دیدار جمعی از فعالین با
جعفرابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان،
پس از ازادی به قید وثیقه از زندان
تمامی زندانیان سیاسی باید بون قید وثیقه آزاد گردند
جعفرابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان،
پس از ازادی به قید وثیقه از زندان
تمامی زندانیان سیاسی باید بون قید وثیقه آزاد گردند
اسکندر چراغی، اهل شهرستان #بانه و عضو انجمن #پاژین_بانه از مدت ۸ روز پیش توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت و تا این لحظه با وجود پیگیری خانواده این فعال محیط زیست از سرنوشت وی خبری دقیق در دست نیست
سرنگون باد جمهوری اسلامی
سرنگون باد جمهوری اسلامی
خسرو صادقی بروجنی به ٨ سال زندان محکوم شد .
وی ضمن تایید این خبر در صفحه شخصی خود نوشت:
به 8 سال زندان محکوم شدم
شعبه دوم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه من را به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی (5سال)، فعالیت تبلیغی علیه نظام (یک سال) و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی (دو سال) مجموعاً به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد.
وی ضمن تایید این خبر در صفحه شخصی خود نوشت:
به 8 سال زندان محکوم شدم
شعبه دوم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه من را به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی (5سال)، فعالیت تبلیغی علیه نظام (یک سال) و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی (دو سال) مجموعاً به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه 13 بهمن 98- دانشگاه هنر تهران
دانشجویان دانشگاه هنر تهران به بی کفایتی و بی عدالتی مدیران کشور در آستانه 22 بهمن به سوگ نشستند
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_زنده_است
#دانشجوی_زندانی_آزاد_باید_گردد
#دانشجو_میمیرد_ذلت_نمیپذیرد
#دانشگاه_هنر_تهران
#زنده_باد_دانشجو
#بی_عدالتی
دانشجویان دانشگاه هنر تهران به بی کفایتی و بی عدالتی مدیران کشور در آستانه 22 بهمن به سوگ نشستند
#اعتراضات_دانشجویی
#دانشگاه_زنده_است
#دانشجوی_زندانی_آزاد_باید_گردد
#دانشجو_میمیرد_ذلت_نمیپذیرد
#دانشگاه_هنر_تهران
#زنده_باد_دانشجو
#بی_عدالتی
محمد نجفی, وکیل دادگستری مجموعا به نزدیک سی سال حبس محکوم شده است
امروز جمعه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۸, شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران با صدور حکمی علیه محمد نجفی, وکیل دادگستری محبوس در زندان مرکزی اراک این فعال سیاسی را به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. همچنین شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری ۲ اراک و شعبه ۲ دادگاه انقلاب اراک از بابت ۱ پرونده در ۲ بخش, محمد نجفی را در مجموع به تحمل ۳ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم کردند. این احکم روز گذشته به این زندانی سیاسی در زندان مرکزی اراک ابلاغ شد. با توجه به صدور این احکام بر علیه محمد نجفی, مجموع محکومیت حبس تعزیری صادره علیه این وکیل دادگستری به ۲۴ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری در مجموع افزایش پیدا کرد.
امروز جمعه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۸, شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران با صدور حکمی علیه محمد نجفی, وکیل دادگستری محبوس در زندان مرکزی اراک این فعال سیاسی را به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. همچنین شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری ۲ اراک و شعبه ۲ دادگاه انقلاب اراک از بابت ۱ پرونده در ۲ بخش, محمد نجفی را در مجموع به تحمل ۳ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم کردند. این احکم روز گذشته به این زندانی سیاسی در زندان مرکزی اراک ابلاغ شد. با توجه به صدور این احکام بر علیه محمد نجفی, مجموع محکومیت حبس تعزیری صادره علیه این وکیل دادگستری به ۲۴ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری در مجموع افزایش پیدا کرد.
Forwarded from اتچ بات
اتفاقاتی در زندان اوین افتاده که نشانه خوبی نیست. اندرزگاه ۷ و ۸ تا چند ماه پیش جمعا بیش از ۲۰۰۰ زندانی داشت. تقریبا همه رو به زندان تهران بزرگ منتقل کرده اند و تنها چند تبعه خارجی و زندانی سیاسی و کمتر از ۱۰۰ نفر کارگر کارگاه هاĺی خیاطی و نجاری و نساجی باقی موندن. این کارگاهها هنوز باز هستند چون چند قرارداد با بخش خصوصی دارند که با اتمام قرارداد در چند ماه بعد همین تعداد زندانی هم به تهران بزرگ منتقل میشوند. یکی از بدترین اتفاقها برای زندانی جابجایی از یک بند به بند دیگه و بدتر از اون از زندان به زندان دیگه ای است و از این دو بدتر حالت برزخی هست که الان ساکنان اوین دارند. هیچ وقت از قبل اعلام نمیکنند که قراره منتقل بشی. یه روز صبح تلفنها قطع میشه و بعد اون اسامی رو میخونند که با وسایلتون منتقل می شید. این انتقال برای زندانی های قدیمی تر سخت تره. وقتی مد و طولانی زندانی باشید محل زندان میشه خونتون. هم اتاقی ها فامیلت میشن و هم بندیها دوستان و همسایگان و. بعد انتقال به جایی میری که هیچ کس رو نمی شناسی معمولا جایی میری که حتی تخت گیرت نمیاد. زندان تهران بزرگ هم که یکی از بدترین زندانهای ایرانه. آب آشامیدنی رو باید بخری چون آب شیر شوره و قابل خوردن نیست. آب حموم معمولا قطع است و ساعتهایی که آب گرم هست خیلی محدود. طبقه بندی زندانیها هم وجود نداره و از قاتل و اراذل و اوباش و متجاوزین به عنف تا مهریه ای و کلاهبردار و سیاسی با هم نگهداری میشن. وکیل بندها معمولا از زندانی های خطرناک انتخاب میشوند و قدرت خیلی زیادی دارند. یعنی وکیل بند که خودش زندانی هست میتونه زندگی یه زندانی دیگه رو به جهنم تبدیل کنه. راجع به زندان تهران بزرگ باز هم می نویسم ولی چیزی که نگران کننده هست تغییرات در خود زندان اوین هست.
بنا به گزارشهای رسیده از دوستان ساخت و ساز بسیار وسیعی در اوین در جریانه. فنس های الکتریکی کار گذاشتند. دوربینهای قدیمی رو تعویض کردند و کل زندان اوین رو دارند مانند بازداشتگاه های ۲۰۹ و دو الف به بازداشتگاه فوق امنیتی تبدیل میکنند.
این اصلا نشونه خوبی نیست. یعنی موج دستگیری گسترده ای در راه است. سال ۱۳۸۸ درست ۲۰ روز قبل از انتخابات من در دو الف انفرادی بودم و تمام سلولها پر. در عرض ۲ روز تقریبا همه رو از دو الف بیرون بردن به جز ۵ نفر که یکی شون من بودم. دوربینهای جدید برای دو الف نصب کردند و تعدادی کارمند جدید آوردند. یعنی ۲۰ روز قبل از انتخابات سپاه خودش رو برای پذیرایی از تعداد زیادی بازداشتی آماده کرده بود.
الان کل اوین رو خالی کردند و ساخت و ساز با سرعت عجیبی در حال اجراست. احتمالا سپاه برنامه انتقام سخت رو میخواد اجرایی کنه. یا میخوان ۷۰۰۰ بازداشتی سراسر کشور رو به اوین بیارند و یا اینکه بازداشتهای گسترده در راه است. اتفاقاتی در راه است.
گزارشی از سعید
سرنگون باد جمهوری اسلامی
بنا به گزارشهای رسیده از دوستان ساخت و ساز بسیار وسیعی در اوین در جریانه. فنس های الکتریکی کار گذاشتند. دوربینهای قدیمی رو تعویض کردند و کل زندان اوین رو دارند مانند بازداشتگاه های ۲۰۹ و دو الف به بازداشتگاه فوق امنیتی تبدیل میکنند.
این اصلا نشونه خوبی نیست. یعنی موج دستگیری گسترده ای در راه است. سال ۱۳۸۸ درست ۲۰ روز قبل از انتخابات من در دو الف انفرادی بودم و تمام سلولها پر. در عرض ۲ روز تقریبا همه رو از دو الف بیرون بردن به جز ۵ نفر که یکی شون من بودم. دوربینهای جدید برای دو الف نصب کردند و تعدادی کارمند جدید آوردند. یعنی ۲۰ روز قبل از انتخابات سپاه خودش رو برای پذیرایی از تعداد زیادی بازداشتی آماده کرده بود.
الان کل اوین رو خالی کردند و ساخت و ساز با سرعت عجیبی در حال اجراست. احتمالا سپاه برنامه انتقام سخت رو میخواد اجرایی کنه. یا میخوان ۷۰۰۰ بازداشتی سراسر کشور رو به اوین بیارند و یا اینکه بازداشتهای گسترده در راه است. اتفاقاتی در راه است.
گزارشی از سعید
سرنگون باد جمهوری اسلامی
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی ندامتگاه مرکزی کرج در تحریم انتخابات مجلس
چندی پیش رئیس جمهور حسن روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کل کشور سخنانی بقول رهبر جمهوری اسلامی فتنه انگیز از رد صلاحیت ها،
وتشریفاتی شدن و الکترونیکی نشدن انتخابات و ترس از جرم تلقی شدن کلمه جمهوری در آینده ای نزدیک و عدم تصویب FATF در مجمع تشخیص
مصلحت نظام و غیره بر زبان آورد.
که تا حدودی عمق شکاف در میان حاکمان جمهوری اسلامی را نمایان نمود.
و روشن ساخت که گویا فاتحه اصلاح طلبی در این رژیم اسلامی خوانده شده و اصلاح طلبان به محاق رفته اند..کوتاه سخن اینکه با توجه به این اظهارات رئیس جمهوردرآن جلسه که عمدا نیز به صورت زنده ازصدا و سیما پخش نشد، و حوادث تلخ و دردناک ماههای اخیر و جنایاتی که توسط رژیم بر علیه مردمان این سرزمین صورت گرفت.
وموجب پرپر شدن جمع کثیری از نخبگان و ازادیخواهان وطن گردید.
بسیار روشن است که این نوع موضع گیریها یا از سیاست مزورانه آنهاست که دوباره با این جنگ زرگری و مصالحه دقیقه نودی و تایید صلاحیت
عده ای از اصلاح طلبان در روزهای پایانی مانده به انتخابات مجلس، مردم را به پای صندوق های رای بکشانند.
(همان حیله قدیمی انتخاب بین بد و بدتر) و یا بالعکس نشان از استیصال و سردرگمی
ایشان در مواجهه با این هجمه عظیم فشارهای سیاسی و اقتصادی تحریم ها و ناراضیتیها و اعتراضات مردمی است.
بهرحال هر چه هست و هر چه در سر دارند برای ما زندانیان محبوس در بند جمهوری اسلامی دستشان رو شده است.
وعقیده ما همچون تمامی سنوات گذشته تحریم انتخابات وشرکت نکردن در این سیاه بازی سردمداران جمهوری اسلامی است.
بی تردید اگرامروز ما ملت با صندوق قهر کردیم پیامی محکم با انعکاس و صدایی رسا در دنیا طنین انداز کردیم.
که آی خلایق ما مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و رهبرش را نمیخواهیم ، ما دیگر نه اصلاح طلب را می پسندیم نه اصول گرا را و بقول معروف،نه مرسی
#رای_نمیدهم
#تحریم_انتخابات
امضا کنندگان
محمدریاضت
مهدی فراحی شاندیز
امیر علی مرادی
محمد آشتیانی عراقی
۹۸/۱۱/۲۰
چندی پیش رئیس جمهور حسن روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کل کشور سخنانی بقول رهبر جمهوری اسلامی فتنه انگیز از رد صلاحیت ها،
وتشریفاتی شدن و الکترونیکی نشدن انتخابات و ترس از جرم تلقی شدن کلمه جمهوری در آینده ای نزدیک و عدم تصویب FATF در مجمع تشخیص
مصلحت نظام و غیره بر زبان آورد.
که تا حدودی عمق شکاف در میان حاکمان جمهوری اسلامی را نمایان نمود.
و روشن ساخت که گویا فاتحه اصلاح طلبی در این رژیم اسلامی خوانده شده و اصلاح طلبان به محاق رفته اند..کوتاه سخن اینکه با توجه به این اظهارات رئیس جمهوردرآن جلسه که عمدا نیز به صورت زنده ازصدا و سیما پخش نشد، و حوادث تلخ و دردناک ماههای اخیر و جنایاتی که توسط رژیم بر علیه مردمان این سرزمین صورت گرفت.
وموجب پرپر شدن جمع کثیری از نخبگان و ازادیخواهان وطن گردید.
بسیار روشن است که این نوع موضع گیریها یا از سیاست مزورانه آنهاست که دوباره با این جنگ زرگری و مصالحه دقیقه نودی و تایید صلاحیت
عده ای از اصلاح طلبان در روزهای پایانی مانده به انتخابات مجلس، مردم را به پای صندوق های رای بکشانند.
(همان حیله قدیمی انتخاب بین بد و بدتر) و یا بالعکس نشان از استیصال و سردرگمی
ایشان در مواجهه با این هجمه عظیم فشارهای سیاسی و اقتصادی تحریم ها و ناراضیتیها و اعتراضات مردمی است.
بهرحال هر چه هست و هر چه در سر دارند برای ما زندانیان محبوس در بند جمهوری اسلامی دستشان رو شده است.
وعقیده ما همچون تمامی سنوات گذشته تحریم انتخابات وشرکت نکردن در این سیاه بازی سردمداران جمهوری اسلامی است.
بی تردید اگرامروز ما ملت با صندوق قهر کردیم پیامی محکم با انعکاس و صدایی رسا در دنیا طنین انداز کردیم.
که آی خلایق ما مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و رهبرش را نمیخواهیم ، ما دیگر نه اصلاح طلب را می پسندیم نه اصول گرا را و بقول معروف،نه مرسی
#رای_نمیدهم
#تحریم_انتخابات
امضا کنندگان
محمدریاضت
مهدی فراحی شاندیز
امیر علی مرادی
محمد آشتیانی عراقی
۹۸/۱۱/۲۰
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی ندامتگاه مرکزی کرج در تحریم انتخابات مجلس
چندی پیش رئیس جمهور حسن روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کل کشور سخنانی بقول رهبر جمهوری اسلامی فتنه انگیز از رد صلاحیت ها،
وتشریفاتی شدن و الکترونیکی نشدن انتخابات و ترس از جرم تلقی شدن کلمه جمهوری در آینده ای نزدیک و عدم تصویب FATF در مجمع تشخیص
مصلحت نظام و غیره بر زبان آورد.
که تا حدودی عمق شکاف در میان حاکمان جمهوری اسلامی را نمایان نمود.
و روشن ساخت که گویا فاتحه اصلاح طلبی در این رژیم اسلامی خوانده شده و اصلاح طلبان به محاق رفته اند..کوتاه سخن اینکه با توجه به این اظهارات رئیس جمهوردرآن جلسه که عمدا نیز به صورت زنده ازصدا و سیما پخش نشد، و حوادث تلخ و دردناک ماههای اخیر و جنایاتی که توسط رژیم بر علیه مردمان این سرزمین صورت گرفت.
وموجب پرپر شدن جمع کثیری از نخبگان و ازادیخواهان وطن گردید.
بسیار روشن است که این نوع موضع گیریها یا از سیاست مزورانه آنهاست که دوباره با این جنگ زرگری و مصالحه دقیقه نودی و تایید صلاحیت
عده ای از اصلاح طلبان در روزهای پایانی مانده به انتخابات مجلس، مردم را به پای صندوق های رای بکشانند.
(همان حیله قدیمی انتخاب بین بد و بدتر) و یا بالعکس نشان از استیصال و سردرگمی
ایشان در مواجهه با این هجمه عظیم فشارهای سیاسی و اقتصادی تحریم ها و ناراضیتیها و اعتراضات مردمی است.
بهرحال هر چه هست و هر چه در سر دارند برای ما زندانیان محبوس در بند جمهوری اسلامی دستشان رو شده است.
وعقیده ما همچون تمامی سنوات گذشته تحریم انتخابات وشرکت نکردن در این سیاه بازی سردمداران جمهوری اسلامی است.
بی تردید اگرامروز ما ملت با صندوق قهر کردیم پیامی محکم با انعکاس و صدایی رسا در دنیا طنین انداز کردیم.
که آی خلایق ما مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و رهبرش را نمیخواهیم ، ما دیگر نه اصلاح طلب را می پسندیم نه اصول گرا را و بقول معروف،نه مرسی
#رای_نمیدهم
#تحریم_انتخابات
امضا کنندگان
محمدریاضت
مهدی فراحی شاندیز
امیر علی مرادی
محمد آشتیانی عراقی
۹۸/۱۱/۲۰
چندی پیش رئیس جمهور حسن روحانی در جمع استانداران و فرمانداران کل کشور سخنانی بقول رهبر جمهوری اسلامی فتنه انگیز از رد صلاحیت ها،
وتشریفاتی شدن و الکترونیکی نشدن انتخابات و ترس از جرم تلقی شدن کلمه جمهوری در آینده ای نزدیک و عدم تصویب FATF در مجمع تشخیص
مصلحت نظام و غیره بر زبان آورد.
که تا حدودی عمق شکاف در میان حاکمان جمهوری اسلامی را نمایان نمود.
و روشن ساخت که گویا فاتحه اصلاح طلبی در این رژیم اسلامی خوانده شده و اصلاح طلبان به محاق رفته اند..کوتاه سخن اینکه با توجه به این اظهارات رئیس جمهوردرآن جلسه که عمدا نیز به صورت زنده ازصدا و سیما پخش نشد، و حوادث تلخ و دردناک ماههای اخیر و جنایاتی که توسط رژیم بر علیه مردمان این سرزمین صورت گرفت.
وموجب پرپر شدن جمع کثیری از نخبگان و ازادیخواهان وطن گردید.
بسیار روشن است که این نوع موضع گیریها یا از سیاست مزورانه آنهاست که دوباره با این جنگ زرگری و مصالحه دقیقه نودی و تایید صلاحیت
عده ای از اصلاح طلبان در روزهای پایانی مانده به انتخابات مجلس، مردم را به پای صندوق های رای بکشانند.
(همان حیله قدیمی انتخاب بین بد و بدتر) و یا بالعکس نشان از استیصال و سردرگمی
ایشان در مواجهه با این هجمه عظیم فشارهای سیاسی و اقتصادی تحریم ها و ناراضیتیها و اعتراضات مردمی است.
بهرحال هر چه هست و هر چه در سر دارند برای ما زندانیان محبوس در بند جمهوری اسلامی دستشان رو شده است.
وعقیده ما همچون تمامی سنوات گذشته تحریم انتخابات وشرکت نکردن در این سیاه بازی سردمداران جمهوری اسلامی است.
بی تردید اگرامروز ما ملت با صندوق قهر کردیم پیامی محکم با انعکاس و صدایی رسا در دنیا طنین انداز کردیم.
که آی خلایق ما مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و رهبرش را نمیخواهیم ، ما دیگر نه اصلاح طلب را می پسندیم نه اصول گرا را و بقول معروف،نه مرسی
#رای_نمیدهم
#تحریم_انتخابات
امضا کنندگان
محمدریاضت
مهدی فراحی شاندیز
امیر علی مرادی
محمد آشتیانی عراقی
۹۸/۱۱/۲۰
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
نامه گلرخ ایرایی از زندان قرچک؛ در نمایش اهانتآمیز حکومتی که دستان زمامدارانش به خون آلوده است شرکت نمیکنیم
نه در چهار دههی اخیر، بلکه در یکصد سال گذشته علیه ظلم شوریدیم و هر بار سختتر از قبل سرکوب شدیم.
عوامل بیرونی شکستهایمان را به کرات بررسی کردیم. در تحلیلهایمان از علت ضعف و کوتاهیهایمان غافل ماندیم و دلیل متوقف شدنمان را هر بار به عوامل بیرونی و دیگرانی نسبت دادیم که بیتقصیر نبودند اما از ضعفهای خودمان جان گرفتند.
پس از شکست دیکتاتور پیشین مصادره انقلاب، اولین گروه بنیادگرایان اسلامی در خاورمیانه روی کار آمدند و در اولین اقدامشان تمامی احزاب منحل شدند.
سران احزاب تحت شکنجه قرار گرفتند و با دردناکترین شیوهها وادار به اعتراف اجباری علیه خود یا وادار به ترک وطن شدند.
بسیاری را که ثمره از جان گذشتگیشان سرنگونی دیکتاتور پیشین بود، به کام مرگ کشیدند؛ حجم سرکوب و وحشت به حدی بود که بسیاری از هواداران به انزوا رفتند.
با ادامه جنگ خارجی که در ماههای ابتدائی به سمت آتشبس میرفت، قدرت خود را تثبیت کردند.
در طول سالهای جنگ با تحریک افکار عمومی و درگیر کردن افراد با فشارهای ناشی از جنگ، بسیاری از مخالفان داخلی را شناسایی، سرکوب و به قتل رساندند.
پس از اتمام جنگ نیز در جنایتی هولناک بسیاری را قربانی زیادهخواهی خود کردند.
سرکوب و وحشتی که جامعه را در خود فرو برده بود، به سکوت و انزوای فعالین ختم شد و همزمان با آن از بین رفتن احزاب منجر به سکون و بسته شدن درهای جامعهی سیاسی شد.
سرکوب از جانب حکومت انکارناشدنی است؛ اما آنچه باعث میشود نتوانیم اجتماعاتمان را شکل داده و به اعتراضاتمان سمت و سو بدهیم، نه صرفاً عوامل بیرونی، بلکه باید در درون خودمان جستوجو شود.
ناتوانی در سازماندهی نیروهای مردمی و نداشتن رسانههای پرمخاطب ایدئولوژیک با گرایشات سیاسی (و نه صرفا حقوق بشری) پیش از آنکه ناشی از محدودیتها و سرکوب باشد، ناشی از ضعفها و کوتاهی خودمان است.
اکنون پس از چهار دهه، هنوز نه تشکیلات آزادیخواهانهای داریم و نه تریبون پرمخاطبی که از جان سخن بگوید، بلکه بر جان نشیند.
نداشتن رسانه پرمخاطب و نبود فضای نقد و تحلیل برای رصد کردن دلایل و عوامل نارضایتیها و نبود تحلیل درست از کنشها و واکنشهای حکومت، هر بار به بیراههای میبردمان که بهای آن شکستهای پیدرپی و فرو رفتن در خلسه و بیهودگی کنونی است.
به همین دلیل است که با وجود فرصتهای موجود و اعتراضات پیشآمده دستاوردی نداریم.
هزار و پانصد کشته و هزاران بازداشتی و زخمی و بسیاری که محروم از حقوق شهروندی شدهاند، ماحصل اعتراضات اخیر است.
اگر قدرت سازماندهی داشتیم و ابزارهای مورد نیاز را فراهم کرده بودیم، از خشم و اعتراض دستاوردی داشتیم.
برای مدیریت اعتراضات باید فضایی ایجاد شود تا تحرکات مردمی سازماندهی شود و هزینههای تحمیلی مالی و جانی به فرصتی برای در هم شکستن تخت استبداد تبدیل شود.
رژیم در یک دههی اخیر با بحرانیترین شرایط اقتصادی در کل دورهی حیات خود مواجه بوده است. اما هر بار توانسته اعتراضات را که مستقیماً با مشکلات معیشتی، گرانی و بیکاری مرتبط بوده خنثی کند. در کنار حجم گسترده سرکوب، هر بار در میانهی اعتراضات افکار عمومی را به سمت مسائلی که درد توده نبوده و تنها دغدغهی قشر خاصی از جامعه بوده است، جلب کرده؛ سعی در ایجاد انحراف داشته و سطح مطالبات را بسته به خواست و اراده خود از معیشت و حق و حقوق اولیهی زندگی به مطالبهگریهای لوکس و فانتزی کاهش داده است.
با همین شیوه صف معترضان را به چند شقه تقسیم کرده و هر کدام را به بیراههای برده است؛ در چنین شرایطی برای مقابله با فاشیسم حکومتی به تحلیل درست شرایط موجود و ارائه راهکارهای اصولی و البته عملی کردن راهکارهای ارائه شده نیاز است؛ و اگر باز هم نتوانیم، نهتنها گامی به پیش برنداشتهایم، بلکه باید منتظر فریب دیگری باشیم.
آن هم در این روزها که با هر ترفندی سعی در اثبات خود دارند و میخواهند این دشت سوخته را درو کنند و بر ویرانههایی که ساختهاند سروری کنند.
وعدههای محقق نشدهی پیشین ناسزای بزرگی است برای جامعهای که بارها با خوشباوری خود را محک آزمون و خطای تاریخی کرده و هنوز از استبداد و فقر رنج میبرد.
این رنج تا زمانی خواهد بود که باور کنیم که حقمان این نیست هر بار از میان غربالهایشان افرادی را انتخاب کنیم. انتخابات آن است که حضور احزاب و گروههای مختلف آزاد باشد؛ احزابی با تشکیلات مشخص و منسجم.
دارای بیوگرافی و مرامنامه و برآمده از تفکرات گوناگون .
نه در چهار دههی اخیر، بلکه در یکصد سال گذشته علیه ظلم شوریدیم و هر بار سختتر از قبل سرکوب شدیم.
عوامل بیرونی شکستهایمان را به کرات بررسی کردیم. در تحلیلهایمان از علت ضعف و کوتاهیهایمان غافل ماندیم و دلیل متوقف شدنمان را هر بار به عوامل بیرونی و دیگرانی نسبت دادیم که بیتقصیر نبودند اما از ضعفهای خودمان جان گرفتند.
پس از شکست دیکتاتور پیشین مصادره انقلاب، اولین گروه بنیادگرایان اسلامی در خاورمیانه روی کار آمدند و در اولین اقدامشان تمامی احزاب منحل شدند.
سران احزاب تحت شکنجه قرار گرفتند و با دردناکترین شیوهها وادار به اعتراف اجباری علیه خود یا وادار به ترک وطن شدند.
بسیاری را که ثمره از جان گذشتگیشان سرنگونی دیکتاتور پیشین بود، به کام مرگ کشیدند؛ حجم سرکوب و وحشت به حدی بود که بسیاری از هواداران به انزوا رفتند.
با ادامه جنگ خارجی که در ماههای ابتدائی به سمت آتشبس میرفت، قدرت خود را تثبیت کردند.
در طول سالهای جنگ با تحریک افکار عمومی و درگیر کردن افراد با فشارهای ناشی از جنگ، بسیاری از مخالفان داخلی را شناسایی، سرکوب و به قتل رساندند.
پس از اتمام جنگ نیز در جنایتی هولناک بسیاری را قربانی زیادهخواهی خود کردند.
سرکوب و وحشتی که جامعه را در خود فرو برده بود، به سکوت و انزوای فعالین ختم شد و همزمان با آن از بین رفتن احزاب منجر به سکون و بسته شدن درهای جامعهی سیاسی شد.
سرکوب از جانب حکومت انکارناشدنی است؛ اما آنچه باعث میشود نتوانیم اجتماعاتمان را شکل داده و به اعتراضاتمان سمت و سو بدهیم، نه صرفاً عوامل بیرونی، بلکه باید در درون خودمان جستوجو شود.
ناتوانی در سازماندهی نیروهای مردمی و نداشتن رسانههای پرمخاطب ایدئولوژیک با گرایشات سیاسی (و نه صرفا حقوق بشری) پیش از آنکه ناشی از محدودیتها و سرکوب باشد، ناشی از ضعفها و کوتاهی خودمان است.
اکنون پس از چهار دهه، هنوز نه تشکیلات آزادیخواهانهای داریم و نه تریبون پرمخاطبی که از جان سخن بگوید، بلکه بر جان نشیند.
نداشتن رسانه پرمخاطب و نبود فضای نقد و تحلیل برای رصد کردن دلایل و عوامل نارضایتیها و نبود تحلیل درست از کنشها و واکنشهای حکومت، هر بار به بیراههای میبردمان که بهای آن شکستهای پیدرپی و فرو رفتن در خلسه و بیهودگی کنونی است.
به همین دلیل است که با وجود فرصتهای موجود و اعتراضات پیشآمده دستاوردی نداریم.
هزار و پانصد کشته و هزاران بازداشتی و زخمی و بسیاری که محروم از حقوق شهروندی شدهاند، ماحصل اعتراضات اخیر است.
اگر قدرت سازماندهی داشتیم و ابزارهای مورد نیاز را فراهم کرده بودیم، از خشم و اعتراض دستاوردی داشتیم.
برای مدیریت اعتراضات باید فضایی ایجاد شود تا تحرکات مردمی سازماندهی شود و هزینههای تحمیلی مالی و جانی به فرصتی برای در هم شکستن تخت استبداد تبدیل شود.
رژیم در یک دههی اخیر با بحرانیترین شرایط اقتصادی در کل دورهی حیات خود مواجه بوده است. اما هر بار توانسته اعتراضات را که مستقیماً با مشکلات معیشتی، گرانی و بیکاری مرتبط بوده خنثی کند. در کنار حجم گسترده سرکوب، هر بار در میانهی اعتراضات افکار عمومی را به سمت مسائلی که درد توده نبوده و تنها دغدغهی قشر خاصی از جامعه بوده است، جلب کرده؛ سعی در ایجاد انحراف داشته و سطح مطالبات را بسته به خواست و اراده خود از معیشت و حق و حقوق اولیهی زندگی به مطالبهگریهای لوکس و فانتزی کاهش داده است.
با همین شیوه صف معترضان را به چند شقه تقسیم کرده و هر کدام را به بیراههای برده است؛ در چنین شرایطی برای مقابله با فاشیسم حکومتی به تحلیل درست شرایط موجود و ارائه راهکارهای اصولی و البته عملی کردن راهکارهای ارائه شده نیاز است؛ و اگر باز هم نتوانیم، نهتنها گامی به پیش برنداشتهایم، بلکه باید منتظر فریب دیگری باشیم.
آن هم در این روزها که با هر ترفندی سعی در اثبات خود دارند و میخواهند این دشت سوخته را درو کنند و بر ویرانههایی که ساختهاند سروری کنند.
وعدههای محقق نشدهی پیشین ناسزای بزرگی است برای جامعهای که بارها با خوشباوری خود را محک آزمون و خطای تاریخی کرده و هنوز از استبداد و فقر رنج میبرد.
این رنج تا زمانی خواهد بود که باور کنیم که حقمان این نیست هر بار از میان غربالهایشان افرادی را انتخاب کنیم. انتخابات آن است که حضور احزاب و گروههای مختلف آزاد باشد؛ احزابی با تشکیلات مشخص و منسجم.
دارای بیوگرافی و مرامنامه و برآمده از تفکرات گوناگون .
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
انتخابات در نظامهای تکحزبی که تحت لوای یک شخص اداره میشوند، بیمعناست و نمایش آن اهانت به شعور جمعی است. اکنون نهتنها در نمایش اهانتآمیز حکومتی که دستان زمامدارانش به خون فرزادها، زانیارها، لقمانها و رامینهایمان آلوده است، شرکت نمیکنیم. نهتنها ملعبه دست
حکومتیان و ملیجکهای درباریشان نمیشویم، نهتنها فریب اپوزیسیونسازی درون حکومتیشان را نمیخوریم، بلکه مراقب فرصتطلبان در پوشش و با ادبیاتی متفاوت از آن سوی مرزها نیز هستیم؛ و از مسیر مبارزه و آزادیخواهی منحرف نخواهیم شد.
تا زمانی که به حداقلها دل خوش کنیم و سادهلوحانه، خلسه و خماری امروز را جزیره ثبات و آسایش بدانیم، لایق همین جایگاه خواهیم بود. تا رهایی از چنگ استبدادی که بیش از یک قرن است در مسیر آزادیخواهیمان سایه افکنده است، ایستادهایم؛ حتی اگر مسیر ناهموار و تنها سلاح جانمان باشد.
گلرخ ابراهیمی ایرایی / بهمن ماه ۱۳۹۸ / زندان قرچک ورامین.
#گلرخ_ایرایی
#تحریم_انتخابات
حکومتیان و ملیجکهای درباریشان نمیشویم، نهتنها فریب اپوزیسیونسازی درون حکومتیشان را نمیخوریم، بلکه مراقب فرصتطلبان در پوشش و با ادبیاتی متفاوت از آن سوی مرزها نیز هستیم؛ و از مسیر مبارزه و آزادیخواهی منحرف نخواهیم شد.
تا زمانی که به حداقلها دل خوش کنیم و سادهلوحانه، خلسه و خماری امروز را جزیره ثبات و آسایش بدانیم، لایق همین جایگاه خواهیم بود. تا رهایی از چنگ استبدادی که بیش از یک قرن است در مسیر آزادیخواهیمان سایه افکنده است، ایستادهایم؛ حتی اگر مسیر ناهموار و تنها سلاح جانمان باشد.
گلرخ ابراهیمی ایرایی / بهمن ماه ۱۳۹۸ / زندان قرچک ورامین.
#گلرخ_ایرایی
#تحریم_انتخابات
Telegram
attach 📎
🔴صالح نیکبخت (وکیل اسکندر لطفی) در گفتگو با خبرنگار ایلنا
در ارتباط با صدور حکم برای این فعال صنفی معلمان گفت:
🔹 یک سال پیش، #اسکندر_لطفی به دنبال تحصن معلمان شهرستانهای استان کردستان از جمله مریوان احضار شد و پس از تحقیقات مقدماتی اولیه، پرونده وی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به دادگاه انقلاب سنندج ارجاع دادند که با وصول پرونده در دادسرای سنندج، اتهام جدیدِ نشر اکاذیب نیز به پرونده ایشان افزوده شد؛
این در حالیست که هیچ شخص حقیقی یا حقوقی از وی شکایت ندارد و نشر اکاذیب چون از جرایم شخصی است، تحقق آن مستلزم وجود شاکی خصوصی (شخص حقوقی یا حقیقی) است.
وی با بیان اینکه در نتیجه دو پرونده برای ایشان تشکیل شد؛ ادامه داد:
🔹پرونده اول به اتهام تبلیغ علیه نظام به دادگاه انقلاب و پرونده دوم به اتهام نشر اکاذیب به دادگاه عمومی ارجاع شد.
دادگاه انقلاب سنندج بعد از بررسی پرونده و استماع دفاعیات وکیل، لطفی را از اتهام تبلیغ علیه نظام تبرئه کرد و متعاقب آن، در شعبه 104 دادگاه کیفری 2 سنندج که برای بررسی اتهام نشر اکاذیب برگزار شد.
بنده به کیفرخواست صادره ایراد گرفتم (از جمله اینکه شاکی خصوصی وجود ندارد و مطالب استنادی مصداق نشر کاذیب نیست)؛ در نهایت بعد از رفع ایراد، پرونده را بازگرداندند و در نهایت در 7 بهمن، برای این پرونده وقت رسیدگی تعیین شد.
نیکبخت در ادامه گفت:
🔹علیرغم اینکه هیچ یک از مواردی که از مصادیق نشر اکاذیب شناخته شده بود، متعلق به موکل نبود و صرفاً اشخاص دیگری در فضای مجازی برای او فوروارد کرده بودند و بدون اینکه به ایرادات اینجانب توجه کنند و همچنین بدون اخذ آخرین دفاع از موکل، وی را به دو سال حبس تعزیری محکوم کردند و حکم در 17 بهمن ماه به اینجانب ابلاغ شد.
این وکیل دادگستری در پایان با تاکید بر اینکه نه موارد اتهامی، شاکی خصوصی دارد و نه به ایرادات پرونده توجه شده و دفاع آخر نیز اخذ نشده، اضافه کرد:
🔹در مهلت قانونی نسبت به تجدیدنظرخواهی اقدام میکنیم و از آنجا که فعالیتهای موکلم همگی در راستای دفاع از حقوق معلمان و بهبود وضعیت آموزشی کشور بوده، امیدوارم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان، حکم برائت وی صادر شود.
برگرفته از: #کانال_صنفی_معلمان
در ارتباط با صدور حکم برای این فعال صنفی معلمان گفت:
🔹 یک سال پیش، #اسکندر_لطفی به دنبال تحصن معلمان شهرستانهای استان کردستان از جمله مریوان احضار شد و پس از تحقیقات مقدماتی اولیه، پرونده وی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به دادگاه انقلاب سنندج ارجاع دادند که با وصول پرونده در دادسرای سنندج، اتهام جدیدِ نشر اکاذیب نیز به پرونده ایشان افزوده شد؛
این در حالیست که هیچ شخص حقیقی یا حقوقی از وی شکایت ندارد و نشر اکاذیب چون از جرایم شخصی است، تحقق آن مستلزم وجود شاکی خصوصی (شخص حقوقی یا حقیقی) است.
وی با بیان اینکه در نتیجه دو پرونده برای ایشان تشکیل شد؛ ادامه داد:
🔹پرونده اول به اتهام تبلیغ علیه نظام به دادگاه انقلاب و پرونده دوم به اتهام نشر اکاذیب به دادگاه عمومی ارجاع شد.
دادگاه انقلاب سنندج بعد از بررسی پرونده و استماع دفاعیات وکیل، لطفی را از اتهام تبلیغ علیه نظام تبرئه کرد و متعاقب آن، در شعبه 104 دادگاه کیفری 2 سنندج که برای بررسی اتهام نشر اکاذیب برگزار شد.
بنده به کیفرخواست صادره ایراد گرفتم (از جمله اینکه شاکی خصوصی وجود ندارد و مطالب استنادی مصداق نشر کاذیب نیست)؛ در نهایت بعد از رفع ایراد، پرونده را بازگرداندند و در نهایت در 7 بهمن، برای این پرونده وقت رسیدگی تعیین شد.
نیکبخت در ادامه گفت:
🔹علیرغم اینکه هیچ یک از مواردی که از مصادیق نشر اکاذیب شناخته شده بود، متعلق به موکل نبود و صرفاً اشخاص دیگری در فضای مجازی برای او فوروارد کرده بودند و بدون اینکه به ایرادات اینجانب توجه کنند و همچنین بدون اخذ آخرین دفاع از موکل، وی را به دو سال حبس تعزیری محکوم کردند و حکم در 17 بهمن ماه به اینجانب ابلاغ شد.
این وکیل دادگستری در پایان با تاکید بر اینکه نه موارد اتهامی، شاکی خصوصی دارد و نه به ایرادات پرونده توجه شده و دفاع آخر نیز اخذ نشده، اضافه کرد:
🔹در مهلت قانونی نسبت به تجدیدنظرخواهی اقدام میکنیم و از آنجا که فعالیتهای موکلم همگی در راستای دفاع از حقوق معلمان و بهبود وضعیت آموزشی کشور بوده، امیدوارم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان، حکم برائت وی صادر شود.
برگرفته از: #کانال_صنفی_معلمان
Forwarded from اتچ بات
از ابتدا انتخابات، بخشی از دموکراسی بوده ، ابداعیِ نوع بشر برای امکان مشارکت همگانی در تصمیم گیریهای سیاسی و قدرت تا جهانی عادلانه تر و بهتر بسازند... و انتخاب کنندگانی که عموم مردمند ، اصیل اند و اصالت دارند (بالاصاله) و جمعی انتخاب شونده که تنها باید سخنگویان ، نمایندگان و وکلای مردم باشند ، آنهم بالوکاله ... یعنی وکیل مردمند برای آنکه حرف مردم و اراده آنها را اعمال کنند ... نه حرفهای "ولی فقیه" و اراده نظام را ... انتخاب در جایی وجود دارد که استبداد مذهبی نباشد و آنجا که استبدادی از هر نوع باشد ، طبعا انتخابی در کار نخواهد بود.
روحانی خودش با وقاحت گفت این انتخابات نیست ، انتصابات است ... ولی حال می گوید با این وجود با صندوق ها قهر نکنید و حتما شرکت کنید و علت ضرورت مشارکت را هم نشان دادن " انتخابات"، "عظمت ملی"،"امنیت ملی"،"ایستادگی در برابر دشمن" و... اعلام می کند و تنها چیزی که محلی از اعراب ندارد مطالبات مردم و برقراری حاکمیت مردمی است . یعنی فقط آمار بالای مشارکت را می خواهند تا به دنیا نشان دهند که مورد حمایت مردم هستند و مشروعیت مردمی دارند... و همان را طنابی می کنند بر گلوی مردم ایران تا با همان سنگینی مشارکت خودشان از آن حلق آویزشان کنند... طرفه آن که این را هم خودشان انتخابات نمی دانند و انتصابات میگویند... چرا...؟ چون این بار تیغ رد صلاحیت گریبان همه شان را گرفته و حال آن که ۴۰ سال است که انتخابات به همین سیاق بوده و در اطاق تجمیع آرا همه چیز را به اسم مشارکت مردمی و به کام خودشان نوشته اند... ولی حالا که گریبان خودشان را گرفته همانها که این سالیان از کاخ ها و حجره های خموش و جن زده شان سرکی بیرون نکشیده تا حال و روز مردم بدانند اُرد مشارکت فعال و قهر نکردن با صندوق ها و... می دهند .
راستی کدام صندوق ها؟ آیا منظور همان صندوق های قرض الحسنه و ثامن و غارت و چپاول مردم است؟
کدام نماینده مردمی تاکنون جز همین بردگان ولایت امکان حتی کاندید شدن را داشته اند ؟ کدامیک از این وکیل الدوله ها تاکنون جز چاپلوسی و اعلام چاکری ، دفاعی از مردم و مطالبات آنها کرده اند؟
در همین آبانماه خونهای مردمی که تنها بخاطر مطالبه حقوق خویش اعتراض کرده و به خیابان ها آمده بودند را در سنگ فرش خیابان ها ندیدند؟ نشنیدند؟ مقصر کشتار بیش از ۱۵۰۰ شهروند و جوان ایرانی بالاخره چه کسی بود؟ مردم ماهشهر ،اهواز، شهریار، کرج، شیراز،کرمانشاه ، شهر قدس ، ساوه و... را چه کسانی به گلوله بستند ؟ بیش از ۱۰۰۰۰ زندانی را به کجا بردند و چه بلایی بر سرشان آمد؟ چرا آماری از تعداد شهدای آبان را اعلام نمی کنند ؟ کدام به اصطلاح نماینده،این مبرم ترین مسئله مردم را پیگیری کرد و به چه نتیجه ای رسید؟ وقتی مردم به جان آمده در خیابان را عوامل خارجی و اغتشاشگر و... خواندند و سرکوب کردند کدامیک آنها را موکلان خود دانستن و از آنها دفاع کردند و به چه نتیجه ای رسیدند؟ و...
مشارکت و شرکت کردن در نمایش انتخابات رژیم و رای دادن به هر کدام از باندها ، جناح ها و مهره های اصلاحطلب، اعتدالی و اصولگرا و... جز نادیده گرفتن و تائید همه جنایت ها و خونهای به نا حق ریخته شده خواهران و برادرانمان در قیام های دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و تداوم و تائید این همه فقر و تبعیض، فساد و فحشا ،تورم و گرانی ، زندان و سرکوب و رونق چوبه های دار و اعدام و ترویج تروریزم نیست .لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج بر این باوریم که هیچ ایرانی آزاده و با وجدانی با مشارکت در این انتخابات نمایشی خونهای به نا حق ریخته شده را نادیده نمی گیرد و غصب حقوق انسانی خود را تائید نخواهد کرد.
۱.مجید اسدی
۲.پیام شکیبا
۳.سعید ماسوری
۴.آرش صادقی
۵.مُطَلِب احمدیان
۶.پیروز(محمدعلی) منصوری
۷.محمد امیرخیزی
۸.حسن صادقی
۲۳.۱۱.۹٨
زندان گوهردشت(رجایی شهر)کرج
روحانی خودش با وقاحت گفت این انتخابات نیست ، انتصابات است ... ولی حال می گوید با این وجود با صندوق ها قهر نکنید و حتما شرکت کنید و علت ضرورت مشارکت را هم نشان دادن " انتخابات"، "عظمت ملی"،"امنیت ملی"،"ایستادگی در برابر دشمن" و... اعلام می کند و تنها چیزی که محلی از اعراب ندارد مطالبات مردم و برقراری حاکمیت مردمی است . یعنی فقط آمار بالای مشارکت را می خواهند تا به دنیا نشان دهند که مورد حمایت مردم هستند و مشروعیت مردمی دارند... و همان را طنابی می کنند بر گلوی مردم ایران تا با همان سنگینی مشارکت خودشان از آن حلق آویزشان کنند... طرفه آن که این را هم خودشان انتخابات نمی دانند و انتصابات میگویند... چرا...؟ چون این بار تیغ رد صلاحیت گریبان همه شان را گرفته و حال آن که ۴۰ سال است که انتخابات به همین سیاق بوده و در اطاق تجمیع آرا همه چیز را به اسم مشارکت مردمی و به کام خودشان نوشته اند... ولی حالا که گریبان خودشان را گرفته همانها که این سالیان از کاخ ها و حجره های خموش و جن زده شان سرکی بیرون نکشیده تا حال و روز مردم بدانند اُرد مشارکت فعال و قهر نکردن با صندوق ها و... می دهند .
راستی کدام صندوق ها؟ آیا منظور همان صندوق های قرض الحسنه و ثامن و غارت و چپاول مردم است؟
کدام نماینده مردمی تاکنون جز همین بردگان ولایت امکان حتی کاندید شدن را داشته اند ؟ کدامیک از این وکیل الدوله ها تاکنون جز چاپلوسی و اعلام چاکری ، دفاعی از مردم و مطالبات آنها کرده اند؟
در همین آبانماه خونهای مردمی که تنها بخاطر مطالبه حقوق خویش اعتراض کرده و به خیابان ها آمده بودند را در سنگ فرش خیابان ها ندیدند؟ نشنیدند؟ مقصر کشتار بیش از ۱۵۰۰ شهروند و جوان ایرانی بالاخره چه کسی بود؟ مردم ماهشهر ،اهواز، شهریار، کرج، شیراز،کرمانشاه ، شهر قدس ، ساوه و... را چه کسانی به گلوله بستند ؟ بیش از ۱۰۰۰۰ زندانی را به کجا بردند و چه بلایی بر سرشان آمد؟ چرا آماری از تعداد شهدای آبان را اعلام نمی کنند ؟ کدام به اصطلاح نماینده،این مبرم ترین مسئله مردم را پیگیری کرد و به چه نتیجه ای رسید؟ وقتی مردم به جان آمده در خیابان را عوامل خارجی و اغتشاشگر و... خواندند و سرکوب کردند کدامیک آنها را موکلان خود دانستن و از آنها دفاع کردند و به چه نتیجه ای رسیدند؟ و...
مشارکت و شرکت کردن در نمایش انتخابات رژیم و رای دادن به هر کدام از باندها ، جناح ها و مهره های اصلاحطلب، اعتدالی و اصولگرا و... جز نادیده گرفتن و تائید همه جنایت ها و خونهای به نا حق ریخته شده خواهران و برادرانمان در قیام های دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و تداوم و تائید این همه فقر و تبعیض، فساد و فحشا ،تورم و گرانی ، زندان و سرکوب و رونق چوبه های دار و اعدام و ترویج تروریزم نیست .لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج بر این باوریم که هیچ ایرانی آزاده و با وجدانی با مشارکت در این انتخابات نمایشی خونهای به نا حق ریخته شده را نادیده نمی گیرد و غصب حقوق انسانی خود را تائید نخواهد کرد.
۱.مجید اسدی
۲.پیام شکیبا
۳.سعید ماسوری
۴.آرش صادقی
۵.مُطَلِب احمدیان
۶.پیروز(محمدعلی) منصوری
۷.محمد امیرخیزی
۸.حسن صادقی
۲۳.۱۱.۹٨
زندان گوهردشت(رجایی شهر)کرج
Telegram
attach 📎
۱۴ فوریه روز عشق و محبت و دوستی بر همه شما عزیزان مبارک باد
http://www.ofppi.org/2020/02/14/19/28/26/
http://www.ofppi.org/2020/02/14/19/28/26/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۴ فوریه روز عشق و محبت و دوستی بر همه شما عزیزان مبارک باد
روز ۱۴ فوریه به عنوان روز محبت ، دوستی و عشق میلیونها انسان بهمدیگر اظهار عشق و دوستی می نمایند. ما عشق و محبت و دوستی خود را تقدیم انسانهایی میکنیم که به خاطر آزادی و سعادت همگانی توسط جمهوری اسل…
Forwarded from کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی از مادر صبا کرد افشار
مادری دیگر به «جرم»! مادری کردن، و تسلیم نشدن در مقابل فشارهای حاکمیت سیاه ولایت فقیه، راهی زندان میشود!
راحله احمدی، مادر صبا کردافشار بازداشت شد
دیروز شنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۳۹۸, راحله احمدی, از تهران پس از معرفی خود به شعبه ۳ اجرای احکام کیفری که جهت اجرای حکم حبس تعزیری ۲ سال ۷ ماه خود فراخوانده شده بود، بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
مادری دیگر به «جرم»! مادری کردن، و تسلیم نشدن در مقابل فشارهای حاکمیت سیاه ولایت فقیه، راهی زندان میشود!
راحله احمدی، مادر صبا کردافشار بازداشت شد
دیروز شنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۳۹۸, راحله احمدی, از تهران پس از معرفی خود به شعبه ۳ اجرای احکام کیفری که جهت اجرای حکم حبس تعزیری ۲ سال ۷ ماه خود فراخوانده شده بود، بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
امید مدرسی، دندانپزشک و از فعالین مدنی شناخته شده در مریوان، حدود دو هفتە پیش از سوی نیروهای امنیتی وابسته به ادارە اطلاعات مریوان بازداشت شدە است.
ماموران امنیتی روز چهارشنبە دوم بهمن ماە با مراجعه به مطب شخصی دکتر مدرسی، وی را بازداشت و بە بازداشتگاە ادارە كل اطلاعات استان كردستان در سنندج منتقل کردهاند. علیرغم گذشت بیش از دو هفتە، هنوز دلیل بازداشت این شهروند که از خیرین و چهرههای سرشناس مریوان است، مشخص نیست.
به نظر میرسد تاخیر در اعلام خبر بازداشت دکتر مدرسی نتیجه فشار نهادهای امنیتی باشد که هموارە بر خانوادە بازداشتشدگان برای عدم انعكاس خبر دستگیری نزدیكانشان اعمال میشود.
ماموران امنیتی روز چهارشنبە دوم بهمن ماە با مراجعه به مطب شخصی دکتر مدرسی، وی را بازداشت و بە بازداشتگاە ادارە كل اطلاعات استان كردستان در سنندج منتقل کردهاند. علیرغم گذشت بیش از دو هفتە، هنوز دلیل بازداشت این شهروند که از خیرین و چهرههای سرشناس مریوان است، مشخص نیست.
به نظر میرسد تاخیر در اعلام خبر بازداشت دکتر مدرسی نتیجه فشار نهادهای امنیتی باشد که هموارە بر خانوادە بازداشتشدگان برای عدم انعكاس خبر دستگیری نزدیكانشان اعمال میشود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر ندا ناجی : من به دخترم افتخار میکنم...
جای ندا زندان نیست...
میخوان افکار ندا رو تغییر بدن میخوان به انسانیت فکر نکنه...
ندا رو نمیتونن بشکنن،
منم نمیتونن بشکنن برای اینکه من مادر ندا ناجی هستم...
🔴ندا صدای کارگران
🔴ندا حامی کارگران
🔴وندا صدای تک تک زحمتکشان است
🔴یکی برای همه وهمه برای یکی
صدای زندانیان سیاسی باشیم
سرنگون باد جمهوری اسلامی
جای ندا زندان نیست...
میخوان افکار ندا رو تغییر بدن میخوان به انسانیت فکر نکنه...
ندا رو نمیتونن بشکنن،
منم نمیتونن بشکنن برای اینکه من مادر ندا ناجی هستم...
🔴ندا صدای کارگران
🔴ندا حامی کارگران
🔴وندا صدای تک تک زحمتکشان است
🔴یکی برای همه وهمه برای یکی
صدای زندانیان سیاسی باشیم
سرنگون باد جمهوری اسلامی
🍂🍁 4⃣
انتخابات در ایران آزاد نیست
🔻انتخابات در اینجا و یا هر جای دیگری می تواند به یکی از عرصۀ های مبارزۀ طبقاتی و اجتماعی تبدیل شود، به شرطی که شرایط و زمینۀ طرح خواسته ها و برنامه های نیروهای مختلف اجتماعی و امکان شرکت آنها در مبارزۀ انتخاباتی به طور آزاد فراهم باشد. در این صورت امکان بحث و گفتگو در بارۀ گزینه های مختلف و انتخاب واقعی به وجود می آید. در این عرصه نیز مثل عرصه های دیگر مبارزه، در تحلیل نهائی، این توازن نیروهاست که تعیین کنندۀ عملی نتیجۀ مبارزه است. به شرط وجود حداقل امکانات دموکراتیک، مبارزات مربوط به مجالس نمایندگی، شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری در جوامع سرمایه داری، یکی از عرصه های مبارزه برای کارگران و زحمتکشان است، عرصه ای است برای طرح و تبلیغ خواسته هایشان و افشای برنامه ها و طرح های بورژوازی، و در کنار مجموعۀ مبارزات اقتصادی و سیاسی، امکان کسب پاره ای از مطالباتی که به بهبود شرایط زیستی - اجتماعی آن کمک نماید. پر واضح است که هرگونه پیشروی در این عرصه، در گرو ایجاد تشکل های اقتصادی - سیاسی و نهادهای مدنی خواهد بود. در چنان شرایطی تشکل های کارگری، فعالان کارگری و سیاسی و نیروهای ترقی خواه نمی توانند به این مبارزات روزمره و جزئی، چه در کارخانه، چه در خیابان و چه در مجالس نمایندگی بی اعتنا باشند و باید قدم به قدم همراه با توده ها برای بهبود شرایط کار، افزایش مزدها، کاهش ساعات کار، تأمین بیمه های اجتماعی، رفع موانع برای ایجاد تشکل های کارگری و نهادهای مدنی مبارزه نمایند. برای کارگران و همه اقشار زحمتکش، دستاوردهائی که در این عرصه و سایر اشکال متنوع مبارزاتی به دست می آید، می تواند و باید در خدمت رسیدن به هدف نهائی یعنی تغییر بنیادی در نظام سرمایه داری قرارگیرد.
اما در شرایطی مانند ایران که کوچک ترین امکانات و آزادی برای فعالیت احزاب و سازمان های غیر دولتی وجود ندارد و حتی فعالیت بسیاری از احزاب و جریان های طرفدار حکومت و قانون اساسی آن نیز روز به روز محدود تر می شود، روشن است که «شرکت در مبارزات انتخاباتی» برای جریان های ترقیخواه و دموکراتیک کاملا بی معنی است. اما این به معنی بی اعتنائی به روند انتخابات در ایران نیست. انتخابات یک رویداد سیاسی در کشور است که بر زندگی مردم اثر می گذارد و احزاب، سازمان ها و جریانات بطور جدی باید در بارۀ آن موضع داشته باشند. از نگاه ما وظایف احزاب، سازمان ها و جریان های پیشرو ترقیخواه و دموکراتیک در قبال انتخابات فرمایشی حکومت عبارتند از:
الف) افشای ماهیت ضد دموکراتیک انتخابات و نشان دادن این واقعیت که انتخابات در ایران در بهترین حالت چیزی جز تقسیم مجدد کارت های بازی بین گروه های مختلف طبقۀ حاکم نیست آن هم به شرطی که آس ها در دست جریان بوروکراتیک – نظامی نزدیک به نهادهای راس حکومت بماند و توزیع بقیۀ کارت ها نیز با تصویب جریان حاکم باشد!
ب) توضیح اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی موجود؛ نشان دادن ریشه ها و علل نابسامانی های موجود در این زمینه ها؛ نشان دادن این واقعیت که نظام اقتصادی – اجتماعی موجود یعنی نظام سرمایه داری و روبنای سیاسی و حقوقی آن که در شرایط کنونی اهرم های اصلی آن را در دست دارد منشأ اصلی تیره روزی طبقۀ کارگر و دیگر زحمتکشان در ایران هستند.
پ) ارائۀ آلترناتیوها و راه حل های پیشرو و مردمی در مورد مهم ترین مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه و ارائۀ راه رسیدن به آنها که چیزی جز مبارزۀ با کل نظام اقتصادی - اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حاکم نیست.
ت) طرح خواست های مبرم برای مبارزات روزانه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و برجسته کردن خواست ها و مبارزه سیاسی با دستگاه سیاسی و سیاست های داخلی و خارجی آن که باید عرصه ای جدائی ناپذیر و بنیادی از خواست و مبارزه کارگران و سایر اقشار زحمتکش در ایران باشد.
ث) نشان دادن اینکه هرگونه امیدی برای بهبود اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای توده های مردم از هر جناح رژیم و به طور کلی از هر بخش طبقۀ سرمایه دار (حاکم یا غیر حاکم)، امیدی واهی و بیهوده است و تنها به تقویت بیشتر طبقات دارا منجر می شود.
ج) تلاش برای سازماندهی مبارزات گوناگون در عرصه های یاد شده و به ویژه تلاش در راه ایجاد تشکل ها و سازمان های سیاسی، اقتصادی و مدنی متعلق به کارگران و توده های زحمتکش.
انتخاباتی که در آن هیچ اهمیتی به خواست ها و نظر توده های مردم قائل نمی شود و به مردم به عنوان سیاهی لشکر نگریسته می شود، با منافع مردم بیگانه است و در آن شرکت نمی کنیم.
گروه اتحاد بازنشستگان
انتخابات در ایران آزاد نیست
🔻انتخابات در اینجا و یا هر جای دیگری می تواند به یکی از عرصۀ های مبارزۀ طبقاتی و اجتماعی تبدیل شود، به شرطی که شرایط و زمینۀ طرح خواسته ها و برنامه های نیروهای مختلف اجتماعی و امکان شرکت آنها در مبارزۀ انتخاباتی به طور آزاد فراهم باشد. در این صورت امکان بحث و گفتگو در بارۀ گزینه های مختلف و انتخاب واقعی به وجود می آید. در این عرصه نیز مثل عرصه های دیگر مبارزه، در تحلیل نهائی، این توازن نیروهاست که تعیین کنندۀ عملی نتیجۀ مبارزه است. به شرط وجود حداقل امکانات دموکراتیک، مبارزات مربوط به مجالس نمایندگی، شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری در جوامع سرمایه داری، یکی از عرصه های مبارزه برای کارگران و زحمتکشان است، عرصه ای است برای طرح و تبلیغ خواسته هایشان و افشای برنامه ها و طرح های بورژوازی، و در کنار مجموعۀ مبارزات اقتصادی و سیاسی، امکان کسب پاره ای از مطالباتی که به بهبود شرایط زیستی - اجتماعی آن کمک نماید. پر واضح است که هرگونه پیشروی در این عرصه، در گرو ایجاد تشکل های اقتصادی - سیاسی و نهادهای مدنی خواهد بود. در چنان شرایطی تشکل های کارگری، فعالان کارگری و سیاسی و نیروهای ترقی خواه نمی توانند به این مبارزات روزمره و جزئی، چه در کارخانه، چه در خیابان و چه در مجالس نمایندگی بی اعتنا باشند و باید قدم به قدم همراه با توده ها برای بهبود شرایط کار، افزایش مزدها، کاهش ساعات کار، تأمین بیمه های اجتماعی، رفع موانع برای ایجاد تشکل های کارگری و نهادهای مدنی مبارزه نمایند. برای کارگران و همه اقشار زحمتکش، دستاوردهائی که در این عرصه و سایر اشکال متنوع مبارزاتی به دست می آید، می تواند و باید در خدمت رسیدن به هدف نهائی یعنی تغییر بنیادی در نظام سرمایه داری قرارگیرد.
اما در شرایطی مانند ایران که کوچک ترین امکانات و آزادی برای فعالیت احزاب و سازمان های غیر دولتی وجود ندارد و حتی فعالیت بسیاری از احزاب و جریان های طرفدار حکومت و قانون اساسی آن نیز روز به روز محدود تر می شود، روشن است که «شرکت در مبارزات انتخاباتی» برای جریان های ترقیخواه و دموکراتیک کاملا بی معنی است. اما این به معنی بی اعتنائی به روند انتخابات در ایران نیست. انتخابات یک رویداد سیاسی در کشور است که بر زندگی مردم اثر می گذارد و احزاب، سازمان ها و جریانات بطور جدی باید در بارۀ آن موضع داشته باشند. از نگاه ما وظایف احزاب، سازمان ها و جریان های پیشرو ترقیخواه و دموکراتیک در قبال انتخابات فرمایشی حکومت عبارتند از:
الف) افشای ماهیت ضد دموکراتیک انتخابات و نشان دادن این واقعیت که انتخابات در ایران در بهترین حالت چیزی جز تقسیم مجدد کارت های بازی بین گروه های مختلف طبقۀ حاکم نیست آن هم به شرطی که آس ها در دست جریان بوروکراتیک – نظامی نزدیک به نهادهای راس حکومت بماند و توزیع بقیۀ کارت ها نیز با تصویب جریان حاکم باشد!
ب) توضیح اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی موجود؛ نشان دادن ریشه ها و علل نابسامانی های موجود در این زمینه ها؛ نشان دادن این واقعیت که نظام اقتصادی – اجتماعی موجود یعنی نظام سرمایه داری و روبنای سیاسی و حقوقی آن که در شرایط کنونی اهرم های اصلی آن را در دست دارد منشأ اصلی تیره روزی طبقۀ کارگر و دیگر زحمتکشان در ایران هستند.
پ) ارائۀ آلترناتیوها و راه حل های پیشرو و مردمی در مورد مهم ترین مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه و ارائۀ راه رسیدن به آنها که چیزی جز مبارزۀ با کل نظام اقتصادی - اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حاکم نیست.
ت) طرح خواست های مبرم برای مبارزات روزانه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و برجسته کردن خواست ها و مبارزه سیاسی با دستگاه سیاسی و سیاست های داخلی و خارجی آن که باید عرصه ای جدائی ناپذیر و بنیادی از خواست و مبارزه کارگران و سایر اقشار زحمتکش در ایران باشد.
ث) نشان دادن اینکه هرگونه امیدی برای بهبود اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای توده های مردم از هر جناح رژیم و به طور کلی از هر بخش طبقۀ سرمایه دار (حاکم یا غیر حاکم)، امیدی واهی و بیهوده است و تنها به تقویت بیشتر طبقات دارا منجر می شود.
ج) تلاش برای سازماندهی مبارزات گوناگون در عرصه های یاد شده و به ویژه تلاش در راه ایجاد تشکل ها و سازمان های سیاسی، اقتصادی و مدنی متعلق به کارگران و توده های زحمتکش.
انتخاباتی که در آن هیچ اهمیتی به خواست ها و نظر توده های مردم قائل نمی شود و به مردم به عنوان سیاهی لشکر نگریسته می شود، با منافع مردم بیگانه است و در آن شرکت نمی کنیم.
گروه اتحاد بازنشستگان
🍂🍁
🔻بیانیه در رابطه با انتخابات ۲ اسفند
جايی برای فقر،
جايی برای رنج،
جايی برای هيچ؛
جايی برای آه و،
جايی برای مرگ،
در فرمهای تازه ی پرسش،
بگذاريد.
زيرا
اينجا، تمام فرم هاى پرسش
سفيد میمانند...
بحران اقتصادی در کشور و تورم افسار گسیخته که بار آن بر روی دوش زحمتکشان و اقشار کم در آمد است، بیکاری چندین میلیونی، بسته شدن کارخانه ها و دیگر مراکز تولیدی، وخامت روزافزون وضع زندگی دهها میلیون کارگر و زحمتکش، افزایش شمار بی خانمان ها، معتادان، تن فروشان، کودکان کار با بحران عمیق سیاسی، اجتماعی و اخلاقی در طبقه حاکم و این ترکیب مرگ آور، زندگی را برای اکثریت عظیم مردم تحمل ناپذیر کرده است.
در چنین وضعیتی هیئت حاکمه هرگونه صدای مطالبه گری و حق خواهی را با سرکوب و زندان جواب داده و از هر تجمعی تلقی "تهدید امنیتی برای کیان نظام "را دارند، بنحوی که تجمعات مردمی از جمله بازنشستگان هربار با تهدید و سرکوب مواجه شده و بازنشستگان را مجبور ساختند که از آخرین تجمع خود دست بردارند در غیر این صورت با اتهامات سنگینی مواجه خواهند شد.
طی یک سال اخیر بسیاری از فعالان جنبش کارگری، فرهنگیان و بازنشستگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و برای آنها احکام سنگین حبس و یا شلاق صادر شده است. امری که عرق شرم را بر پیشانی انسانیت نمایان میسازد و هر وجدان آگاهی را شوکه میکند.
قیام آبان و دیماه محرومان در اعتراض به گرانی بنزین که فشار آن به قاطبه مردم زحمتکش ایران وارد می آید با سرکوب خونین پاسخ داده شد.
سرکوبی که خودش را در کشتار ۱۵۰۰ تن از رشیدترین فرزندان این آب و خاک نشان داد. قیامی که به مثابه آتش زیر خاکستر در دل جامعه ماندگار است وگداخته تر میشود.
اینک در حالیکه فشار اقتصادی و فقر نابود کننده مردم را جان به لب کرده است و در حالیکه جناحهای حاکم بر سر قدرت و ماندن بر سر خوان یغمای منابع، اهرم های قدرت و چپاول دسترنج ما، به جان هم افتاده اند، دست به نمایش انتخابات زده و بر منابر و در بلندگوهای تبلیغاتی شان شبانه روز از مردم میخواهند که در انتخابات مجلس شرکت کنند، مجلسی که خود برای مشروعیت بخشیدن به سیاست های سرکوبگرانه و غارتگرانه آنها تشکیل شده است.
بدون شک در چنین وضعیتی شرکت در این انتخابات، چشم بستن به تمامی غارتگری ها و جنایت هایی است که در حق مردم زحمتکش صورت گرفته است. اکثریت فرودست زحمتکش رای خود را در خیزش های آبان و دیماه اعلام کرده ودیگر نیازی به شرکت در این انتخابات نمایشی نخواهند داشت.
گروه اتحاد بازنشستگان
۱اسفند۹۸
🔻بیانیه در رابطه با انتخابات ۲ اسفند
جايی برای فقر،
جايی برای رنج،
جايی برای هيچ؛
جايی برای آه و،
جايی برای مرگ،
در فرمهای تازه ی پرسش،
بگذاريد.
زيرا
اينجا، تمام فرم هاى پرسش
سفيد میمانند...
بحران اقتصادی در کشور و تورم افسار گسیخته که بار آن بر روی دوش زحمتکشان و اقشار کم در آمد است، بیکاری چندین میلیونی، بسته شدن کارخانه ها و دیگر مراکز تولیدی، وخامت روزافزون وضع زندگی دهها میلیون کارگر و زحمتکش، افزایش شمار بی خانمان ها، معتادان، تن فروشان، کودکان کار با بحران عمیق سیاسی، اجتماعی و اخلاقی در طبقه حاکم و این ترکیب مرگ آور، زندگی را برای اکثریت عظیم مردم تحمل ناپذیر کرده است.
در چنین وضعیتی هیئت حاکمه هرگونه صدای مطالبه گری و حق خواهی را با سرکوب و زندان جواب داده و از هر تجمعی تلقی "تهدید امنیتی برای کیان نظام "را دارند، بنحوی که تجمعات مردمی از جمله بازنشستگان هربار با تهدید و سرکوب مواجه شده و بازنشستگان را مجبور ساختند که از آخرین تجمع خود دست بردارند در غیر این صورت با اتهامات سنگینی مواجه خواهند شد.
طی یک سال اخیر بسیاری از فعالان جنبش کارگری، فرهنگیان و بازنشستگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و برای آنها احکام سنگین حبس و یا شلاق صادر شده است. امری که عرق شرم را بر پیشانی انسانیت نمایان میسازد و هر وجدان آگاهی را شوکه میکند.
قیام آبان و دیماه محرومان در اعتراض به گرانی بنزین که فشار آن به قاطبه مردم زحمتکش ایران وارد می آید با سرکوب خونین پاسخ داده شد.
سرکوبی که خودش را در کشتار ۱۵۰۰ تن از رشیدترین فرزندان این آب و خاک نشان داد. قیامی که به مثابه آتش زیر خاکستر در دل جامعه ماندگار است وگداخته تر میشود.
اینک در حالیکه فشار اقتصادی و فقر نابود کننده مردم را جان به لب کرده است و در حالیکه جناحهای حاکم بر سر قدرت و ماندن بر سر خوان یغمای منابع، اهرم های قدرت و چپاول دسترنج ما، به جان هم افتاده اند، دست به نمایش انتخابات زده و بر منابر و در بلندگوهای تبلیغاتی شان شبانه روز از مردم میخواهند که در انتخابات مجلس شرکت کنند، مجلسی که خود برای مشروعیت بخشیدن به سیاست های سرکوبگرانه و غارتگرانه آنها تشکیل شده است.
بدون شک در چنین وضعیتی شرکت در این انتخابات، چشم بستن به تمامی غارتگری ها و جنایت هایی است که در حق مردم زحمتکش صورت گرفته است. اکثریت فرودست زحمتکش رای خود را در خیزش های آبان و دیماه اعلام کرده ودیگر نیازی به شرکت در این انتخابات نمایشی نخواهند داشت.
گروه اتحاد بازنشستگان
۱اسفند۹۸