طوفان اینستاگرامی
در حمایت از معلم بازداشتی
#جعفرابراهیمی
زمان
پنجشنبه 19 دی ماه
ساعت 12 الی 24
معلمان زندانی را آزاد کنید
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
در حمایت از معلم بازداشتی
#جعفرابراهیمی
زمان
پنجشنبه 19 دی ماه
ساعت 12 الی 24
معلمان زندانی را آزاد کنید
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به دلیل گسترش تظاھرات و حمایت مردم
درهای دانشگاه «امیرکبیر» به روی معترضان بستە شد!
مردم شعار میدھند: نترسید! نترسید، ما همه با هم هستیم
سرنگون باد جمهوری اسلامی
مرگ بر دیکتاتور
درهای دانشگاه «امیرکبیر» به روی معترضان بستە شد!
مردم شعار میدھند: نترسید! نترسید، ما همه با هم هستیم
سرنگون باد جمهوری اسلامی
مرگ بر دیکتاتور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 خروش مردم و #دانشجویان #دانشگاه_شریف
شنبه ۲۱دیماه۹۸
▪️ ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما
سرنگون باد جمهوری اسلامی
شنبه ۲۱دیماه۹۸
▪️ ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما
سرنگون باد جمهوری اسلامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرکت زنان در صف اول مبارزه
🔴 درخواست حمایت و ھمراھی مردم از نیروی انتظامی با شعار "نیروی انتظامی خاک من خاک تو"
سرنگون بادجمهوری اسلامی
🔴 درخواست حمایت و ھمراھی مردم از نیروی انتظامی با شعار "نیروی انتظامی خاک من خاک تو"
سرنگون بادجمهوری اسلامی
🔴🔴🔴 «تهدید و فشار»
خانواده کشتهشدگان هواپیمای اوکراینی ساکن ایران
اعضای خانواده برخی از کشتهشدگان سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی، که در ایران زندگی میکنند، گفتهاند که تماسهای مکرری از شمارههای ناشناس برای تهدید و تحت فشار گذاشتن با آنها گرفته میشود.
یکی از اعضای خانواده مسافر قربانی این پرواز گفته است: "ما را تهدید میکنند که اگر با رسانههای بیگانه مصاحبه کنید در تحویل جنازه تاخیر صورت میگیرد."
او همچنین گفته است که خانوادهاش برای "امضا و نشر بیانیه حمایت از نظام که توسط سپاه پاسداران تهیه شده" نیز تحت فشار قرار گرفته است.
یکی دیگر از اعضای این خانواده نیز گفته است که آنان تحت فشار قرار گرفتهاند تا دیدارهایی اجباری با مقامات دولتی و نظامی و حضور در نشستهای خبری برنامه ریزی شده توسط سپاه انجام دهند.
در عین حال به این خانوادهها فشار آورده میشود که در مراسمهای حکومتی که برای قربانیان گرفته خواهد شد شرکت کنند.
یکی از اعضای این خانوادهها همچنین گفته است که ماموران امنیتی اقدام به کنترل رفت و آمدهای آنان و تماسهایشان کردهاند.
از خانواده ها و بازماندکان میخواهیم هشیار باشند و هیچ برگه ای را امضا نکنند
خانواده کشتهشدگان هواپیمای اوکراینی ساکن ایران
اعضای خانواده برخی از کشتهشدگان سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی، که در ایران زندگی میکنند، گفتهاند که تماسهای مکرری از شمارههای ناشناس برای تهدید و تحت فشار گذاشتن با آنها گرفته میشود.
یکی از اعضای خانواده مسافر قربانی این پرواز گفته است: "ما را تهدید میکنند که اگر با رسانههای بیگانه مصاحبه کنید در تحویل جنازه تاخیر صورت میگیرد."
او همچنین گفته است که خانوادهاش برای "امضا و نشر بیانیه حمایت از نظام که توسط سپاه پاسداران تهیه شده" نیز تحت فشار قرار گرفته است.
یکی دیگر از اعضای این خانواده نیز گفته است که آنان تحت فشار قرار گرفتهاند تا دیدارهایی اجباری با مقامات دولتی و نظامی و حضور در نشستهای خبری برنامه ریزی شده توسط سپاه انجام دهند.
در عین حال به این خانوادهها فشار آورده میشود که در مراسمهای حکومتی که برای قربانیان گرفته خواهد شد شرکت کنند.
یکی از اعضای این خانوادهها همچنین گفته است که ماموران امنیتی اقدام به کنترل رفت و آمدهای آنان و تماسهایشان کردهاند.
از خانواده ها و بازماندکان میخواهیم هشیار باشند و هیچ برگه ای را امضا نکنند
🔴 طوفان تویتری
دانش آموزان عزیز
اولیا محترم
همکاران گرامی
مردم آزاده جهان
همه با هم خواستار آزادی معلم بازداشتی
#جعفرابراهیمی شویم
زمان : دوشنبه سی ام دی ماه
ساعت : 22 الی 23
دانش آموزان عزیز
اولیا محترم
همکاران گرامی
مردم آزاده جهان
همه با هم خواستار آزادی معلم بازداشتی
#جعفرابراهیمی شویم
زمان : دوشنبه سی ام دی ماه
ساعت : 22 الی 23
نگذاریم قلبشان از تپش بیافتد
یکشنبه شب ۲۹دی ماه زندانی سیاسی اکبر باقری بر اثر شدت درد و بیماری و کم خونی مفرط بیهوش شد.
در پی آن، زندانیان دیگر او را به بهداری زندان منتقل کردند. با وجود اینکه دکتر بهداری تشخیص داد که به علت خونریزی و کم خونی مفرط، خون به قلبش نمی رسد، اما در بهداری تنها به یک سرم بسنده کرده او را به بند فرستادند.
وضعیت جسمی این زندانی سیاسی وخیم است و او به شدت ضعف دارد و توان ایستادن بر روی پاهایش را ندارد.
وی نیاز به رسیدگی پزشکی فوری در بیمارستان بیرون از زندان و عمل جراحی دارد.
اکبر باقری به بیماری شدید روده، کم خونی، بیماری کبد، کلیه و بیماری پوستی مبتلاست.
در زندان اوین به تشخیص پزشک وی بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. پیش از این قرار بود در زندان اوین برای عمل جراحی به بیمارستان اعزام شود. اما به ناگهان در اردیبهشت ۹۸ به زندان تهران بزرگ محل زندانیان با جرائم خشن منتقل شد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
یکشنبه شب ۲۹دی ماه زندانی سیاسی اکبر باقری بر اثر شدت درد و بیماری و کم خونی مفرط بیهوش شد.
در پی آن، زندانیان دیگر او را به بهداری زندان منتقل کردند. با وجود اینکه دکتر بهداری تشخیص داد که به علت خونریزی و کم خونی مفرط، خون به قلبش نمی رسد، اما در بهداری تنها به یک سرم بسنده کرده او را به بند فرستادند.
وضعیت جسمی این زندانی سیاسی وخیم است و او به شدت ضعف دارد و توان ایستادن بر روی پاهایش را ندارد.
وی نیاز به رسیدگی پزشکی فوری در بیمارستان بیرون از زندان و عمل جراحی دارد.
اکبر باقری به بیماری شدید روده، کم خونی، بیماری کبد، کلیه و بیماری پوستی مبتلاست.
در زندان اوین به تشخیص پزشک وی بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. پیش از این قرار بود در زندان اوین برای عمل جراحی به بیمارستان اعزام شود. اما به ناگهان در اردیبهشت ۹۸ به زندان تهران بزرگ محل زندانیان با جرائم خشن منتقل شد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
🔴🔴انتقال سهیل عربی به زندان تهران بزرگ
بدلیل رد ابراز ندامت تلویزیونی
زندانی سیاسی سهیل عربی پس از پاسخ منفی به فشارهای وزارت اطلاعات برای ابراز ندامت از بیانیه های اخیرش در محکومیت کشتار مردم بیگناه بخاطر اعتراضات اخیر به زندان تهران بزرگ تبعید شد.
سهشنبه اول بهمن ماه ۹۸ زندانی سیاسی سهیل عربی از بند ۸ زندان اوین جهت انتقال به بند ۴ این زندان فراخوانده شد.
پس از جمع آوری وسایل هنگامیکه سوار خودرو شده بود، یکی از ماموران وزارت اطلاعات سوار شده و به وی گفت:
«تو الان بر سر دوراهی هستی. می توانی بیایی و از بیانیه هایی که دادی در تلویزیون ابراز ندامت کنی و بگویی که پشیمانم و یا اینکه به زندان بدتر منتقل شوی!»
جواب این زندانی نه بوده است وگفته : «من زندان بدتر را انتخاب میکنم.»
سرنگون باد جمهوری اسلامی
بدلیل رد ابراز ندامت تلویزیونی
زندانی سیاسی سهیل عربی پس از پاسخ منفی به فشارهای وزارت اطلاعات برای ابراز ندامت از بیانیه های اخیرش در محکومیت کشتار مردم بیگناه بخاطر اعتراضات اخیر به زندان تهران بزرگ تبعید شد.
سهشنبه اول بهمن ماه ۹۸ زندانی سیاسی سهیل عربی از بند ۸ زندان اوین جهت انتقال به بند ۴ این زندان فراخوانده شد.
پس از جمع آوری وسایل هنگامیکه سوار خودرو شده بود، یکی از ماموران وزارت اطلاعات سوار شده و به وی گفت:
«تو الان بر سر دوراهی هستی. می توانی بیایی و از بیانیه هایی که دادی در تلویزیون ابراز ندامت کنی و بگویی که پشیمانم و یا اینکه به زندان بدتر منتقل شوی!»
جواب این زندانی نه بوده است وگفته : «من زندان بدتر را انتخاب میکنم.»
سرنگون باد جمهوری اسلامی
اسکندر_لطفی عضو انجمن صنفی معلمان کردستان و از اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران برای ششمین بار پیاپی در چهار ماه اخیر به دادگاه احضار شد
با ابلاغیه ای که دوشنبه سی ام دیماه به دفتر آقای صالح نیکبخت وکیل مدافع ایشان ارسال شده است می بایست روز دوشنبه ۷بهمن ماه در شعبه ۱۰۴ دادگاه جزایی سنندج حاضر شود
پیش تر در چند نوبت در ماههای اخیر این فعال صنفی با اتهامات چون تشویش اذهان عمومی و نشراکاذیب در فضای مجازی در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شده است.
حاکمیت در ماههای اخیر با بازداشت و پرونده سازی علیه فعالین صنفی ، راههای هر نوع اعتراض و انتقادی را محدودتر کردهاست.
فعالان صنفی ای که پیگیر و مطالبه گر حقوق کودکان کار ،
کودک همسران ،
کودکان کولبر ،
آموزش رایگان ،
عدالت آموزشی ،
عدم خصوصی سازی آموزش را دارند ...
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانیان سیاسی باید بدون هیچ قید وثیقه ای آزاد گردند
با ابلاغیه ای که دوشنبه سی ام دیماه به دفتر آقای صالح نیکبخت وکیل مدافع ایشان ارسال شده است می بایست روز دوشنبه ۷بهمن ماه در شعبه ۱۰۴ دادگاه جزایی سنندج حاضر شود
پیش تر در چند نوبت در ماههای اخیر این فعال صنفی با اتهامات چون تشویش اذهان عمومی و نشراکاذیب در فضای مجازی در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شده است.
حاکمیت در ماههای اخیر با بازداشت و پرونده سازی علیه فعالین صنفی ، راههای هر نوع اعتراض و انتقادی را محدودتر کردهاست.
فعالان صنفی ای که پیگیر و مطالبه گر حقوق کودکان کار ،
کودک همسران ،
کودکان کولبر ،
آموزش رایگان ،
عدالت آموزشی ،
عدم خصوصی سازی آموزش را دارند ...
سرنگون باد جمهوری اسلامی
زندانیان سیاسی باید بدون هیچ قید وثیقه ای آزاد گردند
#وحید_سلطانی ، ساکن شهرک گلدسته جاده ساوه در اعتراضات سراسری ابان دستگیر شده و تا کنون اطلاعی از وی در دست نیست
لازم به ذکر است ایشان فقط پدری پیر و ناتوان دارند که توانایی پیگیری وضعیت فرزندش در این مدت را نداشته است.
لازم به ذکر است ایشان فقط پدری پیر و ناتوان دارند که توانایی پیگیری وضعیت فرزندش در این مدت را نداشته است.
جعفرابراهیمی باقید وثیقه از زندان گوهردشت کرج آزاد شد.
جعفر ابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، پس از ۳۱ روز بازداشت از بند اطلاعات زندان گوهردشت کرج با قید وثیقه آزاد شد. آزادی او را به خانواده و رفقا و دانش آموزانش تبریک میگوییم.
جای معلم زندان نیست
زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد شوند
جعفر ابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، پس از ۳۱ روز بازداشت از بند اطلاعات زندان گوهردشت کرج با قید وثیقه آزاد شد. آزادی او را به خانواده و رفقا و دانش آموزانش تبریک میگوییم.
جای معلم زندان نیست
زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد شوند
لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/Bt9zCFF_TcXqpdPRIAOYTA
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانی
Www.ofppi.org
https://t.me/joinchat/Bt9zCFF_TcXqpdPRIAOYTA
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/ofppi
سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانی
Www.ofppi.org
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران pinned «لینک گروه سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی https://t.me/joinchat/Bt9zCFF_TcXqpdPRIAOYTA کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی https://t.me/ofppi سایت سازمان مبارزه برای آزادی زندانی Www.ofppi.org»
کانال سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران
Photo
اقدامات اعتراضی برای لغو اعدام و نجات جان هوشمند علیپور قدم مهمی برای نه گفتن به جمهوری اسلامی
http://www.ofppi.org/2020/01/27/15/17/25/
http://www.ofppi.org/2020/01/27/15/17/25/
سازمان مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
اقدامات اعتراضی برای لغو اعدام و نجات جان هوشمند علیپور قدم مهمی برای نه گفتن به جمهوری اسلامی
برای نجات هوشمند علیپور اعتراضات وسیع باید شکل گیرد هوشمند ۲۷ سال سن دارد. او در خانواده ای بزرگ شده است که در منطقه سردشت قطبی برای اعتراض هستند. هوشمند را در نوجوانی به خاطر برگزاری مراسم چهارش…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام پدر زندانی محکوم به اعدام هوشمند علی پور
پدری که زندگی اش با مبارزه علیه ظلم و ستم عجین شده است. او در صحبتهای کوتاه خود به زبان کردی از همه مردم دنیا و بویژه مردم کردستان می خواهد که نیروی خود را برای نجات جان هوشمند علیپور فرزند دلبندش به میدان بیاورند و خواهان لغو حکم اعدام وی شوند.
نه به اعدام
سرنگون باد جمهوری اسلامی
پدری که زندگی اش با مبارزه علیه ظلم و ستم عجین شده است. او در صحبتهای کوتاه خود به زبان کردی از همه مردم دنیا و بویژه مردم کردستان می خواهد که نیروی خود را برای نجات جان هوشمند علیپور فرزند دلبندش به میدان بیاورند و خواهان لغو حکم اعدام وی شوند.
نه به اعدام
سرنگون باد جمهوری اسلامی
هر آنکس عاشق است از جان نترسد...
دلم همراه می خواهد صدایم بشنو ای یارا
اگر چه به جرم صدای ستمدیدگان بودن و رساندن صدای همبندیهای دردمندم به شما، زندانی مخوف تر و زجرآورتر از اینجا در انتظارم خواهد بود اما انسان دشواریِ وظیفه است و مبارز وظیفه ای بزرگتر از این که یاور ستمدیدگان بماند ندارد. هرآینه باید صدای میثم ها باشم و هراسی از دو الف، ۲۰۹، الف یک و زندانهای مخوف تر رژیم نداشته باشم. میثم جوان ۱۸ ساله ای از محله پرند که به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان ماه سال جاری توسط عوامل قرارگاه ثارالله سپاه دستگیر شد و اکنون به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام در تیپ پنج زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کند. دستهایش در ابتدای جوانی پینه بسته است از پنج سال پیش که پدرش را در اثر یک تصادف از دست داد نان آور خانواده و تکیه گاه مادر و خواهر خود شد، از صبح زود تا نیمه شب در سرمای زمستان و زیر آفتاب داغ تابستان با موتور غذا به خانه های مردم می برد و شبها به تحصیل ادامه می دهد. پس از گران شدن ناگهانی بنزین به خیابان آمد تا صدایش شنیده شود. گفت من تا پیش از این هم به سختی می توانستم پاسخگوی نیازهای حداقلی خانواده خود باشم. مسافرت و تفریح که برای من و امثال من همیشه چیزی شبیه به سراب بوده اما با این افزایش قیمتهامن دیگر حتی توان تامین مبلغ اجاره خانه خود، خورد و خوراک، درمان، آب و برق را هم نخواهم داشت. چه کسی به فریاد ما می رسد؟ کسی به فریادش نرسید و حتی پاسخ انتقادش را با شوکر و باتوم دادند. و چندین نوبت مورد بازجویی تحت شکنجه و اکراه قرار گرفت (بازجو با شوکر و باتوم ایستاده بالای سر او می گوید) بنویس از جانب اسرائیل و آمریکا تحریک شدم و عضو فلان گروه برانداز بودم. پاسخ می دهد اسرائیل و آمریکا دیگر کجاست؟ ما تا حالا از شاه عبدالعظیم دورتر نرفته ایم. ما حقوق مکفی و اقتصاد سالم می خواهیم. براندازی یعنی چه؟ یک بازجو با شکنجه و تهدید بازجویی دیگر با وعده های دروغ، هرچه می گویند بنویس، میخواهیم کمکت کنیم، او چیزی ندارد که بگوید، می گوید: چرا باید به عملی که آن را انجام نداده ام اعتراف کنم؟ من چیزی از سیاست و گفته های شما نمی دانم. من فقط میدانم که یک پیتزا را چگونه باید سالم به مشتری تحویل داد. می دانم وقتی مشتری می خواهد پیتزا را تا طبقه چهارم بالا ببرم باید بی چون و چرا بپذیرم و با تبسم غذا را به او تحویل بدهم. بلکه شاید دویست، پانصد یا گاهی هزار تومان انعام دهند تا دلم خوش باشد با پول جمع شده از انعام ها بالاخره امسال برای خواهرم تولدی با کیکی هرچند کوچک بگیرم. تا با حسرت به عکسهای مهمانیهای دوستانش خیره نشود.
آقا اواخر این ماه تولد خواهرمان است، شما را به خدا همین حالا هم کلی بدهکار تر و مقروض تر شده ام. اگر من در زندان باشم اجاره خانه و هزینه خورد و خوراک مادر و خواهرم را چه کسی می دهد؟ بازجو اما هیچ تلاشی برای فهمیدن او انجام نمی دهد. برای بازجو تنها مهم این است که یک پرونده کلفت برای شخصی که قرار است او را به عنوان مجرم امنیتی به مقامات قضایی معرفی کند تشکیل دهد تا جایزه ای بزرگ برای دستگیری یک مجرم امنیتی خطرناک، معاند، منافق، فتنه گر، مرتد، عامل اسرائیل، آمریکا، موساد، سی آی ای و هزار اتهام مضحک که با هیچ چسبی مگر چسب قرارگاه ثارالله به جوانی زجر کشیده از پرند که هیچ از زندگی نفهمیده به جز کار، کار، کار و بازهم مقروض ماندن...
میثم خاکی، میلاد ارسنجانی، ابوالفضل کریمی و ده ها جوان دیگر که در راهپیمایی های پس از آبان ۹۸ دستگیر شده و امروز در زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کنند همه از نقاط فقیرنشین، آسیب دیده و محروم ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جوانهایی که حتی از حداقل ها نیز محروم بوده اند و حق دارند معترض باشند، تحریم ها و بی تدبیری دولتها حقیقت روی زندگی آنها تاثیر گذاشته، ای کاش صدای این جوانها شنیده شود، ای کاش که آنها را فریاد رسی باشد. بازجوی ۲۰۹ می گوید نوشتن این مقاله ها عواقب سنگینی برایت دارد ما زندانهای بدتر از این هم داریم. به او پاسخ می دهم نشنیدن صدای ما نیز عواقبی سنگین و حتی سنگین تر برای شما دارد. گیرم که سهیل، آرش، مجید، آتنا، گلرخ ها را به زنجیر کشیدید وپوریا ها را به رگبار گلوله بستید با رویش ناگزیر میثم و میلاد ها چه می کنید؟ اوین، تهران بزرگ، قرچک، گوهر دشت، هزار زندان دیگر هم که بسازید باز نمی توانید میل بشر به عدالت، آزادی و برابری را از بین ببرید. به جای سرکوب، صدای مردم ستمدیده را بشنوید وگرنه سرنگونی رژیم جور و فساد قطعی است و زودتر اتفاق می افتد. ما میخواهیم دادگاهمان را آباد کنیم. ما آزادی، عدالت، برابری و امنیت می خواهیم. ما با ظلم، فساد، نابرابری، سرکوب و هرج و مرج مخالفیم و برای خواسته هایمان تا روز پیروزی می جنگیم. هر آنکس عاشق است از جان نترسد، عاشق از کنده و زندان نترسد...
دلم همراه می خواهد صدایم بشنو ای یارا
اگر چه به جرم صدای ستمدیدگان بودن و رساندن صدای همبندیهای دردمندم به شما، زندانی مخوف تر و زجرآورتر از اینجا در انتظارم خواهد بود اما انسان دشواریِ وظیفه است و مبارز وظیفه ای بزرگتر از این که یاور ستمدیدگان بماند ندارد. هرآینه باید صدای میثم ها باشم و هراسی از دو الف، ۲۰۹، الف یک و زندانهای مخوف تر رژیم نداشته باشم. میثم جوان ۱۸ ساله ای از محله پرند که به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان ماه سال جاری توسط عوامل قرارگاه ثارالله سپاه دستگیر شد و اکنون به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام در تیپ پنج زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کند. دستهایش در ابتدای جوانی پینه بسته است از پنج سال پیش که پدرش را در اثر یک تصادف از دست داد نان آور خانواده و تکیه گاه مادر و خواهر خود شد، از صبح زود تا نیمه شب در سرمای زمستان و زیر آفتاب داغ تابستان با موتور غذا به خانه های مردم می برد و شبها به تحصیل ادامه می دهد. پس از گران شدن ناگهانی بنزین به خیابان آمد تا صدایش شنیده شود. گفت من تا پیش از این هم به سختی می توانستم پاسخگوی نیازهای حداقلی خانواده خود باشم. مسافرت و تفریح که برای من و امثال من همیشه چیزی شبیه به سراب بوده اما با این افزایش قیمتهامن دیگر حتی توان تامین مبلغ اجاره خانه خود، خورد و خوراک، درمان، آب و برق را هم نخواهم داشت. چه کسی به فریاد ما می رسد؟ کسی به فریادش نرسید و حتی پاسخ انتقادش را با شوکر و باتوم دادند. و چندین نوبت مورد بازجویی تحت شکنجه و اکراه قرار گرفت (بازجو با شوکر و باتوم ایستاده بالای سر او می گوید) بنویس از جانب اسرائیل و آمریکا تحریک شدم و عضو فلان گروه برانداز بودم. پاسخ می دهد اسرائیل و آمریکا دیگر کجاست؟ ما تا حالا از شاه عبدالعظیم دورتر نرفته ایم. ما حقوق مکفی و اقتصاد سالم می خواهیم. براندازی یعنی چه؟ یک بازجو با شکنجه و تهدید بازجویی دیگر با وعده های دروغ، هرچه می گویند بنویس، میخواهیم کمکت کنیم، او چیزی ندارد که بگوید، می گوید: چرا باید به عملی که آن را انجام نداده ام اعتراف کنم؟ من چیزی از سیاست و گفته های شما نمی دانم. من فقط میدانم که یک پیتزا را چگونه باید سالم به مشتری تحویل داد. می دانم وقتی مشتری می خواهد پیتزا را تا طبقه چهارم بالا ببرم باید بی چون و چرا بپذیرم و با تبسم غذا را به او تحویل بدهم. بلکه شاید دویست، پانصد یا گاهی هزار تومان انعام دهند تا دلم خوش باشد با پول جمع شده از انعام ها بالاخره امسال برای خواهرم تولدی با کیکی هرچند کوچک بگیرم. تا با حسرت به عکسهای مهمانیهای دوستانش خیره نشود.
آقا اواخر این ماه تولد خواهرمان است، شما را به خدا همین حالا هم کلی بدهکار تر و مقروض تر شده ام. اگر من در زندان باشم اجاره خانه و هزینه خورد و خوراک مادر و خواهرم را چه کسی می دهد؟ بازجو اما هیچ تلاشی برای فهمیدن او انجام نمی دهد. برای بازجو تنها مهم این است که یک پرونده کلفت برای شخصی که قرار است او را به عنوان مجرم امنیتی به مقامات قضایی معرفی کند تشکیل دهد تا جایزه ای بزرگ برای دستگیری یک مجرم امنیتی خطرناک، معاند، منافق، فتنه گر، مرتد، عامل اسرائیل، آمریکا، موساد، سی آی ای و هزار اتهام مضحک که با هیچ چسبی مگر چسب قرارگاه ثارالله به جوانی زجر کشیده از پرند که هیچ از زندگی نفهمیده به جز کار، کار، کار و بازهم مقروض ماندن...
میثم خاکی، میلاد ارسنجانی، ابوالفضل کریمی و ده ها جوان دیگر که در راهپیمایی های پس از آبان ۹۸ دستگیر شده و امروز در زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کنند همه از نقاط فقیرنشین، آسیب دیده و محروم ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جوانهایی که حتی از حداقل ها نیز محروم بوده اند و حق دارند معترض باشند، تحریم ها و بی تدبیری دولتها حقیقت روی زندگی آنها تاثیر گذاشته، ای کاش صدای این جوانها شنیده شود، ای کاش که آنها را فریاد رسی باشد. بازجوی ۲۰۹ می گوید نوشتن این مقاله ها عواقب سنگینی برایت دارد ما زندانهای بدتر از این هم داریم. به او پاسخ می دهم نشنیدن صدای ما نیز عواقبی سنگین و حتی سنگین تر برای شما دارد. گیرم که سهیل، آرش، مجید، آتنا، گلرخ ها را به زنجیر کشیدید وپوریا ها را به رگبار گلوله بستید با رویش ناگزیر میثم و میلاد ها چه می کنید؟ اوین، تهران بزرگ، قرچک، گوهر دشت، هزار زندان دیگر هم که بسازید باز نمی توانید میل بشر به عدالت، آزادی و برابری را از بین ببرید. به جای سرکوب، صدای مردم ستمدیده را بشنوید وگرنه سرنگونی رژیم جور و فساد قطعی است و زودتر اتفاق می افتد. ما میخواهیم دادگاهمان را آباد کنیم. ما آزادی، عدالت، برابری و امنیت می خواهیم. ما با ظلم، فساد، نابرابری، سرکوب و هرج و مرج مخالفیم و برای خواسته هایمان تا روز پیروزی می جنگیم. هر آنکس عاشق است از جان نترسد، عاشق از کنده و زندان نترسد...