بازداشتی در راهرو دادگستری بهشتی در اصفهان.
اولین شماره ماهنامه کارزار پشتیبانی از کارگران ایران منتشر شد
http://www.ofppi.org/2020/04/30/23/21/27/
http://www.ofppi.org/2020/04/30/23/21/27/
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
Photo
اول ماه می برابر با یازدهم اردیبهشت روز جهانی کارگر بر همهٔ کارگران جهان مبارک باد سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
http://www.ofppi.org/2020/04/30/23/37/56/
http://www.ofppi.org/2020/04/30/23/37/56/
Forwarded from اتچ بات
زینب جلالیان در این روزهای سخت که جهان به مبارزه با ویروس کرونا برخاسته است ،
🔴🔴🔴بجای مرخصی به زندان قرچک ورامین منتقل شد
باز پخش نامه ای از این زندانی سیاسی علیه بیعدالتی و خشونت علیه زنان 👇
وقتى شكنجه گران مرا شكنجه ميگردند
تنها چيزى كه برايم باقى مانده بود فكر و اعتقادم بود واميدى كه به زنان مبارز و اينده داشتم
🔴🔴 پیام زندانی سیاسی زینب جلالیان به مناسبت ۸ مارس
باور کنید هر وقت ستمگران، ظلم و شکنجه را بر من بیشتر میکنند، من جسورتر و مقاومتر میشوم.
با همه احساس قلبیم ۸ مارس را به مادر صبورم، زنانی که چشم به راه عزیزانشان هستند و همه زنان جهان تبریک عرض میکنم.
وقتی نگاهی به تاریخ میاندازیم، میبینیم در طول تاریخ همیشه زنان آزادیخواه بر علیه رژیمهای دیکتاتور مبارزه کردهاند و این زنان شجاع هشت مارس را هم با خون خودشان در تاریخ به ثبت رسانداند.
ای ستمگران، نظارهگر بودید و هستید، دیدید نمیشود با قتل عام، شکنجه و زندانی کردن ما زنان، جلوی حق خواهی ما را بگیرید. وقتی یک زن جوهرش با آزادی سرشته شده باشد، هیچ ظلم و زوری نمی تواند او را به زانو در بیاورد.
من زمانی به این حقیقت پیبردم که در چنگال ستمگران جمهوری اسلامی بودم. لباسهای مرا بر روی تنم پاره کردند، چشمهایم را بستند، دست و پایم را با زنجیر به تخت آهنی بستند و شکنجه وحشتناک مرا شروع کردند. با کابل به زیر پاهایم شلاق زدند، پاهایم خیلی وحشتناک ورم و کبود شده بودند. این قدر مرا شکنجه کردند که دیگر هیچی را احساس نمیکردم، تمام تنم بیحس شده بود، دیگر اختیار جسمم را نداشتم، شلوارم را خیس کرده بودم.
آری، شرمآور است اما نمیدانم برای من یا برای آنان که این بلاها را به سر من آورده بودند. ای وجدانهای بیدار،حق قضاوت با شماهاست، آیا من که آرزویی به جز آزادی و برابری بشر ندارم و آنهایی که به خاطر منافع خود این همه شکنجه را بر من اعمال کردند،گناهکارند؟! یا من؟!.
خودتان قضاوت کنید، من مثل ده سال پیش تن سالمی ندارم و کلیدهای زندان مرا صیقل دادهاند، وقتی شکنجهگران مرا شکنجه میکردند تنها چیزی که برایم مانده بود فکر و اعتقادم بود و امیدی که به زنان مبارز و آینده داشتم
اگر بگویم قلم از نوشتن درد و رنجم قاصر است، مبالغه نکردهام، چون من فقط یک قسمت کمی از شکنجههایم را برای شما بازگو کردم. امیدوارم در این روز عزیز خاطر شما را مکدر نکرده باشم.
گاهی وقتها به این فکر میکنم کجای دنیا هستم یا اصلا کجای زمان گیر کردهام که هر چقدر تلاش میکنم راه گریزی پیدا نمیکنم آیا حق من این است ؟! که شاهد به دار کشیدن همنوعان و نزدیکانم باشم و دم نزنم ؟! عجیب روزگاریست ، اگر باد تندی میوزید، قلبم از تندی باد میلرزید اما امروز این همه بادهای سیاه و ناسوز را چه کنم ؟!
جنگ، کینه، ریا، قتل، کشتار و شکنجه و این کارها همگی در عادیترین زمان انجام میگیرد و ستمگران برای هر کدام از جنایتهای خود دلیل یا توجیهی دارند و این برای من از همه دردناکتر است . پس ای زنان جسور و فداکار بگویید سخنی را که آتش در گفتنش دودل است. من آرزوی مرگ برای هیچ کسی حتی ستمگران را ندارم، بیایید با هم بر علیه ستمگران مبارزه کنیم تا با تلاشهایمان ستمگران را از سرزمین مادریمان بیرون کنیم، تا فردا شرمنده آن زنانی که به خاطر آزادی و برابری جان عزیزشان را ازدست دادند، نباشیم.
من زینب هستم، زینب جلالیان، زن کُردی که شاهد صدها جنایت جمهوری اسلامی در زندان و شاهد تهمت، اهانت، شکنجه و از همه بدتر شاهد اعدام ده تا از هم بندیهایم بودهام. آیا دردی بزرگتر از این هست ؟! تازه این ظالمان از من میخواهند ابراز پشیمانی بکنم، مگر ممکن است منی که این همه ظلم و زور را با چشمانم دیدهام اظهار پشیمانی کنم، باور کنید هر وقت ستمگران، ظلم و شکنجه را بر من بیشتر میکنند، من جسورتر و مقاومتر میشوم.
ژن. ژیان .آزادی
بدرود
زینب جلالیان
زندان خوی
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانیان سیاسی و زندانیان دیگر باید بدون قید و شرط آزاد گردند
🔴🔴🔴بجای مرخصی به زندان قرچک ورامین منتقل شد
باز پخش نامه ای از این زندانی سیاسی علیه بیعدالتی و خشونت علیه زنان 👇
وقتى شكنجه گران مرا شكنجه ميگردند
تنها چيزى كه برايم باقى مانده بود فكر و اعتقادم بود واميدى كه به زنان مبارز و اينده داشتم
🔴🔴 پیام زندانی سیاسی زینب جلالیان به مناسبت ۸ مارس
باور کنید هر وقت ستمگران، ظلم و شکنجه را بر من بیشتر میکنند، من جسورتر و مقاومتر میشوم.
با همه احساس قلبیم ۸ مارس را به مادر صبورم، زنانی که چشم به راه عزیزانشان هستند و همه زنان جهان تبریک عرض میکنم.
وقتی نگاهی به تاریخ میاندازیم، میبینیم در طول تاریخ همیشه زنان آزادیخواه بر علیه رژیمهای دیکتاتور مبارزه کردهاند و این زنان شجاع هشت مارس را هم با خون خودشان در تاریخ به ثبت رسانداند.
ای ستمگران، نظارهگر بودید و هستید، دیدید نمیشود با قتل عام، شکنجه و زندانی کردن ما زنان، جلوی حق خواهی ما را بگیرید. وقتی یک زن جوهرش با آزادی سرشته شده باشد، هیچ ظلم و زوری نمی تواند او را به زانو در بیاورد.
من زمانی به این حقیقت پیبردم که در چنگال ستمگران جمهوری اسلامی بودم. لباسهای مرا بر روی تنم پاره کردند، چشمهایم را بستند، دست و پایم را با زنجیر به تخت آهنی بستند و شکنجه وحشتناک مرا شروع کردند. با کابل به زیر پاهایم شلاق زدند، پاهایم خیلی وحشتناک ورم و کبود شده بودند. این قدر مرا شکنجه کردند که دیگر هیچی را احساس نمیکردم، تمام تنم بیحس شده بود، دیگر اختیار جسمم را نداشتم، شلوارم را خیس کرده بودم.
آری، شرمآور است اما نمیدانم برای من یا برای آنان که این بلاها را به سر من آورده بودند. ای وجدانهای بیدار،حق قضاوت با شماهاست، آیا من که آرزویی به جز آزادی و برابری بشر ندارم و آنهایی که به خاطر منافع خود این همه شکنجه را بر من اعمال کردند،گناهکارند؟! یا من؟!.
خودتان قضاوت کنید، من مثل ده سال پیش تن سالمی ندارم و کلیدهای زندان مرا صیقل دادهاند، وقتی شکنجهگران مرا شکنجه میکردند تنها چیزی که برایم مانده بود فکر و اعتقادم بود و امیدی که به زنان مبارز و آینده داشتم
اگر بگویم قلم از نوشتن درد و رنجم قاصر است، مبالغه نکردهام، چون من فقط یک قسمت کمی از شکنجههایم را برای شما بازگو کردم. امیدوارم در این روز عزیز خاطر شما را مکدر نکرده باشم.
گاهی وقتها به این فکر میکنم کجای دنیا هستم یا اصلا کجای زمان گیر کردهام که هر چقدر تلاش میکنم راه گریزی پیدا نمیکنم آیا حق من این است ؟! که شاهد به دار کشیدن همنوعان و نزدیکانم باشم و دم نزنم ؟! عجیب روزگاریست ، اگر باد تندی میوزید، قلبم از تندی باد میلرزید اما امروز این همه بادهای سیاه و ناسوز را چه کنم ؟!
جنگ، کینه، ریا، قتل، کشتار و شکنجه و این کارها همگی در عادیترین زمان انجام میگیرد و ستمگران برای هر کدام از جنایتهای خود دلیل یا توجیهی دارند و این برای من از همه دردناکتر است . پس ای زنان جسور و فداکار بگویید سخنی را که آتش در گفتنش دودل است. من آرزوی مرگ برای هیچ کسی حتی ستمگران را ندارم، بیایید با هم بر علیه ستمگران مبارزه کنیم تا با تلاشهایمان ستمگران را از سرزمین مادریمان بیرون کنیم، تا فردا شرمنده آن زنانی که به خاطر آزادی و برابری جان عزیزشان را ازدست دادند، نباشیم.
من زینب هستم، زینب جلالیان، زن کُردی که شاهد صدها جنایت جمهوری اسلامی در زندان و شاهد تهمت، اهانت، شکنجه و از همه بدتر شاهد اعدام ده تا از هم بندیهایم بودهام. آیا دردی بزرگتر از این هست ؟! تازه این ظالمان از من میخواهند ابراز پشیمانی بکنم، مگر ممکن است منی که این همه ظلم و زور را با چشمانم دیدهام اظهار پشیمانی کنم، باور کنید هر وقت ستمگران، ظلم و شکنجه را بر من بیشتر میکنند، من جسورتر و مقاومتر میشوم.
ژن. ژیان .آزادی
بدرود
زینب جلالیان
زندان خوی
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانیان سیاسی و زندانیان دیگر باید بدون قید و شرط آزاد گردند
Telegram
attach 📎
🔴 ابلاغ حکم ده سال حبس #اسماعیلعبدی
وکیل اسماعیل عبدی از ابلاغ حکم ده سال حبس تعلیقی او خبر داد.
حسین تاج (وکیل اسماعیل عبدی) در تماس با خبرنگار ایلنا، در ارتباط با آخرین وضعیت این فعال صنفی معلمان گفت: در روزهای گذشته که برای پیگیری پرونده موکلم به اجرای احکام مراجعه کردم، متوجه شدم رای تعلیقی ده سال حبس اسماعیل عبدی مجدداً ابلاغ شده که موضوع اتهامات هم مواد 500 و 505 قانون مجازات اسلامی است.
وی افزود: امیدوارم با پیگیریهایی که صورت میدهیم، قبل از پایان حبس فعلی ایشان که مربوط به یک حکم دیگر است، آن حکم ده ساله را بلااثر بکنیم.
اسماعیل عبدی در حال گذراندن شش سال حبس خود در زندان اوین است.
📌 متاسفانه این حکم در کنار حکم اخراج #محمدحبیبی و احضار #جعفرابراهیمی نشان میدهد حاکمیت قصد ندارد فعالیت صنفی را به رسمیت بشناسد اما ۲۰ سال فعالیت صنفی نشان داده است که این حرکت که حالا به یک جنبش تبدیل شدهاست با احضار ، زندان ، اخراج و تبعید متوقف نخواهد شد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
وکیل اسماعیل عبدی از ابلاغ حکم ده سال حبس تعلیقی او خبر داد.
حسین تاج (وکیل اسماعیل عبدی) در تماس با خبرنگار ایلنا، در ارتباط با آخرین وضعیت این فعال صنفی معلمان گفت: در روزهای گذشته که برای پیگیری پرونده موکلم به اجرای احکام مراجعه کردم، متوجه شدم رای تعلیقی ده سال حبس اسماعیل عبدی مجدداً ابلاغ شده که موضوع اتهامات هم مواد 500 و 505 قانون مجازات اسلامی است.
وی افزود: امیدوارم با پیگیریهایی که صورت میدهیم، قبل از پایان حبس فعلی ایشان که مربوط به یک حکم دیگر است، آن حکم ده ساله را بلااثر بکنیم.
اسماعیل عبدی در حال گذراندن شش سال حبس خود در زندان اوین است.
📌 متاسفانه این حکم در کنار حکم اخراج #محمدحبیبی و احضار #جعفرابراهیمی نشان میدهد حاکمیت قصد ندارد فعالیت صنفی را به رسمیت بشناسد اما ۲۰ سال فعالیت صنفی نشان داده است که این حرکت که حالا به یک جنبش تبدیل شدهاست با احضار ، زندان ، اخراج و تبعید متوقف نخواهد شد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
Forwarded from اتچ بات
بیستم اردیبهشتماه، هدایت عبداللهپور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شد.
اعدام، قتل عمد دولتی است و در همهی جای دنیا باید مطلقاً ممنوع شود.
لغو مجازات اعدام و ارزش نهادن به جان انسان، اولین گام در مبارزه با فرهنگ آدمکشی در جامعه است. مجازات اعدام شنیعترین شکل قتل عمد است، چون یک نهاد سیاسی، با اعلام قبلی، از قول جامعه، و در نهایت حق به جانبی و خونسردی، تصمیم به کشتن کسی میگیرد و روز و ساعت واقعه را هم اعلام میکند. در جامعهای که کشتن انسانها مطابق قانون مجاز باشد، هرگز نمیتوان جلوی تکرار همین عمل در میان اتباع جامعه را گرفت.
اعدام خود یک رقم بزرگ در آمار قتل و جنایت است.
در طول چهل سال گذشته درصد مجازات اعدام در ایران به شدت افزایش یافته و بیشترین آمار اعدام نوجوانان و جوانان در جهان متعلق به کشور ایران است. به جوخهی مرگ سپردن صدها نفر از اعضا و هواداران سازمانهای سیاسی تنها به جرم دگراندیشی و مبارزهی سیاسی در مدتی کوتاه پس از انقلاب ضد استبدادی بهمن و یا اعدام بیش از پنج هزار نفر از زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و هم چنین اعدام صدها نفر از متهمان به قاچاق مواد مخدر از جملهی موارد نقض شدید حقوق بشر در ایران است.
در چند سال اخیر باز هم شاهد رشد تصاعدی اعدام در ایران هستیم و هفتهای نیست که رسانههای حکومتی اعم از تلویزیون، رادیو، روزنامهها خبر از اعدام ندهند. در طی چند سال گذشته بود که پس از یک وقفهی کوتاه اعدام زندانیان سیاسی مجدداً آغاز گردید و تا به حال قربانیان آن آقایان اسماعیل محمدی، حجت زمانی، محمد پنجوینی، عزیز خلکانی، مسعود شوکه، صلاح محمودی، عبدالله سلیمانی، علی مطیری نژاد، مالک بنی تمیم، عبدالامیر فرج الله چعب، محمد چعب پور، علیرضا عساکره و خلف خذیری یعقوب مهرنگاه، عالی صامری، احسان فتاحیان، فصیح یاسمنی، حسین خضری، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامیان، شیرین عَلمهولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرکو معارفی ، علی و حبیب افشاری ، زانیار و لقمان مرادی ، رامین حسین پناهی و .. بودهاند. که باعث موجی از نفرت و انزجار عمومی در ایران و جهان گردید و همچنین با اعتراضات گسترده بینالمللی مواجه بود.
در طول حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی این دوران بیشترین اعدامهای سیاسی را داشته که به طور چشمگیری این اعدامهای سیاسی در مناطق کُردنشین و از فعلان سیاسی کُرد بودند.
هر چند اعدامهای سیاسی در کُردستان، تنها به تاریخ سیاسی ایران معاصر و استقرار حکومت جمهوری اسلامی محدود نمیشود اما بیشترین تعداد اعدامها در این دوره بوده است، نخستین اعدامهای کُردستان در این دوران باز میگردد به ۵ شهریور ۱۳۵۸. پس از آن و تنها تا سال ۱۳۷۰، ۸۳۲ نفر در کُردستان تیرباران شدند.
برای پایان دادن به صحنههای دردناک گرفتن جان انسانها، برای پایان دادن به رعب و وحشت در جامعه، برای والا نگه داشتن حرمت انسانی، برای دفاع از اسیران بیدفاع، باید یک صدا شد و این صدا را به فریادی گسترده در عرصهی جهانی تبدیل نمود که؛ "خواهان پایان دادن به حکم اعدام هستیم"
جامعهی جهانی را نسبت به نجات جان تمامی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام از جملە هدایت عبدالله پور که در انتظار اجرای حکم اعدام بسر میبرد فرا میخوانیم.
اعدام، قتل عمد دولتی است و در همهی جای دنیا باید مطلقاً ممنوع شود.
لغو مجازات اعدام و ارزش نهادن به جان انسان، اولین گام در مبارزه با فرهنگ آدمکشی در جامعه است. مجازات اعدام شنیعترین شکل قتل عمد است، چون یک نهاد سیاسی، با اعلام قبلی، از قول جامعه، و در نهایت حق به جانبی و خونسردی، تصمیم به کشتن کسی میگیرد و روز و ساعت واقعه را هم اعلام میکند. در جامعهای که کشتن انسانها مطابق قانون مجاز باشد، هرگز نمیتوان جلوی تکرار همین عمل در میان اتباع جامعه را گرفت.
اعدام خود یک رقم بزرگ در آمار قتل و جنایت است.
در طول چهل سال گذشته درصد مجازات اعدام در ایران به شدت افزایش یافته و بیشترین آمار اعدام نوجوانان و جوانان در جهان متعلق به کشور ایران است. به جوخهی مرگ سپردن صدها نفر از اعضا و هواداران سازمانهای سیاسی تنها به جرم دگراندیشی و مبارزهی سیاسی در مدتی کوتاه پس از انقلاب ضد استبدادی بهمن و یا اعدام بیش از پنج هزار نفر از زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و هم چنین اعدام صدها نفر از متهمان به قاچاق مواد مخدر از جملهی موارد نقض شدید حقوق بشر در ایران است.
در چند سال اخیر باز هم شاهد رشد تصاعدی اعدام در ایران هستیم و هفتهای نیست که رسانههای حکومتی اعم از تلویزیون، رادیو، روزنامهها خبر از اعدام ندهند. در طی چند سال گذشته بود که پس از یک وقفهی کوتاه اعدام زندانیان سیاسی مجدداً آغاز گردید و تا به حال قربانیان آن آقایان اسماعیل محمدی، حجت زمانی، محمد پنجوینی، عزیز خلکانی، مسعود شوکه، صلاح محمودی، عبدالله سلیمانی، علی مطیری نژاد، مالک بنی تمیم، عبدالامیر فرج الله چعب، محمد چعب پور، علیرضا عساکره و خلف خذیری یعقوب مهرنگاه، عالی صامری، احسان فتاحیان، فصیح یاسمنی، حسین خضری، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامیان، شیرین عَلمهولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرکو معارفی ، علی و حبیب افشاری ، زانیار و لقمان مرادی ، رامین حسین پناهی و .. بودهاند. که باعث موجی از نفرت و انزجار عمومی در ایران و جهان گردید و همچنین با اعتراضات گسترده بینالمللی مواجه بود.
در طول حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی این دوران بیشترین اعدامهای سیاسی را داشته که به طور چشمگیری این اعدامهای سیاسی در مناطق کُردنشین و از فعلان سیاسی کُرد بودند.
هر چند اعدامهای سیاسی در کُردستان، تنها به تاریخ سیاسی ایران معاصر و استقرار حکومت جمهوری اسلامی محدود نمیشود اما بیشترین تعداد اعدامها در این دوره بوده است، نخستین اعدامهای کُردستان در این دوران باز میگردد به ۵ شهریور ۱۳۵۸. پس از آن و تنها تا سال ۱۳۷۰، ۸۳۲ نفر در کُردستان تیرباران شدند.
برای پایان دادن به صحنههای دردناک گرفتن جان انسانها، برای پایان دادن به رعب و وحشت در جامعه، برای والا نگه داشتن حرمت انسانی، برای دفاع از اسیران بیدفاع، باید یک صدا شد و این صدا را به فریادی گسترده در عرصهی جهانی تبدیل نمود که؛ "خواهان پایان دادن به حکم اعدام هستیم"
جامعهی جهانی را نسبت به نجات جان تمامی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام از جملە هدایت عبدالله پور که در انتظار اجرای حکم اعدام بسر میبرد فرا میخوانیم.
Telegram
attach 📎
Forwarded from كودكان، سازندگان دنياى آزاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میخوام درس رو بذارم کنار تا شاید به یه جایی برسم!
نه موبایل دارم نه پول اینترنت، چجوری درس بخونم؟!/ اینجا حاشیهی شهره، مدرسه غیرانتفاعی نیست که همه تبلت داشته باشن!
روایت متفاوتی از اپلیکیشن شاد و آموزش مجازی دانشآموزان در دوران کرونا
@kodakaneSazandeh
نه موبایل دارم نه پول اینترنت، چجوری درس بخونم؟!/ اینجا حاشیهی شهره، مدرسه غیرانتفاعی نیست که همه تبلت داشته باشن!
روایت متفاوتی از اپلیکیشن شاد و آموزش مجازی دانشآموزان در دوران کرونا
@kodakaneSazandeh
#محمود_بهشتی_لنگرودی به زندان اوین بازگردانده شد!!!
https://b2n.ir/416124
در حالیکه مطابق بخشنامه نوروزی قوه قضاییه ، همه زندانیان سیاسی یا به اصطلاح امنیتی که تا ۵ سال حکم داشتهاند و یک سوم حکم خود را گذرانده اند مشمول آزادی می شدند ، روز گذشته از دادیاری اوین با این معلم زندانی تماس گرفته شد و از وی خواسته شد که حداکثر ظرف ۲۴ ساعت خودش را به زندان اوین معرفی نماید.
طی دوران مرخصی و مراجعه ایشان به دادیاری ، بارها به وی گفته شده بود که مشمول بخشنامه است و دیگر به زندان باز نخواهد گشت ، اکنون دادیاری می گوید اجرای بخشنامه برعهده اجرای احکام است و اجرای احکام هم هنوز جواب نهایی را ابلاغ نکرده است ، و طبق دستور دادستان زندانیانی که به دلیل شیوع کرونا به مرخصی اعزام شده بودند باید به زندان برگردند!!!!؟؟؟؟وبرای آزادی ایشان باید منتظر ابلاغ حکم آزادی از سمت اجرای احکام باشید.
به هر روی تصمیم به بازگرداندن ایشان به زندان در شرایط شیوع بیماری کرونا ، موجب شگفتی ونگرانیست.
محمود بهشتی لنگرودی معلمی است که تنها به جرم دفاع از حقوق همکارانش (ارتقائ معیشت و منزلت معلمان) و دانش آموزان (آموزش رایگان ؛ عادلانه و کیفی ) رنج زندان را تحمل می نماید و با این که ریاست قوه ی قضاییه ، بارها اعلام کرده بین فعالیت های صنفی و سیاسی با فعالیت های امنیتی که جامعه را دچار مخاطره می نماید فرق قائل است شایسته نیست که بیش از این در حق این گونه فعالان جفا روا داشته شود.
باید از مقامات پرسید که :
به راستی ، امنیت چه کسانی با آزادی امثال بهشتی به خطر می افتد؟؟؟؟
اسکندرلطفی: سخنگوی شورای هماهنگی
https://b2n.ir/416124
در حالیکه مطابق بخشنامه نوروزی قوه قضاییه ، همه زندانیان سیاسی یا به اصطلاح امنیتی که تا ۵ سال حکم داشتهاند و یک سوم حکم خود را گذرانده اند مشمول آزادی می شدند ، روز گذشته از دادیاری اوین با این معلم زندانی تماس گرفته شد و از وی خواسته شد که حداکثر ظرف ۲۴ ساعت خودش را به زندان اوین معرفی نماید.
طی دوران مرخصی و مراجعه ایشان به دادیاری ، بارها به وی گفته شده بود که مشمول بخشنامه است و دیگر به زندان باز نخواهد گشت ، اکنون دادیاری می گوید اجرای بخشنامه برعهده اجرای احکام است و اجرای احکام هم هنوز جواب نهایی را ابلاغ نکرده است ، و طبق دستور دادستان زندانیانی که به دلیل شیوع کرونا به مرخصی اعزام شده بودند باید به زندان برگردند!!!!؟؟؟؟وبرای آزادی ایشان باید منتظر ابلاغ حکم آزادی از سمت اجرای احکام باشید.
به هر روی تصمیم به بازگرداندن ایشان به زندان در شرایط شیوع بیماری کرونا ، موجب شگفتی ونگرانیست.
محمود بهشتی لنگرودی معلمی است که تنها به جرم دفاع از حقوق همکارانش (ارتقائ معیشت و منزلت معلمان) و دانش آموزان (آموزش رایگان ؛ عادلانه و کیفی ) رنج زندان را تحمل می نماید و با این که ریاست قوه ی قضاییه ، بارها اعلام کرده بین فعالیت های صنفی و سیاسی با فعالیت های امنیتی که جامعه را دچار مخاطره می نماید فرق قائل است شایسته نیست که بیش از این در حق این گونه فعالان جفا روا داشته شود.
باید از مقامات پرسید که :
به راستی ، امنیت چه کسانی با آزادی امثال بهشتی به خطر می افتد؟؟؟؟
اسکندرلطفی: سخنگوی شورای هماهنگی
بازداشت تنی چند از کارگران معترض #شهرداری_کوت_عبدالله
سه شنبه 23 اردیبهشت ماه، با شکایت یکی از مسئولین شهرداری کوت عبدالله تنی چند از کارگران این شهرداری که در تجمعات اعتراضی برای مطالبه حقوق خود شرکت کرده بودند، بازداشت شدند. دستگیری بازداشت کارگران به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی حتی با قوانین خود آقایان مغایرت دارد و قویا محکوم است..
سه شنبه 23 اردیبهشت ماه، با شکایت یکی از مسئولین شهرداری کوت عبدالله تنی چند از کارگران این شهرداری که در تجمعات اعتراضی برای مطالبه حقوق خود شرکت کرده بودند، بازداشت شدند. دستگیری بازداشت کارگران به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی حتی با قوانین خود آقایان مغایرت دارد و قویا محکوم است..
🔴🔴 رژیم جمهوری اسلامی همچنان معلمان را بازداشت میکند
محمد لله زهی اهل روستای کلیردن پشامگ شهرستان راسک توسط ماموران اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
۲۵ اردیبهشت ماموران اطلاعات محمد لله زهی که سرباز معلم بود را از دو راهی پشامگ بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
یک منبع مطلع در این مورد گفت :
محمد للهزهی با دریافت تماسی از اداره آموزش و پرورش شهرستان راسک با موتورسیکلت خود قصد رفتن به شهر را داشت که با رسیدن در دوراهی پشامگ توسط ماموران اطلاعات با خودروی شخصی پژو به زور سوار کرده شده و او را با خود برده اند.
به گفته این منبع: خانواده او نگران او شده که یک نفر که در دوراهی پشامگ حضور داشته و شاهد ماجرا بوده اطلاع از بازداشت او توسط ارگان های انتظامی و اطلاعات داده است.
تاکنون علیرغم پیگیری خانواده و نزدیکان آقای للهزهی هنوز از دلایل بازداشت و محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست
محمد لله زهی اهل روستای کلیردن پشامگ شهرستان راسک توسط ماموران اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
۲۵ اردیبهشت ماموران اطلاعات محمد لله زهی که سرباز معلم بود را از دو راهی پشامگ بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
یک منبع مطلع در این مورد گفت :
محمد للهزهی با دریافت تماسی از اداره آموزش و پرورش شهرستان راسک با موتورسیکلت خود قصد رفتن به شهر را داشت که با رسیدن در دوراهی پشامگ توسط ماموران اطلاعات با خودروی شخصی پژو به زور سوار کرده شده و او را با خود برده اند.
به گفته این منبع: خانواده او نگران او شده که یک نفر که در دوراهی پشامگ حضور داشته و شاهد ماجرا بوده اطلاع از بازداشت او توسط ارگان های انتظامی و اطلاعات داده است.
تاکنون علیرغم پیگیری خانواده و نزدیکان آقای للهزهی هنوز از دلایل بازداشت و محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست