کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
212 subscribers
2.05K photos
747 videos
12 files
3.17K links
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/UX9NxShCKS8gA5hM

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
Www.ofppi.org
Download Telegram
نگذاریم قلبشان از تپش بیافتد


یکشنبه شب ۲۹دی ماه زندانی سیاسی اکبر باقری بر اثر شدت درد و بیماری و کم خونی مفرط بیهوش شد.

در پی آن، زندانیان دیگر او را به بهداری زندان منتقل کردند. با وجود اینکه دکتر بهداری تشخیص داد که به علت خونریزی و کم خونی مفرط، خون به قلبش نمی رسد، اما در بهداری تنها به یک سرم بسنده کرده او را به بند فرستادند.

وضعیت جسمی این زندانی سیاسی وخیم است و او به شدت ضعف دارد و توان ایستادن بر روی پاهایش را ندارد.

وی نیاز به رسیدگی پزشکی فوری در بیمارستان بیرون از زندان و عمل جراحی دارد.
اکبر باقری به بیماری شدید روده، کم خونی، بیماری کبد، کلیه و بیماری پوستی مبتلاست.
در زندان اوین به تشخیص پزشک وی بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. پیش از این قرار بود در زندان اوین برای عمل جراحی به بیمارستان اعزام شود. اما به ناگهان در اردیبهشت ۹۸ به زندان تهران بزرگ محل زندانیان با جرائم خشن منتقل شد.

سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
🔴🔴انتقال سهیل عربی به زندان تهران بزرگ
بدلیل رد ابراز ندامت تلویزیونی

زندانی سیاسی سهیل عربی پس از پاسخ منفی به فشارهای وزارت اطلاعات برای ابراز ندامت از بیانیه های اخیرش در محکومیت کشتار مردم بی‌گناه بخاطر اعتراضات اخیر به زندان تهران بزرگ تبعید شد.

سه‌شنبه اول بهمن ماه ۹۸ زندانی سیاسی سهیل عربی از بند ۸ زندان اوین جهت انتقال به بند ۴ این زندان فراخوانده شد.

پس از جمع آوری وسایل هنگامیکه سوار خودرو شده بود، یکی از ماموران وزارت اطلاعات سوار شده و به وی گفت:
«تو الان بر سر دوراهی هستی. می توانی بیایی و از بیانیه هایی که دادی در تلویزیون ابراز ندامت کنی و بگویی که پشیمانم و یا اینکه به زندان بدتر منتقل شوی!»
جواب این زندانی نه بوده است وگفته : «من زندان بدتر را انتخاب میکنم.»


سرنگون باد جمهوری اسلامی
اسکندر_لطفی عضو انجمن صنفی معلمان کردستان و از اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران برای ششمین بار پیاپی در چهار ماه اخیر به دادگاه احضار شد

با ابلاغیه ای که دوشنبه سی ام دیماه به دفتر آقای صالح نیکبخت وکیل مدافع ایشان ارسال شده است می بایست روز دوشنبه ۷بهمن ماه در شعبه ۱۰۴ دادگاه جزایی سنندج حاضر شود
پیش تر در چند نوبت در ماههای اخیر این فعال صنفی با اتهامات چون تشویش اذهان عمومی و نشراکاذیب در فضای مجازی در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شده است.

حاکمیت در ماههای اخیر با بازداشت و پرونده سازی علیه فعالین صنفی ، راههای هر نوع اعتراض و انتقادی را محدودتر کرده‌است.
فعالان صنفی ای که پیگیر و مطالبه گر حقوق کودکان کار ،
کودک همسران ،
کودکان کولبر ،
آموزش رایگان ،
عدالت آموزشی ،
عدم خصوصی سازی آموزش را دارند ...


سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانیان سیاسی باید بدون هیچ قید وثیقه ای آزاد گردند
#وحید_سلطانی ، ساکن شهرک گلدسته جاده ساوه در اعتراضات سراسری ابان دستگیر شده و تا کنون اطلاعی از وی در دست نیست
لازم به ذکر است ایشان فقط پدری پیر و ناتوان دارند که توانایی پیگیری وضعیت فرزندش در این مدت را نداشته است.
جعفرابراهیمی باقید وثیقه از زندان گوهردشت کرج آزاد شد.

جعفر ابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، پس از ۳۱ روز بازداشت از بند اطلاعات زندان گوهردشت کرج با قید وثیقه آزاد شد. آزادی او را به خانواده و رفقا و دانش آموزانش تبریک می‌گوییم. ‌



جای معلم زندان نیست
زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد شوند
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

https://t.me/joinchat/Bt9zCFF_TcXqpdPRIAOYTA

کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi

سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانی
Www.ofppi.org
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران pinned «لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی https://t.me/joinchat/Bt9zCFF_TcXqpdPRIAOYTA کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی https://t.me/ofppi سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانی Www.ofppi.org»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام پدر زندانی محکوم به اعدام هوشمند علی پور
پدری که زندگی اش با مبارزه علیه ظلم و ستم عجین شده است. او در صحبتهای کوتاه خود به زبان کردی از همه مردم دنیا و بویژه مردم کردستان می خواهد که نیروی خود را برای نجات جان هوشمند علیپور فرزند دلبندش به میدان بیاورند و خواهان لغو حکم اعدام وی شوند.

نه به اعدام
سرنگون باد جمهوری اسلامی
هر آنکس عاشق است از جان نترسد...
دلم همراه می خواهد صدایم بشنو ای یارا
اگر چه به جرم صدای ستمدیدگان بودن و رساندن صدای همبندیهای دردمندم به شما، زندانی مخوف تر و زجرآورتر از اینجا در انتظارم خواهد بود اما انسان دشواریِ وظیفه است و مبارز وظیفه ای بزرگتر از این که یاور ستمدیدگان بماند ندارد. هرآینه باید صدای میثم ها باشم و هراسی از دو الف، ۲۰۹، الف یک و زندانهای مخوف تر رژیم نداشته باشم. میثم جوان ۱۸ ساله ای از محله پرند که به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان ماه سال جاری توسط عوامل قرارگاه ثارالله سپاه دستگیر شد و اکنون به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام در تیپ پنج زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کند. دستهایش در ابتدای جوانی پینه بسته است از پنج سال پیش که پدرش را در اثر یک تصادف از دست داد نان آور خانواده و تکیه گاه مادر و خواهر خود شد، از صبح زود تا نیمه شب در سرمای زمستان و زیر آفتاب داغ تابستان با موتور غذا به خانه های مردم می برد و شبها به تحصیل ادامه می دهد. پس از گران شدن ناگهانی بنزین به خیابان آمد تا صدایش شنیده شود. گفت من تا پیش از این هم به سختی می توانستم پاسخگوی نیازهای حداقلی خانواده خود باشم. مسافرت و تفریح که برای من و امثال من همیشه چیزی شبیه به سراب بوده اما با این افزایش قیمتهامن دیگر حتی توان تامین مبلغ اجاره خانه خود، خورد و خوراک، درمان، آب و برق را هم نخواهم داشت. چه کسی به فریاد ما می رسد؟ کسی به فریادش نرسید و حتی پاسخ انتقادش را با شوکر و باتوم دادند. و چندین نوبت مورد بازجویی تحت شکنجه و اکراه قرار گرفت (بازجو با شوکر و باتوم ایستاده بالای سر او می گوید) بنویس از جانب اسرائیل و آمریکا تحریک ‌شدم و عضو فلان گروه برانداز بودم. پاسخ می دهد اسرائیل و آمریکا دیگر کجاست؟ ما تا حالا از شاه عبدالعظیم دورتر نرفته ایم. ما حقوق مکفی و اقتصاد سالم می خواهیم. براندازی یعنی چه؟ یک بازجو با شکنجه و تهدید بازجویی دیگر با وعده های دروغ، هرچه می گویند بنویس، میخواهیم کمکت کنیم، او چیزی ندارد که بگوید، می گوید: چرا باید به عملی که آن را انجام نداده ام اعتراف کنم؟ من چیزی از سیاست و گفته های شما نمی دانم. من فقط میدانم که یک پیتزا را چگونه باید سالم به مشتری تحویل داد. می دانم وقتی مشتری می خواهد پیتزا را تا طبقه چهارم بالا ببرم باید بی چون و چرا بپذیرم و با تبسم غذا را به او تحویل بدهم. بلکه شاید دویست، پانصد یا گاهی هزار تومان انعام دهند تا دلم خوش باشد با پول جمع شده از انعام ها بالاخره امسال برای خواهرم تولدی با کیکی هرچند کوچک بگیرم. تا با حسرت به عکسهای مهمانیهای دوستانش خیره نشود.
آقا اواخر این ماه تولد خواهرمان است، شما را به خدا همین حالا هم کلی بدهکار تر و مقروض تر شده ام. اگر من در زندان باشم اجاره خانه و هزینه خورد و خوراک مادر و خواهرم را چه کسی می دهد؟ بازجو اما هیچ تلاشی برای فهمیدن او انجام نمی دهد. برای بازجو تنها مهم این است که یک پرونده کلفت برای شخصی که قرار است او را به عنوان مجرم امنیتی به مقامات قضایی معرفی کند تشکیل دهد تا جایزه ای بزرگ برای دستگیری یک مجرم امنیتی خطرناک، معاند، منافق، فتنه گر، مرتد، عامل اسرائیل، آمریکا، موساد، سی آی ای و هزار اتهام مضحک که با هیچ چسبی مگر چسب قرارگاه ثارالله به جوانی زجر کشیده از پرند که هیچ از زندگی نفهمیده به جز کار، کار، کار و بازهم مقروض ماندن...
میثم خاکی، میلاد ارسنجانی، ابوالفضل کریمی و ده ها جوان دیگر که در راهپیمایی های پس از آبان ۹۸ دستگیر شده و امروز در زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کنند همه از نقاط فقیرنشین، آسیب دیده و محروم ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جوانهایی که حتی از حداقل ها نیز محروم بوده اند و حق دارند معترض باشند، تحریم ها و بی تدبیری دولتها حقیقت روی زندگی آنها تاثیر گذاشته، ای کاش صدای این جوانها شنیده شود، ای کاش که آنها را فریاد رسی باشد. بازجوی ۲۰۹ می گوید نوشتن این مقاله ها عواقب سنگینی برایت دارد ما زندانهای بدتر از این هم داریم. به او پاسخ می دهم نشنیدن صدای ما نیز عواقبی سنگین و حتی سنگین تر برای شما دارد. گیرم که سهیل، آرش، مجید، آتنا، گلرخ ها را به زنجیر کشیدید وپوریا ها را به رگبار گلوله بستید با رویش ناگزیر میثم و میلاد ها چه می کنید؟ اوین، تهران بزرگ، قرچک، گوهر دشت، هزار زندان دیگر هم که بسازید باز نمی توانید میل بشر به عدالت، آزادی و برابری را از بین ببرید. به جای سرکوب، صدای مردم ستمدیده را بشنوید وگرنه سرنگونی رژیم جور و فساد قطعی است و زودتر اتفاق می افتد. ما میخواهیم دادگاهمان را آباد کنیم. ما آزادی، عدالت، برابری و امنیت می خواهیم. ما با ظلم، فساد، نابرابری، سرکوب و هرج و مرج مخالفیم و برای خواسته هایمان تا روز پیروزی می جنگیم. هر آنکس عاشق است از جان نترسد، عاشق از کنده و زندان نترسد...
Forwarded from اتچ بات
:چند روز قبل از تبعید بازجوی ۲۰۹ گفت در صورت ادامه دادن به نوشتن، مقاله ها و بیانیه ها، با عواقب سختی مواجه خواهی شد، تبعید و ایجاد محدودیت ها و فشارهای بیشتر. یکی از مسئولان ( نماینده های دادستان) نیز سربسته گفت اینها خیلی ازافرادی که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد بدشان می آید، برای دخترت هم که شده زبان سرخت را کنترل کن تا سرت زیر آب نرود. اما نظر من این است که بازجوهای ۲۰۹ پاپیون را زیاد جدی گرفته اند.(فیلم پاپیون)، زندان جای بدی است و جابه جایی، انتقال و تبعید اتفاق های بدتری است. اینهاشکنجه و عذاب را برای زندانی شدیدتر می کنند، تا اینجا درست، حتی دقیق و حساس تر اینکه یک تماس تلفنی، خبری خوب یا بد لبخند یا اخم مراقب، افسر نگهبان، وکیل بند و جزئی ترین چیزها با افراد و آنچه از نظرافراد نا آشنا به دنیای زندانیان، حاشیه یا بی اهمیت تر در زندگی ما تاثیرگذار و بسیار مهم است. ولی اهم مساله ومهمترین مساله این است که زندان اگرچه بد و تخریب گر است اما بدترین جا نیست. دست کم برای یک مبارز بدترین جا نیست، زندان نه تنها توان تخریب مبارز را ندارد بلکه او را محکم تر و مصمم تر از پیش می سازد. و آنارشیست نه تنها ظلم و فساد را ریشه کن می کند بلکه مرزها و حصارها را نابود می کند. بنابراین بازنده قدرتها هستند و ابزار شکنجه ای که بر علیه ما از آنها استفاده می کنند تبدیل به ابزار سرنگونی خود آنها می شود. آنها مرا به قصد تنبیه به اینجا تبعید کردند و نمیدانستند آرزوی من بودن کنار این جوانهای آزادی خواه و انتقال تجربه هایم به آنها بود. از عدو ممنونم که شد سبب خیر...
زنده باد مقاومت
سهیل عربی
زندان تهران بزرگ
بهمن ماه ۱۳۹۸
Forwarded from اتچ بات
امین گراوند (پنگول )را اعدام نکنید!

12 بهمن سال 88 مرا بی هیچ علت و توضیحی از زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید کردند.
در سالن 17 زندان گوهردشت در سلولی پنج‌متری همبند دو زندانی محکوم به قصاص بودم که یکی به "پیرمرد" معروف بود و دیگری به "پنگول"!

پیرمرد البته 45 سال بیشتر نداشت؛ اما موی سر و صورتش به سفیدی زده و قدش هم کمی خمیده بود. اتهام پیرمرد، قتل همسرش بود و انگیزۀ قتل نیز بدگمانی افراطی ناشی از وسواس فکری! شاکی پیرمرد اعضای خانواده‌اش بودند که بعدها رضایت دادند و او از مرگ و زندان رهایی یافت.
اما پنگول ،جوانی ساده، با دستی معیوب بود و ظاهراً در دار دنیا هیچ کس و هیچ چیز نداشت.
او که نامش 🔴امین گراوند بود؛
به دلیل موهای سیخ و پیشانی کوتاه و آرایش دندان‌هایش به یک شخصیت کارتونی ایرانی شباهت پیدا کرده بود و از همین رو در بین زندانیان به پنگول شهرت داشت!

امین گراوند (پنگول )آن طور که خود روایت می‌کرد؛ برای کار ساختمانی روزمزد از محیطی عشایری در اطراف پلدختر به تهران مهاجرت می‌کند. در تهران به اتفاق یکی از همولایتی‌هایش در ساخت آسمانخراشی در شمال شهر مشغول به کار می‌شود.
یک روز در بلندای چارچوب فلزی ساختمان، بین او و همولایتی‌اش دعوای لفظی درمی‌گیرد که به تدریج به دعوای فیزیکی کشیده می‌شود. به گفتۀ پنگول، همولایتی‌اش که به چند آجر دسترسی داشته، تمام آجرها را به سمت او پرتاب می‌کند که هیچکدام ضربه‌ای کاری وارد نمی‌سازد. همینکه آجرها به اتمام می‌رسد پنگول تکه‌ای میل‌گرد به دست می‌آورد و آن را محکم به پای همولایتی‌اش می‌کوبد و همولایتی به درون کانال آسانسور سقوط می‌کند!

امین گراوند در بازجویی‌های کلانتری بسیار ضد و نقیض حرف می‌زند. گویا قاضی هم به دلیل همین ضد و نقیض گویی‌ها او را مجرم تشخیص می‌دهد و به قصاص نفس محکوم می‌کند


🔴امروز یکی از همبندی‌های پنگول به من زنگ زد و گفت که پس از گذشت حدود 13 سال از ماجرای قتل، او را به انفرادی برده‌اند تا حکم قصاص را برای روز یکشنبه اجرا کنند.

من متأسفانه راهی برای راستی‌آزمایی قطعی این خبر ندارم، اما اگر این ادعا درست باشد، که به نظرم درست است، از تمام مسئولان بخصوص سید ابراهیم رئیسی می‌خواهم که پنگول را از مرگ نجات دهند.

به واقع پنگول کارگر سادۀ زحمتکشِ بی‌کس و کار و فقیرو بینوایی است که هیچ اذیت و آزاری ندارد. در تمام دوران زندان 13 ساله‌اش حتی یک بار کسی به ملاقاتی او نرفته و من نمی‌دانم که آیا اصلاً خانواده‌ای دارد؟ و اگر دارد در کدام نقطۀ این سرزمین زندگی می‌کنند!

جزئیات ماجرای دعوای منجر به قتل او هم نشان می‌دهد که عمدی در کارش نبوده و از سر اتفاق همولایتی‌اش به درون کانال آسانسور سقوط کرده و جان باخته است.

در تمام این دنیا اگر کسی قابل ترحم و دلسوزی باشد در درجۀ اول همین پنگول است! هر اهل خیر و صاحبِ رحم و انصافی، هر کمکی از دستش برمی‌آید، خواهش می‌کنم از او دریغ نکند. از من به عنوان هم‌سلولی سابق پنگول، بدبختانه همین مقدار بیشتر برنمی‌آید


🖌احمد زیدآبادی

🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
نه به اعدام
سرنگون باد جمهوری اسلامی این حکومت با خواهش وتمنا کنار نخواهد کشید مگر با قدرت توانای مردم
دیدار جمعی از فعالین با
جعفرابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان،

پس از ازادی به قید وثیقه از زندان

تمامی زندانیان سیاسی باید بون قید وثیقه آزاد گردند
‏اسکندر چراغی، اهل شهرستان ⁧ #بانه⁩ و عضو انجمن #پاژین_بانه از مدت ۸ روز پیش توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت و تا این لحظه با وجود پیگیری خانواده این فعال محیط زیست از سرنوشت وی خبری دقیق در دست نیست

سرنگون باد جمهوری اسلامی
خسرو صادقی بروجنی به ٨ سال زندان محکوم شد .
وی ضمن تایید این خبر در صفحه شخصی خود نوشت:
به 8 سال زندان محکوم شدم
شعبه دوم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه من را به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی (5سال)، فعالیت تبلیغی علیه نظام (یک سال) و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی (دو سال) مجموعاً به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد.
محمد نجفی, وکیل دادگستری مجموعا به نزدیک سی سال حبس محکوم شده است
امروز جمعه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۸, شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران با صدور حکمی علیه محمد نجفی, وکیل دادگستری محبوس در زندان مرکزی اراک این فعال سیاسی را به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. همچنین شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری ۲ اراک و شعبه ۲ دادگاه انقلاب اراک  از بابت ۱ پرونده در ۲ بخش, محمد نجفی را در مجموع به تحمل ۳ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم کردند. این احکم روز گذشته به این زندانی سیاسی در زندان مرکزی اراک ابلاغ شد.  با توجه به صدور این احکام بر علیه محمد نجفی, مجموع محکومیت حبس تعزیری صادره علیه این وکیل دادگستری به ۲۴ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری در مجموع افزایش پیدا کرد.